سؤالات امتحانی زبان انگلیسی.

درود رفقا. امروز داشتم همینطوری توی آرشیو سؤالاتم می گشتم، به یک سری سؤال برخوردم که سال 85 طرح کرده بودم بله 7 سال پیش، پرسشها جهت امتحان پایان ترم (Final) بچه ها طرح شده بود، البته بچه های آن روزگار و جوانان الآن، این سری از شاگردانم که اسامی برخی از آنها در سؤالات هم دیده می شود، اکنون همگی مدرس انگلیسی هستند، دو تایشان هم پس از اتمام دوره پیشرفته، با نمره بالا موفق به قبولی در امتحان آیلتس شدند. خلاصه آن موقع من کتاب (American StreamLine) را به آنان تدریس می کردم، این سؤالات مربوط به پایان ترم یکی از لولهای استریملاین است که دقیقاً خاطرم نیست چه لولی، خلاصه تصمیم گرفتم سؤالات را اینجا بگذارم، شاید این سؤالات به درد نوآموزان زبان نخورد، ولی برای کسانی که در مراحل پیشرفته آموزش انگلیسی هستند خوب است، روش طراحی این سؤالات روش خاص خود من است، فقط باید ببینید تا بفهمید چگونه است؟ خوب این هم سؤالات، نظرات فراموش نشود.

Hi kids, you all know me, don’t you?
yeah right, I am your teacher, Morteza.
hush! keep it under your hats, something terrible has taken place, I am sure you won’t turn it up, will you?
I got up this morning, as usual, I went to listen to BBC,
oh no! I couldn’t remember any English, my English was shrunk, god!
what should I do now?
oh! I am sure you’ll help, or, I’ll lose my job.
you know, I should complete these sentences using conditional situations.
But I’ve forgotten all my English.
1: if Gholam found kilos of gold on his way home he …..
2: if Mahnaz can speak five languages she ….
3: if Fatemeh has started a new English school, she …
4: if Saber had felt like singing in a concert, he …
5: I should really go to the police, if ….
6: Bill could have never realized if ….
7: I might really be floated in the sky if ….
I should report Jack’s lecture and then, ought to change Mary’s speeches to direct ones.
terrible! I don’t remember any English grammar.
oh! my friends will help.
Jack: “I was born in London, but I didn’t have much time to be raised here.
we migrated to Iran when I was 2 years old.
I grew up there.
I’ve learnt Farsi quite well.
you know, they can never tell me from an Iranian.
they always ask me where in Tehran I was born.
I came to London yesterday.
now, I am here in my city and I am really happy. Jack said ……
Mary said that she would be in Washington, the following day.
she also added, she had started her trip from Riyadh
she’d been able to visit lots of arabic countries.
she thought she could learn lots of things.
her trip would be over the following week.
she was going directly home from there. Mary said: “…
Oh again friends, I’ve got some words first of all, I should give a fine and understandable English meaning, then, I have to make meaningful sentences out of them, by the way, I have to make causative situations in more than 4 of the sentences.
renovating, optometry, hit, (N) alteration, lengthened, leaded, itch, fund, maze, (N) gulp, cascade, lease. (N)
thanks friends, but I have to write about something,
I should explain things I can do governing my town for at least a week.
oh god! all my English has gone away.
sorry, just a few lines about six or more are enough.
the last thing kids, I have to listen to something, then, outline whatever I’ve gotten, oh! I don’t even get a word.
what should I do then?
do you suggest any doctor or so?
hey hush! don’t tell Fatemeh about it, because she might ask me not to teach in her school anymore, since, nobody stands a teacher who has lost all his English.

درباره Eagle

با درود. نام کامل من مرتضی مصدق کردمحله است، در تاریخ 2 فروردین ماه سال 1355 در شهرستان کردکوی واقع در مازندران آن روزگار و گلستان امروز، در خانواده ای متوسط چشم به این دنیای فانی گشودم، از بد روزگار، به علت خویشاوندی والدین نابینای مطلق به دنیا آمدم، تا چهارم ابتدایی، در مدرسه استثنایی شهر گرگان درس خواندم، سپس به تهران رفته در مدرسه شهید محبی ادامه تحصیل دادم، پس از اخذ دیپلم، در رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم، پس از فارغ التحصیلی تا کنون به تدریس و ترجمه مشغولم. شاید باور نکنید، من عاشق که نه دیوانه زبان آموزی هستم، اکنون نیز علاوه بر فارسی و زبان مادریم "مازندرانی" به 3 زبان انگلیسی، عربی و کردی تسلط کامل دارم. تقریبا شش هفت سالی می شود که با کامپیوتر آشنا شده ام، بسیار به کامپیوتر و امور مربوطه نیز علاقه دارم. راستی من متأهلم و همسرم مربی مهد است، زندگیمان خیلی خوب است و خدا را شکر به هم عشق می ورزیم.
این نوشته در English stuff, آموزش, آموزش های رایگان ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 Responses to سؤالات امتحانی زبان انگلیسی.

  1. 1
    مرتضی مصدق says:

    با سلام. ببخشید، باز یک نکته، یادم رفت، اگر خواستید به سؤالات پاسخ دهید، به این دو نکته توجه کنید، اول این که: برای این که با شاگردان آن روز من در شرایطی مساوی به پرسشها پاسخ دهید، لطفاً از هیچ دیکشنری یا کتاب لغتی استفاده نکنید، همه پاسخها باید طبق دانش خودتان باشد، دوم این که: بخش Listening را رد کنید چرا که فایلی که آن روز برای بچه ها پخش کردم الآن در دسترسم نیست که برای شما آپ کنم. خوش باشید.

  2. 2

    سلام.
    خوب. از اونجا كه ما ملزم شديم فارسي بنويسيم، بايد بگم از تبديل نقل قول مستقيم به غير مستقيم و بالعكس خوشم اومد و تلنگري بود كه يك مقداري بايد روي اين موردم كار كنم.
    زبان آميانه ات هم با اصطلاحات زيبايت بچه ها را هم جذب ميكند هم محكشان ميزند.
    سناريويي هم كه در آن ز بيخ خنگ شده بودي جالب بود.
    ممنون.

  3. 3
    مرتضی مصدق says:

    many thanks, as many as loves, as much as affection. as old as the earth, as bright as the sun, as far as ever.

دیدگاهتان را بنویسید