کاش باز بودی

حیف که نیستی این را بخوانی و من چه قدر ناراحتم از این دوگانگی ارزشی که گاه, آدمها دچارش میشوند!

این ناراحتی و دلشوره ی من از ندیدنت و نبودنت در زندگیم

این بیقراریها که من در مقابلشان تاب نمیآورم

این منطقم و این عقلم که از احساساتم شکست میخورند

این پای لنگ و چوبی استدلالهای مدام برای اینکه دوریت را عادی تلقی کنم

این هورمونهای مضری که از دلتنگیم برای تو در خونم ترشح میشوند

این حس آشفتگی که از ناز نکردن هات به من دست میدهد

این که دیگر حتی نسبت به من بی تفاوت هم نیستی

این که فراموشت شده ام

این که از صد کیلومتری کلبه ام حتی نمیگذری تا کاغذ پاره هایم را بخوانی

این که یک زمانی برای هم میمردیم ولی حالا فقط منم که مردن تنها دل مشغولیم شده

این وعده های حبابی تو که همه را باورشان کردم

این زخم زبانها که هنوز جایشان خوب نشده از یک جای دیگر سر درمیآورند

این توی دوست داشتنی که داری پیشرفت میکنی و از زندگیت بیغم لذت میبری

این من که تلاشم را میکنم یک ماه خودم را به فراموشی و بیخیالی میزنم

و این تو و خیالت که در کمتر از یک اپسیلون ثانیه, همه زحمات آن یک ماهم را به باد میدهی

این غرورم که به آتش کشیدیش

اینها و هزاران این و آن دیگر که نوشتم و ننوشتم

همه در حال تجزیه کردنم هستند

کاش باز بودی

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

23 Responses to کاش باز بودی

  1. 1
    shaaparak says:

    سلام. این از اون نوشته هایی بود که از یه دل پاک سرچشمه میگیره. شاید برگرده ولی اگر هم این اتفاق نیفته شاید نبودش خیلی بهتر از بودنشه. خودم هم نفهمیدم چی گفتم. هاهاها! ولی زیبا بود. خدا کنه من تازه وارد این دفعه اول بشم که پیش خودم یه ذوقکی کرده باشم. smile, شاد و تندرست باشید.

  2. 2
    shaaparak says:

    اسفند رو گفتم مامان جونم دود کرد. آخ که عاشق بوی دود اسفندم! کار خوبی میکنید! اصلا چرا رفته که بخواد برگرده! راجع به جشن هم حتما این کارو میکنم چون فردا تولد عزیزترین کسم یعنی همون مامان خانم گل خودمه. شاد باشید.

    • 2.1

      سلام.
      خوب رفته دیگه!
      زرق و برق دنیا ممکن هست من را هم فریب بده.
      من و اون هر دو آدمیم.
      فریب خوردن واسه انسان یه چیز عادیه از نظر من.
      واسه همینم این واقعیت رو پذیرفتم که خوب حتما ظرفیتش همین قدر بوده ولی شایدم هنوز فکر میکنم که پذیرفتم چون ی جورایی اذیتم!

  3. 3
    sanna says:

    عجب
    حکایتی
    تولد مامانت مبارک شاپرک
    با آرزوی تولد دوباره و زندگی تازه و بازگشت تمام خوبیها
    بیشتر برا اونایی که:خوب دیگه

  4. 4
    shaaparak says:

    مرسی ثنا جون. البته اشتباه شد چون من به ساعتم نگاه نکردم. در واقع تولد مامانم شروع شده و چون بنده یه خدا رفت خوابید از خستگی نتونستم واقعا احساسمو واسش بیان کنم و تبریک دست اولمو تقدیمش کنم به موقع. ولی خوب صبح که بشه جشن میگیرم.

  5. 5
    احمد فتحی says:

    سلام مجتبی جون. خیلی غمگین بود. ولی خوش به حالت که میتونی بنویسی و به قول معروف خودتو خالی کنی. باور کن خیلی ها هستن که این هنر رو ندارن. بیشتر بنویس.

  6. 6
    الهام says:

    شایدم برگرده اخه ادمیزاد دو روی 1سکه هست.شاید نظرش عوض شد.
    اما معلوم نیست من تا کی بگم کاش بودی…
    همه جیز بها داره
    حتی 1فعل ساده.بهای رفتن و برگشتن یکی نیست
    بهتر بود از اول نمیرفت

  7. 7
    الهام says:

    خودتو فقط دست خودت بسپار
    هیچکسس ب اندازه اون مجتبی رو نمیشناسه
    ب اندازه اون از خاسته هاتو داشته هاتو نداشته هات باخبر نیست
    تنها کسیه ک هیچوقت ازت دور نمیشه ک پشتش بگی کاش بودی
    ب نظر من اگ ما اول ب خودمون بپردازیمو با اون صاف بشیمو سنگامونو باهاش وا بکنیم خودکفای روحی میشیم.اگ بتونیم بهتر از هر کسی خودمون ب خودمون سرویس بدیم.ب دیگرانم حتما میتونیم.
    بعد اگ رفت بجای اینکه بگیم کاش بودی میگیم ب نفعت بود اگ بودی.
    شاید بگی چقدر کلیشه ای اما من ب این رسیدم ک ما بعضی ارزشارو انداختیم تو گنجه بی رغبت کلیشه نگاهشم نمیکنیم

  8. 8
    الهام says:

    راستی اگ کمی تو عنوان اسم صمیمی صحبت کردم جسارت نباشه این بخشی از اخلاق منه.
    البته اعتراض کاملا وارده…
    همراه با نوید تضمینی اصلاح گفتار.اگر هم اکنون اعتراض خود را ارسال کنید ما یک پک حاوی20 معضرت خواهی هم ب شما هدیه خواهیم داد

    • 8.1

      هههه! برم که از دیروز صبح تا امروز صبح, بیستو چهار ساعته نخوابیدم و شاید هم تا امشب نخوابم برای سه امتحان کوفتی که امروز دارم. فقط دعا کن, فقط دعا. انرژی درمانی هم از راه دور بلد باشی وجهش رو میریزم به حسابت. یه کاریش کن, یالا, وقت ندارم, فقط هر کاری میکنی زود باش, زووووود!

  9. 9
    الهام says:

    پس مثل خودمی.منم 2شنبه 3تا امتحان دارم.
    پس سنسوراتو فعال کن امواجو دارم میفرستم………………………………………………………………….ای بابا اشتباه شد نگیر نگیر این امواج برا 1مشتری دیگ بود ک میخاست از بانک سرقت کنه
    گرفتی؟؟؟بد شد ک

  10. 10

    اولا به الهام خانم تبریک میگم که به این جمع خودمونی تشریف اوردند
    دوما این از زبان مجتبی و امثال ماست
    خوش به حالت که منو یادت نیس
    خوش به حالت که فراموشت شد
    خوش به حالت که از این تاریکی
    یه ستاره سهم آغوشت شد
    خوش به حالت که دلت آرومه
    خوش به حالت که پریشون نیستی
    خوش به حالت که منو یادت نیس
    خوش به حالت که پشیمون نیستی
    خوش به حالتون با هم خوشحالید خوش به حالتون با هم خوشبختید هر جایی که من تنهایی رفتم خوش به حالتون دوتایی رفتید
    خوش به حالش تو دلت جا داره
    خوش به حالش دستاشو میگیری
    خوش به حالش که پیشش میمونی
    خوش به حالش که واسش میمیری
    خوش به حالش عاشق چشماشی
    خوش به حالش عاشق چشماته خوش به حالش همه دنیاشی خوش به حالش همه دنیاته

  11. 11
    الهام says:

    سلام بر نسیم بانو
    اولا مرسی از خوشامدگوییت
    دوما هم از شعر زیبات تحت تاثیر قرار گرفتم هم حس کردم محکومم کردی.چرا؟چون گفتم نابینا نیستم؟چون میبینی شنگولم؟
    من ن شمارو فراموش کردم ن با خوشحالیم یابعضی حرفام قصد ازردن کسی رو یا ثابت کردن چیزیرو دارم
    منم ی کم بینام.
    اگرم میبینی ریلکس میزنم برا اینه ک ازوقتی خودمو شناختم ی بیل برداشتم تا تونستم دلمو عمیق کردم ک دیر پر شه
    اینم میدونم ک تو این دنیا هیچکس حالش بهتر دیگری نیست.یکی چشم نداره یکی زبون یکی شانس یکی پول…
    خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من/ ور نه این دنیا که ما دیدیم خندیدن

  12. 12

    خدا کنه که بارون بباره
    آخه تو رو به یاد من میاره
    به یاد اون شبی که واسه آخرین بار دیدمت
    چه طور دلت اومد بری من که تو رو میپرستیدمت اون شب یه جور دیگه منو نگاه میکردی
    یادمه اون شب با بغض منو صدا میکردی
    اون شب برای آخرین بار دست منو گرفتی
    گفتی خدا نگهدار تنهام گذاشتی رفتی8

  13. 13
    الهام says:

    سلام مجتبی خوشحالم برات
    این دفه مهمون من دفه بعد تا دکترا تضمینی ساپورتت میکنم
    تو این کار دست زیاده فقط بیا پیش خودم برا دریافت امواج
    من این قدرتمو مدیون استاد عزیزم برونر هستم
    منو فرویدو پائولوفو باقیه دانشمندا هممون

  14. 14
    الهام says:

    امواجه فقط رو خودم اثر نمیذاره
    فکر کنم بیفتم فردا

دیدگاهتان را بنویسید