این مجتبی چقدر مغروره! خیال کرده کیه!؟

این جمله ایه که هر کس تا به حال دو کلام تلفنی با من صحبت کرده با خودش یا به دیگران گفته.

دیشب یعنی چهارشنبه 22 اسفند ماه 90 یه نفر با توپ پر و کلی بد و بیراه به من زنگ زد و شروع به طلب کاری کرد که این کارش نتیجه مثبتی در بر داشت اونم اینکه من بدون پارسآوا دست به کیبرد بشم و یه چیزایی رو اینجا روشن کنم.

آره. تا حدودی حق هم دارین.

من یک مقداری به ارزش هام به چیز هایی که میدونم به دانشم به توانایی هام و به خودم اعتماد دارم و این اعتماد باعث شده نگذارم هر کسی هر وقت که نیازش بود خلوتمو به هم بزنه.

معمولاً 90 درصد از کسایی که به من ایمیل میدن و یا با من تماس می گیرن مشکلات موبایلی و کامپیوتری و پولی و عاطفی دارند.

اتفاقاً کمترین توجه من به همین 90 درصده!

من هم تو کتابا خوندم و هم خودم به تجربه به این نتیجه رسیدم که دوستی دو نفر بر پایه رفع نیاز های متقابل دو طرف صورت میگیره.

به این نتیجه هم رسیدم که اگه یک نفر به من نیاز داشت و من نه, مشکل خودشه و باید هزینه ش رو پرداخت کنه.

برعکسشم درسته. یعنی اگه من به کسی نیاز داشته باشم و اون نه, مشکل خودمه و باید هزینه ش رو پرداخت کنم.

با این اوصاف عمده توجه من شامل اون 10 درصد میشه!

اگرچه ممکنه اون ها هم مشکل کامپیوتر و ال و بل داشته باشند ولی بیشتر اوقات که با من تماس بر قرار می کنند:

واسه اینه که نیاز های دو طرف بر طرف بشه.

واسه اینه که حالمو بپرسند.

واسه اینه که حالشونو بپرسم.

شما خودتون داور میدون بشید و قضاوت کنید وقتی یه نفر من رو با مرکز پاسخ گویی شبانه روزی به مشکلات کامپیوتری اشتباه میگیره و انتظار داره صبح تا شب در خدمتش باشم و پشت تلفن خم به ابرو نیارم, هنگامی که برخورد خشک و متافوت من رو میبینه, باید متوجه بشه که از 10 درصد دوستای من نیست و باید هزینه پرداخت کنه.

اگه غیر از اینه یا دروغ میگم بگین دروغ میگی!

روحیه م به هیچ وجه ضد اخلاقی یا غیر انسانی نیست.

آدمی نیستم که مثلاً اگه یکی در مونده باشه کمکش نکنم.

بحث من اینه که سو استفاده از انسانیت و مردانگی و محبت بشر شده تفریح برای بعضیا و من در مورد خودم قصد دارم جلوش رو بگیرم.

امیدوارم که درس امروزو خوب یاد گرفته باشین.

اگه یاد نگرفتین سه بار که خوش خط از روش بنویسین یاد میگیرین.

خوش باشین تا همیشه!

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

48 Responses to این مجتبی چقدر مغروره! خیال کرده کیه!؟

  1. 1
    حاج صالح says:

    سلام

    با افسانه هولوکاست … آپم

  2. 2
    ل ی ل ی says:

    برخورد خشک و چی؟

    خدا رو شکر من تا حالا ندیدم!

    تو از خواصی!

  3. 3
    ؟؟؟ says:

    سلام
    بعضی از نوشته هاتو خوندم
    من معلم نابینایان هستم
    خوشحال میشم به من هم سر بزنی

  4. 4

    مگه آدرس شما این نیست:
    http://moalem67.com/
    اومدم سر بزنم سایت باز نشد.
    بازم امتحانش میکنم.

  5. 5
    ابراهیم محمدنژاد says:

    سلام. اینهایی که نوشتید همه درست. اینکه گروهی که متاسفانه خیلی هم هستند ما را به خاطر اطلاعاتمان دوست دارند قبول.
    ولی این را هم در نظر داشته باشید که بزرگان گفته اند درخت میوه وقتی بار میاره سرش را پایین میندازه.
    من حق ندارم به خاطر اینکه اطلاعاتم زیاده، به خاطر اینکه زحمت کشیدم، به خاطر این که مثلا؛ پول زیادی خرج کردم و خیلی مسایل دیگه دق دلمو سر دیگران خالی کنم.
    البته اینایی که مینویسم باور کنید که منظورم این نیست که بگم به قول شما اون 90 درصد درست میگن.
    متاسفانه برخی از دوستای ما هستند که نه تنها دانششون رو، بلکه شخصیتشون رو هم به پولهایی که خیلی هم ناچیزه میفروشند.اینکه فرد باید برای یاد گرفتن هزینه کنه درست، ولی من حق ندارم به خاطر اینکه میدونم نیاز داره هر بلایی که خواستم سرش بیارم، هر پولی که مد نظرم بود ازش بخوام.
    مجتبای عزیز! بهتره همه بدونیم که در این دوره و زمونه هیچ کسی نمیتونه بگه که من فلان چیز رو میدونم و تا مثلا؛ اگه هزینه مورد نظرم رو نپردازه بهش اطلاعات نمیدم.
    و تا من نگم قطعا؛ و به یقین از جای دیگه نمیتونه یاد بگیره.
    بهتره به جای این تفکرات دست همدیگه رو بگیریم.
    البته باز هم میگم هر کسی سلیقه خودشو در زندگی خودش داره.
    این هم تنها مشکل شما و ما و ماهای نوعی نیست.
    جوریه که تو کشور ما هرکی فقط با دونستن قطره ای از دریای کامپیوتر یا چیزهای دیگه خودشو استاد میدونه.
    تازه! منظورتونو از این جمله آخر که گفته بودین این هم درس جدید حتما؛ یاد بگیرید متوجه نشدم.
    مجتبای عزیز! کاش اینجا بودی و میدیدی که من این مطالب رو با لبخندی از سر محبت مینوشتم.
    چون اعتقاد دارم بهتره که شما از من و من از شما انتقاد کنم تا اینکه افراد بیرون از گروه ما به ریشمان بخندند.
    امیدوارم از گفته های من دلگیر نشده باشی و باور کن که تو رو به خاطر صدای مهربونی که در فایلهای صوتیت داری برای همیشه دوست دارم.
    راستی هرچه قدر خودتو به این ور و اون ور بزنی صدات میگه که خیلی مهربونی.
    سعی کن همیشه اینطوری بمونی و درسته که سر خودتو مثل یه درخت میوه خوشمزه پایین آوردی. ولی مواظب باش که افراد کجفهمی مثل من بهت پسگردنی نزنن.
    خوش باش.

    • 5.1

      سلام.
      کی گفته این هایی که همه این جا نوشتم درست؟ شاید هم اشتباه. من فکر کردم درسته و نوشتم. شاید شما بگی اشتباهه. اصلا سرم درد میکنه واسه انتقاد. که یکی ی چیزی بگه اصلاح بشم ی چیز اضافه که بلده و من بلد نیستم یاد بگیرم. این جا هرکی مثل شما نظرشا بنویسه و قصد توهین نداشته باشه روی سر ما جا داره.
      خدا را شکر تا حالا نشده دق دلمو به خاطر هر سختی ای که کشیدم سر کسی خالی کنم. اصلا دق تو دلم انبار نمیکنم که بعد بخوام خالیش کنم.
      دقیقا درست میگی. خیلی ها هستند که شخصیتشون را هم میفروشند و راسته که میگند هر کس ی قیمتی داره.
      پول گرفتن به خاطر دانش که صد در صد باهاش مخالفم. ممکنه به خاطر تامین هزینه های سایت یا زحمتی که کشیدم از بچه محلی ها پول بگیرم ولی واسه دانش هرگز. چه قدر خوشحالم که حواست به همه جا و همه چیز هست و از این ریز بینیت کیف میکنم حقیقتا.
      آره. راست میگی. کسی نمیتونه بگه من تا پول ندی دانشم را بهت نمیدم چون طرف میره از یکی دیگه میپرسه و این جا اونی که دانشش را نداده ضایع میشه. چه قدر کار کثیفیه این کار. اه اه اه.
      دست هم دیگه رو بگیریم. واقعا چه جمله قشنگی به کار بردی. دست هم دیگه رو بگیریم. فقط یکی باید جلو حرکت کنه که راه رو بلد باشه چون اگر دست همو بگیریم و پیشآهنگ بره به طرف دره, همه سقوط میکنیم. اگر هم همه کنار هم راه بریم ممکنه از خیلی جا ها رد نشیم و یا اگه بخوایم کنار هم از جایی رد بشیم مجبوریم بزنیم مسیر تنگ را خراب کنیم و ویرانی به بار بیاریم تا رد بشیم.
      یکی از سیاست های خود بنده اینه که هر کامپیوتری رو درست میکنم, نرم افزاری روش میریزم که طرف اگر به لج هم بخواد نتونه کامپیوترشا خراب کنه که نخواد همیشه بیاد پیش من.
      یک مثلی هست میگه همه چیز را همه گان دانند و همه گان نیز هنوز به دنیا نیامده اند.
      منظورم از این هم درس جدید چیزی جز عوض کردن حال و هوای نوشته و کمی طنز و شوخ تبعی و نمک دار کردن قضیه نبود.
      لبخندتا عشقه ابراهیم جان.
      از حرف هات خوشحال هم شدم. حرف هات ممکنه تاثیر مثبت روی من بگذاره ولی فکر نکنم از مهربونی و مغروریتم چیزی کم کنه!
      اتفاقا سعی میکنم مثل گلی باشم که ی کم خار برای دفاع از خودش داشته باشه.

  6. 6
    حمید says:

    با درود به تو .من چند وقت پیش با تو تماس گرفتم و یه سری کتاب صوتی میخواستم وتو خیلی محبت کردی وقت گذاشتی لیست اونها رو بهم دادی هرچند من بعلت مشکلاتی علیرغم میل و علاقم نتونستم اونا رو از تو بگیرم . (بخرم) .جالبه بدونی من اصلا نمیدونستم تو نابینایی و چقدر خوب شد که نمیدونستم .چون ممکن بود عواقب این آگاهی دراحساس و ارتباطم تاثیر بذاره ولو اندک (چیزی که احتمالا تو بهش حساسی ) .بنظرم تو یه آدم با انرژی و اهل دانش بودی .از غرور تو من فرکانسی دریافت نکردم با اینکه آدم حساس و نکته سنجی ام. دوست من : با اینکه بعد ها از خوندن سرگذشتت خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم نمیخواستم اینها رو برات بنویسم ولی حالا برات مکتوب میکنم چون در یکجا با تو هم احساسم .شاید نپذیری.شاید و شایدهای بسیار ولی بدان تنها تو نیستی که احساس میکنی که باتوجه به توانایی و کوششت در جایگاه واقعی خودت در جامعه نیستی بسیارند از جمله من.و با توجه به مشکلات زندگیت شاید به این موضوع حساس تر هم شده باشی. مجتبی جان جایگاه انسان در واقع زاویه دید آدم به خودش است سخت نگیر یه ذره زاویتو بچرخون
    -تو الان خیلی موفقی از جمله اینکه منو مجبور کردی این موقع شب بنشینم برات بنویسم با اینکه خیلی اهل قلم نیستم.!!!! (شوخی)
    نمیخواستم نصیحتت کنم ازاین ضرب المثل های بیشمار هفتاد رنگ میوه و سر به زیری درخت و ……هم اصلا خوشم نمیاد. نتیجه اخلاقی فلسفی نمیشود گرفت.بنظرم کلا یجا دوزار شاید دنبال بهونه بودم یه روز چند خطی برات بنویسم وامروز روز بهانه جوئی های من است
    لطفا به راهت به کارت و به احساسات مثبتت ادامه بده
    برات یه دنیا آرزوهای خوب میکنم
    ارادتمند

    9

  7. 7

    همين كه نوشتي خودش خيليه.
    من يه همچين آدمايي مثل شما ها رو كه ميبينم لذت ميبرم.
    رك و صريح هستيد در عين حالي كه حرمت طرف و باور هاش رو نگه ميداريد.
    هر كس ديگه هم كه بهم گفته بايد زاويه ديدم رو تغيير بدم حرفش را رد نكردم و شما هم به همين ترتيب.
    هيچكي مطلق نيست و منم استثنا نيستم.
    اين تغيير زاويه ديد را خيلي وقتي نيست ولي چند وقتي ميشه كه دارم روش كار ميكنم.
    اصولا آدم شادي بودم و جديدا شادتر هم شدم.
    البته موضع هميشگيم يعني عدم صميميت پذيري و دل نباختن به عشق هاي لحظه اي را حفظ ميكنم.
    راستياتش روزگار خيلي بهم زور گفته و خيلي جاها همين روزگار تا اومدم اعتراض كنم زده تو سرم و بهم گفته خفه شو بشين سر جات.
    منم سعي كردم يه چيزي بشم تا بتونم يه مشت كوچيك هم شده اين دفعه من بزنم توي دهن روزگار و بهش بگم خفه شو فعلا من ليسانس دارم فوق ديپلم دارم زبان و كامپيوتر ميدونم و بهش بگم من كسي هستم چون محبت كردن و دوست داشتن رو خوب بلدم.
    همين كه عليرغم عدم علاقهت به نوشتن، قلم برداشتي و نوشتي يعني به من احترام گذاشتي و به خودت و يعني آدم دلسوزي هستي.
    در مورد تحسين هات بايد بگم شما به من لطف داري.
    حرف هات نصيحت نيست. واقعيته.
    از شما ها خوشم مياد و از شما ها ياد ميگيرم.
    وقت كردي بازم سرم بزن.
    خوش باشي حميد عزيز.

  8. 8
    حمید says:

    مجتبی جان خوشحالم از اینکه : مکتوب از دل برآمده ام به دلت نشست.کوتاه سخنی باتو میگویم و باقی فرصتی بعد . ((ظفر متعلق به کسانیست که بیش از دیگران استقامت دارند)) بدرود

  9. 9
    جواد says:

    دوست عزیز من کاری به این حرفا ندارم
    فیلما رو دانلود کردم
    دمت گرم
    مرسی
    حال دادی
    خدا بهت حال بده
    بای

    • 9.1

      خدا اگه منو بينا كنه بهم يه حال اساسي داده شديد!

      • 9.1.1
        یه بچه قرتی says:

        راستش تو یه داستانی خونده بودم که حضرت مسیح یه بچه فلجی رو می بینه می گه خدا چرا این بچه رو فلج آفریدی ، شفاش بده از این وضع درش بیار ، خدا هم می گه من یه چیزی می دونم که تو نمی دونی ، خلاصه به صلاح نیست . حضرت عیسی اونقدر اسرار می کنه که خدا این بچه فلج رو ضفا می ده . روز بعد به محل زندگی همون بچه می ره می بینه که چندتا از بچه ها سر و پاشون شکسته ، می پرسه این بلا رو کی سر این بچه ها آورده ، می گن همون پسری که شفاش دادی .
        من از خدا شفای شما رو خواهانم ، اما اینو بدونید ثروتمندتر از شماها و سالم تر از شماها ، از خدا طلبکارن چه برسه به کسایی مثل شما . در ضمن درسته که نابینا هستی ولی با این سختی ها می سازی ، این خیلی خوبه ولی شما هنوز به اون بلوغ نرسیدی ، بیخودی اپهم از این حرف های چرند و پرند نزن . حالم از این آدم های مغرور به هم می خوره .
        یعنی تو می گی اگه تو جایی زلزله اومد بگیم اونا باید پول بدن ما بریم کمک ، یا اونا هیچ کاری برای ما نرکدن ، پس ما هیچ ربطی به اونا نداریم .

        • سلام بچه قرتی!
          اون بچه ی فلج هم باید فلج نباشه تا بعد اگر گناه نکرد پاداشش داد. خوب وقتی از خودش اختیار خطا نداره که خطا نکردنش هنری نیست!
          منم باید مثل خیلی های دیگه بینا باشم تا در شرایط مساوی سنجیده بشم نه این طوری ناجوانمردانه!
          این داستان ها چرت و پرتی بیش نیست و فقط بنزینی هست برای ماشین توجیه هایی که عده ای از مذهبی ها بر اون سوارند!
          اینی که از من حالت به هم میخوره را هم کاریش نمیتونم بکنم و اینی که به بلوغ نرسیدم را هم از نظر تو خوب حتما همین طوره ولی نظر تو، نظر خودته و فقط محترمه، همین.
          من میگم اگه زلزله اومد، کسایی که آواره شدند، نباید به بهانه ی آوارگی کمک هایی بیش از حد نیازشون از ما بخواهند که حق دیگران ضایع بشه، همین.
          وگرنه که انسان دوستی، مکتب اول و آخر منه!
          از این که هستی و نظر میدی، ممنون!

  10. 10

    سلام مجتبی جان من میام بازم میام نت بخاطر حضور شماهم که شده میام ولی خدامیدونه چقدر خوشحالم کردی بهم سر زدی خواهش میکنم زود زود بهم سر بزن از این که دوستایی مثل شما داشته باشمو همش باهاتون در ارتباط باشم خیلی خوشحالم البته اگه لایق دوستی با شما باشم/در باره ی پست بالایی بگم هر بلای سر من اومد از همین دلسوزیم بود واسه همه هر کاری از دستم برمی اومد میکردم جای تشکر باور کن حتی نیاز به تشکرم نداشتم فکر میکردن وظیفه امه ،خلاصه من منتظر حضور همیشگیتون هستم آقا مجتبی بازم یادت نره سربزنیا

    • 10.1

      سلاااااام!
      شما جا نزن, من رو چش میذارم و میام اینقد میمونم که خودت بیرونم کنی.
      راستی بیماری آلبینیسم رو نمیدونم توی وب خودت بود یا جای دیگه خوندم و فکر کنم منم آلبینیسم دارم.
      در مورد دلسوزی که من دیگه در عین مهربونی, سنگ شدم, سنگ!
      راستی ببخشید وبم یه کمی شلوغه, اول مال خودم و شخصی بود بعد یه دفه این جوری شد که میبینی!
      تا باشی, هستم!

  11. 11
    رسول مجیری says:

    مجتبی جان سلام
    کجایی چند سال ندیدیمت
    داشتم در مورد راه های خوب گوش کردن توی این موترهای جستجوی انترنتی جست و جو میکرم که یه دفه زد و یه سایتی با این آدرس تو نتیجه ها آوردhttp://gooshkon.ir/ وقتی بازش کردم و یه کمی از مطالبشو خوندم و به اسم و رسمت برخوردم فهمیدم که مدیرشی
    خلاصه کلام که سایت پر پیمونی داری بهت تبریک و خسته نباشید میگم.

  12. 12
    هانی says:

    سلام مجتبی جان ازسایتت ارادت وپشتکارت خی…لی خوشم اومد من خیلی خوش اقبال بودم که توی جستجوی گوگل به سایت تو برخوردم
    چند ساله دارم روی یه طرحی برای نابینایان کار میکنم خوشحال میشم اگه به مشکلی برخوردم بعنوان ی نابینا با تحصیلات عالی راهنماییم کنی

  13. 13
    مریم says:

    سلام آقای خادمی امروز شما رو در برنامه بروز دیدم .شما رو انسان توانمندی دیدم.
    وقتی که کارایی که شما برای بچه های نابینا انجام داده بودید هم لذت هم حسرت بردم که من چه کاری برای بچه های بینا انجام دادم.
    به خودتون افتخار کنید ما هم به شما افتخار میکنیم براتون روزگار خوش توام با موفقیتی رو آرزومندم.

    • 13.1

      سلام سرکار خانم مریم عزیز.
      شما با این حرفهاتون به من دلگرمی و امیدواری میدید.
      مطمئنم که شما هم شکسته نفسی کردید وگرنه که واسه بیناها خیلی کار باید انجام داده باشید و یا الان یادتون نیست یا هم میگم همون شکسته نفسیه که دارید.
      خیلی خوشحالم میکنید وقتی به وبم سر میزنید.
      خوش باشید تا همیشه و امیدوار به حضور گرم شما در محله هستم.

  14. 14
    هادي says:

    با سلام .
    غرور بخشي از وجود آدمي است . اين خصيصه در بسياري از موارد مانع از تخريب توانايي هاي ذاتي ديگر انسان مي شود . هرچند بسيارند كساني كه از فهم غرور و معناي آن عاجزند و آنرا با كبر يكسان مي دانند . بسيارند كساني كه به هر چيز ناچيز سر مي سپارند و بسيارند كساني كه به ناچيزي سر مغروري را مي برند .
    به گفته كساني كه غرور معنايي برايشان ندارد وقعي ننهيد . چرا كه بدون غرور عزت نفسي دركار نيست و تنها جهل است و تاري و تاريكي .
    موفق باشيد .

  15. 15
  16. 16
    حمید says:

    سلام مجتبی جان بعد از چندین وقت دوباره اومدم البته بیشتر بخاطر این موضوع که یه سایتی رو بهت معرفی کنم البته شاید بدونی ولی خبر دادنش ضرر نداره .مثل اون دفعه که سایت رادیو نمایش رو بهت گفتم .مجتبی جان برو رادیو تهران قسمت آرشیو کتاب گویا چیزهای بسیار جالب داره که جای دیگه تقریبا نیست جالبه بدونی بعد از این همه مدت چند روز پیش که بطور اتفاقی این سایت رو دیدم همون اول بیادت افتادم تا بهت بگم البته شاید هم خودت رفته باشی. راستی یه مطلبی رو تازه تو این صفحه ات دیدم .اونی که یه کاربری باسم (یه بچه قرتی) نوشته بود. با تفکرات فعلی ام به شدت با او و اینطور ادله مخالفم برام مهم هم نیست که از دهان چه آدمی با چه وزن و جایگاهی بیرون میاد و بشدت با پاسخت موافقم . من با اصل این مواضع مشکل دارم نه با وضعیت بطور مثال اون بچه در این دنیا یا اینجا چه رسد به اینکه بگیم اگر فلج نمیشد ادم بدی میشد اگر فلسفی بگویم اینجا حق را به اگزیستانسیالیست ها میدهم و می گویم: وجود مقدم بر ماهیت است .ونمیدانم عقایدت چیست مجتبی جان ولی هرگز دوست ندارم الکی با دلخوشکونک های بی پایه و اساس به آدم های مثل تو دلداری کور بدهم . شاید اینطوری بارها بشکنی اما محکم تر میشوی که با چیزهایی که ازت میدونم یقینا همینطور هستی . نه من و نه او و نه هیچ کس دیگری نمیتوانیم کاملا تو درک کنیم چون هرگز در جای تو نبودیم ولی میتوانیم با خرد و دانش و احساسمان به تو بیشتر نزدیک شویم. مجتبی جان البته من زیادی عقل گرا هستم ولی بنظر من زندگی مثل شطرنج نیست که امکانات دو طرف کاملا مساوی باشد. بلکه شبیه بازی حکم (نوعی بازی ورق ) است یکسری برگ هایی به دستت میاید و تو باید بهترین بازی روبا این ورق ها انجام بدی. هرچند میدانم بازی زندگی تو خیلی خیلی سخت است اما جسارت و پایداریت حداقل از دید من بسیار قابل تقدیر است . دوست تو حمید

  17. 17
  18. 18
    حمید says:

    مجتبی جان حواسم نبود مطلبم مستقیما روی وبلاگ منتشر میشه.اگه خواستی بردارش .برای من بود و نبودش فرقی نداره. همینطور این پیام رو . سپاس حمید

  19. 19
  20. 20
    حمید says:

    مجتبی جان کجایی بابا؟ کم کم دارم نگران میشم. منتظر جوابتم.بدرود

  21. 21
    داداش میلاد says:

    سلام داداشی
    راستشو بخوای من امروز25/9/92 با سایت تو آشنا شدم و خیلی هم خوشم اومد از سایتت، از نوشته های زیبات ، میخوام باهات صادق باشم شاید خیلی ها اینطوری نباشن ولی من رک هستم و میگم ، هم ممکنه جزو اون دسته 10 درصد باشم و هم ممکنه جزو دسته 90 درصد باقی مونده ولی بدون اگه خودمو جزو اون 90 درصد بدونم اینطور که بخوام ازت سواستفاده کنم که نیست ، فقط میخوام از نوشته های زیبات کسب تجربه کنم البته اگه اجازه بدی واینم بگم که من آدمی هستم که واسه دشمنانمم ارزش قائلم چه برسه به دوست خوبی مثل تو که تازه پیداش کردم واگه مایل بودی دوستیمونو مثل دوتا داداش ادامه بدیم

  22. 22
    داداش میلاد says:

    سلام داداشی
    رفیق شاید از پیام من خوشت نیومده که اصلا تحویلمون نگرفتی راستشو بخوای منظوری نداشمدوست من، ناراحت نشو از دستم حلال کن داداش .

  23. 23
    حمید says:

    مجتبی جان کجائی؟ این همه روز منتظرت بودیم . آخرش هم که اومدی جواب ما رو ندادی؟ متن منو نخوندی؟ منتظرتم عزیز.ارادتمند

    • 23.1

      حميد جون سلام.
      با تكتك كلماتت مبني بر عدم دلداري بيخود به آدمهايي كه شرايط سخت دارند موافقم.
      راديو تهرانم مرسي كه گفتي. خيلي وقته اونجاها پلاسم.
      همين كه ميدونم اينجايي كلي روحيه ميگيرم. شوخي هم نميكنم. تعارف هم تيكه پاره نميكنم. جدي جدي ميگم.

  24. 24
    داداش میلاد says:

    سلام داداشی خیلی آقایی رفیق من اهل شمالم

  25. 25
    بانو.ن says:

    منم چند وقتِ احساس میکنم دارم به عااااالم و آدم سواری میدم .. (البته شما به خودت نگیر با توجه به نوشتت)
    از داداشم گرفته تا دوستام .. اصلا قیافم و رفتارم به خرا نمیخوره هااااا اما نمیدونم چی تو من دیدن که این کارارو می کنن ..
    ——————
    حق با توئه .. میگن ذکات علم رو هم باید داد .. اما دیگه نه اینجوری که میگی .. :))
    یجوری رفتار کن حساب و کتاب دستشون بیاد .. فکر نکنن خبریه

  26. 26
    tina says:

    سلام
    من این نوشته رو الآن خوندم نمیخواستم چیزی بنویسم تا از گروه کسایی باشم که با نظراتش اذیتتون میکنه فقط وقتی نظرای بقیرو میخوندم با خودم گفتم اگر شما مغرورید چرا به همه ی دیدگاهها محترمانه جواب دادین
    نمیدونم اسم این احساسی که دارید غروره یا هر چیز دیگه اما نشونه ی محکم بودنه و خیلی لازمه خیلیم لازمه واسه آدمایی که فقط به فکر منفعت خودشونن
    باز هم عذرخواهی میکنم اگر با حرفام اذیتتون کردم

  27. 27
    پلنگ زخمی says:

    دست خوش! دمت گرم که نون مهارتت رو می خوری. یک رهگذرم که تنها وجه اشتراکم با تو اینه ” افتخارم اینه که هر چی دور و برم می بینی دارم خودم به دست آوردم.”

  28. 28
  29. 29
    elaheh says:

    سلام
    به نظرم مغرور نیستی اما دوست داری بهت بگن مغروری شاید به این دلیل باشه که یک شخصیت رو میشناسی که با غرور شناخته میشه مدیر جان
    دیدگاههای دیگه که باب میلت نبودند کجاند که از 30، 40تا نظر فقط چندتا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  30. 30

    سلام دادا مجتبی.
    من فکر میکنم در شرایط موجود و با توجه به کمبود امکانات برای آموزش و در مواردی مسائل مالی بعضی دوستان، اگر از این حرف و حدیثها کم بشه و دنبال راهکارهای اساسی برای کمک به همدیگه باشیم خیلی بهتره، شاید من نوعی از نظر بار مالی و یا بار علمی در حدی نباشم که بتونم مراودات تکنیکی با شما و دوستان دیگه داشته باشم، اما تشنه یادگیری و بروز رسانی اطلاعاتم هرچند اندک هستم، بنا بر این اگر از طریق ایمیل یا طرق دیگه با شما تماسی گرفته میشه و سؤال و یا خواسته ای مطرح میشه به خاطر علاقه به سایت شما و مسلما خود شماست، ما دوست داریم به هر نحو در روند ادامه کار محله، نقشی هرچند کوچک داشته باشیم، و خدایی ناکرده قصد سوء استفاده و یا خودنمایی نداریم، ای کاش من هم دانش و همت شمارو داشتم و میتومستم تعامل بیشتری با هم داشته باشیم، این بحث غرور و اینطور مسائل که این یکی دو سال اخیر مطرح میشه رو هم بذاریم کنار و به موضوعات مهمتر بپردازیم،
    آقا مجتبی شما برای ما عزیز، مهم، و قابل احترام هستی، برای ما خیلی زحمت کشیدی و همه ما قدر زحمت های شما رو میدونیم،
    سایت تون همواره پر بازدیدتر و وجود تو

  31. 31
    یلدام says:

    به نظر من که گذاشتن برچسب مغرور رو مجتبی خیلی بی انصافیه
    اینکه از دیگران انتظار داشته باشیم مث یه رباط در جواب خواسته های ما بله چشم قربان بگن یه تفکرغیرانسانیست
    اتفاقا خوشم از اونایی میاد که به خودشون ارزش میدنو به دیگران هم ارزش گذاری رو یاد میدن

  32. 32
    نمیگم says:

    سلام جناب خادمی امیدوارم که همیشه خوب باشید از اینکه اسمم رو ننوشتم ببخشید دیگه عادت کردم. حرف شما را قبول دارم و معتقدم که شما حق دارید که به هر کس بخواهید پاسخ بدهید یا ندهید و کسی این اجازه رو نداره که به شما بگه مغرورید. ولی بعنوان یه همنوع که هیچ چیز از شما نپرسیدم و شاید هیچ وقت هم نیازی به پرسیدن نداشته باشم و نپرسم مگر اینکه روزی رفیق فابریک هم باشیم از شما یه خواهش دارم و اون این که سعی کنید تا جایی که امکانش هست به هر کسی که از شما می پرسد جواب دهید چون ممکن است روزی خودتان نیاز به پاسخ کسی داشته باشید. فایلهای آموزشی شما رو گوش کردم پسر بسیار مهربانی هستید و فکر می کنم خودتان سعی می کنید که مغرور باشید اما نیستید. من شما رو ندیده دوست دارم. به دنبال بینا شدن نباشید چون نابینایی نعمت بسیار بزرگی است من هیچ وقت از خدا بینایی نخواستم و فقط آرزویم موفقیت همنوعانم است امیدوارم از من ناراحت نشده باشید ببخشید طولانی شد خوش باشید.

  33. 33
    داود says:

    سلام داشتم نظراتتو نگاه میکردم گفتم یه احساس دینی کنم
    اون معلم نابینا ها ادرسش اینه
    http://moalem67.blogfa.com/

  34. 34
    علی says:

    سلام.
    برام دیدن همچین وبلاگی جالب بود …
    ان شاء الله با لطف پروردگار و عزم و اراده خودتان، پله‌های موفقیت را یک به یک طی نمایید.
    پیروز باشید.

  35. 35
    MOSLEM says:

    با سلام
    بنده فارق التحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه علم و صنعت تهران هستم، یک طرح برای نابینایان دارم که در نتیجه ی تولید انبوه به قیمتی معادل یک بیستم سیستم های معمول نابینایان می تواند عرضه شود، این طرح در رابطه با استفاده از کامپیوتر برای افراد نابینا می باشد و برای اولین بار در دنیا در آمریکا و در داخل کشور ثبت شده است، اگر کسی را می شناسید که حاضر به همکاری و سرمایه گذاری در این طرح بزرگ است لطفا معرفی کنید. شماره تلفنم: 09389106249

  36. 36
    morteza says:

    سلام خدمت دوستان عزيز و گرامي طاعاتتون در اين ماه مبارك قبول باشد براي ما هم دعا بفرماييد به نظر من انسان بايد به همنوعانش كمك كنه تا جايي كه طرف مقابلت احساس نكنه كه وظيفه ي تو هست اگر هدف ما خدمت به ديگران باشه و ديگران خدمت ما را وظيفه ي ما تلقي نكنند اين همون چيزيه كه بايد باشه اما اگه بنا باشه كه عده اي كار و خدمت به ديگران كنند و ديگران خدمت آنها را وظيفه شان بدانند نظر آقا مجتبي راجع به اين قضيه درسته من هم قبول دارم خداقوت به همهتون و آقا مجتبي عزيز موفق باشيد

دیدگاهتان را بنویسید