یک همایش و یک پوزش

دورود بر دوستان خوبم
اول این که کسانی که به مقاله و آسار علمی و پژوهشی علاقه دارند و یا خود در این زمینه کار کرده اند اعلام می کنم که نخستین همایش علمی پژوهشی برای نابینایان برگذار می شود. برای این که دو باره کاری نشود از این دوستان خواهش می کنم به سایت

http://www.mntk.ir
مراجعه کنند امید که از این دست همایشها برای نابینایان بیشتر برگذار شود
دوم این که می خواستم توضیحی هرچند خیلی کوتاه در مورد پست قبلیم بدهم خواهشا بخونید. من در راستای تمام کردن بحث بین بچه ها بر آن شدم تا پستی را منتشر کنم و در آن توضیح بدهم که تبلیغات یکی از مهمترین امر برای فروش محصول می باشد حال چه برای گاتا یا برای مرکز مشاوره یا هر چیزی دیگر پس اگر کسی تبلیغ کند حتا اگر پول هم گرفته باشد اشکالی ندارد و خود مشتری باید قبل از خرید حواسش را جمع کند. در اینمیان خیلی ها هم همچون گذشته بدون این که سود یا زیانی برایشان متصور باشد در مورد این نرم افزارها صحبت می کنند حال چه انتقادی یا تعریفی. اما شاید بر خیلی از ماها پوشیده باشد که کدام تبلیغ هست و کدام راست حالا برای این که مشکلی برایمان پیش نیاید باید از چنتا منبع استفاده کنیم مثل سای خود شرکت افرادی که قبولشان داریم سایت های معتبر نابینایان و غیره. البته در این پست من برای روشنتر شدن بحث اسم مجتبی را بردم چون سایت متعلق به اوست. در ادامه خواستم یکم در مورد زرورت تبلیغ و مواردی که باید رعایت شود هم حرف بزنم ولی اصلا حواسم نبود که جملات به کار رفته ام خیلی مبهم و یک جورایی انگار نسبت به شخصی خاص بیان نشود. من حتا بعد از خواندن کامنتهای دوستان هم به این امر پی نبردم تا آنجا که خود مجتبی دومین کامنتش را داد و آن وقت فهمیدم به حق یک جورایی بهش توهین شده یا بهتر بگویم شک بر انگیز صحبت کرده بودم من چاره ای ندیدم جز این که پست قبلی را حذف کنم و این جا از همه کسانی که در مورد ماهور در جاهای مختلف صحبت کرده بودند و به خصوص مجتبی مدیر محله معضرت خواهی کنم از این که ذهن شما را هم آشفتم پوزش می طلبم
اما یک نکته برخی دوستان خیلی جو گیر شدند جالبتر این که بعد از کامنت دوم مجتبی این جو اتفاق افتاد.
فقط چنتا جمله می گویم. من هیچ گاه در زندگی شخصیم تیر از پشت نزدم. هیچ گاه در تاریکی حمله نکردم هیچ گاه با سیاست بازی کسی را به بازی نگرفتم هرچند که در این امور خیلی تبحر دارم بی نهایت ولی تا زمانی که مجبور نشوم حتا برای دشمنم هم به کارش نمی گیرم. من اهل رو راستی هستم. من اهل خط خطی کردن زندگی دیگران نیستم. من آنقدر رو راست و نترسم که با رئیس دانشگاهمان در کمیته انضباطی با صراحت تمام حرف زدم توی رویش ایستادم و از حق خود و دوستم با تمام طن صدایم دفاع کردم بدون ترس از اخراج شدن یا هر چیزی دیگر. پس برخی دوستان بدانند و آگاه باشند اگر من روزی با مجتبی درگیری پیدا کنم رو راست حرفم را می گویم همان طور که در مورد آموزش فیس بوک گفتم همانطور که در مورد آموزش آشپزی برایش ایمیل دادم و خیلی چیزهای دیگر. من به کسی باج نمی دهم و از کسی باج نمی گیرم رو و رک هستم پس مرا به تیر در تاریکی زدن و خط خطی کردن زندگی دیگران متهم نکنید من فقط اشتباهم این بود که حرفم را یکم پیچاندم قبول می کنم اشتباه کردم
از دوستانی که با کامنتهای بجا مرا یاری کردن از جمله حسین آگاهی. محمد قنبری و سبا ممنونم
از کسی هم دلگیر نیستم ها جدی می گویم

درباره cheshmak

من محمد جواد خادمی متولد سال 67 هستم. از دو سالگی بر اثر تومور مغزی که دیر تشخیص داده شد نابینا شدم. پس از تحصیل در ابابصیر اصفهان در دبیرستان عادی و سپس دانشگاه فولاد شهر تحصیل کردم. هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد بالینی دانشگاه نجف آباد می باشم. آدمی رک هستم که دوست دارم دیگران من را به خاطر خودم دوستم داشته باشم. راستی مجردم
این نوشته در اطلاع رسانی, صحبت های خودمونی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 Responses to یک همایش و یک پوزش

  1. 1
    زهره says:

    سلام صبح بخیر
    فقط میدونم دارم از بی خوابی تلف میشم اصلً دیشب خوابم نبرد
    ولی حواسم هست که اول شدم هاهاهاهاهاههههه
    زود باش یه آهنگ بخون تقدیم کن به مجتبی تا شاید شاید ببخشتت
    من نایب رئیسم گفته باشم !!!!
    ایول به همایش
    و ایول به پوزش
    از اتاق فرمان اشاره میکنن که: بخشش,,, لازم نیست اعدامش کنید
    چه ربطی داشت
    اگه خوابیده بودم چقدر حرف میزدم خدا رحمت کرد چشمک
    گذشته از شوخی آفرین بازم شهامت داری که بگی اشتباه کردی فعلً دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه
    قهرمان شدما یادتون باشه حد اقل بی خوابی اینجا به درد خورد
    راستی به نظرم نباید دیگه کسیو ناراحت میکردی حتی لازم نبود اسم میوردی و تشکر میکردی

  2. 2
    نخودي says:

    عجب فقط مي تونم همين رو بگم

  3. 3
    javanmardeh daana says:

    منم با پست قبلیت چندان موافق نبودم. به خصوص جاهایی که شخصیش کرده بودی حالا که خودت گفتی منم میگم. حالا مجتبی همانشالاه میبخشه بابا بالاخره حرفو حدیث زیاده. بریم سراغ همایش.

  4. 4

    چشمک جان ولی من مشکلی با اون پست قبلیت نداشتم فقط نظرم را گفتم.
    همون جا هم گفتم که دوستی و اعتماد با یکی دو کلمه به دست نمییاد که با دو تا کلمه از دست بره.
    اگر پستت همین حالا هم موجود بود من یکی باهاش مشکلی نداشتم.
    نظر همه از جمله خودت که خیلی هم باهات حال میکنم واسه من و همه محترم هستش.
    فقط با اون نظرم خواستم اون کفه ای که سنگین شده بود را بیارمش بالا هم وزن کفه سبک ترش کنم.
    من میدونی اهل سانسور نیستم و اگر پستت را برگردونی مشکلی ندارم. البته نظرات دوستانی که میگی فرا تر رفتند را قبل از اینکه بخونم نوشته را حذف کرده بودی ولی خوب به هر حال خوشحالم که خوشحالی!
    یکی از دلایلی که باهات حال میکنم همینه که باج نمیدی و نمیگیری!
    میبوسمت نه چون که پسری, بلکه چون دوستمی!

  5. 5
    ghanbar says:

    درود
    از همایش ممنون ای کاش بیشتر توضیح میدادید اما می روم می خوانمش .
    در مورد ماهور و اینکه ممکن است که نماینده تبلیغاتی باشیم هیچ جای دنیا را خراب نمی کند و عصر عصر ارتباطابت و ما نیاز به این نرم افزار داریم حالا کمی تند و یا آهسته هر کس به فراخور حال و توانش راهی را بر می گزیند .امروز نخریمش فردا خواهیم خرید .اگر مشکل دارد راحت تر از پارس آوا بروز خواهد شد و کسی که امروز خریده با شخصی که بعد از بروز رسانی اقدام کند تفاوتی نخواهد کرد .
    اما در خصوص خصوصیات اخلاقی شما راحت بگویم که با این خصوصیات اخلاقی که گفتید با بقیه هم نوعان خودت تفاوتی نداری و اگر تفاوتی هم هست در روش انجام و بروز خصوصیات می باشد نه چیز دیگر .
    جواد اصلا فکر نمی کردم که چنین روحیه ای داشته باشی یعنی معذرت بخواهی حالا هی بگو من که در احوالات شما کنکاش کردم که شما اینطور هستید راستش خودت گفتی که خیلی راست منش هستی این هم میزانش !
    در هر صورت نظر مجتبی را من هم می دانستم و به صراحت هم بیان داشت .شما حتی پست هایتان نیز نیاز به تائید ندارد و هیچ گاه درگیری نباید حتی حرفش میان شما و مدیر باشد من نمی دانم چرا درگیر بخواهید بشوید با مجتبی .جواد راستش را بگو از چی می ترسی تو که کشتن برات خیلی راحته هاهاها

  6. 6
    cheshmak says:

    البته از همه دوستان عزیز که نظر دادند خیلی پوزش می طلبم که دیر پاسخ دادم و نمی دونم الان این کامنت خوانده می شود یا نه ولی به هر حال یکی از اقوام صبح روز جمعه یعنی یک ساعت بعد از گذاشتن این پست فوت شد و من سه روز دهات بودم که کامپیوتر یوخ
    از همه از جمله قنبر مجتبی زهره نخودی جوان مرد تشکر می کنم

  7. 7
    ghanbar says:

    درود
    جواد عزیز ضمن عرض تسلیت به شما دوست گرامی طلب آمرزش و مغفرت برای شخص مورد نظر را دارم .

  8. 8
    زهره says:

    خدایش رحمت کناد
    تسلیت میگم
    چه نسبتی باهات داشت؟

  9. 9
    الف says:

    منم تسلیت میگم. روحش شاد باشه

دیدگاهتان را بنویسید