بريده هاي ايران سپيد از بيست آبان 91 تا امروز

دريچه:

توليد عصاهاي هوشمند ويژه نابينايان، موضوعيست كه در چند سال اخير ذهن برخي از طراحان و دانشمندان جوان كشور را به خود معطوف كرده است. اين نوع از عصاها

در كشورهاي توسعه يافته توليد شده و توسط تشكلهاي ويژه نابينايي در اختيار اين افراد قرار ميگيرد، اما از آنجا كه تشكلهاي نابينايي در ايران قدرت اجرايي لازم

را براي تأمين نيازهاي اعضاء خود ندارند، نميتوانند تجهيزات پيشرفته را در اختيار نابينايان كشور قرار دهند. وضعيت سازمان بهزيستي هم كه كاملاً مشخص است. با

همه اين تلخيها، گروهي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي اميركبير و دانشگاه شريف، به فكر توليد عصاي هوشمند براي نابينايان ايران افتادند. اين دانشآموختگان

با تأسيس شركت دانشبنيان «فيدار دانش»، از حدود سه سال پيش پروژه طراحي و توليد اين عصا را آغاز كردند و بالاخره امسال موفق به توليد نسخه نهايي عصاي هوشمند

شدند. امير ابراهيمي، مديرعامل اين شركت در گفتگو با ايران سپيد درباره مراحل توليد عصاي هوشمند و همچنين ساختار اين عصا چنين گفت: در آغاز به فكر توليد عينك

هوشمند افتاديم، اما در تحقيقات اوليه به اين رسيديم كه عصا نسبت به عينك براي نابينايان در درجه اول اهميت قرار دارد؛ بر همين مبنا به اين فكر افتاديم تا عصاي

هوشمند را براي اين افراد توليد كنيم. اين پروژه سه سال و نيم طول كشيد. ابراهيمي در ادامه به جزئيات اين عصا پرداخت و افزود: بدنه اصلي عصا از فلز است، اما

ساختار آن از پنج قاب تشكيل شده كه داخل هر كدام از قابها، قطعات الكترونيكي با رشته سيمهايي به ويبراتور اصلي متصل شده اند. مديرعامل شركت فيدار دانش درباره

ويژگيهاي اين عصا گفت: ابتدا در نظر داشتيم پيغامهاي اين عصا را مبتني بر سيگنالها و بوقها طراحي كنيم، اما بعد به اين نتيجه رسيديم كه پيغام به صورت لرزاننده

بهتر و مؤثرتر است. با توجه به انواع موانعي كه بر سر راه نابينايان در منزل، محل كار، اماكن عمومي و… وجود دارند، اين موانع را به سه دسته تقسيم كرديم؛ نخست

موانعي كه بر روي زمين و در مسير نابينايان قرار دارند؛ مثل ميز، صندلي، ستونكها و… دوم موانعي كه جنبه پرتگاه دارند؛ مثل چاله ها، چاهها و جويهاي آب و سوم،

موانعي كه بالاي سر نابيناها هستند؛ مثل داربستها و ستونها و… براي هر كدام از اين موانع، نوع مجزايي از ويبره را طراحي كرديم. در انتهاي عصا هم گوي گردان

را تعبيه كرديم. امير ابراهيمي درباره نحوه استفاده نابينايان از اين عصا نيز اضافه كرد: اين عصا مجهز به باطري مخصوص است كه با شارژري شبيه به شارژر سوزني

گوشيهاي نوكياست. اين باطريها توانايي نگهداري شارژ تا 13 يا 14 ساعت را دارند؛ البته كاربران ميتوانند از شارژرهاي گوشي نوكيا استفاده كنند، اما اين شارژرها

عمر باطري عصا را كم ميكنند. در پايان ابراهيمي به هزينه هاي توليد اين عصا اشاره كرد و افزود: به طور حدودي هزينه توليد اين عصا نزديك به ده الي پانزده ميليون

تومان شده است. از آنجا كه قطعات اين عصا در داخل توليد نميشود، تهيه هر كدام از آنها مستلزم صرف هزينه هاي بالاييست. نكته ديگر اينكه شايد يك فرد نابينا به

تنهايي قادر به تهيه اين عصا نباشد و بايد سازمانهايي مثل بهزيستي ما را مورد حمايت قرار دهند تا بتوانيم اين عصا را به توليد انبوه برسانيم. نبايد فراموش كنيم

كه ما با نمونه هاي غربي اين وسيله برابري ميكنيم. امسال ما موفق به شركت در نمايشگاه سالانه «سايت سيتي» كه در آلمان برگزار ميشود شديم. وقتي شركتهاي بزرگ

آلماني و انگليسي اين نمونه را ديدند، به شدت از عصاي توليد ايران استقبال كردند و پيشنهاد برقراري تعاملات سازنده را مطرح كردند.

آگهي:

فروش دستگاه اسپيكر با قابليت پخش و ضبط صدا روي فلش uSb و مموري كارت و همچنين ساير تجهيزات افراد نابينا. تلفن تماس: 09147610150، 09159701572

درد نگفتني:

نه تابستان با هیچ شهریوری و نه زمستان با هیچ اسفندی، اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامد، پاییز مهری داشت که بر دل

هر خیابان مینشست… برگهای پاییزی سرشار از شعور درختند و خاطرات سه فصل را بر دوش میکشند. آرام قدم بگذار… بر چهره تکیده آنها این برگها حرمت دارند. درد

پاییز، درد دانستن است. یه سلام گرم و دبش به همراهان پاییزی حرف اولیمون. امروز میخوام از صحبتهای چند روز گذشته رئیس سازمان بهزیستی بگم که چند روزی تیتر

یک روزنامه ها و خبرگزاریها بود. صحبتهایی که شاید ته دل خیلی از افراد معلول را هم شاد کرد و همه با خودشون گفتند به به! یعنی میشه؟ حتماً میگید بابا این حرفا

چیه که این قدر سر و صدا کرده؟ خیلی عجله نکنید یواش یواش! آخه میترسم بگم نتونید از خوشحالی خودتون رو کنترل کنید! آهای حرف اولیهای عزیز پاییزیه من! رئیس

سازمان بهزیستی گفته که میخوان سهمیه سه درصد اشتغال افراد معلول را به پنج درصد افزایش بدهند! واقعاً آدم میمونه. آخه یکی نیست بگه پدر من، برادر من! شما اگه

میخواستین افراد معلول را سر کار بذارین، چقدر اون سه درصد را اجرا کردین!؟ به نظر من که شما بیشتر میخواید این جماعت معلول را سر کار بذارید وگرنه برادر من

کیه که ندونه به تعداد انگشتای دست هم در استخدام بچه های معلول موفق نبودید. هنوز یادمون نرفته که آموزش و پرورش زیر بار استخدام این بچه ها نرفت و وزیرش تو

رسانه جمعی اعلام کرد که استخدام افراد معلول تو روحیه دانشآموزان اثر بد میگذارد! به قول قدیمیها دیوار حاشا بلنده. برادر من آقای هاشمی! تو این اوضاع و احوال

شما بگو سهمیه استخدام معلولان را کردی 100 درصد، لعنت به ما که باور نکنیم. بگذریم شما در مورد این اظهار نظر چی فکر میکنید؟ میزبان نظرات شما هستیم.

گفتگوي فرهنگي:

با گامهاي مثل هميشه استوار آمده بود. صدايش صلابت و طنين ماندگار مردي كه در طبيعت زيسته، سكوت كوير -كه هزار گونه سخن دارد- را شنيده، در دامنه

كوههاي سر به فلك كشيده همچو شير خفته و در نهايت، صدايش آواز مردي را داشت كه دم به دم طبيعت داده است. مدعي بود با طرحي نو آمده است. مثل هميشه بر اجراي طرح

خود اصرار داشت و هيچ گونه خلل يا هيچ مانعي را بر سر راهش بر نميتافت. آري! محمدعلي اينانلو، استاد سفر و طبيعتگردي، ظهر يكي از ايام نوزدهمين نمايشگاه بين

المللي مطبوعات ميهمان ما شد. از انديشه تازه اي سخن ميگفت كه براي نخستين بار در ايران و به ادعاي خودش در جهان قرار است اجرا شود. مرد طبيعت درباره طرحش سخن

را اين گونه آغاز كرد: طبيعتگردي يكي از تخصصيترين فعاليتهايي است كه توسط مؤسسه «طبيعت» به علاقمندان طبيعت آموزش داده ميشود. با توجه به اين زمينه فعاليتها،

به ذهنمان رسيد كه براي افراد داراي آسيبهاي بينايي، تورهاي تخصصي طبيعتگردي برگزار كنيم. اين طرح براي نخستين بار در ايران و ميتوانم به جرأت ادعا كنم براي

نخستين بار در جهان، توسط مؤسسه طبيعت و با همكاري و همفكري روزنامه ايران سپيد، تنها روزنامه ويژه نابينايان در جهان اجرا ميشود. اينانلو درباره ريشه شكلگيري

اين طرح گفت: نميدانم كتابهاي «كارلس كاستاندا»، نويسنده شهير آمريكاي جنوبي به بريل برگردانده شده است يا نه؛ ظاهراً يكي دو كتاب از آثار اين نويسنده ضبط شده

يا به بريل برگردانده شده است. كارلس كاستاندا با سرخپوستي به نام «دن خووان» آشنا ميشود كه اين آشنايي تحول بزرگي در انديشه اين نويسنده ايجاد ميكند. دن خووان

معتقد بود كه نابينايان ميبينند، اما نميتوانند نگاه كنند. همين ايده مرا بر آن داشت تا اين طرح را به اجرا بگذارم. محمدعلي اينانلو درباره مباني و ساختار طرح

گشت سپيد گفت: براي اجراي اين طرح دو سال وقت صرف شد و ما يكي دو تور آزمايشي را برگزار كرديم. آنچه به عنوان تجربه به دست آمد، مواردي بود كه در اجراي اين

طرح به طور جدي بايد رعايت شود. از جمله اينكه براي هر سه طبيعتگرد نابينا بايد يك ليدر يا راهنما در نظر گرفته شود. يكي ديگر از نكات مهم اين است كه طرح گشت

سپيد بايد در نخستين فاز خود، به صورت تورهاي يكروزه (از صبح تا بعد از ظهر) اجرا شود. در ادامه، استاد سفر درباره چشم انداز اين طرح افزود: همانطور كه گفتم،

اين طرح براي نخستين بار در سطح جهان به اجرا در ميآيد. شايد اين پرسش مطرح شود كه آيا نابينايان بعد از اينكه در چند تور تخصصي طبيعتگردي شركت كردند، ميتوانند

به عنوان تور ليدر ايجاد اشتغال كنند؟ در پاسخ به اين سؤال احتمالي بايد بگويم كه آنچه در اولين چشم انداز به ذهنمان ميرسد، اين است كه آسيبمندان نابينا ميتوانند

دستيار خوبي شوند، اما اين اميد وجود دارد كه با همكاري روزنامه ايران سپيد و مؤسسه طبيعت، دوره هاي ويژه آموزش طبيعتگردي، زير نظر خانم فخر السادات غني، مديرعامل

مؤسسه برگزار شود و اين دوره هاي ويژه، اين امكان را براي نابينايان فراهم نمايد كه در آينده به عنوان يك راهنماي طبيعتگردي براي خود ايجاد اشتغال كنند.

حکایت کوتاه طنز:

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنواییش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد، ولی نمیدانست این موضوع را چگونه با او

در میان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت

چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر

نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود

او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الآن فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید: عزیزم، شام چی داریم؟

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سؤال را پرسید و جوابی نشنید. باز هم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سؤالش را تکرار

کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: عزیزم شام چی داریم؟ و همسرش گفت: مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم: خوراک مرغ!

داستان:

با همان متری که دیگران را اندازه گیری میکنید اندازه گیری میشوید. داستان كوتاه زير را بخوانيد تا به نتيجه فوق برسيد. پسر کوچکی وارد داروخانه شد،

کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی. مسئول داروخانه متوجه پسر بود

و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید: خانم، میتوانم خواهش کنم کوتاه کردن چمنها را به من بسپارید؟ زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام میدهد. پسرک:

خانم، من این کار را نصف قیمتی که او میگیرد انجام خواهم داد. زن گفت که از کار این فرد کاملاً راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد كه پیاده رو و

جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو میکنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت. مجدداً زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی

بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبتهای او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر… از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری

دوست دارم کاری بهت بدم. پسر جوان جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو میسنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار میکنه!

كودكانه شاپرك:

چند قورباغه از جنگلی عبور میکردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است گفتند: شما

بزودی ميميريد. آن دو حرفها را نشنیده گرفتند و تلاش كردند. بقيه مدام میگفتند: نمیتوانيد از گودال خارج شويد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های بقيه

شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش میکرد. هر چه بقیه فریاد میزدند

او مصممتر میشد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمیشنیدی؟ معلوم شد که قورباغه ناشنواست.

در واقع او در تمام مدت فکر میکرد که دیگران او را تشویق میکنند. (اين داستان نقش انگيزه و در عين حال تلاش كردن بدون توجه به گفته ديگران را نشان ميدهد)

منبع: روزنامه نابينايان ايران سپيد.

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در اخبار, کودکان و نونهالان ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید