بي عنوان

مي خواهم بنويسم اما چه نمي دانم؟
چيزي سنگين است اما چه؟ نمي دانم!
راهي را بايد مي رفتم اما نرفتم! چرا؟ نمي دانم!
و باز مي نويسم و مي نويسم!
اما دوست دارم مي توانستم فرياد بزنم!
بروم در خيابان در يك ميدان خيلي خيلي بزرگ پر از آدم آنجا فرياد بزنم! داد بزنم!
چه بگويم نميدانم چرا بروم نمي دانم!
اصلاً نمي دانم چرا؟!
و باز نمي دانم چرا هزيان گويي هاي خودم را براي شما داد مي زنم؟
اي كاش گوش هاي شما هم بسته باشد!
مثل روح من اما نه مثل گوش هاي من!

درباره بانو.

سلام بانو هستم, نخودی قدیم قدیما... حقوق خوندم و الآن هم مشغول روانشناسی... اهل نصف جهان و یک بهمنی اصیل بینظیر|!...
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 Responses to بي عنوان

  1. 1
    نخودي says:

    سلام خودم چطوري چقدر استقبال شده از پستت به كدومش جواب بدي!؟ اشكال نداره به هيچ كدوم جواب نده1

  2. 2
    نخودي says:

    سلام صبح به خير فكر كنم حسابي زده به سرم هي ميام براي خودم نظر مي ذارم!
    آخه نخود جان هزيان گويي كه ديگه ديدگاه نمي خواد عزيزم برو ادامه خوابت رو برو كه اين طوري شايد يه كمي پيچ و مهره هاي سرت هم بياد سر جاش!

  3. 3
    نخودي says:

    سلام دارم دنبال پست هاي خودم مي گردم رسيدم به تو پست عزيز محجور مونده گفتم يه سلامي عرض كنم برم ……. “”

دیدگاهتان را بنویسید