خونه ما و يه خورده حرف هاي خودموني از نخودي

سلام سلام هزار تا … باور كنيد اون قدر دلم براتون تنگيده بود كه دچار دلتنگي مزمن از نوع حادش شده بودم !!!!!
اون قدر حرف براي گفتن دارم كه نمي دونم از كجا شروع كنم ….
خب بزاريد از خونه جديدمون بگم كه حدود دو هفته اي هست مهمونش شديم و تازه بعد از اين دو سه هفته يه كم كار و بارمون رو به راه شده و مستقر شديم … اولش من اومدم زرنگ بازي در بيارم اتاق بزرگه رو برداشتم براي خودم جاتون خالي پنج تا كمد ديواري درندشت داره جون ميده براي كتاب هاي قول پيكر بريل من اما جاتون حسابي پر پر كه از بد شانسي من اين اتاق كذايي از نعمت “كولر” محروم هست و ديگه به رحمت “پنكه” متوسل شدم و از يك جا نشيني به چند جا نشيني و آوارگي رسيدم! واي عجب گرم شده اين هوا واي واي واي!
راستي سامان خان همسايه كناريمون كفتر داره از تو حيات صداي بق بقو كبوتر هاشون مياد فقط خدا رو شكر تا حالا رو پشت بوم سر و كله شون پيدا نشده كه اميدوارم هم پيدا نشه.
مصير خونه جديدمون هم خدا رو شكر سر راست هست و يادش گرفتم البته مصير يابي من برعكس تشخيص و به ياد آوري انسان هام خيلي عالي هست كه اميدوارم خودم خودم رو چشم نزده باشم ولي يه نكته اين كه جداً خونه عوض كردن و آشنايي با محيط جديد براي ما يه كم سخت هست ولي شدني ان شا الله همه بي خونه ها و مستأجرها صاب خونه بشند بخصوص همه ما هم محلي هاي عزيز گل و گلاب تا ديگه نياز نباشه هر سال تو يه محله باشيم و تا بيايم به محيط جديد آشنا بشيم مجبور به بستن بار و بساط و رفتن به محله و شايد شهر ديگه اي بشيم. آمين.

واي چقدر گرمه واي واي واي .. اين گرما هم شده معزل خودش ه هيچي عوارض جانبيش بد تر هست مثل گرما زدگي كه واي واي واي كه من با شربت آبليمو و خاكشير در مورد خودم به جنگش رفتم خيلي هم كار ساز هست تازه از گرما زدگي عرق كردن بدن هم هست كه واي واي واي بد تر از اولي هست استفاده از عطر و فراورده هاي اون هم اگرچه بد نيست گاهي هم كار ساز هست اما گاهي كار رو خراب تر از اوني كه هست مي كنه يه راه حل توپ امتحان شده عالي بهتون مي گم كه دستشون درد نكنه فكر كنم دوره راهنمايي بودم كه خانم زرگريان مربي بهداشت ابابصير مرحوم بهمون گفتند و جدي راه حل اگه باشه فقط همينه: “نقره سنگ” از عطاري ها مي تونيد تهيه اش كنيد يه پودر خاكي رنگ هست كه البته فكر كنم اولش پودر نبوده خود آقاي عطار باشي آسيابش كردند به شكل پودر در اومده، وقتي حمام كرديد از حمام اومديد بيرون خواستيد خودتون رو با حله خشك كنيد اولش حله رو بندازيد روي سرتون بدنتون يه حالت بخار گرفته داره يه انگشت بزنيد توظرف حاوي نقره سنگ و بزنيد زير بغل تون البته چون دو تا زير بغل داريم پس دو بار اين كار رو انجام بديد بعدش همون طور كه حله رو روي سرتون انداختيد بريد تو حموم دستتون رو بشوييد چون ممكنه بزنيدش به بقيه لباس هاتون رنگ بگيره اما لازم نيست و نبايد زير بغل تون رو بشوييد يا حله بكشيد بعدش ديگه بقيه مراحل حله كشي و پوشيدن لباس هاتون رو انجام بديد بياييد بيرون كه ديگه كار تموم هست فقط خواهشاً ديگه بوي عرق نگرفتيد از حمام كردن صرف نظر نكنيد ها قول بديد حتماً يه روز نه يه روز حمام بگيريد تا گل گلاب بشيد.
يه جك با حال هم براتون بگم : از يه نخودي مي پرسند چرا حمام نميري مي گه بجاش چرك خشك كن مي خورم! ها ها ها ها ها !!!! نكنه شما هم چرك خشك كن بخوريد ها!

هان راستي ساجده جون ببين چقد نخودي يادت هست كلي در مورد اسمت فكر كردم اولش گفتم “كولر” خيلي دوست دارم اسمت رو بذارم “كولر” بعدش گفتم آخه زمستون چي كارت كنم ! بعدش بازم فكر كردم ديدم تو بشو “نخودچي” منم كه نخودي هستم بهم مياييم :() خوفه؟؟؟؟؟

درباره بانو.

سلام بانو هستم, نخودی قدیم قدیما... حقوق خوندم و الآن هم مشغول روانشناسی... اهل نصف جهان و یک بهمنی اصیل بینظیر|!...
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

69 Responses to خونه ما و يه خورده حرف هاي خودموني از نخودي

  1. 1
    javanmardeh daana says:

    خونتون کجاست نخودی؟ بگو بیاییم یه افتاری باهم بزنیم!

  2. 2
    صبا says:

    سلام از گرما نگید که دلمون خونه. قم این روزها به پنجاه و دو درجه رسیده که برای کم نکردن ساعت کار ادارات و محاسبه ی هزینه ی برق به قیمت ارزانتر و از این جور چیزها خیلی صداشو در نمیارن، تازه اعلام هم که کردن، همه چیز در حالت عادّی قرار داره انگار نه انگار که اتّفاقی افتاده.
    ما هم مستأجریم ولی شکر خدا از خرداد هشتاد و شش تا حالا تو همین خونه هستیم و تا صاحب خونه بیرونمون نکنه همینجا خواهیم موند. اصلا چرا بیرونمون کنه خیلی دلش بخواد.
    دوم

  3. 3
    amin says:

    نخودی خیلی ناراحت نباش.‏ چون تهرانم کمی از شهر شما نداره.‏ سوم

  4. 4
    cheshmak says:

    آهان فهمیدم حالا
    خیلی خوشحالم که فهمیدم بالاخره شک نداشتم که اشتباه نمی کنم
    تو آمده بودی پست بگذاری برایم من هم کامن گذاشتی وگرنه فرض محال محال هست به قول روان شناسان کودک اثتثنایی
    نخودی ای کاش پسر بودی
    انجمن به ریاست شما خوب پیش می رود
    کامنت من از شما بیشتر شد برو حالش را ببر

  5. 5
    مرتضی معصومی says:

    سلام، نخودی خیلی خوش حالم که باز هم برگشتی، راستی حالا که حرف از خونه شد برای من هم دعا کنید که خونه دار بشم

  6. 6
    نخودي says:

    سلام مرسي از همگي بابت نظراتتون
    آقاي جوان مرد خان دانا خونمون همين دور و برها هست فقط ما افتار ها حاضري ميخوريم مشكلي كه نيست؟ تشريف بياريد يه نون و پنير مشتي با هم بزنيم!.
    صبا جون كردي كبابم آخه ما هفته آينده مي خوايم بياييم قم و جمكران تو اين گرما چه كنيم كنسلش هم كه نميشه كرد هم قبول نمي كنند هم دلمون نمياد شب قدري جمكران رو از دست بديم دعا كنيد اون شب بارون بگيره ديگه از خوب هم خوبتر بشه، ما البته صاحب خونه ايم ان شا الله سال ديگه صاحب خونتون بيرونتون كنه بندازه خونه خود خودتون “آمين”
    امين آقا سومي مباركت باشه ان شا الله اولي تو همه مراحل زندگيت.
    ببين چشمك خان آخرش هم نفهميدي! من اومدم محله چندتا پست خوندم چندتايي هم كامنت گذاشتم بعدش رفتم پي كار و بارم بعدش به سرم زد يه پستي هم از خودمون در بكنيم بعدش هم كه اين شد بازم بعدش چرا؟ بعدش هم اي بدك نيست اما ان شا الله بهتر بشه كه اميدوارم.
    آقاي معصومي مرسي شما لطف داريد ان شا الله پست بعدي رو كه زديد خبر خونه دار شدنتون باشه فقط شيريني فراموش نشه ها اونم نه از نوع مجازيش از نوع حقيقي خامه اي نارنجكي.

  7. 7
    sanna says:

    سلام نخودی عزیز منتظرت بودم خوش اومدی به سلامتی دعا کنیم همه صاحب خونه با شرایط رضایت بخش بشن که واقعً مستاجری سخته یا لا اقل تا زمانی که مقدور هس بذارن ما هم بشینیم خونمون با خیالی کمی آسوده خلاصه خوشحال شدم خانم گل گلاب وای دلم شربت میخواد راستی تاعات قبول عیدتون مبارک

  8. 8
    صبا says:

    سلام نخودی من که از خونه بیرون نرفتم ولی چون چند شب پیش که از خونه ی دوستم برمیگشتم کاملا گرما رو احساس کردم میخوام بهت آمادگی بدم که به راحتی با واقعیّت مواجه بشی. اینجا شبهای گرمی هم داره. یه عالمه آب یخ یادتون نره. حالا نمیشه حرم برید جمکران نرید؟ به نظرم حرم بهتره. حالا بگو از کجا میاید؟ میخوام بدونم از اونجا تا قم چه قدر راهه.
    یه چیز دیگه هم میپرسم نخندی ها. هر چند که خودم دارم از خنده بیهوش میشم.
    چی کار کنم باید بپرسم دیگه ندانستن عیب نیست نپرسیدن عیبه. تو واقعا پسر نیستی؟ نخودی راستشو بگو ها. سر کارم نذار که از این جور اذیّت کردن ها هیچ خوشم نمیاد. دوستان در صورتی که متوجه شدید داره سر کارم میذاره سریع خبر بدید.

  9. 9
    sanna says:

    نه صبا خیالت راحت ولی آخه چرا جمکران زیاد نه خواهر جای ما هم برو که من یکی اگه دیگه خواستم تا نرفتم قرار نمیگیرم خوش باشی

  10. 10
    الماسی says:

    سلام نخودی خانوم خیلی خوش بازگشتید :دی
    بابت نوشته ی زیباتون هم سپاس .

  11. 11
    صبا says:

    ثنا میدونی چیه؟ من شرایط خودم رو در نظر گرفتم که اینجا ساکنم. ما به دلیل دوری راه نمیتونیم بریم جمکران. همیشه هم جمکران نمیریم. واقعا توفیق میخواد. نخودی رو از جمکران رفتن منصرف نمیکنم. اصلا شاید شبهای قدر سالهای قبل رو تجربه کرده باشه که در این صورت در این زمینه از من باتجربه تره. من فقط میگم برنامه های حرم هم خیلی خوبه. اصلا نخودی دو شب بیا یه شب جمکران یه شب حرم.

  12. 12
    نخودي says:

    صبا خان ساقي نشان من خودم هم سر كار رفتم ولي مطمئن باشيد در زمره بانوان گل گلاب محله هستم بابا ديگه لو رفتيم رفت همش هم تقصير اين چشمك هي چي بهش بگم هست! بعدش هم مرسي از آمادگي كه داديد برم از همين الآن آب بذارم تو فيريزر يخ ببنده! جاتون خالي يكي دو سال پيش هم شب قدري جمكران بوديم خيلي حال و هواي خوبي هست البته هم عرفاني هست و هم شاد و مفرح چون با دوستان ميايم و كلاً سفر دوستانه جامع همه حسها و حالات هست، ما از اصفهان ميايم اي يه كمكي دور هست ولي نه خيلي.
    خانم الماسي عزيز مرسي از ديدگاهتون و لطفتون.
    ثنا جون ان شا الله قابل باشيم نايب الزياره شما هم ميشيم ولي كاش امام رضا بطلبه دوتايي با يه محله اونم با هواپيما يا قطار بريم مشهد كه دلم عجب هوايي شده ها.

  13. 13
    سامان! says:

    سلام! نخودی خوشحالم برگشتی! خوش به حال همسایهتون! مامان من که گفت دیگه کفتربازی بسه! مجبور شدم بفروشمشون! منم کفتر میخوام! راستی حالا که بحث خونه هست.‏ برای مرغ و خوروسهای من هم دعا کنید! چند روزه بیخونه شدن! منم شیرازی بازی در میارمو براشون خونه درست نمیکنم! هاها!‏

  14. 14
    نخودي says:

    عجب سامان خان شدي سامان مرغ و خروسي ببين روزگار آدم رو از كجا به كجا ميبره! يه خاطره بگم نمي دونم شايد خنده دار باشه شايد هم گريه دار ولي كلاً تأسف آور هست: يه روز رفته بودم دادگاه يه آقاي تقريباً محترمي زده بود به خونه كفتر همسايه شون حدود سي تا كبوتر آقاي همسايه رو دزديده بود البته تمام قرائن و شواهد عليهش بود خودش هم اول انكار كرد ولي بعدش كه آقاي همسايه گفت كفتر هاي من نمي دونم از نوع گردن پري و اين مدل و اون مدل بودند گفت نخير اين مدلي نبودند و اون مدلي بودند و ديگه ديگه شد اما عجب اين پرنده شگفتي ها مي آفريند شش ماه حبس تعزيري اونم با تخفيف!

  15. 15
    صبا says:

    نخودی من پسر نیستم ها. فقط حسّم بهم میگفت تو پسری که امروز بعد از مدتّ مدیدی به این نکته پی بردم. البته با کمک دوستان. وگرنه همچنان در ابهام میموندم.

  16. 16
    نخوچی says:

    سلاااااااااااااام عزیز دلم نخودی جونم خوش آمدی عزیزم .
    خیلی دلم واست تنگ شده بود آجییییی .
    من ساجده هستم ولی بنا بر اسمی که نخودی انتخاب کرد دیگه از این به بعد نخوچی هستم 🙂 واااااای خوش به سعادتت عزیزم که داری میری جمکران من که تا حالا یه بارم نرفتم .آجی قول بده که واسه من سفارشی دعا کنی :*

  17. 17
    نخودچی says:

    آهاا حالا اسمم درست شد 🙂

  18. 18
    نخودي says:

    واي پريد اما چون ممكنه دوباره برگرده نمي گم چي گفتم ولي صبا خانم ما هم تسليم شما هم خانم …. انگاري همه كمكمك دارند خانم در مياند ها 🙂 ساجده جون كجايي بيا بابا منتظر كامنتت هستم 🙂 هيچ كي هم براي رضاي خدا در مورد نقره سنگ كه ما اين همه در موردش از خودمون افاضات در كرديم نظر نداد ولي خب اشكال نداره خودم مي گم : نخودي جون عجب راه كار توپي دادي ها فقط كاش خودت مي خريدي برامون پست مي كردي ديگه تو اين گرما مجبور نبوديم بريم عطاري بخريمش تو راه عرق كنيم 🙂

  19. 19
    صبا says:

    سلام نخودی جون فکر نکن یادمون رفته. ولی چون اینجور خریدها رو خانواده برام انجام میدن باید صبر کنم ببینم برای کی امکانش پیش میاد بره عطّاری برام بخره. اگه شماره حساب میدادی و برای متقاضیان پست میکردی هیچ چی نصیبت نمیشد و شاید هم نصیب متقاضی هم یه محصول سالم نباشه. اینو گفتم دوباره یاد یه چیزی افتادم که اعصابم رو به هم ریخت. ماه اردیبهشت برنده ی مسابقه ی سامانه ی گویای رودکی شدم و اونا هم یه ساعت گویا برام فرستادن امّا نه با یه بسته بندی مناسب. فقط با جعبه ی خودش و یه پاکت کاملا ساده. نه از این پاکتها که یه عالمه ابر توش داره. ساعت مورد نظر وقتی به دستم رسید فقط زوزه میکشید و وقتی که باتریش رو عوض کردم دیگه کار نکرد. من موندم و یه جایزه که معلوم نیست به چه دردی میخوره. تا حالا چند بار تصمیم گرفتم بندازمش دور ولی منصرف شدم.

  20. 20
    javanmardeh daana says:

    طوری نیست شما حاضری میخورید من که شکمو نیستم خداییش. حالا یه قوری چایی که تو بساطتون هست؟ حالا اگه قلیونم بود که چه بهتر. ولی اگه سیر نشم تا سحر هستما! آدرستونم خوبه سرراسته, فقط پلاکو یادت رفت بگی پلاکم بگو!؟

  21. 21
    سامان says:

    سلام! نخودی این پرنده واقعان شگفتی میآفرینه!!! چنتا از دوستای من هم سر این قزیه زندان رفتن! یکی از دوستام سر این پرنده ی دعوا کرد و کشتنش!!! ولی واقعان اگر به این پرنده علاقمند بشی دیگه نمیتونی ولش بکنی! جواد جان اگر قلیون میخوای بیا خونه ی ما!‏

  22. 22
    صبا says:

    سلام گفتم شاید درست بشه. و اگه بعدا کسی رو پیدا کنم که میتونست درستش کنه باز هم این من هستم که به خاطر زود دور انداختنش باید حرص بخورم. هر وقت مطمئن شدم چشم، قول میدم بندازمش دور. وقتی میگم از رودکی به کسی خیری نرسیده یعنی این.

  23. 23
    javanmardeh daana says:

    صبا خانم من یه کمی فنی هستم اگه تهران بودی ساعتتو یه کاریش میکردیم از این کارها زیاد کردم خلاصه حالا بزار یه جا بمونه شاید یکی پیدا شد درستش کرد.

  24. 24
    صبا says:

    سلام جوانمرد دانا. ممنون. اگه از اداره ی پست مطمئن بودم یه جوری براتون پستش میکردم. ولی این بلا از اداره ی پست سر این ساعت اومده و اگه یه بار دیگه پست بشه فکر میکنم اجزاش به صورت جدا از هم به دست شما برسه. همش به خودم میگم که چرا حضوری نرفتم رودکی جایزه رو تحویل بگیرم. بعد میگم آخه مگه آدم عاقل از قم پا میشه میره تهران یه ساعت گویا بگیره برگرده. پول بنزینش بیشتر از پول ساعت میشه. جایزه گرون بود یه کاریش میشد کرد. سفر مکّه ای کربلایی. رودکی و این جایزه ها؟!!! باور نکنید ها شایعه ست. گفتم دور هم بخندیم.همچنین من نمیدونستم جایزه ساعت گویاست که اگه میدونستم میگفتم پستش نکنن.

  25. 25
    امیر رضا رمضانی says:

    خوب صبا من برات یه پیشنهاد دارم.
    یه کم بنزین بریز روش یه کبریت بزن
    تمومه
    اونوقت صاحبخونه از خونه میندازتتون بیرون
    البته بگم شاید 10 20 تا ماشین آتشنشانی هم بیان
    چون باطریش منفجر میشه
    آهان نخودی خانم
    منو دعوت نکردی
    من از همه مهمترم.
    راستی بچه ها من دنبال قلیون نیستم.
    کی ویسکی داره
    البته درصدش بالا نباشه
    حال حوصله بعدشو ندارم.
    تو ماه رمضون نمیزنم ولی عید فطر میام.
    آهان راستی چرا برم عطاری آشغال بخرم؟
    خودم مام دارم ماشا الله توپ
    بزن تا 5 6 روز بو عرق نمیدی
    البته مردونست نه زنونه
    البته ویسکی رو که نیزنیم دیگه بو مام و عرق نمیدیم بو الکل همه جامونو ور میداره
    خوب چشمک خوان خیلی بده هویت یکی رو رو میکنی
    ساجده خانوم بهت نمیخوره از نوع حرف زدنت نخودچی باشی.
    نمیدونم چی بهت بگم
    آهان سامان خوان چرا مرغ و خروس، مگه قهتی حیون دارین؟
    من یه مرغ مینا دارم اونقدر حرف میزنه که خدا میدونه
    سرمو خورده
    البته خیلی نازه
    میدونی چه قدر دوستش دارم؟
    الآن فکر کنم 500 600 هزار تومن بخرنش ولی من نمیفروشمش.
    امین جان به تو چیزی نمیگم چون تو خزائلی خراب شده با من بودی.
    ولی تنها چیزی که میتونم بگم نمیدونم چیه
    اگه بخوام متلک بارت کنم ایمیلتو دارم
    تو ایمیل اونقدر بهت تیکه میندازم که نگو
    به هر حال کسی جوگیر نشه
    من خیلی متلک میگم
    از منم دلگیرم نشه
    البته شدم به درک
    چی کار کنم؟
    آهان راستی نمیدونم یادم رفت.

  26. 26
    امیر رضا رمضانی says:

    البته کسی جدی نگیره ها!
    اگه ناراحت شدین ببخشید.
    اگرم نشدید که هیچی

  27. 27
    سامان says:

    سلام! امیررضا! هاها! مینا مال ما بچه های پایین شهر نی! اون چیزی که میخوای میتونی بری مولوی بخری مشطی! درزمن اینجا ی محله ای هست که خیلیا بهش سر میزنن! وگرنه سابقم رو تو این چیزا بهت میگفتم! ولی بعضی از بچه های این محله خوب منو میشناسن! خواستی ی ایمیل بزن سابقه برات رو کنم هاها! اینم آدرست ایمیلم ‏
    saman.soroosh@gmail.com

  28. 28
    نخودي says:

    واي آخ جون چه خبر شده اينجا :()
    سامان بابام هم همين رو مي گه ولي تو منطق من يكي كه هضم نميشه!
    صبا منم يكي دو سال پيش از اين ساعت ها گرفتم البته خداييش كار هم مي كرد ولي خواهر گرامي خرمون كرد داديمش به اون و اصلاً هم ازش استفاده نكرد و الآن هم نمي دونم چه بلايي سرش اومده ولي با توجه به وجود موبايل و اينكه ساعت رو از روش ميشه تند و به راحتي ديد ديگه فكر نمي كنم از اون ساعت بغير از جا كليدي بتونيد استفاده ديگه اي ببريد كه تازه درست هم باشه گاهي يه فشار مي خوره صداش در مياد آبرو حيثيت آدم رو ميذاره وسط در هر حال آتيشش نزني ها همون نگهش دار براي روز مبادا….
    امير رضا خان خداييش جرأت ندارم شما رو دعوت كنم مي ترسم يه بلايي سر خونه كه هيچي قابل شما رو نداره )سر خود مهربونمون بياريد بعدش جواب خودمون رو كي مي خواد بده؟! آخه آرزو و اميد و اين حرفا داريم هنوز )بعدش هم ويسكي و اين حرفها هم از قليون و اون حرفها بد تر هست بابا بريد آب ميوه بگيريد بخوريد حالش رو ببريد يه لطفي هم به جسم نازنين كرده باشيد دوباره بعدش نقره سنگ آشغال نيست مي ارزه به هرچي مامه با هر ماركي اعم از داخلي خارجي چيني اروپايي آمريكايي و كلاً بي ماركش تازه عوارض جانبي هم نداره مثل حساسيت پوستي و بقيه عوارض كه من نمي دونم. هان راستي سلام ما رو به مرغ ميناتون برسونيد :()
    بابا سامان كوتاه بيا سابقه كدوم هست تو از اون آقا پسر هاي گل محله خودموني بي سابقه دوستت داريم :()

  29. 29
    امیر رضا رمضانی says:

    سامان جان من چندین سال سابقه دارم.
    بعدشم من میدونم باید از کجا بگیرم.
    من سابقم از تو بیشتره
    با چندتا از بچه ها میریم کفتر بازی میکنیم.
    این اولشه
    شما هم نخودی خانم کاری باهامون نداشته باشی کاریت نداریم.
    راستی نخودی جون مارو دعوت نکنی، کار میدیم دستت.
    ولی دعوت کنی کاریت نداریم.
    سامانم باید دعوت بشه
    نمیخواد چیزی گیر بیاری خودمون جور میکنیم.
    ها ها دی

  30. 30
    ghanbar says:

    درود
    نخودی بعد از این مدت خوش آمدی .این صبا مار را هم دودله کرده ها نمیدونیم حرف شما رو قبول کنیم یا صبا را نکنه پسر باشی .راستی امان از دست روان شناس ها که همیشه دست انداز جاده ها هستند .وای ببخشید از روانشناسان محله شوخی بود .
    صبا این نخودی یک خانم هستش که حقوقدان هم هست و توان مدیریتی بالا هم دارد احتمالا بیاد قم به عنوان مسئول گروه خودشان هستش .توانمندی های خاصی دارد و همین جا اعلام خرسندی خود را از صاحب خانه بودنتان دارم نخودی .
    امیر رضا بنام پودت پست بزن این حرف هرا بنویس چرا پست دیگر ها را خراب می کنی .
    ببین یادم نرفته بگم اگه هی مکرر نخودی محله را تهدید بکنی بگم بهت که نگی نگفتی خودت می دانی می آم تهران بعد کمین میزنم وقتی به جوی آب رسیدی بغلت می کنم می گذارم اون ور جوب تا دیگه بچه های محله ما را تهدید نکنی .و دیگه اینکه نخودی به همه بچه های محله احترام می گذاره و الا که خودت می دانی یک دادخواست بنام شما می فرسته که دست بسته ببرندت اصفهان واین اعترافاتی که کردی نیز علیه شما استفاده می شه .
    خوب ناراحت نشو من هم مثل تو امیر رضا شوخی کردم اگر هم ناراحت شدی ببخشید چون من از شما می ترسم .

  31. 31
    سامان says:

    سلام! نخودی جان واقعان به من لطف داری خواهر گلم! امیر جان به نظر من سابقه تو این کارا خوب نیست اصلان! ولی چیکار کنم وارد ی بازیهایی شدم که نباید میشدم! داداش بعدشم هر چیزی رو اینجا ننویس به همون دلیل که میگم اینجا بازدید کننده های زیادی داره! و نمیخوام افرادی مثل من و تو که تو این کارا هستیمو مثلان با استاد چشمک و یا مدیر محترم مقایسه بکنن و فکر بکنن همهگی ی کاره هستیم! البته که محله مال خودمون هست و هر جوری بخوایم داخلش حال میکنیم! ولی یکم رعایت کردن بد نی! دمتگرم ولی من شیرازیم خودت میدونی جنسای اصل و مشطی از شیراز میاد هان!؟؟؟ ببین چند وقت پیش ی نفر کح تو همین محله هستو به سرف یکی از همین چیزا دعوت کردم! کلی حال کرده بود!

  32. 32
    امیر رضا رمضانی says:

    خوب منم مثل خودت سامان جون وارد اینجور بازیا شدم و بعدشم هزار و یک بزن بزن
    بعدش تو رو خدا یکی اینجا بنویسه خیر سرت برنامه نویسیا!
    نخودی خانوم ببخشید.
    بعدشم هیچ وقت قصد نداشتم رو کنم ولی تو رو خدا ببخشید.
    به هر حال من شرمنده نیستم ولی حالم نکردم.
    در ضمن کجا میخوای برا من کمین کنی؟
    محله ما تموم بچه هاش اباشن
    دم دربیاری یه بلایی سرت درمیارن که وای وای
    حالا اگه بخوام بگم یه پست میشه که بعدا لطف میکنم میزنم.

  33. 33
    نخودي says:

    قنبر آقا مرسي جانا سخن از زبان ما مي گويي  خدا رو شكر قم جمكران بنده فقط قرار هست ان شا الله خوش بگذرونم مسؤوليتي ندارم زحمت اين اردو با انجمن جوانان روشن بين هست كه خداييش خيلي خيلي انجمن فعال و توانايي هستند دستشون درد نكنه.

    بچه ها مي دونيد من هيچي نگفتم چون نمي خواستم بزرگتر بازي و نصيحت و پند و اندرز و اين حرفها بشه در هر حال بعنوان يه نخودي محله يه حرفهايي دوستانه مي گم فقط بهش فكر كنيد فقط فكر همين:
    چشم و هم چشمي كه اصولاً تو خانم ها هست و كري خوندن كه بين آقايون بيشتر مطرح هست اگه تو كارهايي باشه كه براي آدم سود و منفعت داشته باشه حالا چه منافع مادي چه معنوي اون وقت مي شه گفت خوب هست اما خيلي وقت ها همين كري خوندن ها وارد بازي شدن ها اونم بخاطر يه غرور كاذب الكي پوچ بي خود باعث ميشه سرنوشتمون عمرمون و تموم آرزو هاموم يك باره بر باد فنا بره مي دونم اگه بخوايد بفهميد مي دونيد چي مي گم پس ادامه نمي دم فقط مواظب خودتون باشيد خواهش مي كنم اين روزگار گرگ زياد داره اونم تو لباس ميش خواهش مي كنم حواستون به خودتون آينده تون سرنوشتتون باشه …..

  34. 34
    امیر رضا رمضانی says:

    اصلا بگزریم.
    من بحث گرما رو دوباره باز میکنم.
    چند روز پیش داییم یه اسپری گذاشت تو داشبرد ماشینش میخواست بره یه جا 5 دیقه ای برگرده
    وقتی برگشت اون قدر گرم شده بود اسپری منفجر شده بود داشبرد ماشینش شکسته بود.
    پنل ضبط و خود ضبط از جاش در اومده بودن افتاده بودن کف ماشین
    هر چی تو داشبرد بود افتاده بود کف ماشین
    خودم دیروز میخواستم برم یه جایی اونقدر گرم بود وقتی از خونه اومدم بیرون داشتم آتیش میگرفتم.
    سابقه نداشته دمای تهران برسه به 45 درجه

  35. 35
    صبا says:

    سلام آقای رمضانی. قم بودید چی میگفتید؟ من دیروز تهران بودم. رفته بودیم نمایشگاه قرآن.
    ولی واقعا مثل قم نبود. خیلی فرق داشت. شب هم خیلی خنک بود.

  36. 36
    نخودي says:

    چه وحشت ناك! هان ديديد گفتم اسپري خوب نيست اينم يكي ديگه از مضراتش با يه كم گرماي بالاي چهل درجه ميتركه واي چه خطرناك خدا رو شكر كسي تو ماشين نبوده آسيب ببينه.
    جناب صبا اگه ديگه از گرماي قم گفتي هيچي … فقط ديگه نگو مرسي. 🙂

  37. 37
    نخودچی says:

    سلااااام نخودی جونم .
    من امروز رفتم اطاری که نقره سنگ بگیرم اصلا یارو این چیز رو نمیشناخت و فکر کرد دارم مسخره میکنم 🙂 اینشالا اگه اومدم اصفهان حتما میخرم چون خیلی به درد من میخوره به دلیل هوای شهری که توش زندگی میکنم و همیشه برفمیااد 🙂 دوست دارم یه عالمه …

  38. 38
    امیر رضا رمضانی says:

    اون اسپری اسپریی نبود که میزنی به خودت
    اون پلیش بود
    آره کسی نبود که آسیب ببینه
    اگه بود فکر کنم داشبرد تو صورتش میترکید.
    اگه منم بودم شاید کل اون یه ذره دید قشنگی که دارم میرفت هوا
    الآن میدونم با خودت آرزو میکنی ای کاش من اون تو میبودم.
    ولی من چه هیزم تری به تو فروختم؟
    آهان صبا نگفتی چه بلایی سرش آوردی
    واقعا آتیشش بزن بیام یه چای آتیشی درست کنم بزنیم کلا بو دود بگیریم.
    من میرم تو باغ خودمون میزنم ولی طلبه شدم بیام اونجا با هم بزنیم.
    همین دیروز تو باغ نمیدونی چه آتیش بازیی کردم.
    البته ظهر نبود
    اگه میبود الآن کل باغ سوخته بود.
    ساعت یه چیز حدود هفت و نیم شب بود.
    نظرت با یه چای آتیشی چیه؟
    نخودی که ما رو دعوت نکرد ولی من یه بار دعوتش میکنم.
    من نامرد نیستم.

  39. 39
    نخودي says:

    سلام نخودچي جوننم به اينجاش نفكريده بودم عطاري ها هم عطاري هاي اصفهان خودمون اومدي اينجا با هم ميريم مي خريم عزيزم. امير رضا خان ا مگه به من هيزم تر فروختي من نفهميدم پس بگير خشكش رو بده يا اصلاً نخواستيم پولمون رو پس بده …..

  40. 40
    امیر رضا رمضانی says:

    نمیدونم یادم نمیاد چیزی فروخته باشم.
    ای کلک!
    میخوای پول چیزی که نخریده بودی رو از من بگیری؟
    ولی سر من کلاه نمیره
    در ضمن چیز فروخته شده پس گرفته نمیشه
    برو حالشو ببر.
    الآن که دارم مینویسم سر صبحه و من دارم تو خونمون از گرما منفجر میشم.
    خوب خونتون چه طوره؟
    ولی منو دعوت نکردی بیام ببینما!

  41. 41
    صبا says:

    سلام نخودی جون. من که قصد ترسوندن تو رو نداشتم.
    از اونایی نیستم که به هر ترفندی شده از مهمون فرار کنم.
    اهل رشت هستم و حرفی هم در مهمان نوازی شمالیها نیست. ولی خوب آقای رمضانی چنان از گرمای تهران میگه که آدم مجبور میشه یه حقایقی رو بیان کنه. آقای رمضانی ساعت رو گذاشتم یه جایی که فعلا نبینمش. نمیدونم چرا نمیتونم ازش دل بکنم. خوب من تا حالا از این ساعتها نداشتم و دست کسی هم ندیدم و چون اصلا صداشو نشنیدم، کنجکاوم بدونم چه صدایی داره. شما مگه میخواید طلبه بشید؟

  42. 42
    صبا says:

    نخودی یه چیزی رو یادم رفت بهت بگم. هوای قم از دیروز خیلی بهتر شده. دیشب قم بودی یا قراره بیای؟

  43. 43
    نخودي says:

    سلام امير رضا خان عزيز باشه شما هم دعوت قدمتون روي چشم فقط قول بديد شيطوني نكنيد ها! البته به شرطي كه يه برنامه اي.اسپيك خوب زير نويس خون عالي چشم روشني خونمون بياريد!

    صباي عزيز شما لطف داريد و با كامنت دومي تون هم كلي اميدواري پيدا كردم، ما فردا مي يايم ….
    خب ديگه نبود باي تا هاي….

  44. 44
    صبا says:

    ای کاش میتونستم بیام ببینمت. ولی شما میاید جمکران. از ما خیلی دورید. چهارده پانزده کیلومتر.

  45. 45
    امیر رضا رمضانی says:

    صبا منم بیام؟
    نخودی باید اون تاپیک کی با منه رو میخوندی ببینی که میخوام eSpeak رو دستکاری کنم و یه امکانات باحال روش بزارم.
    باشه نوشتم بهت میدم.
    حالا حال کردم که دعوت کردی.
    یه سرم به تهران بزن ببین 46 درجه یعنی چی
    یادت باشه این برنامه کادوی خونتونه
    من برنامه ی تجاری برات نمیارم فقط اوپن سورس میارم.
    چون شاید به کپی رایت احترام بزاری.

  46. 46
    صبا says:

    آقای رمضانی من چی کاره ام که بگم بیاید یا نه؟ قم متعلّق به حضرت معصومه و امام زمانه خودشون باید بطلبن.

  47. 47
    امیر رضا رمضانی says:

    منو چند بار حضرت معصومه و امام زمان طلبیدند
    امیدوارم دوباره بطلبند بیام.
    اما صبا خاطون چیزی که خرابه رو چه جوری میخوای صداشو بشنوی؟
    بابا جان رودکی نهسه
    ازش به هیش کس خیری نرسیده
    آتیش بزن بیام همون قم با هم یه چای آتیشی بزنیم.
    فکر کنم اون وقت وقتی باشه که امام زمان و حضرت معصومه طلبیده باشن.
    یه چای آتیشی هم میزنیم شاد میشیم.
    نظرت چیه؟

  48. 48
    صبا says:

    شما مثل اینکه خیلی دلتون میخواد صاحب خونمون بیرونمون کنه ها. اینکه رودکی نحسه و ازش به کسی خیری نرسیده که خودم چند بار تو همین محلّه گفتم. چند بار خونه و در جمعهای دوستانه و مهمونیها گفتم؟ خدا میدونه.
    خدا رو چه دیدی شاید درست شد. هر وقت مطمئن شدم میندازمش دور خیالتون راحت از آتیش خبری نیست.
    دیدید گفتم تهران هواش بهتر از قمه؟ وگرنه اینقدر حوس چای آتیشی نمیکردید. اینجا فقط شربت.

  49. 49
    امیر رضا رمضانی says:

    اولا من میرم دماوند چای آتیشی میزنم.
    ثانیا اگه آتیشش نزنی خودم میسوزونمش.
    بعدشم فکر کنم تا حالا چای آتیشی نزدی
    به بیرون کردنش می ارزه
    بابا اصلا من خودم ساعتمو بهت میدم.
    ولی یادت باشه بیام قم یه جایی باشه که مثل دماوند باشه
    تو شب خنک باشه

  50. 50
    صبا says:

    سلام نداریم. تو قم جایی مثل دماوند نداریم.
    چرا چای آتیشی زدم، ولی نه اینجا، کنار سپیدرود اونم با چای طبیعی گیلان، نه این چایهای خارجی پر از اسانس.
    ولی به بیرون کردنش نمی ارزه. هیچ چی جای خونه ای رو که آدم توش راحت باشه نمیگیره.
    بعدشم دست شما به این ساعت نمیرسه، اصلا حالا که اینقدر عزمتون رو برای سوزوندنش جزم کردید، میبرم یه جایی چالش میکنم. بعدها هرکی درش بیاره، فکر میکنه چه چیز با ارزشی پیدا کرده. وقتی به ساعت خراب بربخوره چه قدر خنده دار میشه رفتارش در اون لحظه.
    پس شما هم از این ساعتها دارید.
    حالا قیمتش رو بهم بگید که بدونم این اداره ی پست نامرد چه قدر بهم ضرر زده؟

  51. 51
    امیر رضا رمضانی says:

    منم مثل تو جایزه گرفتم ولی با این تفاوت که من خودم گرفتم به اداره پست اعتماد نکردم.
    ولی هیچ چیز مثل این نمیشه که آدم خودش چای آتیشی درست کنه
    خودش آتیش درست کنه کتری رو آب کنه بزاره رو آتیش جوشش بیاره چای بندازه تو غوری و بزاره دم بکشه
    بعدش بزنه شاد بشه
    چه طوره جای اون ساعت صاحبخونه رو آتیش بزنیم؟
    اینطوری آتیششم بیشتر میشه
    من عزممو رو چی جزم کنم که بسوزونمش؟
    فقط یه چیزی که آتیشش بره هوا
    اصلا چه طوره بیای دماوند خودم مهمونت کنم؟
    البته بعید میدونم مارو قابل بدونی
    وای مخصوصا ساعت هشت شب چه هوای توپی داره
    یعنی جون میده سه من علف و چوب بریزی و بعدش یه ذره الکل بریزی اون رو و یه تک کبریت بزنی تا شروع کنه به گر گرفتن
    همچین بره هوا که گرمای بیابونای صحرای آفریقا درست بشه
    بعدشم یه چای آتیشی درست کنم بزنی بعدش اون وقت ساعتو میاری میندازی تو آتیش
    بعدشم من خودم ساعتمو بهت میدم که ضرر نکنی
    بدون هیچ پستی با این تفاوت که ساعت سالم بهت میدم.
    حالا پیشنهادت چیه؟
    بازم میخوای لج کنی؟

  52. 52
    نخودي says:

    خانم ها آقايون! شرمنده پريدم تو حرفتون ولي منم ميخوام بيايم دماوند تا حالا نرفتم! اصلاً يه اردو مياريم دماوند همه هم محليها ميشيم مهمون البته هركي پيك خودش رو بده زيادي مزاحم نشيم نظرتون چي هست؟
    امير رضا خان من طرف دار پر و پا قرص كپي رايت هستم از نوع دو سه آتيشه اما اصتلاحاتي رو كه گفتيد نمي دونم يعني چه؟! فقط يه اي اسپيك خوب باشه ها…
    صبا خانم عزيز فكر كنم يه ده تومن ضرر كرديد يعني ضرر بهتون زدند.
    آقاي معصومي پس واجب شد همه هم و غممون رو بذاريم واسه شما دعا كنيم.
    راستي ما رفتيم جمكران اومديم جا همه خالي خيلي خوش گذشت عالي بود البته يه خورده اي يه كمي هم جاي چرا داشت كه رفت جز خاطرات ولي جاي همگي خالي ان شا الله همگي با هي قسمتمون بشه بريم.

  53. 53
    امیر رضا رمضانی says:

    شما خودت بیا دماوند تا رفته باشی.
    خانومو نیگا:
    خودش اضافیه داره مهمون دعوت میکنه
    البته من همه رو قبول میکنم ولی مهمون دعوت نکن.
    با این گرونی نمیدونم چه قدر چای باید بکنم تو اون غوری
    راستی منو دعا کردی؟
    معنی چه اصطلاحاتی رو نمیدونی بگو بگم.
    ولی ای کاش تو ایران کپی رایت وجود میداشت
    اون وقت حق هیش کس ضایع نمیشد.

    • 53.1
      صبا says:

      نخودی یه بار اگه تونستی بیا حرم که بتونم بیام ببینمت. درست و حسابی بیا، نه اردویی. که فرصت با هم بودن رو به اندازه ی کافی داشته باشیم. بعد با یکی از دوستام که خیلی دختر گلیه بریم پارک، بشینیم صحبت کنیم، بعد بریم کافیشاپ نون خامه ای گنده بخوریم با آب میوه.
      آقای رمضانی، شما که جواب منو نشنیدین چرا لج کردن رو به من نسبت میدین؟ من اگه نمیام علّتش اینه که پایه ی اینجور گردشها نیستم. و به غیر از خانواده و بعضی از جمعهای دوستانه که اون هم با سختگیری تمام تعیین میشه با هیچ جمعی حال نمیکنم. شما هم برای امتحان کردن آتیشبازی دنبال کسی باشید که پایه باشه. من گزینه ی خوبی نیستم.
      بچّه ها من الآن خیلی حال معنوی خوشی دارم. از دیروز صبح تا همین یک ساعت پیش مردم قم کولاک کردن و در کمک کردن به ایتام و نیازمندان از هزار تومن بگیر تا بیست سی میلیون تومن تا یک واحد آپارتمان، صد متر زمین، طلا حلقه های ازدواج موتور، ماشین، و هرچی که فکرشو بکنید و نکنید دادن. حتّی یک نفر کلیه ش رو به کسی که نیازمند کلیه بود و صدا و سیمای قم از خونشون گزارش گرفته بود، داد.
      به خدا مردم ما گلن، گل

  54. 54
    امیر رضا رمضانی says:

    نخودی نگفتی با کدوم اصطلاح مشکل داری؟
    صبا منم دوست دارم کمک کنم.
    چی کار کنم؟
    نخودی میخوام eSpeak رو به شکل باحالی گسترشش بدم.
    نمیدونم سورس کدشو لازم داری یا نه؟
    یه بارم بیا تهران تا ببرمت دماوند تا ببینی چیه؟
    صبا تو نمیای من میام اونجا
    چه طوره؟
    نترس آتیش نمیزنم.
    من بیخیال ساعت تو شدم.
    الآن که با خودم فکر میکنم میگم چرا باید ساعتمو دو دستی بدم بره تا یه ساعت بسوزونم؟
    ولی آخه چرا رودکی به کسی خیر نمیرسونه؟
    تو اونجایی من اینجا یه بار رفتم یه متن بدم بهشون برام بریلش کنن گیر دادن که باید ورد باشه و 10000001 دلیل بیخودی
    اون وقت فقط میگیم خیر ازش به کسی نمیرسه
    منو داشت از خستگی میکشت.
    از کجا پا شو با مترو برو مردمو تحمل کن تا برسی به رودکی جای اینکه مهمون نوازی کنن میگن ورد و دلیل چرت و پرت میارن که ما متنی که رو کاغذ نوشته شده باشه بریل نمیکنیم و بازم برمیگردیم و پدرمون درمیاد.
    اون وقت که بهت یه ساعت خراب دادن میگی ازش به کسی خیر نمیرسه.
    بابا من واسه این گفتم که نهسی رودکی یه وقت نگیرتت
    حالا خود دانی هر بلایی میخوای سرش بیار
    نخودی من کنجکاو شدم بدونم چه اصطلاحاتی رو نمیدونی؟
    بگو به تک تکشون جواب بدم.

  55. 55
    صبا says:

    من که ساعت شما رو نخواستم. مگه حرفی زدم؟
    شما اگه میخواید کمک کنید باید برید کمیته ی امداد بگید میخوام به ایتام کمک کنم یتیم که فقط تو قم نیست، همه جا هست.
    اگه خواستید بیاید قم میتونید بیاید، ولی تنهایی باید برید قمگردی، که تو این گرما اصلا پیشنهاد نمیکنم بیاید. نخودی شانس آورد ولی در مورد آینده هیچ چی نمیدونم. اون برنامه ای هم که گفتم، برای نخودی بود. خوب شما پسر هستید و باید شرایط رو بپذیرید. یعنی فرقی نمیکنه ما دخترها هم همینطور. با پسرهای محله قرار بذارید.
    این مطلبی هم که در مورد رودکی گفتید، هیچ جا تا همین الآن که من خبر دارم متن غیر ورد بریل نمیکنه. اگه قبلا زنگ میزدید رودکی بهتر بود. اگرچه داد میزنن، دعوا میکنن، گوشی رو میکوبن و خیلی چیزهای دیگه، ولی این همه راه رو نمیرفتید که بینتیجه برگردید. من به نحسیش آشنا هستم. اینقدر بلا سرم آورده که اگه نحسیش چند برابر هم بشه و منو بگیره کاری از پیش نمیبره. ضد ویروس شدم در این مورد.

  56. 56
    امیر رضا رمضانی says:

    آخه جالبیش اینه که قبلا بریل میکردن.
    یعنی یه ورقه بینایی بهشون میدادی میکردن تو اون اسکنر لعنتی وردش میکردن بعدش بریلش میکردن
    آخه کاری داره؟
    من دیگه اصلا نمیرم رودکی
    مگه دیونم که خودمو خراب کنم؟
    حال رفتن تا سر کوچه رو ندارم برم سر وقت رودکی؟
    نهسیش همه رو گرفته فقط شما نیستی.
    خیلیا ویندوزشون پریده
    مثل من و شما نیستن که آنتی ویروس نصب کرده باشن
    دعوا کنن.
    یه بار که از یکی فحش مادر بشنون یادشون نمیره که باید آدم باشن
    میدم رفیق رفقای گرامی میخونن دیگه محتاجشون نمیشم.
    تازه اگه خودم وردشو داشته باشم میرم با جاز و مگنیفایر میخونم.
    حرفمم منتقیه
    وقتی خودت میتونی بخونی چرا پا شی بری اون جا که ار ار اونارو بشنوی؟
    باشه نمیام.
    میدونم به نخودی گفتی.
    ولی نخودی نگفتی چی رو نمیدونی؟
    این برام سوال شده

  57. 57
    نخودي says:

    امير رضا خان نگران نباشيد من كه كلاهم هم دماوند شما بيفته نميام برش دارم همون زاينده رود بي آب خودمون اردو مي گيريم خيلي هم خوش ميگذره، هان راستي من خيلي چيز ها رو نمي دونم اگه بخوام همه رو بگم كه اوووووو خيلي ميشه حالا شما هم بگذريد!.

    واي صبا جون مرسي من عاشق نون خامه اي و پاركم فقط خب تا حالا نشده غير اردويي بيام قم اما دفعه ديگه خواستم بيام حتماً خبرت مي كنم بياي ببينمت شما هم اگه اصفهان اومديد حتماً حتماً حتماً يه بوقي بزنيد خودم كت بسته در خدمت هستم اينجا هم نون خامه اي پيدا ميشه البته بستني برجي بيشتر ميچسبه اونم تو ميدون امام، بقيه برنامه هامون رو هم نمي گيم پسرهاي محله خبر نشند بهتره!.
    صبا جون مردم كشور ما الحق گل هستند گل و اين گاه و بي گاه خودش رو نشون ميده اونم تو چنين روز و شب هايي تو هيچ جاي جهان يه چنين مردمي نمي بيني و نخواهي ديد مطمئن باش هرچي اينجا ميبيني واقعيت محض هست اما هرچي از هرجايي ميشنوي “فقط شنيده و تبليغات” هست.
    بچه ها خودمونيم رودكي اين قدرها هم كه بزرگش مي كنيد بد نيست حالا خوب هم نيست اما نه اين قدر ديگه بد!!!

  58. 58
    امیر رضا رمضانی says:

    نخودی بیا تهران اون وقت میبینی رودکی بده یا نه
    مردم یه سریاشون گلن بقیه دیونه
    اگه شرق تهران بود الآن اون بنده های خدای نیازمندو میکشتنشون
    تا حالا با اوباش بر نخوردی که میگی مردم کشور خوبن.
    کسیم نمیتونه بهشون چیزی بگه
    یکی قمه کشه یکی دیگه مسلحه

  59. 59
    صبا says:

    نخودی جون من تا حالا اصفهان نیومدم، هر سال اردیبهشت میریم کاشان گلاب میخریم، ولی اصفهان و شیراز رو هر چی بیشتر آرزو میکنم انگار از من دورتر میشه. اگه اومدم حتما بهت خبر میدم.
    آقای رمضانی، فکر نمیکنید یه کمی زیادی بدبین شدید به اطرافتون، مردم و کشوری که دارید توش زندگی میکنید؟ درسته که یه چیزهایی مربوط به فرهنگ هر جایی میشه، رئیس کمیته ی امداد کشور گفت: از بس تو قم داوطلب برای اینکه یتیمها رو تحت حمایت خودشون بگیرن، زیادن که ما ایتام استانهای دیگه رو هم به قم معرفی میکنیم که مردم قم حامیشون باشن. و من دو روز پیش این رو به وضوح دیدم. مردم تا چهار صبح هر چیز ارزشمند تو خونشون داشتن آوردن دادن. طوطی، گلدون حرم حضرت علی، یه عالمه فیش حج که بعضیهاش آماده ی پرواز بود. فکرشو بکنید طرف شش هفت سال منتظر بوده نوبتش بشه بره مکّه، حالا فیششو آورده فروخته که پولشو بده به ایتام. به نظر شما با چیزی غیر از عشق به خدا، میشه وصفش کرد؟
    اگه خلوص نیت نداشتن، مجریهای صدا و سیما برای اینکه با بعضیهاشون صحبت کنن نیازی به اسرار و التماس نداشتن. کسانی میومدن از ترس مصاحبه گردنبند فوق العاده قیمتی و هر چیز با ارزشی که میخواستن بدن، اگه شکستنی نبود، پرت میکردن و میرفتن. خوب حالا شما چرا اینها رو تو ذهنتون بزرگ نمیکنید. باور کنید که هر جور به دنیا نگاه کنید زندگی همون جور با شما برخورد میکنه. مشکلات همیشه هستن. اصلا ما اومدیم برای اینکه مورد امتحان قرار بگیریم، وگرنه هدف از این زندگی زودگذر دنیایی چیه واقعا؟ توان همه ی ما در برابر مشکلاتی که باهاشون مواجه میشیم سنجیده میشه و به اندازه ی صبرمون هم پاداش میگیریم. اگه همه چی با مرگمون تموم میشد باید اینجور غصّه میخوردیم نه حالا.
    خوبه که همه ی ما سعی کنیم طوری زندگی کنیم که وقتی مهلت امتحان تموم شد و گفتند ورقه ها بالا، برگه هامون پر از جوابهای درست و زیبا باشه، نه فقط اشتباه و یه برگه ی خطخطی. اگرچه خدا همیشه مهلت جبران به همه ی ما میده، ولی خودمون که فکر میکنیم میبینیم چه قدر خوب بود که همین فرصتهایی رو هم که از دست رفت، استفاده میکردیم. من خودم در مواقعی که مثل شما به همه چیز نگاه میکنم، زندگی برام خیلی سخت میگذره. از در و بام بلا میباره.ببخشید اگه اینقدر پرحرفی کردم، قصد نصیحت نداشتم، فقط چیزهایی که تجربه ش کردم و بهش باور دارم رو گفتم.
    نخودی یه نکته در مورد رودکی بگم: رودکی خوب بود، ولی انگار از وقتی من باهاشون ارتباط دارم روز به روز بر بدتریشون افزوده میشه. مخصوصا حالا که نوارها رو با عجله و بیکیفیت ضبط میکنن و میگن که تولیدات ما افزایش پیدا کرده و تازه کلّی هم کلاس میذارن، و ما نابیناها هم مجبور به تحمل هستیم. وقتی در حال حاضر بیشترین تولید کتاب گویا در رودکی انجام میشه نباید اینقدر سرسری بگیرنش. یه بار گفتم بازم میگم. همه ی ما باید با هم یکی بشیم. اگه نابیناهای کل کشور در اقدامی هماهنگ از رودکی به هر جا که امکان داره شکایت کنن، اونها هم به خودشون اجازه نمیدن که هر رفتاری که در شأن خودشونه با ما داشته باشن.

    • 59.1
      نخودی says:

      سلام صبا جونم مي‌دوني اون قدررر دير كامنتت رو ديدم كه گويا يكي دو سالي ازش مي‌گذره واقعاً شرمنده ولي شما بيا اصفهان من در بست در خدمتم “كاشكي بخونيش” راستي كجايي محله نيستي؟

  60. 60
    بانو says:

    خرداد نود و دو ….. اومدیم اینجا …. مرداد نود و دو …. آذر نود و چهار ….. چه تند تند میگذره ….

  61. 61
    بانو says:

    راستی این نقره سنگ رو اگه روزی روزگار گذرتون به این پست خورد جدی بگیرید …. باشد که رستگار شویم …..

دیدگاهتان را بنویسید