این ها را اگر ننویسم فراموش می شوند!

از دیروز عصر بعد از برگشتن از تولد بچه برادرم تا همین یک ربع پیش از منزل بیرون نزده بودم و این یعنی حبس خودآگاهانه خود در منزل. نه فقط جسمم روحم نیز زندانی شده بود. دلم گرفت و گرفت و گرفت تا فنرش پرید و من را نیز با خودش به کوچه ای در محله مان پرتاب کرد. آن جا زیر یک درخت وز وز پشه ها شنیده می شد. بچه های ده دوازده ساله از شاخه های نهیف درخت توت بی زبان بالا رفته بودند و طلب توت می کردند کاری که من و اکثر دوستانم در دانشگاه اصفهان مشابهش را انجام می دهیم. چند ضربه کوچک روی سینه ام احساس کردم گویی خشم درخت باید از دست یک کودک بازیگوش به من اصابت می کرد. از آرامی ضربه دانستم اسم بازیگوش قصه ما مهدیست. اصولاً انسانی هستم با طبعی آرام. تا به حال فریاد زدن بر سر کودکان را تمرین نکرده ام و فکر می کنم در این کار استعداد چندانی هم نداشته باشم. حساس نشدم ولی دانه های نارس توت چون تیر های گیاهی از تیرکمان انگشتان مهدی رها می شد و همچنان به بدنم اصابت می کرد. لباس هایم در حال ورود به یک حس خلسه ناک و در عین حال ناخوشایند چسبندگی بودند. به طرفش رفتم و چند بار به آرامی گفتم که ادامه این کار را بگذارد برای روز های بعد تا برای بعد ها نیز توت داشته باشد. گویی درخواستم آبی بود بر روی آتش شیطنت مهدی. ضربه ها تمام نشد ولی به یک پنجم ضربات پیشین کاهش پیدا کرد. از درخت و وز وز و شیطنت و کودک و معصومیت قدری فاصله گرفتم سری به پارک پشت مسجد محله زدم. خبری نبود. کاش بود.! کاش هر شب این جا مراسم زیافت شام برپا بود تا مردم می آمدند و من هم می رفتم. آن وقت می شد به بهانه شام, کمی بگویی و بخندی و افرادی را که اخیراً از ذهنت هم فرار کرده اند ببینی و خیلی اتفاق های خوب دیگر هم می شد که رخ بدهد.

 

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

One Response to این ها را اگر ننویسم فراموش می شوند!

  1. 1
    ل ی ل ی says:

    چه بی حوصله!

    شاید نباید این جا تموم میشد‘ نمیدونم.

دیدگاهتان را بنویسید