محمد جواد خادمی

دورود بر شما. دورود بر شمایی که همیشه به ازدواج فکر میکنید. حتا از بچگی هم به این فکر بودید که کدام از دخترهایی که در سرویس شما هستند بینایشان بیشتر است و خدایی نکرده زبانم لال یا به قول دوست عزیزم مسعود کاوشانی گوش شیطون کر چشم جواد کور اگر دختر بینا گیرمان نیامد یکی را انتخاب کنیم. شاید هم در خواب هم میبینید البته میشنوید شاید هم لمس میکنید نه البته لمسش اشکال شرعی دارد همان میبینید که پس از گرفتن مدارک بالای علمی و پس از اینکه قانون سه درصد اجرا شده و شما استختام شده اید یکی از دخترهای مامانی عاشقتان شده است و به دست و پایتان افتاده است که تو رو خدا بیا منا بگیر و مرد اسب سوار سفید پوش من باش.
خب بسه دیگه خیلی حرف بیخود زدم یعنی چلند و چار گفتم.

میخواستم این بحث زیبا یعنی بحث زیبای ازدواج را از دیدگاه روانشناسی یک طوری که تا حالا به گوشتان نخورده برسی کنیم.
تا حالا چیزی به نام طرح واره به گوشتان خورده. طرح واره یعنی چیزی که ما از هر چیزی به عنوان پایه ای از آن چیز در ذهن داریم مثلن ما درمورد سیبزمینی طرح واره ای داریم مثلن چیزی گرد خاکی با مزه ای خاص. این طرح در بچگی در ذهن ما شکل گرفته و در بزرگ سالی بر زیندگی ما اثر دارد.
اگر شما به یک فرد نابینا بگوید که یک دوچرخه را برای من ترسیم کن او چیزهایی از دوچرخه را میگوید که که لمس کرده است یعنی آن را به صورتی که یک فرد بینا دیده است نمیتواند شرح دهد چرا؟ چون هیچگاه آن را ندیده است پس طرح واره بینایی ندارد و فقط طرح واره اش به صورط شنوایی و لامسه است.
یگ فرد بینا وقتی بچه بوده است و چشمهایش را میبسته است حس بد تاریکی را احساس میکرده است به یاد هیولا و غول و چیزهای ترسناک میافتاده است. او دیگر نمیتوانسته راه برود اسباب بازیهایش را پیدا کند مادرش را ببیند. پس دنیایش تیره و تار شده و میترسیده است
پس ببینید طرح واره اش از ندیدن چیست. حالا فکر کنید او برای اولین بار مثلن در دانشگاه با یک نابینا آشنا میشود و به این فکر میکند که این بیچاره چگونه زیندگی میکند. اگر تا به حال از دوستانتان شنیده اید که پسر تو چگونه حمام میروی یا جورابهایت را چگونه پیدا میکنی به همین خاطر است.
خوب حالا اگر قرار باشد یک فرد بینا حالا چه دختر یا چه پسر با یکنابینا ازدواج کند با دو طرح واره مخالف روبرو میشویم شاید این چیزیست که اکثر نابینایانی که در همین شهر خودمان با یک بینا ازدواج کرده اند و به مشکل خورده اند باشد
حالا این ازدواج به هر علتی که باشد یعنی آن بینای بخت برگشته یا خوشبخت به هر علتی که آقا مجتبی قبلا گفته بود با این یکی ازدواج کرده باشد با آن روبرو میشود. به نزر میرسد ازدواج یک نابینا با یک نیمه بینا بهتر است ولی این هم مثل قبلیست یعنی نیمه بینا هم با همان طرح واره بینا زندگی میکند البته این طرح واره کمی تعدیل یافتهتر است
پس بنابر این ازدواج دو نابینا یا دو نیمه بینا بهترین است ولی این با مشکلات بسیار خطرناک در جامعه روبرو است چیزهایی که خودتان میدانید. حالا نمیدانم چه کارش باید کرد زود نزر بدید تا توی این محله تکلیفمان مشخص شود. بابا پیر شدیم. هان یک نزر خوب به ذهنم رسید اگر نتوانستیم اینجا زن بگیریم تو اون دنیا هوری رایگان است تازه طرح واره هم ندارند بیچاره دخترها آنجا هم به چیزی دسترسی ندارند. خوب مخم داغ کرد برم بخوابم آخه لپم عفونت کرده باید فردا برم بیمارستان عمل کنم اگر زنده ماندم و از زیر دست این دکترهای بیرحم در آمدم و بازم مینویسیم

درباره cheshmak

من محمد جواد خادمی متولد سال 67 هستم. از دو سالگی بر اثر تومور مغزی که دیر تشخیص داده شد نابینا شدم. پس از تحصیل در ابابصیر اصفهان در دبیرستان عادی و سپس دانشگاه فولاد شهر تحصیل کردم. هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد بالینی دانشگاه نجف آباد می باشم. آدمی رک هستم که دوست دارم دیگران من را به خاطر خودم دوستم داشته باشم. راستی مجردم
این نوشته در صحبت های خودمونی, طنز ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 Responses to محمد جواد خادمی

  1. 1

    جواد جان عزیز این حرف کلیشه شده اما اگه میشد پسر یا دختر مورد نظر را دانلود کرد یا مثلا من با تو آشنا هستم برام میل میکردی
    یا اگه یافت نمیشد سفارش میدادی به خدا یکی برات بسازه چه حالی میداد
    جواد جون یه موضوع دیگه هم که هست اینه که میگن هوری تو بهشته یعنی ما میریم بهشت میترسم اون دنیا هم هوری گیرمون نیاد والا با این هوریاشون

  2. 2
    بانو says:

    سلام.
    عجب!
    نمی دونم ولی در کل قضیه طرح واره رو جالب اومدید …..
    ان شا الله همیشه سربلند باشید.

دیدگاهتان را بنویسید