نتیجه انتظار

قلب سرشار از عشق و احساسم را در كف دستم گرفتم  و منتظر ماندم تا بيايي و به تو هديه كنم، آنقدر نيامدي كه اون بيچاره با چرك كف دست(پول) آشنا  شد و به دنبال ماديات رفت.

این نوشته در صحبت های خودمونی, طنز ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید