مشکل ازدواج حل شد

شهر شهر فرنگه از همه رنگه. بیا این ور بازار. بیا که تفکراتی کردم که انیشتن هم به ذهنش نمیرسد.
البته بیخود نیست که این تفکرات به ذهن شما نرسیده است. چرا؟ چون در این سایت در مورد فوتبال بحث نمیشود خوب معلوم است آخرش این میشود هیچ کس به ذهنش نمیرسد این مشکل را اینطوری حل کند.
دوستانی که بازی ایران و لبنان را تماشا کردند دیدند که چگونه تیم ملی یک گام به هدف نهایی یعنی همان هدفی که در صند چشم انداز است که نمیدانم در 405 یا 404 قرار است اجرایی شود برداشت.
حتما میپرسید هدف چیست میگویم. هدف شکست تیم ملی ایران از افغانستان با نتیجه 10 بر 1 است. هان میگوید چرا 10 بر 1 این 1 دیگر از کجا آمد این یک گل را هم باید بزنند تا دروازبان تیم حریف مغرور نشود و یکم کار کند تا خدایی نکرده پولش مثل پدر مجتبی حرام نشود.
حالا بگو به تو چه ایران باخت که باخت چرا نیمه خالی لیوان را میبینی نیمه پر را ببین اصلا اینها به ازدواج نابینایان چه ربطی دارد. هول نشو برات میگویم. ببین عزیزم تیم ایران آنوقتها جام جهانی میرفت بازی با مالدیو را 17 بر 0 میبردکره را که میدانی تازه آمریکا آن را بگو پدرش را در میآورد. اما یک مشکل بود آن هم بازی کنها پولهای میلیاردی نمیگرفتند شصتا خانه ماشین نداشتند این همه بدبختی میکشیدند تازه یکم پول میگرفتند. گفتند چه کاریه باید یک تصمیم درست حسابی گرفت نشستند عقلهایشان را ریختند روی همرفتند دنبال یک مدیریت سالم هی گشتند و گشتند کفاشیان را پیدا کردند هیجان زده شدند گشتند با عزمی راسختر همان عزمی که ما باید به کار بگیریم تا در کمکور قبول شویم تازه آن هم در دانشگاه غیر انتفاعی. و این دفعه پدیده قرن رویانیان را پیدا کردند. آنها هم به سپاس این کار دست به کار شدند یک چنتا ماشین جابجا کردند یکم کارت سوختها یکم
رفتند پشت پرده یکم…. خلاصه شد آنچه شد. دوباره که شروع کردی فحش دهی چرا یکم صبر نمیکنی حرفم را تمام کنم یکاری نکن من هم مثل خودت شوم هیف که این کامپیوتر من وقتی فحش مینویسی جایش مینویسد بیب بیییب بیییییب. حرف آخر من پیشنهاد میکنم بیاییم بگردیم به دنبال مدیرانی که اینچنین باشند یک هدف برای نابینایان جور کنند و بزارند توی صند چشم انداز و برایش بودجه بگیرند البته به سبک دایی مجتبی که حلال باشد و یا از نابینایان نابینای کهکشانی بسازند و سالی صد تا آرههمین بسه صد تا بدند به ما فکر کن اگر به من صد تا بدند بیخیال دختر نابینا و نیمه بینا میشوم حتا بینایش ر بیخیال دو سه سال که ده درصد پولم را جمع کنم میروم سراغ ملکه انگلستان.
حالا دور از شوخی شما با من موافق نیستید مشکل ما نابینایان بیشتر با انجمنها و مدیران نیست آنها بیشتر به جایی اینکه به فکر ما باشند به فکر کسانی دیگر هستند
یک شعر داره از رادیو پخش میکند مینویسم میرم. دست به دست من بده. پا به پای من بیا. بگو امروز مال عشق. بگو فردا مال ماست. محمد جواد خادمی

درباره cheshmak

من محمد جواد خادمی متولد سال 67 هستم. از دو سالگی بر اثر تومور مغزی که دیر تشخیص داده شد نابینا شدم. پس از تحصیل در ابابصیر اصفهان در دبیرستان عادی و سپس دانشگاه فولاد شهر تحصیل کردم. هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد بالینی دانشگاه نجف آباد می باشم. آدمی رک هستم که دوست دارم دیگران من را به خاطر خودم دوستم داشته باشم. راستی مجردم
این نوشته در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 Responses to مشکل ازدواج حل شد

  1. 1
    ghanbar says:

    سلام
    یک مرتبه نوشتم اما ارسال نشد .این بحث ها بسیار جالب و مهم است و خواهشمندم که بصورت منطقی و واقعی دنبال شود . با پدیده قرن شما موافقم اما توافق من اصلا مهم نیست که اصل بر انجام کار توسط خواص است ! آقا موظب باش با این پیشنهادات یک وقت ندزدنت ؟ برای من سئوال است که نابینا با خانم بینا ازدواج کرده و بعداز شش ماه زندگی نتیجه نافرجام در بر داشت حالا که با یک همسر نابینا ازدواج کرده آیا می تواند زندگی موفقی داشته باشد حال آنکه مرد نابینا کاردی را بر گلوی همسر بینای خودش گذاشته بود و زن بیچاره فرار را بر قرار ترجیح داده بود عواقب بعدی ازدواج با نابینا چه خواهد بود

  2. 2

    عزیزم حرفت درست اینو مجتبی هم گفت که مشکل اصلی اینا هستن اما بگما قرار نشد اسم رویانیان را ببری چه خوب بگی چه بد به ذررته حالا ببین کی گفتم

دیدگاهتان را بنویسید