یادداشت سوم دیماه 90

 

سلام.

این دفه بجای درود گفتم سلام چون همین طوری.

اسم این وبلاگ گوشکنه و این یعنی که من باید آموزش و چیز های صوتی بذارم این تو. حالا اینی که چرا آموزش هام کم شده و به روز رسانی این وبگاه کند شده دلیلش به زندگی شخصی من بر می گرده. درس, دانشگاه, مشکلات مالی, مشکلات عاطفی, و و و. حالا شایعه در نیارید که طرف عاشق شده و از این حرفا! من یه چیزی میگم شما جدی نگیرید. بشنو و باور نکن.

امروز صبح زود حدودای ساعت شش رب کم زدم بیرون و رفتم آموزشگاه نابینایان شهید احمد سامانی که با کسپر ویروس های کامپیوتر آموزشگاه رو بکشم. هفت و بیست و پنج دقیقه رسیدم اونجا و تا ساعت هشت با بچه ها صحبتیدم و وِیت موندیدم تا مدیر مدرسه بیاد که اومد. اونم چه اومدنی. خوش آمده که از آمدنش خوشمان آمد. چه خوش خوشانی شد. جای همهتون خالی! کسپر نصبیده شد, آپدِیتیده شد و در نهایت اسکنیزاسیون کامپیوتر رو آغاز نمودیم. عملی بود بسی دشوار. چه دشوار تر از عمل بالن و آنژیوی مادرم که در تخصص دکتر ها گنجد و نه ما. به هر حال عارف که سر صف قرآن خوند صداش خیلی قشنگ بود و عجب صدایی! اگر شد هفته بعد میگم یه چیز بخونه صداش رو ضبط کنم همینجا واستون آپ کنم. یادم بندازین که یادم نره. من یاد ندارم. منظورم اون یاد که به اسم جاری میشناسنش نیست. اون یاد مال من نیست. من مذکرم. یاد یعنی حافظه و حواس جمعی. چیزی که من مادرزادی و ژنتیکی ازش محروم بودم. شاید یه روز اکتسابی به دستش آوردم. حواس جمعی رو میگم, همون یاد که جاری نیست و جاری نه به معنی جریان داشتن بلکه به معنی عروس های متوالی و شاید هم موازی. انگار هر وقت قراره یه چیز خوب اینجا بنویسم از شانس شما وقت قرص هام گذشته و چرت و پرت نصیبتون میشه. بگذارید خلاصه بگم که امروز داشتم بر می گشتم خونه توی دروازه شیراز یه آقایی که بعد فهمیدم صاف کاره سوارم کرد که تا ترمینال برسوندم. از سختیهای شغلش پرسیدم. میگفت صاف کارها چون مرتب با چکُش به روی آهن آلات ضربه میزنن و با مواد آتشزا مثل کپسول گاز استیلن سر و کار دارند, گوش هاشون به مرور سنگین میشه و احتمال آتش سوزی در محل کارشون زیاده. آدرس محل کارش نزدیک پل زندان, خدمات فنی نوینه. آقای الیاری شایدم علیاری. به هر حال مرد پر امیدی بود. سرشار از انرژی و شادی پایدار. تازه کافیمو خوردم ولی نه با شیشه پستونک بلکه با یک لیوان دسته دار. جاتون حسابی خالی. ای کاش میتونستم مثل قبل افکارم رو جمع و جور کنم بعد بیام سراغتون. تحملم کنید. شاید درست شدم. قول میدم آموزش بذارم, مطالب به درد بخور بذارم. اصلاً هرکی دنبال یه آنتی ویروس خوب میگرده من نُد رو پیش نهاد می کنم. کسپر هم میگن بد نیست ولی من نُد اسمارت سکیوریتی بیشتر به دلم چسبیده. تا درودی دیگر بدرود و خوش باشید تا همیشه. چاکر همه تون, مجتبی. همونی که خیلی دوستش دارید و خیلی دوستتون داره.

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید