تورو خدا اینو نخونین, آخه اگه بخونین من باید دیه تونا بدم!

انگشتامو خودمونیو خاکی کورمال کورمال رو صفحه کلید میکشمو هرچی نوشته بشه و هرچی تو ذهنتون رسم کنه با خودشه با خودمه با خودتونه با محیطه با صفحه خوانه با هر چیزیه که روی خوندنتون تاثیر میذاره. این قد خودمونی دس میکشم رو این کلیدا که تصویر رسم شدش تو ذهنتونم خودمونی بشه و البته با تاثیراتی که گفتم کیا میتونن رو کیفیت این تصویر بذارند. ی تصویر جالبو سردرگمو در عین حال معنی دار. ایمان هم منو نمیشناسه. حتما منم نمیشناسمش دیگه. چون اگه اون هم منو نشناسه یعنی اول من نشناختمش که بعد اون هم منو نمیشناسه هان؟ یعنی اگه اون هم منو میشناخت, حتما اول من اونو میشناختم که بعد اون هم منو بشناسه دیگه. نه؟ ولی با این که منو نمیشناخت, نظرشو نسبت به این که من زولبیا بامیه ها رو بدون پاکت هم میتونم ببرم بهم گفت و گفت که پلاستیک نمیخوای برو. آخه من قبلش گفته بودم پلاستیک کو؟ هیشکی هم جوابمو نداده بود ولی من غیر از زولبیا بامیه که از بقالی اصغر خریدمو پلاستیک هم نداشتو توی ی ظرف ی بار مصرف بود, ی عالمه چیز دیگه هم خریده بودم که اتفاقا پلاستیک داشتو توی پاکت بودو من دنبال اون پاکت بودم که گفتم پلاستیک کو و در واقع واسه زولبیا بامیه ها نبود که دنبال پلاستیک میگشتم پلاستیک جنسای دیگمو میخواستمو ایمان چه فکر اشتباهی پیش خودش کرده بود! البته حقم داشت بیچاره چون از اولش که داشتم خرید میکردم نبود. دیر رسید. حالا هم دیگه رو میشناسیم. هم من اونو هم اون منو. دیگه باید بهش بگم سعی کنه وسطاش نرسه. منم باید حواسمو بیشتر جم کنم پاکتم گم نشه که بخوام دنبال پلاستیکم بگردمو یکی دیگه رو به اشتباه بندازمو سر ی عده دیگه هم از حرفام اگه درد بگیره گیج بره و بخوره تو دیوار و باز درد بگیره باز گیج بره باز بخوره تو دیوار و درد بگیره گیج بره بخوره تو دیوار, اون وقت شاید این چرخه همیشه ادامه پیدا نکنه و اون ی عده ی سریشون بی هوش بشن برن تو کما بعد ی عده راه برگشتو گم کنن بعد دیه میخوان که من از کجا بیارم؟ ته کارتم همش دوازده هزار تومن بود که دو تومنش رفت بالای زولبیا بامیه ها که پاکت هم نداشتن. توی ی ظرف پلاستیکی بی پلاستیک بودنو ی سلفون روشون کشیده شده بود. ده تومن بقیه کارتمو هم خالی کردم چون فردا و چهارشنبه باید بره بالای کرایه رفتو برگشت از این جا تا سامانی. اون وقت حالا پول دیه اینا رو از کجا بیارم؟ چهل نفر که اینو بخوننو, سی نفر که سرشون درد بگیره گیج بره بخوره تو دیوارو, بیست نفرشون که کنترلشونو از دس بدنو ده نفرشون که برن تو کما, پنج نفرشون که راه برگشتو گم کنن, میشه پنج ضربدر شصت میلیون یعنی سیصد تومن. سیصد تومن که چیزی نیس خودمو به خاطرش دارم میکشم اون وخ میشه سیصدو شصت تومن یعنی پولم میرسه؟ آره بابا. اگه صرفه جویی کنم, بعد از چهارشنبه از اون ده تومن ی تومن که اضافه بیاد, سیصد تومنشو میدم دیه این گمشدگان و باقیش هم هفتصد مال خودم میشه. اون وخ بعد چهارشنبه که تا آخر شهریور از بی کاری میمیرم که پس من! چی کار کنم؟ نه سفری نه گردشی همش تو خونه که نمیشه. میشینم ادامه رمان نون و شراب رو میخونم که هر ستاشونو دوس دارم. نونشو هر روز میخورم, داستانشو ی روز در میون و شرابشو معلوم نیس کی. بعدش که این تموم شد, میرم سراغ رمانای بعدیو هی میخونم هی میخونم تا خسه که شدم, برم سراغ ی چیزی که ترجمش کنم. من گاهی وقتا بلند بلند فکر میکنم. شما میبخشین. راتونا گم نکنین تا اون سیصد مال خودم بمونه.

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 Responses to تورو خدا اینو نخونین, آخه اگه بخونین من باید دیه تونا بدم!

  1. 1
    طاها طاها says:

    سلام مدیر تو خوب میشی برات دعا میکنم

  2. 2
    بانو says:

    واااس خخخخ 463 ضرب در دویست ملیون تومن خخخخخ
    من دیه م رو می خوام …..!!!!؟؟؟؟؟؟
    واقعا جالب بود ها خعلی …..

دیدگاهتان را بنویسید