نظر من در مورد کتاب خانه جامع نابینایان

من می خواستم چون دیگر دوستان نظر بدهم ولی چون امکان داشت خیلی دوستان نخوانند خوب و این که من یکم پرو هستم به صورت پست ارائه اش کردم باشد که کمکی باشد در راستای راه اندازی این کتاب خانه عالی
من نظرم که می خواستم به صورت کامنت باشد را در زیر می آورم
دورود بر مدیر خوش فکر محله که نیاز سنج و به روز است
اما من ابتدا نظر قنبر را لایک می کنم و چنتا نکته هم می نویسم.
من موافق صد در صدی این طرح هستم ولی چنتا مشکل هست.
اول اینکه این را بدان مجتبی که اگر شب بیداری هایش برای تو باشد و خوابیدن پای کتاب از ما. اگر اپ لود کردنهایش برای تو باشد و دانلودش برای ما و در کل راحتیش برای ما باشد و سختیش برای تو. بعد از یک ماه یا کمتر در کتاب خانه بسته خواهد شد. شوخی نمی کنم جدی جدی گفتم اگر تو بی دریغ و بدون این که از همه کمک بگیری و طوری رفتار کنی که بقیه هم بفهمند چه مشکلاتی هست کار کنی بعد از چند روز انتقادات بالا و بالا می گیرد حرفهای مبتنی بر دزدی فلان و فلان بالا می گیرد و تو خسته می شوی و کتاب خانه را می بندی می روی پی کارت
دقیقا حرفم را گرفتید یا نه. ببینید اگه کار و مشکلاتش روی دوسشیک نفر باشه بقیه فکر می کنند به همان راحتی که دانلود می کنند کتاب ها روی سایت می رود پس فقط انتقاد می کنند هرچند که نباید حق انتقاد از اعضا گرفته شود
دوم. حالا قرار است کتابهای کدام رشته روی سایت باشد. حقوق روان شناسی کامپیوتر زبان. کدام. اگر قرار است مثلا از همه رشته ها باشد خوب تو که از حقوق روان شناسی و غیره اطلاعی نداری پس از کجا می دانی کدام کتاب اولویت دارد یا کدام کتاب قدیمی شده دیگه به درد نمی خورد. از طرفی اگر قرار باشد همان کتابهایی که مثلا در دانشگاه اصفهان از روان شناسی است روی سایت برود من چرا باید پول بدهم چرا که کتابهای خیلی بیشتری را نسبت به آنجا دارا می باشم. اگر کتابهای روز که من نویی به آن احتیاج دارم تهیه نشده یا اگر تهیه شده به وسیله کسی بوده که سی چهل هزار تومان داده تهیه اش کرده پس حاضر نیست رایگان در اختیار ما قرار دهد.
اگر هم قرار است فقط کتاب برنامه نویسی و این ها روی سایت باشد خوب من که احتیاجی ندارم.
سوم برخی یا بهتر بگویم بیشتر کتابها که کیفیت درست حسابی ندارد را باید چه کارش کرد. کتابها با هوای زیاد یا آنقدر بد خوانده شده که واقعا ارزش ندارد
چهارم برخی از ما حاضر نیستیم حتا برای کارهای خودمان هم پول بدهیم این امریست که در میان نابیناین خیلی رواج دارد پس اگر فلانی ماه اول پول داد و ماه دوم نداد حالا بقیه اعضا چقدر باید پول بدهند
به نظر من راه اندازی چنین سایت به چندین نکته نیاز مند است
1 چندین کار بر خبره یا بهتر بگویم مدیر که بتوانند با هم کار کنند و آبشان توی یک جوی برود. حالا می گوید چرا چنتا مدیر خوب چون اگر چنتا باشند هم کار برای هر کدام راحتر است و هم بچه های بیشتر همکاری می کنند مثلا اگر مجتبی باشد من و فلانی که دوستش هستیم برایش کتاب می فرستیم ولی بقیه که ازش دل خوشی ندارند نمی فرستند ولی مثلا اگر میثم امینی یا جواد حسینی هم باشند خوب تعداد دوستان و مراکزی که آنها با آن در ارتباطند بیشتر می شود
2 چند نفر متخصص یا با اطلاع از رشته های مختلف باشند که کتابها را برسی کنند و سعی در جمع آوری کتابهای به روز در آن رشته باشند مثلا دیگه خیلی کتابهای رشد به درد نمی خورد و باید از روی هاردها هم پاک شود پس چه فایده ای دارد حجم و وقت صرفش کرد
3 برای حق عضویت باید فکری اساسی کرد که مثلا بین کسانی که کتاب می فرستند و کسانی که فقط استفاده می کنند و بین خیرین و غیره فرق گذاشته شود
4 چطوری باید کتابها به دست مدیر سایت رسانده شود اگر قرار باشد یک کتاب مثلا دویست مگی را به دست مجتبی برسانم چه کار بکنم من که حجم دانلود درست حسابی ندارم
5 به نظر می رسد باید در جایی حضوری یا مثلا اسکایپی چیزی با چند نفر بیشتر بحث وتبادل نظر شود به نظر من کار نباید با عجله صورت بگیرد که نتیجه به درد نخوری به سر انجام برسد
6 من با کلیت این کتاب خانه موافقم. و حتا حاضر هستم در ضبط کردن کتابهای به روز هم کمک کنم یا حتا آموزشها به درد بخور هم به صورت رایگان در اختیار سایت بگذارم.
7 دیگه هیچی
8 می بوسمتان

درباره cheshmak

من محمد جواد خادمی متولد سال 67 هستم. از دو سالگی بر اثر تومور مغزی که دیر تشخیص داده شد نابینا شدم. پس از تحصیل در ابابصیر اصفهان در دبیرستان عادی و سپس دانشگاه فولاد شهر تحصیل کردم. هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد بالینی دانشگاه نجف آباد می باشم. آدمی رک هستم که دوست دارم دیگران من را به خاطر خودم دوستم داشته باشم. راستی مجردم
این نوشته در کتاب ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

15 Responses to نظر من در مورد کتاب خانه جامع نابینایان

  1. 1
    Tavahom says:

    تمام این صحبت ها را قبول دارم. {لایک} حق با چشمک هستش. اگه ما به کارهای ناتمامی که قبلا بر روی زمین مانده نگاه کنیم به درستی این حرف ها پی می بریم. کار باید طبق اصول و قواعد و حتی آیین نامه ای صورت بگیرد.تمامی نابینایان هم از آن مطلع شوند و تکلیفشان را بدانند. این کار خیلی بزرگی است. البته از مجتبی خادمی با آن سابقه درخشانش بیشتر از این هم انتظار نمیرود که کارهایی به این بزرگی و مهمی در سر بپروراند. اما باز هم میگویم یا باید از انجمن ها استفاده کرد یا طبق اصول و آیین نامه ای پیش برود.
    فقط یادت رفت آخرش بنویسی من روانشناسم

  2. 2
    صبا says:

    سلام چشمک با همه ی حرفهات موافقم. من اوّل تو پست آقای خادمی کامنت گذاشتم بعد اومدم این پست رو خوندم. برو اونجا کامنتمو بخون. تصادفا برخی از حرفهامون مشترکه فقط به دو زبان مختلف. نظرتو میخوام بدونم.
    منتظرم.
    پاینده باشی.

    • 2.1
      cheshmak says:

      سبا خانم گل سلام
      خیلی خوشحال شدم دوباره برایم کامنت گذاشتی خانم
      کتاب را که ایمیل نکردی طوری نیست سر پل سرات جلویت را می گیرم می گم این دختره مرا جذب کتاب کرد بعد کتاب را نفرستاد
      اما با نظرت در پست قبلی موافقم آره راست می گی باید کتابهایی که زیاد در کتا خانه ها نیست بیشتر مد نظر قرار بگیرد نه این که کتابهایی که راحت از طریق کتاب خانه ها داده می شود بهشان زیاد بها داده شود دادن لیستها و مدیریت کردنش از طرف یک نفر یا بهتر بگویم از طرف چند نفر نیاز اصلی است
      ولی سبا گل یک چیزی می گویم خیلی زود جوش می آوری آخه دختر معلوم بود که سعید اصلا با تو نبود چرا زود قاطی می کنی تحدید به رفتن می کنی اگه تو بری من هم می روم ها
      الکی گفتم

      • 2.1.1
        صبا says:

        سلام چشمک، سه چهار بار کتاب رو فرستادیم نشد، بعد هم ایمیلم قاتی کرد باز نمیشه، بیخیال پل صراط شو تا من ببینم چی میشه. مطمئن باش یادم نرفته حتی یک لحظه. برای این که جواب چیزی رو که گفتی بگیری برو آخرین کامنت اون پست رو بخون. تا الآن آخریش کامنت من بود، ولی اصولا وقتی من دارم کامنت میذارم چند تا دیدگاه به سرعت اضافه میشه. تحدید به رفتن نبود واقعا تحدید نبود. نمیدونم چی شد که حرفهای غنبر به دلم نشست. به هر حال دیگه خبری از احساس تعلقی که قبلا به این محله میکردم نیست. یه گوشمو در میکنم یکیشو دروازه، به هر چیز که داغونم کنه اهمیت نمیدم و سعی میکنم دلم دیر برای اینجا تنگ بشه در مواقعی که دسترسی به اینترنت ندارم.
        پاینده باشی.

  3. 3
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    درود
    حرفات درسته. ولی یه جورایی به نظر من مصداق این ضرب المثله که میگه: جز راست نباید گفت, هر راست نشاید گفت.
    من قبلا تو پست مربوط به این کتابخانه, کامنت گذاشتم و پیشنهاد کردم که یه فرم نظرسنجی ایجاد بشه تا تکلیف همه چیز معلوم بشه.
    کاش یه کم هم شما و هم قنبر عزیز صبر میکردید, ببینیم طراح این بحث یعنی مجتبي پیرو اصل مطلب که مطرح کرده بعدش میخواد عملا چی کار بکنه.
    شاید همه یا بیشتر چیزایی که مد نظر شما و در واقع همه ی ما هست, توی طرح عملی موجود باشه.
    حالا که هنوز نه به باره, نه به داره, اگه بخوایم این جوری از ناکرده ها انتقاد کنیم, معلومه که بعدا هم خوب پیش نمیره.
    پس لا اقل شما که روانشناسی و میدونی که تلقین چه نیروی عظیمی به حساب میاد, کمی هم مثبت اندیش باش.
    ماشاالله این قدر منفیهاشو شمردی که هر کی بخونه دیگه کلاهش هم بیفته تو این کتابخونه, غیر ممکنه برگرده و برش داره.

    • 3.1
      cheshmak says:

      نه اصلا قبول ندارم حرفهاتو
      انتقاد نکردم فقط نظرم را گفتم در پایان هم گفتم که مخالف نیستم بلکه موافق صد در صدی هستم. سعی کردم قبل از تإسیس کتاب خانه بنویسم تا چیزی از قلم نیفتد اصلا قصد انتقاد یا منفی بافی نداشتم عزیز

  4. 4
    ghanbar says:

    درود
    از ابراز لطف جناب آقای خادمی به کامنت من بسیار سپاسگزار هستم .البته که این احساس مسئولیت بوده وهست که شما اقدام به نوشتن پست مجزا نمودید .و این خیلی خوب است و به نظر هم نیم آید عجله ای در کار بوده باشد که مجتبی نوشتند تا نظر ما را بخواهند و ما هم به صراحت بیان داشتیم طرح بسیار جالبی هستش و اگر این موارد نباشد وفقط تصدیق بدون تفکر برای حمایت از این طرح باشد خود بار منفی و اخلال خواهد بود در ادامه روند آن .دوستان آنچیزی که مهماست حمایت شما از این طرح و استقبال شما دوستان صاحب نظر بوده وهست و این خیلی مهم است و مثبت وباید از این همه احساس پاک بهره جست .انتقادات موجب رهنمون شدن صاحب عقیده به ساحل نتیجه خواهد شد واین مرحله که در آن هستیم هنوز تا انتقاد به نظر من خیلی راه است واین را می توان ارائه طریق یا پیشنهاد نام گذاشت که همه اینها رد یک درگاه هستند پیشنهاد ، انتقاد یا شکایت ! همه با هم می آیند .
    نظر توهم را هم قبول دارم اما نه مطلق و صرفا آئین نامه ای بلکه چارچوب ها مشخص و مسائل مالی روشن باید باشد .برای رسیدن به این کتابخانه راه های بهتری هم موجود است اما دوستان باید زمان وموقعیتش فراهم شود .شاید بزودی با پیشرفت امکانات این مهم ساده شود و ما بتوانیم به راحتی کتب فارسی را با اسکن به صوت تبدیل کنیم ولی فعلا نیاز جامعه ما همین موضوع و همکاری ما می باشد واگر بتوان با شرکت گاتا برای صوتی کردن کتب تبادل نظر کرد شاید کیفیت کتب از نظر صدا نیز حل شود وهزینه کمتری به بار بیاورد .اما این کار باید هزینه های کمتری را هم داشته باشد و بعد از هزینه دائمی در اختیار هنمگان قرار گیرد .منظور از هزینه کمتر صرفا پردات وج کم نیست بلکه استفاده از امکانی است که دسترسی به آن برای همه جامعه ما به سهولت انجام گیرد و فشارهای ناشی از عدم عضویت و دیگر مواردی که احتمالش می رود نباشد .واقعا وقتی که نیازی برای کتب در هر یک از ما نباشد دیگر چه فایده دارد که ما هزینه ماهانه بپردازیم .یا اینکه افرادی که از این فکر حمایت مالی می کنند یا همکاری می کنند قطعا باید تفاوت هائی با دیگران داشته باشند همه یکسان نیستند و باید اهداف برای همه روشن باشد یعنی اگر خدمات وتفاوت هائی نیست در اهداف دقیقا ذکر شود تا حرف وحدیث هائی انجام نشود .و دلخوری ها و بهتان ها !
    دوستان من همه از این فکر استقبال کرده اند و هیچ شکی برای ادامه وجود ندارد و انرژی منفی وفکر منفی هم کسی ندارد بلکه باید از این همه احساس پاک به درستی وبا مدیریت استفاده کرد .
    سعید جان مناز شما ممنون هستم که پاسخ جاللبی هبه فرد ناشناس دادی و با اعتماد به کسی که نمی شناسی موجب بروز احساس مسئولیت در ان سشص شدید

  5. 5
    cheshmak says:

    باز هم نظرت را لایک می کنم چون منظور از نوشت این مطلب انتقاد نبود وقتی از کسی نظر خواهی می شود منظور این است که من از شما می پرسم که آیا این کار درست است یا مشکلی دارد لطفا به صراحت بیان کنید
    اگر جز این باشد و صاحب پست بپرسد که نظر شما چیست و وقتی ما نظر دادیم بگوید قلط کردی نظر دادی آن وقت دیگه باید گفت التماس دعا

  6. 6
    صبا says:

    سلام چشمک. کتاب رو دیروز برات فرستادم.

  7. 7
    cheshmak says:

    من که چک کردم چیزی نبود نکند ایمیل را اشتباه وارد می کنی
    ps.khademi@gmail.com
    اگر بشود ایمیلت را بدهی من یک ایمیل بهت می زنم تو جوابش کتاب را برایم بفرست

  8. 8
    صبا says:

    مطمئنم که ارسال شده. نه ایمیل رو هم اشتباه وارد نکردیم. سه نفر با هم اشتباه کنیم؟ من اشتباه بخونم نفر دوم اشتباه وارد کنه و نفر سوم اشتباه ببینه؟ امکان نداره. باید منتظر باشم کسی بیاد یک بار دیگه کتاب رو بفرسته.
    من بلد نیستم اینجا تو دیدگاه ها ایمیلم رو این طور که شما میذارید بذارم. قبلا میخواستم بپرسم یادم میرفت. میشه یه توضیح کوچولو بدید که چه طور این کار رو انجام میدید؟

  9. 9
    علي فرجپور says:

    با درود خدمت تمامي اهالي محله به ويژه صبا خانم. اينكار كاري نداره. شما تنها كاري كه بايد انجام بدي اينكه آدرس ايميلت رو وارد كني و خودش اتوماتيك وار به اون شكل درش مياره. خوب ديگه زياد روده درازي نكنم كه اگر بكنم، ديگه كسيو پيدا نميكنم كه منو از سر منبر بكشه پايين! اوه! چه قدر كنم نكنم كردم! به پايان آمد اين حرفم در اينجاي، دگر حرفي نماندست bye تا hi

  10. 10
    صبا says:

    سلام. آدرس ایمیل رو تو قسمت دیدگاه وارد کنم؟ در قسمت ایمیل که همیشه آدرسش هست. وارد میکنم دیگه پناه بر خدا. شد چه بهتر نشد هم آدرس ایمیلم که درسته فرقش اینه که اون طور خوشگل وارد نمیشه.
    r.poormahdi@gmail.com

  11. 11
    صبا says:

    درست شد هوراااااا
    با سپاس فراوان از آقای فرج پور.

دیدگاهتان را بنویسید