آموزش روانشناختی, یک مهارت از مهارتهای ابراز وجود.

سلام دوستان چه طورید؟ ؟ایام به کام هست یا نه؟ خب امروز یه آموزش روانشناسی دیگه داریم البته بدوزبان انگلیسی و فقط با زبان شیرین پارسی. راستی تا به حال با یک روانشناس صحبت کردید؟ یا کسی رو میشناسید که به روانشناس مراجعه کرده باشه برخی از روانشناسان به مراجعینشون یاد میدن که حرف رو تو دلت نگه ندار یا به قولی هرکی ناراحتت کرد سریعا با اون برخورد کن و حرفتو بهش بزن یا مستقیما میگن هیجاناتت رو تخلیه کن ولی روش درست این کار رو به فرد آموزش نمیدن. در حقیقت من امروز میخوام در موردچگونگی ابراز هیجانات و احساسات با شما عزیزان دل صحبت کنم در حقیقت ابراز وجود مهارتی بسیار لازم و مهم در زندگی ماست و میتونه کیفیت زندگی ما رو تا حد زیادی افزایش بده. وقتی ما از کسی عصبانی هستیم و با همین عصبانیت با او برخورد میکنیم در حقیقت هیجانات و احساسات خودمونو تخلیه کردیم مثل یه بمبی که منفجر میشه و بمبی که منفجر میشه قطعا خرابی به بار میاره پس تخلیه هیجانی ما هم به این صورت میتونه روابط ما رو با اون فرد یا حتی دیگر افراد تخریب کنه از طرفی اگر هم برخورد نکنیم و خودمونو ابراز نکنیم ممکنه دچار فشار روانی بشیم اضطراب, مشغلههای فکری بیهوده, یا وسواس فکری و حتی در برخی موارد افسردگی از پیامدهای عدم ابراز یا تخلیه هیجانات منفیست. البته باید بگم که هیجانات و احساسات مثبت نیز باید ابراز بشن تا روابط ما با دیگران مستحکمتر و ریشه دارتربشه. صحبت در این مورد زیاده ولی بریم سراغ اصل مطلب, فرض کنید من از دست یکی از اطرافیانم ناراحتم حالا میخوام با این فرد رو به رو بشم و با او در این مورد صحبت کنم و احساسات یا هیجاناتم رو ابراز کنم البته بین احساس و هیجان تفاوتهایی هست که در اینجا من به این مطلب اشاره نمیکنم. .به نظر شما عزیزان من چه طورباید با فرد مورد نظر که از دست او خیلی هم شاکی هستم رو به رو بشم و چی باید بگم. خلاصه به اون فرد میگم ببین تو منو ناراحت کردی اصلا تو همیشه بد برخورد میکنی تو با من مشکل داری, یعنی در حقیقت من او رو سرزنش میکنم, خلاصه, من خوبم تو بدی. این همون تخلیه هیجانی هست که گفتم او هم سعی میکنه از خودش دفاع کنه و برای رفتارش دلیل بیاره حالا چه موجه یا غیر موجه. هیچوقت صحبت من رو گوش نخواهد داد, و حتی ممکنه به ما عهانت هم بکنه. اما من میتونم از در دیگه ای وارد بشم و به جای تخلیه هیجانی به ابراز هیجان یا احساسات خودم بپردازم, مثال من به ان فرد میگم من خیلی ناراحتم من با این رفتار تو مشکل دارم و احساس خوبی به این برخورد که با من داشتی ندارم دقت کنید که من فقط راجع به خودم صحبت میکنم و کاری به او ندارم من احساسات خودم رو بیان میکنم و افکار خودم رو به زبون میارم و هیچ برچسبی به هیچکس زده نمیشه, این روش روش درست برای ابراز هیجان یا احساسات هست. قطعا او به حرفهای ما گوش خواهد داد و در مورد رفتارش به وضوح صحبت خواهد کرد دقت کنید که در طی صحبت از این محور خارج نشید و به همین روش ادامه بدید من تجربه کردم این روش گاهی باعث شده حتی من با اون فرد رابطه مستحکمتری برقرار کنم در صورتی که فکر میکردم دیگه نباید با او ارتباطی داشته باشم و حتی فکر میکردم اصلا اون آدم پستیه. این روش و مهارت به خصوص برای افرادی که رک هستند و خودشونهم به این رک بودن اذعان دارن مناسب هست.پس برای ابراز خود از ضمیر من استفاده میکنیم بعد احساس یا فکر خودمونو بیان میکنیم, و از همه مهمتر تعبیر و تفسیر نمیکنیم مثلا من از رفتار تو خیلی ناراحت شدم فکر کردم تو داری چیزی رو تلافی میکنی تو میخای به من توهین کنی. توجه داشته باشید که از جمله من فکر کردم تا آخر جمله تو میخوای به من توهین کنی,من دست به تعبیر و تفسیر رفتار طرف مقابلم زدم, و چیزهایی رو بیان کردم که شاید درست نباشه و در حقیقت برداشت خودمو گفتم.اما چیزی که مهم تره ناراحتی من از رفتار طرف مقابلم هست که من باید بیان کنم بعد خود به خود دلایل این رفتار در طی ارتباطی که بین ما به وجود میاد مشخص خواهد شد. پس من روی احساسات خودم و تفکرات خودم تمرکز دارم و در مورد دلایل رفتار طرف مقابلم اظهار نظری نمیکنم.پس اینطور میگم من از رفتار تو خیلی ناراحت شدم احساس بدی بهم دست داد,من مایلم یا میخوام که در مورد این مساله باهم صحبت کنیم.تسلط به این مهارت میتونه به ما کمک کنه تا با دیگران به راحتی رو به رو بشیم خواستهامونو بیان کنیم وهیچ توهین و یا برچسبی به کسی نزده باشیم, قطعا اگر با آدمهای نرمال و عادی سر و کار داشته باشیم او هم به خودش اجازه نخواهد داد به ما توهین کنه.
امیدوارم این پست به دردتون خورده باشه هر چند که در مورد این مسایل صحبت زیاده و جاش تو یه پست نیست و تو یه پست نمی گنجه این نوع مهارتها باید به صورت عملی آموزش داده بشه ولی من برای اینکه شمه ای از این مهارتها رو برای شما که از خوبهای روزگار هستید بگم این پست رو نوشتم.

پیروز باشید. ..

درباره javanmardeh daana

سلام من مهدی استیری هستم بچه تهرون جنوب شهر و نابینای مطلق. شش سالگی رفتم خزایلی درس خوندم دوران دانشآموزیم اصلا جالب نبود و اصلا دوست ندارم به اون دوره برگردم. ولی دوران دانشجوویم خیلی خوب بود بعد از دیپلم یه سالی درس نخوندم بعد خوندم . چهار سال شاهرود بودم ماهی یک بار یا کمتر بیشتر میومدم خونه, خلاصه مشاوره خوندم بعد اومدم رفتم دانشگاه علامه طباتبایی الآن کارشناسی ارشد مشاوره خانواده هستم دوست نابینا زیاد ندارم یکی دوتا از دوران مدرسه حالا اومدم اینجا تا اگه قابل باشم اینجا دوستای زیادی پیدا کنم دیگه فعلا همین.شاد و پیروز باشید.
این نوشته در آموزش, آموزش های رایگان, روانشناسی, مقاله ها ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 پاسخ به آموزش روانشناختی, یک مهارت از مهارتهای ابراز وجود.

  1. 1
    محمدرضا قنبری says:

    خیلی عالیه! بله این مسائل خیلی پیچیدس ولی واقعا توجه به نکات کوچیکی می تونه کیفیت روابط ما رو تقویت کنه. ممنونم از شما برای توجه دادن به این موضوع.

  2. 2
    amin says:

    سلام! دمت گرم! به درد من که خیلی میخوره.‏ موفق باشی.

  3. 3
    نخودي says:

    سلام آقا مهدي اولش ميشه اسمتون رو اون بالا فارسي بنويسيد من نتونستم درست بخونم “جوان مرد دانا”؟
    بعدش هم خيلي خيلي عالي نوشته بوديد خيلي … منم نا خدا گاه همين طوري عمل مي كردم … الآن كه بهش فكر كردم ديدم تمام صحبت هاي شما صحيح هست با چنين برخوردي خود طرف يه طورايي شرمنده ميشه و كلاً باب آشتي و روابط مسالمت آميز باز ميشه … بازم از اين مدل پست ها بپستيد …
    شاد شاد و هميشه موفق باشيد.

  4. 4
    javanmardeh daana says:

    نخودی جان شما خیلی مهارت داری که اینطور عمل میکردی من خودم شخصا به عنوان کسی که روانشناسی و مشاوره مطالعه میکنه خیلی این مهارت رو تمرین کردم ضمنا من مهارتهایی رو آموزش میدم که خودم اونها رو تمرین و تجربه کرده باشم امیدوارم برای همه مفید باشه.

  5. 5
    مرتضی معصومی says:

    سلام، خیلی عالی بود، من که ازش حتما استفاده می کنم، باز هم تشکر، ایام به کام

  6. 6
    صبا says:

    سلام این دقیقا همون چیزی بود که من میخواستم. ممنون
    من در مواردی که خیلی عصبانی و ناراحت بشم فقط سکوت میکنم، یعنی فقط سکوت آرومم میکنه.
    یه ربع بیست دقیقه بعد اگه طرف مقابل حالش خوب بود با هم صحبت میکنیم. وگرنه صبر میکنم تا موقعیتش پیش بیاد یا شایدم اصلا پیش نیاد.
    خیلی کار خوبی میکنید که چیزی رو که تجربه میکنید به دیگران آموزش میدید.
    در این صورت اگر کسی با مشکلی مواجه بشه میتونید کمکش کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *