پادكست مربوط به پانزده ديماه بدون شرح

پادكست مربوط به پانزده ديماه بدون شرح. كليك كنيد.

 

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در آموزش, اخبار, خاطره, صوتی, کودکان و نونهالان ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 Responses to پادكست مربوط به پانزده ديماه بدون شرح

  1. 1
    مینا مینا says:

    من همین الآ« دانلود کردم و گوشش دادم
    فقط می تونم بگم خوش به حالتون
    چه قد دوست دارم منم تنهایی برم بیرون یا حد اقل مثل همه بچه های دیگه بدون این که کسی دستمو بگیره با دوستام برم بیرون
    اما این ترس لعنتی از جهتیابی نمی ذاره
    امیدوارم که منم یه روزی بتونم با این ترس مبارزه کنم

    • 1.1

      مينا خانم:
      از نظرت به فكر رفتم.
      مرسي كه مشتري پر و پا قرص اين محله هستي.
      ديدي من چه قدر به ماشين ها خوردم؟
      با چه خطري از يكي از دو باند اين اتوبان رد شدم؟
      دزدگير يك ماشين رو به صدا در آوردم؟
      اين ها همه يعني من هستم. من زنده ام و ميتونم باشم.
      شما اگر بري بيرون مردم ميتونن توي جهتيابي و پيدا كردن راه كمكت كنند.
      اگر توي خونه باشي كه كسي نميبيندت كه بخواد و بتونه كمكت كنه.
      همه بالاخره از يه جايي شروع كردند ديگه.
      يادم مياد بابام وقتي پنج سالم بود و از آب ميترسيدم و نميرفتم توي رودخونه شنا من رو بقل كرد و پرتم كرد توي آب.
      اينقدر ترسيده بودم كه چيزي نمونده بود سنگكوب كنم. ولي تمام شد. ترسم از آب ريخت. اگرچه كه شنا بلد نبودم ولي از آب هم ديگه نميترسيدم.
      خوش باشيد.

  2. 2
    بنفشه says:

    من اولین بار که تنها بیرون رفتم به کسی چیزی نگفتم، با آژانس رفتم ولی وسط راه پیاده شدم بعد که بابام متوجه شد کلی باهام دعوا کرد. کارم غلط بود ولی خوب ترس داشتم نذارن تنها برم بیرون.
    حالا دیگه مشکلی ندارم و به راحتی هرجا دلم بخواد میرم.
    این ترس در وجود همه ما هست باید سعی کنیم بهش غلبه کنیم چون نمیذاره استقلال داشته باشیم مثل خیلی از دوستان خودم که یا باید با آژانس “بانوان” برن بیرون یا با یکی از اعضای خانواده.
    اگه ما بتونیم مستقل باشیم از زندگیمون نهایت لذت رو میبریم در غیر این صورت همه عمر گوشه نشین و سربار خواهیم بود.

  3. 3
    cheshmak says:

    خیلی باحال بود هرچند من یک قرن بعد گوشش دادم ولی از این تجربه های فانتزی خیلی خوشم می آید
    این تجربه ها آموزنده هم هستند. در مشاوره هایی که با بچه نابینا داشتم خیلی از آنها فکر میکنند که بچه هایی که پیشرفت کرده اند وقتی بیرون می روند خیلی راحت هستند و هیچ مشکلی ندارند مثلا فکر می کنند مجتبی بدون هیچ درد سری هرجا میخواهد میرود آنها فکر می کنند شما یا سایر افراد موفق هوشهایی خاص دارید این کیلیپها به آنها سابت میکنند که واقعا هیچ هوشی در کار نیست
    البته من از کلیپی که در مورد فرجه دانشجویی و در آشپز خانه دانشگاه بود چندان خوشم نیامد بیمزه بود پسره خیلی بیمزگی در آورد تازه فکر میکرد خیلی باحال است

  4. 4

دیدگاهتان را بنویسید