یک حادثه بسیار عجیب در شمال تهران!

جوان روستایی وقتی سگ نگهبان خانه ویلایی در شمال تهران به سمت وی حمله کرد با دندان‌هایش شکم وی را گاز گرفت و سگ را بی‌هوش کرد.این صحنه باورنکردنی زمانی رخ داد که در خانه ویلایی باز ماند و سگ گرگی با دیدن پسر جوان که در جست‌وجوی کار به تهران آمده بود به سمت وی حمله‌ور شد.اواخر مردادماه سال جاری شکایت عجیبی در دادسرای الهیه تهران مطرح شد که در آن یک تاجر به حمایت از سگش خواستار مجازات پسری جوان شده بود و در برابرش این پسر نیز به خاطر زخم‌های روی بدن و شکسته شدن دندان‌هایش خواستار پرداخت دیه بود. «حمید» که عکس‌هایی از سگش همراه داشت وقتی پیش‌روی بازپرس ایستاد، گفت: «جی‌سن، یک سگ نگهبان تربیت شده از نژاد اصیل آلمانی است که ۴ سال پیش با قیمت بسیار بالایی خریده‌ام تا از خانه‌ام در شمال تهران مراقبت کند. این سگ هیچ اذیتی برای اعضای خانواده و میهمان‌هایم نداشت و همه او را دوست داشتند».وی افزود: «بیشتر اوقات در حیاط خانه ویلایی‌ام گشت می‌زد و حتی زیاد پارس نمی‌کرد. آزارش به هیچ‌کسی نرسیده بود تا اینکه روز حادثه وقتی من با خودرویم وارد حیاط ویلا شدم جی‌سن خودش را به من رساند. نوازشش کردم، هنوز در باز بود و رفتم ریموت را از داخل ماشین بردارم که ناگهان دیدم سگم به سمت خیابان دوید. تا به خودم آمدم، دیدم جی‌سن خودش را به پسر جوان رسانده و روی وی پرید. آنها با هم گلاویز شدند. هر چه فریاد زدم اثری نداشت تا اینکه سگم زوزه‌ای کشید و بی‌جان روی زمین افتاد». حمید گفت: «ابتدا تصور کردم آن جوان با چاقو سگم را کشته است. وقتی او بلند شد، دیدم چاقویی در دستش نیست و دهان وی خون‌آلود بود. البته جراحاتی هم در دست و صورت داشت. خودم را بالای سر جی‌سن رساندم؛ نفس می‌کشید اما بی‌هوش بود. آن پسر ترسیده بود و با ناراحتی به من گفت شانس آورده است. وقتی پرسیدم چه کرده‌ای؟! گفت که شکم سگم را گاز گرفته و نمی‌داند چه شده که جی‌سن بی‌هوش شده است. وقتی شکم سگم را نگاه کردم دیدم کاملا گوشت و پوستش کنده شده و ۲ دندان پسر جوان هم روی بدن سگم جا مانده است. باور نمی‌کردم، سریع جی‌سن را نزد دامپزشک بردم. دکترش هم تعجب کرده بود. از آن روز جی‌سن به خاطر کشیده شدن محل گازگرفتگی که کاملا از بین رفته نمی‌تواند راه برود و من از این پسر شکایت دارم». در برابر ادعاهای حیرت‌آور این مرد تاجر، پسر جوان که ظاهری ساده داشت، گفت: «من بچه روستا هستم و از هیچ حیوانی نمی‌ترسم. هر سگ گله یا آواره‌ای به سمتم بیاید شگردهایی دارم که از دستم فرار کند اما این سگ خیلی وحشی بود». وی که «قاسم» نام دارد، افزود: «قرار بود سر یک ساختمان در تهران رفته و کار کنم. پرسان‌پرسان خودم را به آنجا رسانده بودم. ناگهان سگ‌ گرگی به سمتم حمله کرد. ابتدا سعی داشتم او به من نزدیک نشود اما فایده نداشت. وقتی روی من پرید به زمین افتادم. دستم را گاز گرفت که مشتی به صورت و نزدیک چشم راستش زدم. در همین گیر و دار بود که صورتم به شکمش چسبید سریع دهانم را باز کرده و با تمام قدرت شکم سگ را گاز گرفتم، به اندازه‌ای فشار دادم که احساس کردم دیگر هیچ دندانی در دهانم نمانده، وقتی سگ زوزه‌ای کشید و آرام گرفت، دهانم را باز کردم. هنوز هم فکم درد می‌کند و ۲ دندانم شکسته و خواستار دیه هستم».بازپرس پرونده پس از شنیدن ادعاهای مرد تاجر و جوان روستایی با توجه به اینکه سگ باید در کنترل صاحبش بوده باشد اقدام «قاسم» را دفاع از خود دانست و با تبرئه وی در زمینه صدمه زدن به سگ نگهبان، مرد تاجر را در زخمی شدن پسر جوان گناهکار دانست. بنا بر این گزارش، پس از صدور کیفرخواست قرار است این پرونده عجیب به دادگاه جزایی عمومی ارسال شده و حکم صادر شود.

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در اخبار, داستان و حکایت ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 Responses to یک حادثه بسیار عجیب در شمال تهران!

  1. 1
    ترانه says:

    هههههههه عجب ماجرای جالبی بود یعنی این تاجره ادما رو قد یه سگ ارزش براشون قائل نیست ؟عجب!عجب!

  2. 2

    دقیقا این پولدارا خیال میکنند همه چی خریدنیه.

  3. 3
    ترانه says:

    من بفکر افتادم تاپیک بزنیم چیا رو نمیشه با پول خرید تا یادمون بیاد چه چیزای ارزشمندی تو زندگی با هیچ قیمتی برابری نمی کنن

  4. 4
    معصوم says:

    این پسر داهاتیه رو باید اونقدر شلاقش میزدن تا میمرد…بز…ورداشته سگا گاز گرفته…أه أه…

  5. 5
    نازنین says:

    سلام معصوم جان!
    نمیدونم الآن بیداری یا نه؟!
    من فکر میکنم اون بنده خدا شاید چاره ای جز این نداشته! وگرنه تصورشم حال آدمو بهم میزنه!
    از کامنتت خندم گرفت!
    شب به خیر!

دیدگاهتان را بنویسید