عدالت و قانون در زمان هخامنشیان

سلام به علمای محله
مطلبی که براتون گذاشتم چون برای خودم جالب بود گفتم شاید شما هم خوشتون بیاد
عدالت و قانون در زمان هخامنشیان
در زمان هخامنشیان به داوری و احقاق حق اهمیت داده میشد، چنانچه به نقل از هرودت مورخ نامی آورده شده است
بیش از هر چیز دادگستری مورد توجه ایرانیان بوده است . چنانچه مردی بسیار بزرگ و باهوش که دیوکیس نام داشت میان قوم ماد قد برافراشت.
* مادها او را در دهکده خود به عنوان قاضی برگزیدند. ساکنان دهکده های دیگر نیز به سوی او شتافتند و دعاوی خود را به داوری او واگذار نمودند.
* روزی رسید که مردم به هیچکس جز او برای مرافعات خود رو نمیآوردند. سرانجام در یک انجمن همگانی به پادشاهی انتخاب شد.
و او کسی نبود جز کورش بنیادگذار سلسله هخامنشی.
تنظیم قانون در دولت هخامنشی
در مورد جمع آوری قانون در زمان هخامنشی گفته شده است که * «در زمان سلطنت داریوش، وی دستور داد که یک قانون مدنی کامل از روی قوانین کشورهای تابعه و قوانین ایران تهیه و مورد عمل قرار دهند که بعدها همان قانون پایه گذار قانونگذاران روم و سایر کشورهای جهان گردید.
چنانچه افلاطون ، گفته است قانون ایرانی بعنوان نمونه ای عقل و درایت توصیف شده
دادگاه های مختلف در این دوره
عدالت در زمان هخامنشیان توسط دادگاههایی که به ریاست سران طبقات جامعه تشکیل میشد اجراء میگردید، ایشان در آراء و احکام قضایی خود به سنن کهن و قوانینی که «داتا» نامیده میشد استناد میکردند.
* دادگاههای رسمی دیگری وجود داشت که داوران آنها به «داته برا» مرسوم بودند و مستقیماً از طرف پادشاه منصوب میشدند و شغل آنان نیز مورثی بود.
استبداد ایرانی یا نظمی اجتماعی ؟
موروثی بودن قضات ، نشان از آن دارد که استبداد ایرانی ، به مفهومی که نزد غربی ها معروف است ،‌ نبوده است . چنانچه وراثت در میان قضات موجب می شده است که نظمی اجتماعی در میان مسؤولین اصلی قضاوت در کشور وجود داشته باشد که خارج از حیطه اختیار شاه بوده است و شاه مجبور به پیروی از آن می بود .
به همین جهت امکان آن نبود که شاه هرکس را که می پسندد و دوست دارد ، نصب کند و از طرف دیگر مجبور بود که کارها و تصمیماتش را با این قضات هماهنگ نماید و از مخالفت با آنها بطور علنی دست بردارد .
راجع به اهمیت عدالت و اجرای آن در عهد هخامنشی منقول است که کورش از زبان استاد خود گفته است:
* عدالت آن است که به مقتضای قانون و حق باشد و هرچه را از راه حق منصرف شود ستم و بی عدالتی است و قاضی عادل آن است که فتوایش به اعتبار قانون و مطابق حق باشد.
شورای مشورتی شاهی
شورایی از داوران شاهی که برای مدت عمر تعیین میشدند در مسائل مشکل حقوقی به او کمک میکردند این شورا خود نیز حق داوری داشت و شاه مراقب بود که مبادا در احکام آنها تجاوزاتی روی دهد.
این مسئله هم تأکید دیگری است بر نظام غیر استبدادی حکومت و قضاوت . چرا که وجود قضاتی مادام العمر مانع آن می شد که قضات برای ترس از برکنار شدن ، مخالف حق و قانون عمل کنند و یا بر طبق رضایت شاه عملی نادرست را مرتکب شوند .
حمایت از قوانین ملت ها
آخرین اعلامیه داریوش برنامه جهانداری اوست که از آن به نام برنامه فرمانروایی جهانی آریایی یاد شده است.
بدین اساس هر جامعه مذهبی یا قومی که به رسمیت شناخته شده بود قانون نامه ای تهیه کرد و برای آنکه قانون نامه ها لازم الاجراء گردد، او خود را حامی و مروج آنها میدانست و هر یک را «قانون شاهی» میخواند و از آن پس در امور قضایی بنابر «قانون شاهی» عمل میشد.
قوانین ملت ها
* مصری ها :قانونهای مصری به فرمان داریوش گردآوری شد .
* مغان زرتشتی : مغان نیز به دستور داریوش به جمع آوری قوانین خود مشغول شدند و اصل کتاب وندیداداز جمع آوری این قوانین به دست آمده است .
* یهودیان : یهودیان به دستور داریوش قوانین دین خود را جمع آوری کردند و هنوز هم در زبان عبری قانون را «دات» میگویند که از واژه «داته» فارسی باستان آمده است.
نمایی دیگر از نظم غیر استبدادی با ظاهر فردی
در ایران زمان هخامنشیان، از آنجایی که تمام قدرتها و اختیارات و من جمله قوه قضاییه زیر نفوذ و اقتدار شاه بود، هیچ حق و منطقی در مقابل او عرض وجود نمیکرد و غالباً شاه عمل قضاوت را به یکی از دانشمندان مجرب و سالخورده واگذار مینمود .
بعد از آن یک محکمه عالی وجود داشت که از هفت نفر قاضی تشکیل میشد و پایینتر از محکمه های محلی بود که در سراسر کشور وجود داشت.
این نشان می دهد که چنین مرسوم بوده است که حتما شاه ، فردی سالخورده و کارکشته و نه جوان و خام را از میان دانشمندان کشورش برگزیند و او عالی ترین مقام قضایی کشور و امپراطوری خواهد بود .
یعنی چنین نیست که شاه به هر ترتیبی که خود بخواهد ، حکم کند و دیگران را به مجازات برساند تا نابسامانی و اضطراب همه مردم را بگیرد .
نقش کاهنان و غیر کاهنان
قوانین و مقررات را کاهنان وضع میکردند و تا مدت زیادی کار رسیدگی به دعاوی را برعهده داشتند ولی بعدها افرادی به این گونه کارها رسیدگی میکردند که از طبقه کاهنان نبودند .
معمولاً در دعاوی به استثناء آنهایی که از اهمیت فراوان برخوردار بودند ضمانت را میپذیرفتند و در محاکمات از راه رسم خاص و منظمی پیروی میشد.
نقش و اختیارات شاه
در زمان هخامنشیان چون ریاست عالیه امور قضایی کشور برعهده شاه بود، او بزرگترین داور محسوب شده و احکام نهایی با رأی و صلاحدید او صادر میشد .
شاه میتوانست مجرم را عفو نموده یا در مجازات وی تخفیف داده و یا مجازاتی دیگر غیر از آنچه که در قانون پیش بینی شده بود مقرر نماید و حتی کیفرهای دیگر را نیز به نحوی که صلاح میدید در مورد مجرمین به مورد اجرا میگذاشت.
چنین حقی معمولا در همه قوانین کشورها ، بصورت های کم یا زیاد وجود دارد و عالی ترین فرد اجازه نقض حکم را داراست . چنانچه رئیس جمهور در کشور آمریکا می تواند حکم اعدام را نقض کند و یا حتی برخی قوانین کنگره ( مجلس در نظام آمریکا ) را نقض کند .
آئین دادرسی و روش محاکمه
در زمان هخامنشیان برای آنکه کار محاکمات به درازا نکشد برای هر نوع دعوی مدت زمان معینی مقرر شده بود که می بایست در ظرف آن مدت حاکم صادر شود .
همچنین به طرفین دعوی پیشنهاد سازش از طریق داوری میکردند تا دعوایی که میان انها اتفاق افتاده است توسط داور و به طرفین مسالمت آمیز حل و فصل شود .
سخنگویان قانون یا وکیلان
چون رفته رفته سوابق قضایی زیاد شد و قوانین و مقررات طول و تفصیل پیدا کرده بود گروه خاصی به نام «سخنگویان قانون» پیدا شدند که مردم در امور قضایی با آنها بحث و مشورت میکردند و برای پیش بردن دعاوی خود از ایشان کمک میگرفتند.
نظرتون چیه
نیاز نیست تشکر کنید
دوست دارم مقایسه کنید و نظر بدید
پیروز باشید

درباره علی

دوستان عزیزم از اینکه در جمع شما قرار دارم به خودم افتخار میکنم .من علی چهاردولی متولد 1989 هستم سواد آنچنانی ندارم ولی مدرکم کارشناسی ارشد حقوق خصوصی هست به کامپیوتر و موسیقی علاقه فراوانی دارم . اگه وقت اجازه بده سه تار هم مینوازم ولی در حدی که فقط خودم لذت ببرم در کسوت وکالت هم مشغول به کار هستم..
این نوشته در مقاله ها ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 Responses to عدالت و قانون در زمان هخامنشیان

  1. 1
    میثم امینی says:

    درود
    دوست عزيز ورودتون رو به جمع نويسندگان اينجا تبريك مي‌گم. اميدوارم در آينده پست‌هاي بيشتري از شما داشته باشيم.
    و نظرم در مورد اين متن: متن جالبي بود. ولي مي‌دونيد، مقاله مثل خيلي از مقالاتي كه تا حالا در مورد ايران باستان خوندم جانب دارانه هست.
    آدم‌ها هيچوقت نمي‌تونن توي نوشته‌هاشون احساساتشون رو دخالت ندن! توي مقالاتي از اين دست به جز واقعيت‌هاي تاريخي يه كم قضاوت اونم كاملا به نفع ايران وجود داره.
    اگه چند وقت ديگه يه مقاله بياد كه ايرانيان در دوران هخامنشيان از كارت اعتباري و اينترنت استفاده مي‌كردند اصلا تعجب نمي‌كنم. تلاش توي اين جور مقالات هميشه اينه كه ايران رو بهتر از همه‌ي دنيا نشون بدن.
    البته من خودم هم خيلي به ايران باستان علاقه دارم ولي واقع‌بين‌تر هستم.
    از مطلب زيباتون متشكرم. موفق باشيد.

  2. 2
    ghanbar says:

    درود
    مطلب جالب و و قابل تامل است شما از قانون و گذشته ای بیش از چند هزار ساله سخن گفتید من خیلی از روال کنونی حاکم بر قضاوت الان در عجب بودم که چرا قاضیان محترم سعی در سازش طرفین دارند در حالیکه در تمام موارد قانون داریم و دقیقا هم اسلامی است اما باز می بینیم که سازش اولویت دارد دادگاه صلح و سازش ! به نحو ضعیف کنونی حل اختلاف ها .نمی توانم بفهمم تجربه عملی ندارم و ناتوان از مقایسه برایم جالب است که کوروش در اون زمان خیلی با تدبیر بوده قوانین را تدوین و قبل از هر چیزی دارای سابقه فعالیت در قضاوت و مورد قبول مردم بوده .فقط همین که وارد بحث نشویم من در بحث شورا ها معتقدم باید افرادی حضور یابند که دارای فعالیت مثمر ثمر بوده و در دوران سه یا چهار سال در سطح شهر دست به اقداماتی برای عمران وآبادانی شهر و کار آفرینی داشته باشند و بعد هم مورد قبول ملت باشند همه چیز قبولی کور کورانه و تقلید و حمایت طایفه ای نیست و یا اینکه به دلیل اینکه نابینا است و قدرت درک عوامل اجرائی نمی رسد اقدام به ثبت نام از نابینا نمی کنند .بله در چندین هزار سال قبل وکیل داشتیم و قوانین منسجم شده اما اکنون برداشت ها از حضور یک نابینا در جامعه چیست پس ما نه تنها رشد نکرده ایم بلکه سد راه رشد و تعالی و قانون نیز بوده ایم .
    ای کاش بخش شناسنامه را تکمیل می کردی تا با شناخت از شما نظراتمان کاملتر می شد .لذا درخواست دارم تا در قسمت مزبور وارد و کمی از خودتان و نامتان بنویسید واین شناسه کاربری را برای خودتان محفوظ نگهدارید .
    موفق باشید .

  3. 3
    چی گفتی؟ says:

    با درودی برخاسته از جان.اگر ما درباره تاریخ باستان شک داشته باشیم,منشور حقوق بشر کوروش را که دیگر نمی توانیم زیر سؤال ببریم.همه ما می دانیم که منشور کوروش نخستین منشور حقوق بشر دنیاست.و در منشور کوروش تمامی نکاتی که دوستمان ذکر کردند وجود دارد.

  4. 4

    گيرم پدرت ابو فاضل.
    از فضل پدر تو را چه حاصل؟
    كاش ازشون يه چيزي هم ياد ميگرفتيم!

  5. 5
    میثم امینی says:

    درود
    مجتبي حرف حق زدي واقعا! بله اين مطالب و منشور كوروش و و و باعث افتخار هستن. من كه شخصا به اين چيز‌ها افتخار مي‌كنم. ولي الآن ما چي داريم؟ دقيقا هيچي. اون همه تمدن و مدنيت فقط براي ما از نظر تاريخي افتخار آميز هستن. در اين حد كه مردم برن توي موزه‌ها و بگن: اوه! ايرانيا چقدر متمدن بودن!
    ولي ما الآن چقدر متمدنيم؟ يه مقايسه بين ايران با تمدن چند هزار ساله و يه كشور تازه به وجود اومده و بدون ريشه‌ي تاريخي واقعيت رو مشخص مي‌كنه.
    مثلا ايران و عمارات متحده‌ي عربي.
    به قولي ما بايد وصيت كنيم كه روي سنگ قبرمون مشخصاتمون رو ننويسن تا آيندگان نفهمن كه ما اون بي ارزه‌هايي بوديم كه ايران رو به فنا داديم.
    موفق باشيد.

  6. 6
    چی گفتی؟ says:

    با سلام به همه.بازگویی آنچه ما در گذشته داشتیم و الان نداریم این درس را به ما می دهد که بدانیم راه دستیابی به شکوه گذشته حرکت در مسیری است که آنان رفتند.دیگران گذشته ما را سرمشق خویش قرار دادند و به پیشرفت رسیدند.

  7. 7
    نخودي says:

    سلام منم كه هيچ كاره محله و البته نخود اون هستم پيوستن شما رو به جمع نويسندگان محله خوش آمد ميگم.

    “سازش و داوري” تو حقوق كنوني ما هست ولي متأسفانه ما فرهنگ استفاده از اون رو نداريم و البته طبق تجربه يك ساله من كه چندان هم زياد نيست تقريباً پنجاه شصت درصد قضات تمايل به برقراري صلح و سازش بين طرفين و تنظيم صورت جلسه اصلاحي دارند و تو دعاوي خانوادگي هم كه بحث “داوري” كاملاً الزامي هست و يكي از علل طولاني شدن اين دعاوي همين “داوري” هست.
    افكار بلند مي تونه سازنده باشه نه كوته بيني و كورش و داريوش هم بلند فكر بودند البته احتمال برخي كاستيها هم تو اعمالشون هست كه شايد مورخين بهشون اشاره نكردند و يا كردند و من نخوندم ولي مهم همون فكر بلنده.

  8. 8
    1510 says:

    سلام مجدد دوستان
    بابت نظرات شما ممنون
    منم دقیقا منظورم نظرات شما بود درست آقا مجتبی و آقا میثم منم همین رو میخوام بگم که ما چی بودیم و حالا چی هستیم
    تاسف تاسف تاسف

  9. 9
    ghanbar says:

    درود
    15010 مگه چی بودیم که چی شدیم از همان موقعی که فهمیدیم همین بودیم که بودیم هههه
    نه آقا جان درست همین است از فضل پدر تو را چه حاصل اما نکنه این یکی درست تر باشد .
    پسر کوندارد نشان از پدر
    تو خوانش دگر نخوانش پسر
    بله چی گفتی درست تز گفت که باید درسی باشد برای بهتر بودن و شدن .شاید دیگرانی که ما دیگران می نامینشان از ما خودمانی تر و ادامه نسل کوروش باشند هههه
    نخودی واقعا شصت درصد اینطور فکر میکنند و حقوقشان جزء متفاوت هاست این بچه ها کلاس اول دبستان از این شصت درصد بهتر داوری می کنند ها
    در هر صورت می گویند تاریخ تکرار می شود و قطعا نسل ما هم به همین وضع واوضاع در آینده ای مشابه خواهند داشت .
    بریم از حال واکنون استفاده کنیم که ما مردانگی و استنباط و شهامت را در جائی نامعلوم گم کرده ایم و به افتخارات پیشینیان دست آویخته ایم الان چی هستیم

دیدگاهتان را بنویسید