یکم با من توهم بزنید

دیشب که من آروم خوابیده بودم
از شدت ضعف توهم زده بودم
از بس که این کتابها ها را خواندم. یکزره مخم را هی تراشوندم
تو اومدی شیرینم به خوابم. چندی از دیدنت خرابم
خواستم بگیرمت تو آغوش. آخ ببخشید نا محرمیم کرده بودم فراموش
باور نمی کردم بعد آن روز. ببینمت ای آرزوی بیهوش
دختر زیبا تو کجا بودی. اصلا بدون من میآسودی
من که میدونم دل تو دلت نیست. از من که دوری هیچی حالیت نیست
من که میدونم بدون من خرابی. مثل یک خرس که رفتی زیر آبی
من که میدونم منتظر نشستی. بخچه خانه بخت را بستی
من که میدونم داری هزار شکایت. خب گلم من چه کنم حکایت
من که حنوض مالی ندارم. دست خالی چی برات بیارم
میدونی اگه بیام خونتون. مامانت آتش میزنه لونمون
میدونی که طلا گرونه. آره عزیز این دل لبریز خونه
اما اگه یک کمی دیگر صبر کنی. خواستگارات را کمی معطل کنی
می آیم با دستی لبریز طلا. تا بگیرم بوسه از اون لبات
خلاصه حرف زیاد نشه. آخه داره دیگه شب میشه
تو یه چیزی بگو عزیزم. دوستم داری نگی چقدر من هیزم
تو هی منو نگاه نگاه میکردی. انگار منو داشتی صدا میکردی
لبات که باز شدن از هم. دلم ریخت یک باره توی سینم
گفتی که تو چلمن ابله چی داری. که من خوشم بیام از ت بیداری
صورت زیبا داری یا قیافه. یا ماشین بابات مثل ماهه
دکترا داری یا لیسانسی. فکر میکنی کاندیدای دمانسی
کور هم که هستی شکر خدا. با عصا میخواهی بیایی خواستگاری ما
بعدم بگی ببخشید اون دخترتون. که نازه و زیباست گل سرتون
میشه بشند زن ما. یک عمری غلامیشان را بکنیم اینجا
برو آقا خجالت بکش. قربون دمت گرم اون لباسها را هم آب بکش
من آمدم بگم راستی راستی. شما جزوه روانشناسی بالینی میخواستی
اما نگو همش بود بهونه. آقا دارند حرفای آشغونه
بعد یهو برد دفترش رو بالا. فکر کنم میخواست یک اتفاقی بی افتاد
من که حسابی ترسیده بودم. جیغ زدم از خواب جهیدم
مامانم گفت با فریاد. زهر مار مارا هم جهوندی از خواب
دوباره رفته بودی سایت گوش کن. محله مجتبی تو و من
رفته بودی بنویسی چرند. بسه دیگه اون دهنت را ببند
اما بگو به دوستتات. یک نظری بدهند برات
با این چرندایی که نوشتی. خاک بر سرت چقدر تو نحس و زشتی
آره دوستای گلم. این چیزا شده مشکلم
اون دختره من را نمی خاد. به کی بگم ااو ه صفحه کلید افتاد
دخترا بگند به من با لبخند. چجوری میشه یخه دل دختر را شکست

درباره cheshmak

من محمد جواد خادمی متولد سال 67 هستم. از دو سالگی بر اثر تومور مغزی که دیر تشخیص داده شد نابینا شدم. پس از تحصیل در ابابصیر اصفهان در دبیرستان عادی و سپس دانشگاه فولاد شهر تحصیل کردم. هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد بالینی دانشگاه نجف آباد می باشم. آدمی رک هستم که دوست دارم دیگران من را به خاطر خودم دوستم داشته باشم. راستی مجردم
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 Responses to یکم با من توهم بزنید

  1. 1

    باال بود.
    ازین قرص ایرانی ها میخوری. زود زود این جور میشی.
    خارجیش گرون تره ولی تاثیرش هم بیشتر و بهتر و ماندگار تره.
    در کل باحال بود. منو یاد دورانی میندازی که شیشه میزنم.
    شیشه؟ خدا بدور!

  2. 2
    بی نام says:

    تحویلش نگیر خودش با کله میاد سراغت!
    just kidding!
    ایرانیش اینه خدا رحم کنه به خارجیش!
    موفق باشید.

    • 2.1

      ولی من منظورم این بود اگر خارجی مصرف میکرد مثل شیشه ای ها نمیشد. آرام بخش های خارجی آدمو خوب منگ میکنند. جدی یه بار پنج عدد کلونازپام باهم خوردم 27 ساعت خوابیدم.
      البته برای فرار از اتلاف وقت در اتوبوس و جلوگیری از تحمل درد کوفتگی نیاز بود.

  3. 3
    cheshmak says:

    راست میگویی شاید بیاید سراغم
    اما قرصها دیگر تحریم است اگر دوستان دارند برسانند

  4. 4
    بنفشه says:

    سلام.
    چند وقت پیش یکی از مطالب شما رو که در 22شهریور نوشته بودید خوندم جالب بود ولی چرا این بحث رو ناتموم گذاشتید؟
    شما که روانشناسی میخونید و قلم شیوایی هم دارید بحث های روانشناسی رو بیشتر باز کنید چون درک بعضی از این مباحث برای افراد عادی سخته. مثلاً مقاله دکتر یونگ در زمینه روانشناسی تحلیلی که به بحث وجود شخصیت مردانه در درون زن “آنیموس” و وجود شخصیت زنانه در درون مردان “آنیما” میپردازه مطلب جالبی برای دوستان به نظر میرسه.
    البته من قصد جسارت ندارم فقط نظرم اینه که حضور امثال شما در این محله، میتونه برای همه مفید باشه همینطور که تا حالا بوده پس ما رو با مباحث زیبای دنیای روانشناسی بیشتر آشنا کنید.
    موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید