اعلام رسمی

وای من از دست این بچه ها چه کنم.
آخه یکی نیست به اینها بگه روز تعطیلی یا ساعت 4 عصر تا فردا صبح که من توی کتابخونه نیستم از کجا بدونم کدوم کتاب رو دارم کدوم کتاب رو ندارم.
من که تمام کتابهای کتاخونه رو حفظ نکردم. یا دنبال خودم خونه نمیبرم که.
ساعت ده شب کتاب رو از کجا بیارم.

راستی از همین جا و با لباس کاملا رسمی و با تمام قدرت و صراحتا اعلام میکنم
من متخصص کامپیوتر و موبایل نیستم
1 2 3 تکرار می شود
من متخصص کامپیوتر و موبایل نیستم
3 2 1 تاکید میشود
از بنده حقیر و سر تا پا تغصیر سؤالات کامپیوتری و موبایلی نپرسید
این همه آدم حسابی و کار بلد
آخه چرا من
چرا منو توی این موقعیت قرار میدید. کییییه؟ کییییه؟
به خدا بنده بلد نیستم واقعا خجالت زده و شرمندتون میشم. من فقط در حد خودم که کتابخونه رو بچرخونم بلدم و نه بیشتر

سوال در مورد کتاب و نویسنده ها باشه در خدمتم حتی اگه شده از 10 نفر واستون میپرسم که بی جواب نمونید. ولی کامپیوتر و موبایل نه!

درباره رسول رضایی

به نام ایزد یکتا. من متولد 61 هستم. کم کم در سن 14 سالگی با مشکل بینایی روبرو شدم و یک سال نیز جهت آموزش خط بریل در مدرسه ابابصیر تحصیل کردم. در سن 16 سالگی دیگر قادر به تحصیل با خط معمولی نبوده و به خط بریل رو آوردم و از علوم تجربی به علوم انسانی تغییر رشته دادم. در سال 85 نیز از دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد اصفهان در رشته ی زبان و ادبیات فارسی مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شدم. از سال 86 در کتابخانه عمومی نابینایان اصفهان مشغول به کار هستم و در خدمت تمامی علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی. علاقه شخصی خودم به کتاب های تاریخ معاصر، علمی و به خصوص ادبیات داستانی اروپای غربی و آمریکایی هستش و باز خصوصا ادبیات داستانی گمانه زن یا همان فانتزی. تفریحاتم موسیقی، گردش با دوستان یا خانواده، مسافرت و مهمتر از همه کتاب.
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 Responses to اعلام رسمی

  1. 1
    علی says:

    سلام رسول جان
    فدای سرت که بلد نیستی
    خونسردی خودتو حفظ کن منم همینطورم
    دقیقا با تمام سلول هام درکت میکنم
    باز خدارو شکر کن که تو جایی زندگی میکنی که قدر کاراتو میدونن
    مثل بعضی شهر ها نیست که بلایی به سرت میارن که هرچیزی رو که بلدی فراموش کنی

  2. 2
    امیر رضا رمضانی says:

    چرا ازت از کامپیوتر میپرسن؟
    از خودم بپرسن
    مگه نمیدونن بلد نیستی؟
    منم باید بگم چهارتا چیز از کامپیوتر بیشتر بلد نیستم
    حالا تو اون چهارتا خیلیاشو بلدم خیلیاشو نه
    خوب اون چهارتا چیز:
    برنامه نویسی, وبسایت نویسی, ویندوز, لینوکس
    همین!

  3. 3
    رسول رضایی says:

    خب راستش خودم هم نمیدونم.
    با اینکه تو اصفهان که من هستم خیلی ها هستتند که بتونند بهشون کمک کنند ولی حالا چرا سراغ من میاند و حال منو میگیرند، نمیدونم!
    راستی تو این همه کار بلدی؟ خوشا به حالت!
    من خیلی میخوام که برنامه نویسی رو یاد بگیرم.
    یه چند باری هم واسش خیز برداشتم. ولی کسی حاضر نشد به یه مبتدی شروع به آموزش کنه. بعد هم که راضی شدند مبلغی رو مطالبه کردند که جدی گرخیدم و بی خیالش شدم.

  4. 4

    اولاً خوبه که امیر عزیز خودش آموزش برنامه نویسی رو توی این محله شروع کرده.
    دوماً امیر عزیز اگر با vinux یعنی لینوکس گویا شده مخصوص نابینا ها آشنایی دارید, یک پست هم به معرفی و مقدمه ای بر طرز کار توی این سیستم عامل بزنید.
    مثلا یکی از پرسش های بچه ها این بود که هاردشون توی لینوکس یا همون وینوکس کجا غیب شده که من گفتم ترجیحا توی پوشه home پوشه mnt را بگردند چون احتمالا هارد اون جا mount شده که همین هم بود. بیشتر میخوام یک راهنمایی های این دستی. نصب برنامه روی لینوکس و مرور گر های لینوکسی و این حرف ها رو پوشش بدین چون دانششو دارید و خوب حیفه بچه های محله بی بهره بمونند.

دیدگاهتان را بنویسید