روانشناسي, دوست نابيناي من, چيزي كه تو بايد باشي

همه چیز از خواستن شروع می شود .
خواستن غریزی ترین واکنش بشر نسبت به نداشته هایش است.
همین که خیره میشوی به چیزی که تنها دلت تصاحبش را میخواهد ، خواستن ، قدرتش را به رخ می کشد …
مشکل انسان ها در خواستن ِ نداشته هایشان نیست ، مشکلشان در کنار آمدن با این نداشته هاست …
اینجاست که احساس خوشبختی مقطعی می شود

به محض اینکه شما چیزی را دیدید که داشتنش را میخواهید خوشبختی تبدیل به احساسی می شود که تا آن را بدست نیاورید از آن محرومید

و اینجاست که حسادت رخ میدهد
حسادت مفهومی لحظه ایست که در یک لحظه در ناخود آگاه شما جوشش میکند و شما را ملزم به تصاحب میکند
در حسادت ، مشکل شما نداشته های دیگران نیست ، بلکه داشته هاییست که آن ها دارند و شما ندارید
به عنوان مثال شما هیچوقت برای داشتن یک سیاره حسادت نمیکنید ، زیرا دیگران هم سیاره ندارند

خیلی مهم است که بدانید میزان حسادت به میزان ارزشی است که شما برای دیگران قائلید
تا مادامی که در درون شما به همان اندازه که حواستان به دیگران هست به خودتان نیست ، حسادت رخ می دهد
مادامی که دنیایمان درگیر بدست آوردن ِ داشته های دیگران است هیچگاه احساس خوشبختی در ما متولد نمی شود
زیرا همیشه در هر سطحی که باشیم باز هم چیزی هست که نداشته باشیم و دوباره درگیر تصاحب میشویم .
و این چرخه ی باطل ادامه دارد…

سخت است باور اینکه یک انسان میتواند خودش را با نداشته هایش بپذیرد ، انسان تا وقتی خود را کشف نکرده ، از خود لذت نمی برد
تا مادامی که از خود لذت نبرد نمی تواند به خودش قناعت کند تا وقتی نتواند به خودش قناعت کند ، جواب سوال هایش را در دیگران میجوید
آنهم چه دیگرانی ؟ که همه شبیه خودش گم کرده ای دارند … که هیچ گاه پیدا نمی شود

نیت ها ، نقش بزرگی در احساس رضایت دارند شما درس نمی خوانید که به دانشگاه بروید تا از دانشگاه رفتن ِ خودتان لذت ببرید
شما درس میخوانید که دانشگاه بروید تا از دیگران عقب نمانید

شما 3 سال سخت کار نمی کنید تا ماشینی را بخرید ، که در رویایتان همیشه پشتش نشسته اید
شما کار میکنید تا ماشینی را بگیرید که دیگران به شما القا کرده اند فوق العاده است

….

شما آنقدر در دیگران حل شده اید که تمام نیت هایتان وابسته به تفکر ، نگرش ، زندگی و ارزش های آنهاست
ارزش هایی که چون همیشه به واسطه ی حضور دیگری ارزش میگیرد پس رقابت ایجاد می کند
رقابت بین تمام افرادی که ” خود ” را جا گذاشته اند و با هم بر سر اول بودن رقابت میکنند
طبیعیست شما حتی اگر اول هم باشید خیلی احساس خوشبختیتان دوام نمی آورد
زیرا همیشه در هر چیزی ، بالای داشته های شما وجود دارد
.
.
.
باید باور کرد احساس زیبایی در زندگی به درون شماست .
به صرف اینکه وارد دنیای بیرونتان می شوید اگر ” خود ” را همراه نداشته باشید به ” جلب توجه ” پناه میبرید .
و هر چقدر هنرمندانه توجه ها را جلب کنید در لحظات تنهایی چیزی برای لذت بردن ندارید
زیرا توجه نیز مفهومیست که با حضور دیگران تعریف می شود . و دیگران هم برای مدت زیادی شما را اول نگه نمیدارند…
زیرا طاقت دوم بودن را ندارند و اینگونه است که دیگران میتوانند برای احساس ِ خوشبختی شما تصمیم بگیرند
زیرا این احساس را روی اطرافیانتان سرمایه گذاری کرده اید …

یــــــــــــــــاد بگیرید شما در یک چیز اول هستید .
حتی اگر نخواهید هیچ کسی نمی تواند جز شما در آن اول باشد آن هم خود بودن است .
شما اگر خودتان باشید جذابید . زیرا جذابیت مختص هر چیز کمیاب است .
و از هر انسان ، تنها یکی به وجود آمده

بیایید باور کنید کافیست یک بار باب میل دلتان بچرخید تا شب وقت خوابیدن پر از احساس خوب باشید
به درک که دیگران میگویند ” این جو گیر رو نگاه کن ”
وقتی دلتان میخواهد زیر باران برقصید خوب برقصید …
وقتی دوس دارید دستمال گردن بگذارید خوب بگذارید …مهم احساس شماست .

اگر دیگران هم عکس العملی نشان دادند به پای این بگذارید که شهامت انجام خواسته های درونی خود را ندارند
و میخواهند از کسی که این کار را میکند ایراد بگیرند

این را بدانید
خوشبختی احساسی درونیست که با بدست آوردن نداشته ها ، حاصل نمی شود
خوشبختی مستقل تر از این حرفاست که وابسته به بود و نبود ِ چیزی شود
و هنگامی حاصل می شود که شما از خویش احساس رضایت داشته باشید
اگر روزی توانستید از خودتان با تمام گند هایی که میزنيد راضی باشید
خوشبختی در شما استمرار پیدا میکند … هر لحظه برای شما زیباست
حتی درد هایتان را دوست دارید
زیرا درد هایتان بیشتر از هر چیزی به درونتان تعلق دارند …
دردهایتان را به آغوش می کشید که بوی اصالت میدهند و زیبا تر از این … نخواهد بود.

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در آموزش, مقاله ها ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 Responses to روانشناسي, دوست نابيناي من, چيزي كه تو بايد باشي

  1. 1
    مینا says:

    نوشته آموزنده ای بود ممنون

  2. 2

    ممنون مينا كه پايه ثابت اينجا خودتي.
    راستي چشمك اگر اين نوشته و كامنت من را خوندي نظرت را راجع به ميزان صحت نظريات اين مقاله بگو.
    اين نوشته با ذهن و عقل و منطق من يكي كه خيلي سازگار بود.
    واسه همينم گذاشتمش.

  3. 3
    سامان says:

    سلام این نوشته خیلی خوب بود و و من تا حالا به اینجاهای قزیه فکر نکرده بودم وقتی کوچولوتر بودم هر کاری میکردم حرف دیگران برام مهم نبود و زندگی خوبی داشتم با مشکلاتش مثلان میرفتم رو پشتبوم همسایه ها میگفتن عجب کوریه ها ولی من برام مهم نبود و به کارم ادامه میدادم ولی از وقتی که حرفاشون برام مهم شد دیگه اون زندگی خوبو ندارم این نوشته رو که خوندم یاد چند وقت پیش افتادم که شیراز بارون میومد و من بارونو دوست دارم از ترس اینکه بارونو دیگه تا زمستون بعد نبینم رفتم زیرش هرچقدر بهم گفتن دیوونه بیا تو سرما میخوری گوش نکردم و وقتی بارون تموم شد برگشتم تو خونه دیدم واقعان احساس خوبی دارم

    • 3.1

      ايول. همينه. خودشه سامان.
      ولي من هنوز با اينكه هيكلم خرس گنده اي شده واسه خودش به حرف مردم گوش نميدم و مثلا يكي از نمونه شاهكارهام اينه كه با بچه هاي پنج ساله رو تاب ميشينم تاب بازي ميكنم.
      اين قد چپ چپ نگام ميكنند, اين قد با انگشت نشونم ميدند, باور كن اين قد بعدش به خودم چيز ميگند و سرزنشم ميكنند, كه نگو و نپرس ولي من عين خيالم نيست. ميگند ديوونهست يا هر چي. اصلا واسم پشيزي مهم نيست.
      ياد گرفتم فقط خودم باشم و بس.
      بعضي از دوستام بهم ميگند تو ديگه خيلي از حد گذروندي و من در جواب ميگم من وقتي راحتم و آرامش دارم كه از حد بگذرونم.
      هر كي بايد هر جور دوست داره باشه. يكي دوست داره پر هيجان باشه خوب باشه يكي هم نه خوب نه.

  4. 4
    نخودي says:

    من هشتصد درصد موافقم! منم اي راحتم براي خودم زندگي مي كنم فقط براي خودم فقط يه كاري هست كه نكردم خيلي انجامش سخته كلي راه رو بايد برگردم ولي بخاطر خودم آخرش انجامش مي دم.

  5. 5
    مسعود says:

    sal aam, vaghh tee teet reh een matt labbo khoon damm ett mee naan daash tamm chesh makk neh vesh tattesh.
    Moaj tab aa, toe keh oon ghhaddr oass ta dee keh dee ggeh nee aaz beh goafe tann ehh mann neesst.
    Al bat teh khobe ba yadd amm ba shee.
    Choane beh hesh nee aaz daari.
    Mamnoon.

  6. 6
    سامان says:

    مجتبا جان به غول خودت همینه و میخواستم بگم بازم
    دستدرد نکنه چون این نوشته منو به خودم آورد

  7. 7
    cheshmak says:

    این یکی از شاهکارهای روانشناسی است. اعتماد به نفس یا واژه علمیش عزت نفس. چیزی که آن را پایه یا ستونی می دانند تا فرد بتواند خود را سر پا نگه دارد. اگر فرد به این مطلب دست یابد که من برای این عزیز هستم که یک انسانم نه اینکه خوش تیپم یا اینکه فوق لیسانس یا دکترا یا فلان مدرک کامپیوتر را دارم. یا اینکه من خود را می پذیرم نه به خاطر اینکه هیچ گاه اشتباه نمی کنم بلکه می پذیرم چون من هم یک انسانم و 50 درصدم خوبی است. دیگر دلیلی ندارد که از این بترسد که دیگران در مورد من چه فکر می کنند. دیگر اهمیت ندارد که من باید کارهایی که دیگران می گویند را انجام دهند. من پی روی هدفهایم هستم حتا اگر تمام دنیا جمع شوند و بگویند هی خره اشتباه می کنی.
    مرسی مجتبی خیلی خیلی حال کردم از این مطلب. مثل همه کارهایت عالی بود.

دیدگاهتان را بنویسید