من بدم بد ترينم

سلام
امشب مي خوام از بدي هاي خودم بگم از بد بودنم از بدترين بودنم
لطفاً اگه با صحبت هام با رفتار هام حتي ضره اي خوبي در من پيدا كرديد ببخشيد … شرمنده گمراه تون كردم …تصور غلط خودتون رو پاك كنيد …

هميشه سعي كرده بودم بدونه هيچ منتي بدونه هيچ چشم داشتي مهربوني كنم … كمك كنم … دوست باشم … حتي اگه مهرباني نبينم … دوستي نبينم اما اشتباه كرده بودم اونم بزرگترين اشتباه زندگيم رو … بد بودن من هم از همينجا شروع ميشه البته از اينجا بدي به خودم بود به نفسم به وجودم فهميدم دوست داشتني كه بهش افتخار مي كردم ازش لذت ميبردم سراب بوده فقط سراب
سرابي كه شده پله توقع بقيه انتظار بقيه و هيچ بودن خودم خواسته هاي خودم
بخدا امشب اونقدر دلم گرفته كه باور نمي كنيد بگم دارم اشك ميريزم مي نويسم
اما به همون خدايي كه با تموم وجودم قبولش دارم قسم كه اين مطلب را پست مي كنم بدونه هيچ دست كاري قول مي دم قسم مي خورم.
اون قدر خود نمايي كردم اون قدر خودم رو خوب جلوه دادم كه زير پاي خواسته هاي ديگران له شدم و وقتي خواستم كمي فقط كمي خودم رو بيرون بيارم باطنم معلوم شد فهميدند اوني كه مي گفتم اوني كه فكر مي كردند هستم نبودم ..
وقتي مي گي نمي تونم باور نمي كنند …وقتي نمي توني هم باورت نمي كنند و “منت” اين كلمه بارش اون قدر براي من سنگين هست كه حاضرم زير پاي توقع له بشم اما زير بار اون نه، اما انتظار و توقع وقتي سابقه ات رو رنگ منت بده يه چيزي از له هم له ترت مي كنه و من الآن متلاشي شدم له تر از لهيده شدم
فكر مي كنم تا همين جا كافي باشه هم براي من هم براي دوستانم كه شايد من براشون دوست نبودم از همه معضرت مي خوام
به دليل همه بدي هايي كه كردم همه منت هايي كه گذاشتم همه كار هايي كه وظيفه داشتم بكنم و نكردم همه تكاليفم كه انجام ندادم همه فرصت هايي كه صرف كردم و بيشتر وقت نذاشتم و ….
ببخشيد قول مي دم ديگه خودم باشم همون بدي كه هستم همون بدي كه باطنم بود

درباره بانو.

سلام بانو هستم, نخودی قدیم قدیما... حقوق خوندم و الآن هم مشغول روانشناسی... اهل نصف جهان و یک بهمنی اصیل بینظیر|!...
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 Responses to من بدم بد ترينم

  1. 1
    مصطفی says:

    دوستان سلام مجدد. بسیار بسیار ارادت داریم… نخودی جان، ما که تا حالا هر چی از شما دیدیم خوبی و خوش صحبتی و خوش بیانی بوده… چرا عصبانی هستی؟ چرا داد و بیداد میکنی؟ به قول معروف، چرا کافه رو به هم میریزی؟ چرا و چرا و چرا؟ من یک جمله بگم… دوستان، سعی کنید همیشه وقت هایی که دل تان واقعا گرفته یا عصبانی هستید یا ناراحت هستید چیزی ننویسید، صبر کنید، فقط کمی، فقط اندکی صبر کنید تا حال تان که کمی جا آمد بنویسید. اولوووللللوووللل،للللوووولللل

    • 1.1
      cheshmak says:

      میدونم نخودی از مشاور بدت می آید ها این را قبلا گفتی ولی
      به خدا درست گفتی سر منشع همه عصبانیتها. ناراحتی ها. گریه ها. غصه ها. و خیلی چیز ها که ها دارد دقیقا ها دارد
      همان خود نبودن هاست
      اگر از غرب و غرب زدگی بدتان می آید اسلام عزیز که می پرستمش هم همین را گفته در جای جای قرآن خود باشید همانی که هستید باشید تا هیچ گاه به مشکل بر نخوردی اگر خواستید سند قرآنیش را هم رو می کنم
      ولی واقعا دلم گرفت نمی دونم چرا با پستهای غم گین شما این قدر حال من هم بد می شود. مثل آن پستی که گفتی دارم می روم چند وقتی نیستم باور کن خیلی حالم گرفته شد
      نه این که بگویم بین من و نخودی چیزی هست ها
      به جان خودم من یک بار هم از نزدیک نخودی را ندیدم حالا دوستان ننشینند فلسفه بافی کنند که تو فلانی و بیصاری. و قصد داری که نمی دونم فلان کنی و ولش کن

  2. 2
    پریسا says:

    سلام.
    چقدر دلگیری دوست من.
    چی شده عزیز؟
    این پست رو شما دیشب نوشتی و من امیدوارم الان دیگه بهتر شده باشی. نخودی عزیز. دقیقا نمی دونم چی واسهت پیش اومده و الان هرچی می نویسم از روی حدسیاتی هست که از پست غمگینت زدم. شاید من اشتباه فهمیده باشم ولی تا جایی که من دستم اومد یک کسی در مورد شما دچار انحراف تعبیر شده و…
    گاهی کلمات چنان ضربات وحشتناکی وارد می کنن که هیچ دستی قدرت نداره شبیهش رو بزنه. پیش از این1بار دیگه هم اینجا این رو گفتم و باز هم میگم. به نظر من افرادی که همچین ضربه هایی می زنن واقعا آگاهانه نمی زنن. اون ها اگر قدرت فاجعه ای رو که به بار میارن بدونن حتما سکوت می کنن. تصور نمی کنم کسی بتونه این همه بد باشه. اون کسی هم که این همه ازش دلت گرفت بیا احتمال بده که واقعا نیتش ایجاد این همه درد نبود. شاید اون هم دردش اومده بود و از دردش آخ گفت. شاید از فشار گره ای که نه به دست خودش و نه به دست شما هیچ طوری باز نشد دردش اومد و نفهمید چی شد و فقط از درد خواست1آخ بلند بگه که خورد به شما.
    من هیچ وقت ندیدمت ولی می دونم شما این همه که توی پستت گفتی بد نیستی. تعارفات معمول نمی کنم این واقعا تصورمه. شما اگر بد بودی این همه از یک بینش اشتباه و احتمالا یک کلمه و جمله یا یک نتیجه گیری منفی که نیت خیرت رو اشتباهی تفسیر کرد این همه دردت نمی اومد عزیز من. لطفا به من گوش بده و سعی کن تا یکی دو روز اصلا کاری نکن. نه در مورد این اتفاق و کسی که فاعلش بود قضاوتی کن و نه تصمیمی بگیر. بذار اون بنده خدا هم همین کارو انجام بده. بعدش که آروم تر شدی و درد این ضربه کمی عادی تر و قابل تحمل تر شد اون زمان بیا احتمال بده که این فقط یک اشتباه بود. فحشم ندی بگی واسه خودش1حرفی می زنه. باور کن این طوری نتیجهش بهتر میشه. اشتباه ها همیشه هستن. سعی کنیم لکه های این مدلی رو بدون این که پخش بشن و همه سفیدی هارو سیاه کنن آروم و بدون خشم پاک کنیم و بندازیم دور. باور کن که میشه. ای کاش کسی یا کسانی که اون طرف ماجرای شما هستن هم خواننده این پست شما باشن تا حرف دلت رو بخونن و کمک کنن تا با هم این لکه سیاه رو پاکش کنید. به بد بودنت هم اصلا فکر نکن چون اشتباهه و من نمی تونم بپذیرم کسی که دلش می تونه از1تعبیر اشتباه این طور بگیره بد باشه.
    این هارو ول کن. من هنوز چشمم دنبال هارد پر از کتابته. هارد می خرم و تمامش رو می خوام آخجوووون!
    امیدوارم دفعه دیگه که توی محله دیدمت که انشااللاه دیر هم نیست از الانت شادتر باشی.
    به امید فردایی شاد برای همه ما.

  3. 3
    سارا بشارت, says:

    سلام دوست من.من اهل شعار دادن و نصیحت کردن نیستم.میدونم دلت از آدما گرفته… میدونم خوب بودی و بدی کردن.ولی این رو در نظر داشته باش…”هر که در این بزم,مقرب تر است,جام بلا بیشترش میدهند”
    خودت باش و برای خودت زندگی کن!
    خوب باش و خوب بمون به آرامش وجدان!
    اقلاً خیالت راحته که شرمنده ی خودت و خدای خودت نمیشی.
    هر وقت دلت گرفت با خودت بگو ارزش من خیلی بیشتر از اونیه که بخوام خودمو به خاطر آدم هایی که بی ارزشن ناراحت کنم.
    شاد باش! خوششون اومد که خدا را شکر اگرم کسی بهت بدی کرد و از شادیت ناراحت شد و توقعاتشو زیادتر کرد تو هم در مقابلش غرور خودتو حفظ کن.
    بیخیال آدمای این دنیا!
    شاد باش و بخند! نذار کسانی که تو رو غمگین میخواستن حالا از غمت شاد باشن.
    “در دنیایی که مردم تو را گریان میخواهند بخند تا آنها بگریند.
    ببخش زیادی حرف زدم!
    بنویس که زیبا مینویسی.

  4. 4

    خوب کردی که نوشتی نخودی عزیز چون باید واسه خالی شدن نوشت و نوشت و حتی گریه کرد.

  5. 5
    نخودي says:

    آقا مصطفي عصباني نه شكسته ام و بايد مي نوشتم “براي خالي شدن” اما آقاي خادمي هنوز هم خالي نشدم.
    آقاي چشمك شرمنده ولي درست نخونديد درست گوشم نداديد كه از “خود نبودن” برام مي گيد ولي از الآن خودم نخواهم بود فقط براي خودم خواهم بود.
    پريسا جون بهتر! تا حالا هيچ وقت اين قدر نشكسته بودم و وقتي مي شكني حتي اگه بند هم بخوري شكسته هستي و من هنوز هم شكسته ام فقط شايد اگه هم خودم رو بند بزنم به خاطر اين باشه كه خورده هام دست بقيه رو نبره.
    سارا خانم تا همين ديروز من هم مثل شما فكر مي كردم و دقيقاً عمل اما نه ديگه نه.

  6. 6
    javanmardeh daana says:

    سلام سلام چه خَبره کی میخواد تغییر شخصیت بده. خب نخودی به نظر من که اصلا بد نیست چند وقتی هم بد باشی طوری نمیشه که! حالا اگه خوب بود به بد بودنت ادامه بده به هر حال بد بودن یا خوب بودن دست خودته و تصمیم هم با خودت. فقط خودت بهتر از من میدونی که هر انتخابی تو زندگی انجام بدی یه چیزهایی رو به دست میاری یه چیزهایی رو هم از دست میدی. من خودم یه زمانی بد بودم بده بد. خلاصه تو بد بودن تجربه فراوونی دارم. ولی خب ب سرم زد خوب بشم حالا شدم یا نه باید دیگران قضاوت کنن. حالا برو پایین کتابایی رو که معرفی کردم ببین. کتاب خوندنو که قرار نیست بذاری کنار!!!!!! مگه نه؟

  7. 7
    ساجده says:

    سلاااااااااااااااااااااام نخودی جونم .
    بکو کی ازیتت کرد بعد فقت 3 سوت بزن من جنازش میکنم واست آجی .
    تو اگرم بدترین آدم روی زمینم بشی باز هم عزیز دلمی و همیشه ازت به عنوان بهترین و خوبترین آجی و دوست دنیا یاد میکنم عزیزم .
    حالا دیگه غصه نخور نخودی جونم .باشه ???????

  8. 8
    نخودي says:

    آقاي جوان مرد دانا ممنون هشت بار كامنت تون رو خوندم و هشتاد بار انرژي مثبت گرفتم بازم ممنون.
    ممنون ساجده جون “كي” نبوده “كي ها” بودند ولي ولش كن مهم تجربه اي هست كه پيدا كردم و تصميمي كه گرفتم.

  9. 9
    بانو. says:

    اوه چقدر دلم گرفته بوده و ناراحت بودم!!!!!
    خودم شاااد باش که الآن حتی ذره ای یادم نیست اصلا چرا و به چه علت و به خاطر گفتار یا رفتار چه کسی ناراحت بودی و این یعنی اوج خوشبختی …..
    صورتی باش بانو جون عزیزم
    نخودی جون گل گلابتون خود خود خودم

دیدگاهتان را بنویسید