وقتي آسمان مي گريد:

وقتي آسمان مي گريد
وقتي اشك هايش از پهناي سخاوتش جاري مي شود
وقتي نعره هاي فرو خورده اش را فرياد مي زند
وقتي آه سردي از اعماق هستيش بر مي آورد
و وقتي آسمان گريه مي كند
كيست كه دست بر شانه هايش بگذارد؟
كيست كه نوازشش كند
كيست كه چشمان آبيش را با دستمال سپيدي پاك كند؟
كيست كه برايش دل بسوزاند؟
كيست كه اگر او بود ديگر آسمان بهانه اي براي گريستن نداشت!
كيست كه اگر او بود ديگر آسمان آسمان نبود!

درباره بانو.

سلام بانو هستم, نخودی قدیم قدیما... حقوق خوندم و الآن هم مشغول روانشناسی... اهل نصف جهان و یک بهمنی اصیل بینظیر|!...
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

12 Responses to وقتي آسمان مي گريد:

  1. 1
    پريسا says:

    سلام.
    خوش به حال آسمان! كاش مي شد باريد،
    هر زماني كه دل از تيرگي خاك گرفت!
    * * * * * * *
    كاش مي شد باريد، همچو ابري بي نشان!
    كاش مي شد باريد!
    خوش به حال آسمان!!!.
    ايام به كام.

  2. 2
    Saman says:

    سلام نمیدانم چه بگویم فقط میتوانم بگو یم خیلی قشنگ بود دستدرد نکنه نخدی جان ‏

  3. 3
    مینا says:

    سلام واقعا خیلی زیبا بود

  4. 4
    بنفشه says:

    سلام نخودی عزیز.
    چشمان من هم دسته کمی از آسمان ندارد
    هر وقت غباری بر دلم بنشیند اشکهای گرم بر گونه هایم جاری میشود و گرد و غبار دل را میزداید.
    اشک را دوست دارم چون مسیر عبور از عشق را برایم هموار میسازد

  5. 5
    Poo yaa says:

    سلام نخدی به نضر من اول باید از میان خود ما کسی پیدا شود که برای ما گریه کند
    با ما اشک بریزد
    انقدر انسانها سنگ شده اند که آسمان به جای آنها گریه میکند

  6. 6
    masood says:

    sal aam. Badd nab ood.
    Kol lann ra beh teh yeh khoo bee ba sheh ro sha ehh ree nadd aa ramm
    amm ma khoash amm oo madd.

  7. 7
    بی نام says:

    گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد
    هرچه کردم… هرچه… آه! انگار آرامم نکرد

    روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل
    گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

    بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
    درد دل با سایه و دیوار آرامم نکرد

    خواستم دیگر فراموشت کنم، اما نشد
    خواستم، اما نشد، این کار آرامم نکرد


    ذوق شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت
    عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
    -زنده یاد نجمه زارع-
    بسیار سپاس
    نتونستم ننویسم آخه من عاشق شعرم!

  8. 8
    Mohammad says:

    سلام من اصلا از شعر جماعت خوشم نمیاد,اما این یه چیز دیگه بود,از این خیلی خوشم اومد,

  9. 9
    قاصدک says:

    نخودی جان سلام. نوشته ی صمیمانه و سرشار از احساسی بود.از تو خیلی ممنونم.

  10. 10
    نخودي says:

    سلام بچه ها صميمانه ممنون، خوشحالم خوشتون اومد، آسمان چشمانتان آفتابي

  11. 11
    هومن says:

    سلام نخودی و تموم بچّه ها این شعر آلی بود نخودی ممنونم آلی آلی خوش باشید

  12. 12
    نخودي says:

    مرسي هومن خان شما لطف داريد، پريسا جون و بينام عزيز ممنون از اشعار زيبايي كه كامنت كرديد و شد نگين اين پست، سامان مينا و قاصدك عزيز از شما هم ممنون، بنفشه جون هيچ وقت اشكاتو مصير هموار شدن عشق قرار نده حيفه اشكات كه براي هيچ بريزه!
    پوياي عزيز او پيدا شده با شما اشك مي ريزد اما نه براي شما كه براي درد مشترك شما و خودش تنها نه شما او را مي بينيد و نه او شما را، اي كاش كسي بود كه با ما نه به ما مي خنديد!
    مسعود فينگيليشي و محمد كه جداً محمد اسم برآزنده ايه از شما هم ممنون اما شعر و شاعري نياز به اهلش بودن يا نبودن نداره گاهي يك تك بيت مي كند آنچه هزاران كتاب نكرد!

    خوب حالا حتماً مي گيد اين نخودي هم چشمكي جواب مي ده اصلاً چرا قبلاً تك تك جواب نداد كه حالا …
    خب راستش قبلاً حالشو نداشتم حالا ديدم دور از ادبه اولند و اين طور جواب دادن خيلي باحاله دومند اومدم كامنت گذاري.
    بقول پريسا روزگار بكام و بقول خودم شاد باشيد تا هميشه

دیدگاهتان را بنویسید