جلسه خواستگاری

جلسه خواستگاری
جلسه خواستگاری بعد از نیم ساعت سکوت(قابل توجه خیلی‌ها)مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟…مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشهخانواده عروس : پس داماد سيگاريه….!؟..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبهخانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟مادر داماد : الكلي كه نه… والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش برهخانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه…!؟…مادر داماد : آره… دوستاش توي زندان بهش ياد دادنخانواده عروس : پس زندانم بوده…!؟…مادر داماد : زندان كه نه… والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردنخانواده عروس : پس معتادم بوده…!؟…مادر داماد : آره… معتاد بود ، بعد زنش لوش دادخانواده عروس : زنش !!!؟؟؟! نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين

درباره مرضیه رفیعی

سلام. من مرضیه رفیعی، متولد 1365 هستم. کارشناسی ارشد روانشناسی دارم. اهل مازندرانم و در حال حاضر با خانواده ام در هفتاد کیلومتری ساری، در یک منطقه ی بسیار زیبا و خوش آب و هوا زندگی میکنم. چند سالی هست که به دنیای نابینایی مطلق وارد شدم. تا قبل از اون، کم بینا بودم. گه گاهی دلم برای دیدن تنگ میشه و گه گاهی در عین ناباوری، یادم میره که نمیبینم و خالق سوتی های خنده دار میشم! در کل دختر آرومی هستم و عموما سرم توی دنیای خودمه.
این نوشته در طنز ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

19 Responses to جلسه خواستگاری

  1. 1
    پسر آبی says:

    lol خیلی خیلی خیلی بامزه و خنده دار بود 🙂 انگار دسته گل هاش تمومی نداشتن 🙂

  2. 2
    javanmardeh daana says:

    بالاخره پسرا باید کبریت داشته باشن یا خانواده دختر ما نگرفتیم چی شد. به هر حال من فندک دارم مزه هم با خودم میبرم شاید لازم شد. هاهاهاهاها.

  3. 3
    محمدرضا قنبری says:

    کاش آدم کبریت نداشته باشه و همون جا معلوم بشه چیکارس! نه؟

  4. 4
    hamid says:

    سلام. تا یادم نرفته یدونه hmm بگم بعدش از کجا معلوم شایاد پدر دختره پولدار بوده پسر میخواسته با کبریت کار پدر رو یکسره بکنه هاههاهاها

  5. 5
    cheshmak says:

    به به به خخخ دا خدا من هیچی ههی چی مشکل اخلاقی سسس سیاسی اجج تماعی ننندارم
    ممنو به قولللامی قبول می کنید

  6. 6
    yaser says:

    سلام چشمک با حال گفتی خوشم آمد

  7. 7
    سامان! says:

    سلام! بسیار پست جالب و خنده داری بود تشکر! بابا این استاد ما راست میگه! دو روزه پاکه پاکه هاها! آق جواد منم میام!

  8. 8
    محمد says:

    سلام,خیلی با مزه بود,فقط این رو هم در نظر بگیرین که هیچ مادری مثل اون مادر نیست و حتا اگر داماد کبریت هم نداشته باشه و مادرش بخاد بره بگیره,هیچ وقت پسرشو لو نمیده,

  9. 9
    مسعود says:

    سلام.
    واقعا دمتون گرررم.‏ خییییلی مشتی بود.‏ کلی خندیدم و حال داد.
    ای ول.

  10. 10
    sara besharat says:

    سلام سارا جان.حالا تو این طنز نوشته مادر داماد پسرشو لو داده بعضی خانواده ها هستن که پسرشون صد ها مشکل داره ولی خود خانواده ها انکارش میکنن بعد که خانواده عروس فهمیدن این طور توجیه میکنن که میخواستیم براش زن بگیریم تا اخلاقش درست شه!
    هه!

  11. 11

    سلام چه جالب دوتا سارا توي گوش كن داريم. و همينطور هم دوتا زهره. واقعا ممكنه مردم؟ ممكنه يك نفر تا اين حد صادق باشه؟

  12. 12
    ساجده says:

    خییلیییییییییییی بامزه بود 🙂

  13. 13
    سارا says:

    سلام بچه ها،
    مرسی که نظر دادین، آره اغلب مادرا هوای پسرشون رو خیلی دارن مخصوصا توی استان ما مادر ها خیلی پسر دوستن !!!!! طفلک محرومان همیشه تاریخ ما دخترا،،،،، هی هی هی هی

  14. 14
    الهام says:

    پسر دوستی میراث عرباس ک ما اسیرش شدیم
    راسشتی چرا؟همه میگن دختر مال مردمه پسر برات میمونه.خودمونیم خدایی برعکسه

  15. 15
    داریوش says:

    این یه تقلید از یکی از سکانسهای فیلم هندی به نام شعله با بازی آمیتاباچانه که سی چهل سال پیش ساخته شده بود. با این تفاوت که به جای مادر داماد دوستش دامادو لو میداد.

  16. 16
    ساقی says:

    سلام خیلی طنز جالبی بود. دوستان راست میگن. مادر اینجوری واقعا خیلی انگشتشماره. زهره جان، آدمها در این حد صادق فکر نمیکنم باشن ولی ساده چرا ممکنه. و یا یه احتمال دیگه هم میشه داد. پسره مادرشو به اجبار به خواستگاری دختر کشونده باشه و در این شرایط مادر میخواد یه جوری تلافی کنه و آتش خشمش یه دفعه شعله ور میشه.

  17. 17
    مرتضی معصومی says:

    سلام خیلی عالی بود تشکر

دیدگاهتان را بنویسید