چشمک به دنیا چشم می گشاید

همین فردا همین فردای خودمان را می گویم یک فروردین وقتی چشم باز کنید چشمک هم چشم به جهان می گشاید. همین چشمک خودمان را می گویم. او برای بیست و پنجمین بار به جهان چشمک خواهد زد. او چشمک خواهد زد و نمی داند دنیا در این سال جدید تولدش چگونه به چشمکش پاسخ خواهد داد. چشمک چشمک همیشه یک جور است تفاوت چندانی نمی کند ولی دنیا هر بار که به چشمک چشمک می زند متفاوت است. گاه با لبخند گاه با اخم گاه با چشمکی می گوید که چشمک بخند گاه با چشمکی می گوید که چشمک چشمانت را ببند. گاه می گوید حرف بزن عزیزم. و گاه می گوید خفه شو. اما چشمک در هر حال دست بردار نیست هرچند گاهی تصمیم می گیرد دیگر چشمانش را ببندد و دیگر چشمک نزند اما دلش رازی نمی شود. آخه به چشماش اعتماد دارد. بهشان اعتماد می کند هرچند نمی بینند حتا یک پرتو از نور. ولی گویا از خیلی چشمها بهتر می فهمند. گاهی چشمانش زیر پتو اشک می ریزند از سختی زندگی و اینکه دیگران متهمش می کنند که زعیفی. متهمش می کنند آنهایی که خود اگر دقیقه ای چشمانشان را ببندی عقلشان را هم از دست می دهند. گاه لبانش لبخند می زنند. می زنند چون می بیند آن قدرها هم که فکر می کرده دنیا عجیب و غریب نیست. همه چشم دارند و او چشمک. مثل خیلی چیزها که او دارد و دیگران ندارند.
یکم فروردین تولد چشمک است. ولی امسال پدر پول ندارد که برایش هدیه بخرد او می داند اما برای او بوسه ای از پدر بهتر از صدها عینک آفتابی است که مردمان به چشم می زنند تا به فرزندان خود بگویند که چقدر دوستشون دارند. او همین چشمان پدر
را دوست دارد که با چشمکش تلپاتی دارند.
یکم فروردین تولد چشمک است. او باز هم با چشمانش عهد می بندد در بیست و پنجمین سال تولدش که سعی کند. سعی کند تا تا آنجا که می تواند با چشمکی هرچند کوچک لبی را بخنداند. او کار زیادی بلد نیست که برای دیگران انجام دهد. یکم بلد است جک و جفنگ بگوید مثل آن روز که دوستش عمل جراحی کرده بود و داشت از ناراحتی می مرد. رفت بیمارستان آنقدر چلند و چار گفت که دوستش را از آن حال و هوا در آورد. یکم کامپیوتر بلد است اما همین یکم را هرجا که بتواند آموزش می دهد. مثل دیروز که دوستش زنگ زد که بابا من بلد نیستم jaws را نصب کنم و او همین کار ساده را بهش یاد داد. کمی موسیقی بلد است که گاهی می زند و باهاش می خونه تا کمی شاد بشه یا دیگری شاد بشود. کمی روانشناسی بلد است که هرجا کسی خواست بهش کمک کند تا نبادا
یکم فروردین تولد چشمک است. و هرکس چیزی می گوید یکی می گوید که چرا دوباره قلط املایی داری. دیگری تبریک و دیگری ….
اما چشمک با توم فارغ از همه اینها تولدت مبارک

درباره cheshmak

من محمد جواد خادمی متولد سال 67 هستم. از دو سالگی بر اثر تومور مغزی که دیر تشخیص داده شد نابینا شدم. پس از تحصیل در ابابصیر اصفهان در دبیرستان عادی و سپس دانشگاه فولاد شهر تحصیل کردم. هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد بالینی دانشگاه نجف آباد می باشم. آدمی رک هستم که دوست دارم دیگران من را به خاطر خودم دوستم داشته باشم. راستی مجردم
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

8 Responses to چشمک به دنیا چشم می گشاید

  1. 1
    مینا says:

    تولدتونو تبریک میگم امیدوارم امسال یکی از بهترین سالهای زندگیتون باشه و این روز یکی از متفاوت ترین روزهای تولدتون

  2. 2
    آدمک says:

    تولدت مبارک.
    تولد من هم رند است ولی نه مثل تو
    من یازده یازده هزارو سیصدو هشتادو یکم

  3. 3
    Saman says:

    سلام چشمک جون منم تولدت رو از طرف خودم و چندینتا دوستهای مشتم که الآن اینجا رو بوشتبوم پیشم نشستن تبریک میگم

  4. 4
    بنفشه says:

    سلام جناب چشمک.
    منم به عنوان خواهر بزرگترتون البته اگه قابل بدونید تولدتونو تبریک میگم.
    تولد شما و همه اونایی که متولد 1 1 هر سالی هستن.
    بهترینها رو واسهتون آرزو دارم

  5. 5
    masood says:

    sal aam oass taad.
    Tav al lo det ba ey det mo ba rak.
    Khoash beh ha let doe yek jeh loee.
    Ma faghh att ey doe daareem val e toe….

  6. 6
    نخودي says:

    سلام جناب چشمك تولد تون مبارك، با آرزوي بهترين ها براي شما. **

  7. 7
    cheshmak says:

    مرسی از تمام دوستان عزیز که همیشه لطف دارند

  8. 8
    ghanbar says:

    درود
    تولدتان مبارک باشد دوست عزیز
    بعد از بیست و پنج سال مطمئنا دارای تجربیات ارزشمندی هستید ..عید نیز بر شما دوست عزیز مبارک باد .منتظر پست های ارزشمندتان نیز هستم .ایام به کام

دیدگاهتان را بنویسید