بمب خنده 2

سلام
بچه ها، خانم ها، آقایون. این اولین مطلب منه. میخوام تا اونجایی که از دستم بر میاد و میتونم سعی کنم اونچه را که خودم ازش لذت میبرم به شما ها پیشکش کنم شاید شما هم استفاده کنید. مطلب قبلی من بمب خنده بود که زحمتش رو به دوش مجتبی انداختم. این هم مطلب دوم. راستی این روهم بگم. درسته من خیلی شوخ و سرخوش می زنم ولی همه مطالبی که در نظر دارم هم خنده بازار نیست.
اگه نگیم و نخندیم… پیاز میشیم و می گندیم!!

سر کلاس تنظیم خانواده استاد گفت: کسی اینجا متاهله؟ یکی گفت من. همه جوری برگشتن نگاش کردن در این حد که طرف گفت خب باشه طلاقش میدم!!!

اس ام اس انصراف از یارانه:
یارانـه ی عزیز فقط انصــراف بدیم کافیه یا باید اونایی که گرفتیمم بیاریم پس بدیــــــــم؛ هر جور خودت راحتی بگو ها!!!!

آنان که “عوض” شدنشان بعید است، “عوضی” شدنشان قطعی است… شک نکن !!!

یکی دکتر میشه، یکی مهندس میشه، منم درس عبرت شدم برای بقیه!!!

ای پسرانی که شلوارهای صورتی و سرخابی و سبز فسفری و بنفش از کتان و غیرو بر تن مینمائید و از خود عکسهای فشن و خشن میگیرید؛ آیا به راستی با خود می اندیشید فردا روز که فرزندانتان این عکسها را میبینند، از شما دو زار حساب میبرند؟؟؟
بابای ما سیبیل داشت! خط اتوی شلوار پارچه ای دمپاگشادش هندونه قاچ میکرد! عاقبتمون این شد …!!!!! شما کلاً هر جور راحتین… یه وقت خجالت نکشینا!!!

فیلم جنگی ایرونی نشون میدن؛ بمباران میشه، خانومه خونین و مالین از زیر آوار میاد بیرون، ولی این روسریش لامصب تکون نمیخوره! این روســــری رو با تیر آهن جوش دادن به سرش لامصبا….؟!؟

استفراغ چیست؟
نوعی سونو گرافی فوق پیشرفته که فقط در فیلمهای ایرانی جواب میدهد و ضریب اشتباهی ندارد کلا؛ حتما شخص مورد نظر حامله است !!!!

یکی از فک و فامیلا میگفت: فیلم عروسیمو برعکس که میبینم خیلی حال میده، زنم حلقشو در میاره میده بهم و میره خونه باباش!!!

هر وقت آب خونمون قطع می شه، بعد که وصل می شه سازمان آب واسه عذرخواهی اولاش آب پرتقال و آب هلو از توی لوله برامون می فرسته!!!

هیکل یارو شبیه نیمرخ چنگاله، بعد هر موقع میپرسی کجا بودی، میگه: باشگاه!!!

یکی از اساتیدمون میگفت: “یه استاد داشتیم هر سری دیر میومد سر کلاس. یه روز دخترا تصمیم گرفتند اولین باری که استاد دیر اومد سر کلاس از کلاس برن بیرون…. قضیه به گوش استاد رسید (میدونید که، توسط عده ای از آقا پسرهای جان بر کف!!!!!)، جلسه بعد استاد کمی دیر اومد سر کلاس و برای توجیه دیر آمدنش گفت: از انقلاب داشتم میومدم، دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده، رفتم جلو پرسیدم، گفتند با کارت دانشجویی شوهر میدن! دخترا پا شدند که برن بیرون، استاد گفت: کجا میرید، وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود! تمام کلاس رفت رو هوا !!!!

خلاصه مجالس خواستگاری ایرانی:
.
.
.
.
.
دخترتون آخرش چند؟

وودکا + یخ = کلیه ها متلاشی میشه!
عرق + یخ = کبد خراب میشه!
تکیلا + یخ = مغز داغون میشه!
ویسکی + یخ = قلب فنا میشه!
این یخ لعنتی سلامتی ما رو تهدید میکنه !!!

یه ضرب المثل چینی است میگه: تا ایران هست بازیافت چرا؟!؟

یکی از مزایای پسر بودن اینه که هرچقد دلت خواس میتونی گریه کنی، آخرش دستتو محکم بمالی به چشمت، هیچچچچی نمیشه! نه ریمیلت پخش میشه نه سایه ات بهم میریزه ….!!!

بچه بودم یه بار شیطون گولم زد، رفتم از جیب بابام 25 تومن (25 تا یه تومنی) ورداشتم، رفتم پفک اینا خریدم، عصرش عذاب وجدان گرفتم، رفتم از کیف مامانم 50 تومن ورداشتم گذاشتم تو جیب بابام.!!

مادربزرگم دو سال پیش میخواست ختم انعام بگیره و تمام خانمای فامیلو و یک خانم جلسه ای حرفه ای هم دعوت کرده بود. از صبح همه داشتیم کمکشون میکردیم که یهو، یک ساعت مونده به مراسم برق رفت. مادر بزرگم به پدرم گفت سریع زنگ بزن اداره برق بگو برقمون رفته. بابای ما هم زنگ زد و گفت برق ما رفته. یهو مادر بزرگم از اونور گفت: بگو خانم آوردیم، کلی پول دادیم، حالا برق رفته شما خسارت مارو …میدی…! بابای ما هم هول شد و با عصبانیت به مامور برق گفت: کلی پول دادم خانم آوردم، حالا که برق نیست چه خاکی تو سرم بکنم.. شما خسارت میدی؟ مامور برق اونور تلفن داشت زمینو
گاز میزد و میگفت: دوست عزیز 2 تا شمع روشن کن شاعرانه تره……
من اینور از خنده خودمو به درو دیوار میکوبیدم …بابامم که تازه فهمیده بود چه سوتی داده سریع گوشی رو قطع کرد … و از همه جالب تر مادر بزرگم بود که میگفت: چرا الکی دارین میخندین!!!

مادر شوهرها میگن: عروس مثل لیمو شیرینه اولش شیرینه، آخرش تلخه! ولی واقعا لیمو شیرین تا زمانی شیرینه که کارد به جیگرش نخورده باشه…

دیشب نشسته بودیم سر میز داشتیم شام میخوردیم! واسم اس.ام.اس اومده نگاه میکنم میبینم داداشمه!
متن اس.ام.اس: اون خورشت رو بده بیاد سمت من! من همینجور هاج و واج موندم! میخنده و بازم بهم اس.ام.اس میده که: … امروز همراه اول بهم 150 تا “مسیج” هدیه داده گفتم حروم نشه!!

یکی میگفت: توی سنگاپور یه روز پاییزی از یه دست فروش یه چتر میخره 4 دلار!!! فرداش که بارونی هم بوده از همونجا رد میشده یارو چترارو میفروخته یه دلار!!! میگفت: بهش گفتم دیوونه ای؟ امرو که همه نیاز دارن!!! گرونتر چرا نمیدی؟ یارو بهش گفته: اهل کجایی؟ خجالت بکش!!!!

درباره رسول رضایی

به نام ایزد یکتا. من متولد 61 هستم. کم کم در سن 14 سالگی با مشکل بینایی روبرو شدم و یک سال نیز جهت آموزش خط بریل در مدرسه ابابصیر تحصیل کردم. در سن 16 سالگی دیگر قادر به تحصیل با خط معمولی نبوده و به خط بریل رو آوردم و از علوم تجربی به علوم انسانی تغییر رشته دادم. در سال 85 نیز از دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد اصفهان در رشته ی زبان و ادبیات فارسی مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شدم. از سال 86 در کتابخانه عمومی نابینایان اصفهان مشغول به کار هستم و در خدمت تمامی علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی. علاقه شخصی خودم به کتاب های تاریخ معاصر، علمی و به خصوص ادبیات داستانی اروپای غربی و آمریکایی هستش و باز خصوصا ادبیات داستانی گمانه زن یا همان فانتزی. تفریحاتم موسیقی، گردش با دوستان یا خانواده، مسافرت و مهمتر از همه کتاب.
این نوشته در طنز ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 Responses to بمب خنده 2

  1. 1
    رسول رضایی says:

    انگار کسی خوشش نیومده!
    شاید هم خیلی لوس یا تکراری بوده!؟
    اگه بد بود بگید دیگه تکرار نشه!

  2. 2

    بابا چه قدر شما هولی!
    هنوز جوهر مطلبت خشک نشده ها!

  3. 3
    مینا says:

    به نظر من که خیلی جالب بود.

  4. 4
    بهار says:

    سلام
    خداقوت
    خیلی جالب بود …
    ***
    قابل شما رو نداشت.
    نوش جااان!

  5. 5
    بانو says:

    سلام و ممنون بابت پست.

    آنان که “عوض” شدنشان بعید است، “عوضی” شدنشان قطعی است… شک نکن !!!

  6. 6
    بانو says:

    آقای رضایی اون روزگاران همه پست ها همین وضعیت رو داشتند انگار گویا….
    میگم چرا شناسنامه ندارید آیا؟ نکنه قهرید با محله آیا؟

دیدگاهتان را بنویسید