احمقانه ترین سوالات از مایکروسافت

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده‌اند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده‌اند. لیست احمقانه ترین سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده به شرح زیر است:
_____
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید… Internet Explorer
_____
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!
_____
یک مشتری نمی‌تونه به اینترنت وصل بشه…
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.
_____
مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم…
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.
_____
مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟
_____
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
_____
مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می‌نویسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟
_____
مشتری : سلام، من (سلین) هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟
مشتری : آره ولی اون واقعاً گیر کرده
مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می‌کنم…
مشتری : نه… صبر کن… من هنوز نذاشتمش تو درایو… هنوز روی میزمه.. ببخشید…
_____
کاربر: کامپیوتر می گوید هر کلیدی را (any keys) فشار دهید اما من نمی‌توانم دکمه any را روی کیبوردم پیدا کنم.
_____
کاربر: من نمی‌توانم کانال‌های تلویزیون را با مانیتورم عوض کنم.
_____
کاربر: من با یک نفر در اینترنت آشنا شدم می‌توانید شماره تلفن او را برای من پیدا کنید.
_____
کاربر: اینترنت من کار نمی‌کند؟
مشاور: مودم را وصل کرده‌اید، همه سیم‌های کامپیوتر را چک کرده‌اید؟
کاربر: نه الان فقط مانیتور جلوی من است هنوز کامپیوتر و مودم را از جعبه در نیاورده‌ام!
_____
کاربر: پسر 14 ساله من برای کامپیوتر رمز گذاشته و حالا من نمی توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
کاربر: نه آن را به من نمی‌گوید چون با من لَج کرده!
_____
مشاور: لطفا روی My Computer ،کلیک کنید.
کاربر: من فقط کامپیوتر خودم را دارم کامپیوتر شما پیش من نیست.
_____
مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپای ویری است که روی دستگاه‌تان نصب شده(اسپای در انگلیسی به معنی جاسوس است)
کاربر: اسپای!؟ ببینم یعنی او می تواند از داخل مانیتور وقتی لباس عوض می‌کنم من را ببیند؟
_____
کاربر: ماوس پد من سیم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نیست سیمی داشته باشد.
کاربر: پس چگونه می تواند ماوس را پیدا کند؟ یعنی وایرلس است؟
_____
مرکز مشاوره: چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری: یک کامپیوتر سفید…
_____
مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام… من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و…
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!
_____
مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : (نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم) من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم، اماکامپیوتر هنوز میگه نمی‌تونه پیداش کنه…
_____
مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خریده!
_____
مرکز : الآن F8 رو بزنین.
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته…
_____
مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی‌کنه.
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم.
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید.
مشتری : باشه.
مرکز : کیبورد با شما اومد؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه‌ای اونجا نیست؟
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه… اون یکی کار می کنه!
_____
مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می‌تونم کمکتون کنم؟
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می‌کنید؟

مینا

درباره مینا

سلام. من مینا مَلِکی هستم، 23 سالمه، در رشته ی علوم تربیتی شاخه ی تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی درس می خونم. به علت ازدواج فامیلی، از بَدو تولد نابینا بودم، دلیل نابیناییم هم عدم رشد صحیح شبکیه هست. کتاب، مخصوصاً رمان رو خیلی دوست دارم، عاشق پیانو هستم و تا حدیم می تونم بزنم. به کامپیوتر هم تا حد قابل قبولی مسلطم، البته نه در حد برنامه نویسی و کارای خیلی خیلی حرفه ای. خیلی دوست داشتم برنامه نویسی یاد بگیرم ولی چون قسمت مهمی از برنامه نویسی ریاضیه کلا بیخیالش شدم. عاشق وسایل تکنولوژیکی جدیدم. از درس ریاضی و هر چیزی که توش ریاضی داشته باشه متنفرم. احساساتیم ولی اعضای خانوادم میگن بی احساسم. خخخ، البته دوستای نزدیکم میگن که تو از بس سعی کردی احساساتتو نشون ندی همه این طوری فکر میکنن. کلاً با دوستام خیلی صمیمیترم تا خانواده. یه کمی زود اعتماد میکنم که خیلی وقتا باعث شده ضرر کنم، خیلی دارم سعی می کنم این عیبم رو رفع کنم، اصولاً آدم آرومی هستم، رُکَم طوری که خیلی وقتا این رک بودن باعث آزار بقیه میشه. کمی تا حدی لج بازم، خیلی سرسختم و اگه چیزیرو بخوام ولو کل دنیا نخواد انجامش میدم و بالعکس. دوستی برام بی نهایت ارزشمنده ولی معمولاً خودم خیلی کم پیش قدم میشم و بیشتر به خاطر خجالت. متاسفانه خیلی خجالتیم شاید خیلیا بگن که رک بودن با خجالتی بودن تضاد داره. اما من از لحاظ ارتباط بر قرار کردن خجالتیم و مثلا اگه کسی نظرمو درباره شخصیتش بپرسه ممکنه تا کوچکترین عیبشم بگم خخخ. از نظر مذهبی معتدلم و سعی میکنم با همه جور عقاید ولو 180 درجه با خودم متفاوت باشه بپذیرمش. عقیده دارم طرز زندگی هر فرد از پوشش گرفته تا دین تا انتخاب همسر و غیره و غیره جز خود اون شخص به هیچکس هیچکس و هیچکس مربوط نمیشه و اگه ببینم کسی داره تو این مسایل دخالت می کنه به شدت باهاش برخورد می کنم. درون گرا هستم، راز دار بودن خیلی برام مهمه و اگه تصادفاً خودم باعث بشم راز کسی فاش بشه بی نهایت حتی بیشتر از خودش ناراحت میشم و اگه کسی رازیرو از زندگیم فاش کنه برای همیشه از دایره ی ارتباطیم خارجش میکنم. آزادی خط قرمز منه. اگه ببینم کسی یا چیزی داره محدودش می کنه یا رفتاریرو می کنه که مجبورم برای امن بودن، آزادیم رو کنترل کنم به بدترین وجه باهاش برخورد می کنم و به هر قیمتی آزاد بودنمو حفظ می کنم. البته منظورم از آزادی هرج و مرج نیست، منظورم اینه که من حق دارم برای زندگیم هر تصمیمی که دلم میخواد بگیرم ولو اشتباه باشه. راهنمایی رو با جون و دل می پذیرم اما دخالت رو هرگز. بهم میگن طرز فکرت اروپاییه و تو ایران نمیشه این طوری زندگی کرد. خخخ. مثلاً من عقیده دارم که فرزند بعد از 18 سال کاملا مختاره که با والدین زندگی کنه یا به تنهایی. به هر حال تا حالاش که تونستم همینطوری زندگی کنم و مشکل به خصوصیم برام پیش نیومده. راستی حس کردم شناس نامم خیلی خشن شد باور کنین خودم به این خشنی که اینجا نوشتم نیستم! فعلاً همین قدر یادم میاد. امیدوارم عضو مفیدی برای محله باشم. با آرزوی بهترین ها برای همگی شما
این نوشته در طنز ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

17 Responses to احمقانه ترین سوالات از مایکروسافت

  1. 1
    میثم امینی says:

    درود
    خيلي مطلب باحالي بود! كلي خنديدم! مرسي. ولي من فكر مي‌كنم اين سوالات رو غضنفر و خونوادش پرسيدن!
    اون يكي كه هنوز كامپيوتر رو از جعبه در نياورده بود و مي‌گفت كه اينترنتم كار نمي‌كنه دست پت و مت رو هم از پشت بسته بود!!!

  2. 2
    مسعود says:

    خیلی جالب بود.
    خییییییییییییییییییییلی.
    کلی خندیدیم با بچه ها.
    دمت گرررررررررررررررررمممممم.

  3. 3
    Poo yaa says:

    درود
    نمیدونم چی بگم‏!!! اما خیلی خنده دار بود اما مگ ه اینا تا این حد خنگند‏!‏‏!‏‏!؟

  4. 4
    چی گفتی؟ says:

    از خنده روده بر شدم.واقعا این آدمها وجود خارجی دارند اگر جواب سؤال مثبت باشد خوش به حال خانواده شان.چون آنها زندگی می کنند و ما فکر می کنیم زندگی می کنیم.

  5. 5
    نسیم آتش says:

    درود مینا خانم خسته نباشید خیلی خیلی عالی بود اول صبحی صد درصد شارژ شدم برای ادامه روز مرسی بازم منتظر این دست مطالب از طرف شما هستم بدرود

  6. 6
    shahyar says:

    ددددددووووووووررررررروووووووددددددد خیلی جالب بود ….
    ولی من فکر می کنم این سوال ها را این کاربرها وقتی پرسیدند که تازه کامپیوتر آمده بود….آخه بعضی هاش خیلی تابلو بود….آدمو یاد مزاهم تلفنی ها می ندازه!!!!
    شاد زی مهر افزون
    بدرود

  7. 7
    sanna says:

    سلام مینا جان نرسی خیلی جالب بود کلی خندیدم عالی بود ولی بابا شاید قصدشون سر کار گذاشتن بوده این کارکنان هم بندگان خدا عجب حوصله ای داشتن

  8. 8
    sara says:

    :)):))
    واییییییییی مینااااااا خیلی با حال بود به قول شهیار یاد مزاحم تلفنی ها افتادم.من فکر کردم این چیزا فقط تو ایران خودمون اتفاق می افته.
    :d

  9. 9
    cheshmmak says:

    من یک سوال دارم
    آیا راهی دیگر بجز کشیدن دو شاخ از برق برای خاموش کردن کامپیوتر سراغ دارید

  10. 10
    مسعود says:

    نه.
    فک نمکنم راه دیگه ای وجود داشته باشه.
    مگر اینکه سیم رو پاره کنید.

  11. 11
    نخودي says:

    سلام خانم اجازه ميشه كمي بيشتر در مورد سؤال اول و هفتم توضيح بديد!؟! اصلاً اگه ميشه يه دور ديگه همش رو از اول بگيد؟ آخه اين همه درس براي يه جلسه اصلاً تعطيل كنيم بريم بقيش بمونه براي جلسه بعد!

  12. 12
    soheil says:

    خیلی باحال بود . مرسی

  13. 13
    چی گفتی؟ says:

    با سلام و 100درود.چشمک من یک راه دیگر هم برای خاموش کردن کامپیوتر می دانم آن هم اینکه به آتش نشانی زنگ بزنیم و بگوییم بیاید روی کامپیوترمان آب بریزد تا خاموش شود.به نظرم این بهترین و امن ترین راه است.

  14. 14
    ghanbar says:

    درود
    یک وقتی تازه اینترنت پر سرعت گرفته بودیم بعد دچار مشکل اتصال شد یک دفعه راهنمائی کرد .بعد یکبار دیگر مشکل یافت و رایانه را دوباره نصب کردیم اما سیم تلفن را اشتباه وصل کرده بودیم .با مرکز نت تماس گرفتیم بنده خدا بعد از کلی کار و وارد پنجره ران شدن و کلی اعداد را اجرا کردن متوجه شد که مودم وصل به رایانه نیست وقتی که ما هم فهمیدیم فقط با الو الو گفتن تماس را قطع کردیم و تا چند وقتی هم تماس با مرکز نداشتیم .
    این را گفتم که یادم آمد از رفتارم و علت آن هم پست شما بود

  15. 15
    رسول رضایی says:

    سلام.
    خیلی جالب بود. باز هم مطلب بگذارید لطفا.

  16. 16
    رسول رضایی says:

    سلام.
    این رو یادم اومد که بگم. باید یه سری به جواد ایزدی در انجمن موج نور اصفهان بزنیم. مطمئنم که خاطراتی از رفع اشکالهای بچه ها واستون تعریف می کنه که از خنده دل درد بگیرید. من خودم شاهد چنتاشون بودم.

  17. 17
    ساجده says:

    خیلی بامزه بود ممنون مینا جان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − چهار =