وقتي نميتوني سرگذشتم را تا آخرش بخوني چرا ميخوني؟

سلام دوستان. اين سرگذشت غير واقعي من است:

ديوونه وار با يك مشت حرف هاي كليشه اي اومدم سراغتون دوستاي خوبم. باورتون نميشه حتي توي چه حسي دارم اين رو مينويسم. هيچ تلاشي براي قشنگ شدن اين نوشته ندارم. فقط و فقط ميخوام بفهميد و بدونيد كه من چه احساسي دارم. خري. خر. خريت. ديوونگي، جنون. شب شده از علي اصحابي داره با بلند ترين سطح صداي ممكن توي گوشم پخش ميشه و در عين حال تمام دماغم پر شده از عطر دخترا و پسرا و خودم و سيگار و كباب و عطر چيپس و پفك و هزار عطر نگفته ديگه مثل عطر هيزم خشك كهنه. مثل عطر زغال. مثل عطر باغ. من جايي نيستم. همينجا پيش شمام. تصورم رفته به باغي كه همه توش جمعند. ميرقصند و ورق بازي ميكنند و قراره شب بشه كه تپش قلب من شديد تر بشه و انگار رو ابرهام و هنوزم حس ميكنم تو رويام ولي نه به اين آرومي كه شما فكر ميكنيد. روياييي بودن منو توي يه ريتم تند تند ترنس تكنو در نظر بگيريد. حالتي كه يك دوز كم از مورفين مصرف كرده باشم و يك خانم بلند بخنده و يكي ديگه جيغ شوق بكشه. جيغ شوق مثل اشك شوق ميمونه. مامان خونه. دي جي ساند. سر و صداي زيادي. برو بابا. بيخيال كه من نميتونم برقصم. همه كف ميزنند منم ميزنم چون ميخوام شاد باشيم. چه باك كه نميبينم و نميتونم بفهمم چرا بقيه دست ميزنند. فقط ميخوام منم بزنم. انگار رو ابرهام و هنوزم حس ميكنم با اين همه سر و صدا رو رويا تاب ميخورم. هستم. شادم. بيخيال غمو غصه. همه و همه مفاهيم دري وري اي بيش نيستند. شما قبول نداريد؟ باشه. داشته باشيد يا نه بالاخره بايد نظرتونو بدونم. بي تو دنيام درهمه. صداي قاشوق و چنگال و خنده همه. دي جي ساند. تاكس هاي جديد كرك نشده. حالتي بشين كه بشه همه پاسور ها رو ديد. يه پارتي. يه مهموني. تو ساكتي. گاهي وقتام يه چيزايي ميپروني. فعلا تو كف كفي هستي كه بقيه ميزنند. سيخ كنيد گوشتارو. مگه كباب كوبيدهست كه تو هستي همه عشق من. من بي حجاب دوس دارم. نباشي بي تو اينجا سردمه. علي علي تند تر. نه. كند تر بخون. بي تو دنيام درهمه. و بعد: يك موسيقي ملوي ولرم مثل شاهكار شير هاي مخلوط باكلاسي كه اولين بار خونه دختر خالهم ديدم. شب شده. ماشين نيست برم خونه. ميرم خونه مهرداد. تو نزديكميو حس ميكنم هنوزم تو رويام. ساعت قرارمون نزديك تر شده. حرف. حرف براي گفتن. سولفاژ قشنگ يك آهنگي كه فقط براي پارتي ساخته شده كه پارتي پارتنر به بار مياره و بعدش كلانتري. بوي پيتزايي كه بهت ميگه درو ببند. اينجا ايراني هست كه جرات نيست اسم دوستامو بنويسم. علي: بيتو دنيام درهمه. يه كمي جمع تر بشينين تا جا بشه جا باشه جا واشه. ديجي ساند. سر و صداي الكترونيك. محوريت من فقط يك ترانه پارتي گونه. ساعت قرارمون نزديك تر شده. هاان؟ ورق پاسور و انگار رو ابرهام. من نابينا نيستم. بيخود كرده هركي گفته هستم. پس چجوري اينجام؟ فلور ولي كدومشون. طبقه دوم. همينگوي. ديشب شب چله بود. بردي قرار از قلب بيتاب من. بخند. بخند. كه خندهت منو با ال اس دي قاتي كرده. شاهين ديوونه بهش ميگه تي. بايد بگه دي. ال اس دي. نه تي. من تو ويكي هم ديدم. ديجي ساند. سر و صدا هاي الكترونيكي نه. واقعي. از نوع واقعيش. شب شده. تپش قلب من شديدتر شده. پاهاش دور كمرم حلقه شده و آ آ آ از خودش صدا در مياره. جيغ ميكشه. منو ميندازه. بوسم ميكنه. لوسش ميكنم. تخمه ميخواد. بايد واسه پريا تخمه مغز كنم. بچه داداشم. بايد به ورق بازي اينا احسنت بگم. بايد خودم انار دون كنم بقيه ميخورند. دوتا پوسته هم توشه. تو هستي همه عشق من. بردي قرار از اين قلب بيتاب من. دوباره بخند. دست بزن. كف كن كه منم كردم و خوب بود. خنده هاي مستانه و ديوونه وار و يكي كه بي قرار و بيخيال و متنفر از جو هاي اين شكلي واسه خودش يك جا بي حس واستاده. ازش ميترسي ولت كنه. بره تو ساندفرج كه بلد نيست فيلمش صداگزاريش به گند كشيده بشه. ديجي ساند. سر و صداي الكترونيك. جمال. منو همه بوي سرخوشي داغ شدن نه. سرخ شدن گوشت. سوسيس خوب نيست. شب ميشه تپش قلب من شديد تر ميشه. يك شاهكار. همه دنيا خلاصه ميشه توي يه دوز مورفين. يه مستي از جنس مايكروسافت ورد. يه سري صدا هاي مينايي. يه سري تيكه هاي آشپزخونه اي. شوژ مياد. هوا شرده. و هيشكي نه جز لي لي. روي صندلي نه ولي  روي دسته اش آره. از يك پرنده كه خود را به باد داد. از لمس دست هايش از خواب ميپرم از ترس از خودم. فري شاد نشسته از اسپورت مذهبي حرف ميزنه تو نميدوني يعني چي كه پر. از خوابي كه درهم است. كند تر بخون. بهت نميرسم. دوباره ريستم. ريستي. ستي. ست نيستي. از داغي پتو ست نيستي. بالا ميآوري همه نوشته هاي من را نكبت مال ميكني. از تو نفس نفس و من خر خل خيلي خاص خيار ميخواهم كه نيست. ديشب بود. لاي نون و پنير ليقواني. پرنده پر. چرا نميايم؟ چون دوست نداريم. مردك آفتابي بي همه چيز اصلا به من بيچشم ندار فكر نميكني. فقط بدان كه صدايش يك لحظه تلفني شد. زيرش زاييد. زاييد. ميگه با توما. با تو ام. هوي. مجتبي. اسم من نه. اون شهرضايي. گوشي. گذاشتم اون زير. بشين پس. من نشستم. فقط مشكلم اينه كه آهنگ قط شد و اين يعني حس و اثر مورفيني كه از جنس نور مخلوط با مواد مخدر بود هيچ هيچ هيچ. دري وري هاي يك دري وري به تمام معنا به معناي واقعي كلمه. چندتا. سه تا خوبه؟ لي لي ميگه به منچه. اين همه آدم. آهنگ. آهنگ كو من آهنگ ميخوام. با كفش كثيف هم كه آهنگ وصل نميشود. كفش كثيف مال نابيناييست كه عصا هم داشته باشد آخرش توي گل گلمال ميشود. بوي چي. نميدونم. توي يه باغ. سوسيس پرسير. خوشمزه. كافشان ممد موند. جاموند. بوي سوسيس. سوسيس بدبختي هاي من وقتي اين جمع ها را هم ميفهمم و هم نميفهمم. گفتم اصلا قصد قشنگ تر كردن اين نوشته نيست. فقط بخند و ببين كه خودش كج مياد چون به قول فري تكي نذاشتي. تموم اينا رو حل كن. هاني باش. معتقد. همينگوي. اين كارارو نكن. چشم ميخوام. من بينايي ميخوام. من بينام. من كور نيستم. خوب شد گاوه اينجا نيست. سكوت. ميپرسه چي مينويسي. ميخنده. زل زده به لپتاپ من. اون يكي مثل كلاغي كه توي سطل افتاده قار قار ميكنه. پچ پچ نكن. بگو. برين استورمينگ. سرعتت پايين و دقتت بالا. دقت كور ها كمه. زودي ميخوردند. تو ديوار. به ميله ها و تابلو ها. سيخ بده. فري شاد. جمال بگه بله به جاي يكي ديگه انگشتام اشتباه مينويسند. يخ كردهند. سهيل ميگه آفرين ولي به من نيست. مجتبي برنده شد. من نه يكي كه مجتبي هست ولي نابينا نه. اونا كه خط نيفتادند. حسن هم ميرسه. لي لي ميخنده. شمالي شدند و عرب بودن از ريخت صدا هاشون ميباره. ديوونگي. اسم من تكرار ميشه ولي كسي با من نيست. صبح تاحالا هم كسي بامن نبود. همه يك نگاه ميندازند رو صفحه من و بيخيال خيال هاي من ميرند. بوي سوختني دماغ ذهنم رو پر كرده از هرچي بدبختي هست كه نابينايي دوچار من كرده. بايد نگي. بايد اينجور جاها شاد باشي. ديوونه باشي. هيچ لحظه اي زيبا تر از اون نيست كه امروز تموم بشه. اتفاقا زشت ترين لحظه هم همين لحظهست. بخنديد. بلندتر. تيكه بندازيد. آب داره ازش ميچكه. نميشه. همه اين ها مسخره شده. گفتند امتحان نميديم. كدوم درسا امتحان نداره من نميدونم. تپش قلب من شديد تر شده. بوي عطرش دوباره پخشه. از گريه شديد. اين آهنگو تو دوست نداري. چيكارت كنم. ديوونه هاي خاطره خوان. كنجكاوي هايي كه هيچ به درد من نميخوره. نه خوبه. نه بد. كه تير ميخورم كه تير ميكشم. صبر كن ناهار الان آماده ميشه. انگشت هام را ها كنم. صبر كنيد. صبر. تند نخون. بدجور سردم است. نزني تو شارج. تنها تر از همه. ها. ها. خا. محكوم رابطه. دوباره يك آهنگ به شدت شاد. من اينجام ولي شما كجاييد. نظرتون چيه؟ بچه ها چي كار كنيم توي محله بهمون بيشتر خوش بگذره. بايد شما هم با اين فرهنگ ها آشنا بشيد. با سيخ. با منقل. با قرص. با ديجي ساند. با صدا هاي الكترونيك. با اين كه شب شده و تپش قلب من شديد تر شده. بچه ها نظرتون چيه؟ دوست داريد باهم تاكس ده را دائمي كنيم؟ فقط تاكس ده. تاكس ده. پس صبر كنيد هر وقت اومد باهم كركش ميكنيم. دائمي. جاز 22 را هم حتما. توي همين محله. وقتي با اتوبوس بيايي خيلي وقتت طول ميكشه ولي با پرايد تا چهل روز زود تر ميرسه. خدا آفريده ولي گفته عرق نخوريد. منم اگه بخورم چهل روز نمازم چاقو. چندتا؟ وابسته به زاتي كه نميفهمي. امروز دنيا تمام ميشه. ديشب توي جلفا هم جشن وداع با دنيا بود. ما نرفتيم ولي. يك بومي آمريكايي رويكرد جالبي داره. كسي حق نداره در باره شاهنظري نظر بده چون شاه نظر هاست. به نظر اون تيچينگش خوبه. اي بچه هاي بي حوصله. بحث ما اين بود كه چطوري وقتي نابينا باشي اداي بينا ها رو در بياري. من از جسمم مجزا هستم ولي مجتبي نميفهمه. خفه. چي كار ميكنيد؟ بياييد گوجه و خيار شور خرد كنيد. تو هم بايد نقش يك انسان فعال را بازي كني. نميتوني. حالشا نداري. بحث ما بحث بيخودي شد. بيا ببينيم شما چطوري تنهايي ميريد تو متروي تهران. واسه منم بگيد. وقتي كه لمسم ميكني سينماي كلاسيك رو بهم ميزني. سينماي امروز اجازه لمس ميده و سينماي قديم با روسري از خواب بيدار ميشند. بختك بدجوري رو آدم ميفته. ايسيچي. تو ويكي هم نوشته. با عنوان فلجي در خواب. خواب. خواب. اين خواب نيست. انگار واقعا ناهاري هست. شكمو اسمم شده. بچه ها حتي ميگند كه رسما هم شكمو هستم و كلا آدم اسم و رسم داري شدم. اسم و رسم را دوست دارم. وقتي يك كامپيوتر خراب را درست ميكنم همه ذوق ميكنند و من بيشتر از همه چون اسم و رسمم بيشتر ميشه. آوازه من همه جا ميپيچه. شما چي فكر ميكنيد. سوسيس يا مرغ؟ كتف و بال. نه؟ خيار شور و گوجه و سس. ديگه چي؟ فكر ميكنيد غير از اينها بشه طور ديگه اي كامپيوتر درست كرد يا جشن تولد گرفت يا سير شد؟ حالا چرا اينجا؟ با انگشت هاي يخ زده چطوري ميشه كتابي كه موج كور اصفهان قصد انتشارش را داره نوشت. تجربيات مسخره و كاربردي از اينكه وقتي ساندويچ ميخوري چطوري روي پيتزات سس بريزي. حالا كي كيك بديم؟ كادو كوش؟ حسن اينجاست. من آهنگ ميگوشم. تق و تق درو ديوار و اشكالي هم نداره. يواش ميزنيم. اون يكي كه نميتونه. من ميتونم. وسطي بازي ميكنيم. چرا سس ها بوق ندارند كه هرجاي پيتزا سس ميريزي بعدش دوباره همون جاي قبلي نريزي و خودش بهت هشدار بده بگه جشن تولدت خراب نشه. نابينا ها واي ميستند وسط بعد مسئولين پاسشون ميدن بهم ديگه. خيلي باحال ميشه. 34 ساله كه دارند اين كارو ميكنند. وسطي بينا ها با استفاده از توپ هاي نابينا. ه ه. جالبه. اين يكي ميگه ميخواد عكس بگيره بعد دوستش بال دوست نداره. تو تولدته چرا اين جا نشستي؟ الكي از من نپرسيد چته چيكار ميكني. من همينم. بيكار. هنجار گريزي كه دروغ زياد ميگه. حالا نگفتيد قالب جديد محله و چينش سايت خوبه يا بازم مورفين. با پانصد تومان چه قدر چيز ميشه خريد؟ ديشب تا يك نصفه شب سالن بوده. اون يكي تا پنج. رنگ مينايي. چهارشنبه ها. هر روز خونه دو تا بچه ده ساله. يكيشونو سه روز پيش ديدم با هزار تومان خريدمش. خودش خبر نداره. سازم يك سال ديگه صداش در مياد. من ساده ترين سياست مدار دنيام. از نظام دفاع كن. ببرنت تيمارستان چي ميگي؟ ميخوابم و ميگم آرام بخش. خميني ميگفت چي. هيچي. كاري به اين ندارم كه چرا نابينام ولي ميگم چرا خوب نميشم. چرا شما اينقدر تنبليد. اينا ميخواند حكم بازي كنند بعد شما يه نظر كه نه. نظر چرته. يه پست خوب نميديد. خر خودشه. صداشو بلديم. خودشم شديم. اپليكيشن پر كن. چه قدر آسيب پذيره. داد ميزنه. بله. من مترجمي ميخونم. چطو مگه؟ تو خودت اه راست ميگي چي ميخوني. دماغ اون يكي مث يخ سرخ شده. تا حالا يخ سرخ ديديد؟ خون اگه يخ ببنده ميشه يخ سرخ. برق نگيرتتون. ميخواند بطري بازي روشن فكري راه بندازند كه شاهين تو حلقش ميكنه. عكس بگيريم كه يك دونه پاراگراف هم محض رضاي خواننده قطع نكردي. عسك و عكس و عسك. چشمات زشته. كيك قشنگه. خوشمزه. پر مزه. قرمز ميخوام. نه گلگلي. نه سفيد. چرا ميري نرو. چشات عكساشونو ذشت ميكنه. ببخشم؟ خواهش. نريني با اين لحجه. با يك عالمه حرف هاي ديگه. ميخواند درش بيارند. زوم كردند. ميگه بيتربيت. خوب بگه. مگه بقيه كم گفتند. باز عكس و عكس و روز يكشنبه به خونده هاي همه مصرف بشه اين نوشته. يك وقت ديدي بري بيمارستان و براي چي بايد كابل دوربين داشته باشي؟ فيلم بگيري كه چشمم سفيد شده و حالا اون چشمم بسته دربست كه تاكسي با قيمت پايين ديگه نميصرفه من هفت ميليون پول قرنيه از كجا اخ كنم به دكتر هايي كه حساسيتمم خودم درمان كردم با همه اين خارجي خوندن هات. آخه انگشت هام بچه ها هنوز يخه. ميخونيم تولد تولد تولدت مبارك. دست ميزنيم. يك نابينا چجوري بايد اداي بينا ها را در بياره. خيالي. ب بريدن تن يك نفر ميمونه اين بريدن كيك. چه عالمي داره. داداشمم كيك سالگرد ازدواجشون رو يه شب بريد. همه عكس گرفتند. كي با تو دوسته. دستتم درد نكنه. اعصاب خردياش مال يكي ديگه بود. ببريد. يه عكس با مولود و كيك هم بگيريد. 11 تا آدم با چشم دار و 1 آدم بي چشم ندار. با كيك برقص. من اين وسط چيكار كنم. بومي آمريكاست. چي كار كنه! بخند. بخند كه خنده هاي تو نوش جانم. با چاقوي كوچيك هم ميشه بچه ها. مگه نه. هميشه ميخوام وقتي اينو ميخونيد بخونيد و فكر كنيد و هرجاش نامفهوم بود دوباره برگرديد. برگردم سر خونه اول. سفيد نميخوام. بخند از چپ و راست من بخنديد. مثل رواني ها. با گل هاي الكي واقعي. تيكه به من. من بي تفاوت. هيچي نميگم. ميگن گلاي كيك رو بديد مجتبي اگر خورد واقعي نيست و اگر نه كه هست. بخنديم همه با هم و به هم. هر دو تاش كرمه. كرم نه كرم. يك طعم. نه يك طمع. سلام مامان. تازه ميخواييد كيك بخوريد؟ آره. ساعت چهاره. اذان ميگه. آمريكاييه. تازه مسلموني رو ديده. چاقو هنوز پيدا نشد. يك نابينا چجوري شاد باشه. شما مترو چجوري ميريد؟ مرغ چجوري مقرورانه ميخوريد؟ با بچه تون چجوري برخورد ميكنيد؟ چجوري يكيو عاشق خودتون ميكنيد و شغلتونو حفظ ميكنيد؟ كيك ميدن. من برم كيك بخورم كه ساعت قرارمون نزديك تر شده. ميبينمتون بزودي. چشمتو اينطوري كج بگير تا وقتي رسيديم بهم همو بشناسيم.

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 Responses to وقتي نميتوني سرگذشتم را تا آخرش بخوني چرا ميخوني؟

  1. 1
    alma says:

    من تا یه جاییشا خوندم ولی انگار اصلا” حالتون خوب نبوده وقتی نوشتید شاید فقط خودتون میفهمید!!!!

  2. 2

    سلام آلما جان. اتفاقا چيزي مصرف نكرده بودم. فقط يك لحظه به سرم زد اداي يه همچين حسي را در بيارم كه بعد كه خودم خوندمش كلي كيف كردم. خودمم نميفهمم دقيقا چي بود چي شد! تلفيقي از واقعيت و تخيل. بالاخره مرسي كه حد اقل تا يك جاييشا خوندي!

  3. 3
    علی says:

    خوشم سس یخ سرخ رو با خیار شور مواظب باش جوب دست هاتو افتاد تکنو بزار که طرف کوره از خیابون بزن که با تکنو خوش مزه میشه سس رو رد خیارشور کن, گناه داره. آقا گوجه چرا یخ قرمز سس عصا آمد چرا با ساندویچ دست می گیری

  4. 4

    بي انصاف نباش علي. نوشته من اون قدر ها هم به هم ريخته و درهم و بي معني نبود. ايني كه نوشتي همهش تك كلمهست. مال من جمله واره يا عبارت واره ست. البته اگر يك كتابچه در شرح اين نوشته بنويسم متوجه ميشيد كه هر كلمه اي كه توي نوشته من اومده پيامي پشتش بوده ولي نوشته به نوشته بودنش زندهست پس اون چند صفحه شرح رو نمينويسمش.

  5. 5
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! من تا آخرش خوندم و در حالی که دوچرخه ام را پس از یک هفته در دست داشتم و از پارکینگ اداره خارج میشدم خواندم، خوشا آن روزها که اینقدر سرخوش بودی و به این راحتی و قشنگی مینوشتی!

  6. 6

    درود من که همش رو خوندم.
    خخخخخخ ولی فکر کنم چیزی مسرف کرده بودی.

دیدگاهتان را بنویسید