نابیناها چگونه کتاب میخوانند؟

من خودم یک نابینا هستم و میخواهم در این پست برایتان بنویسم که ما نابیناها چطور کتابهایمان را میخوانیم.

اولین روشی که ما برای مطالعه ی یک کتاب به کار میگیریم و در واقع, سنتی ترین روش نیز به شمار میرود, این است که کتاب مورد نظرمان را از کتابخانه میخریم و از یک فرد بینا میخواهیم آن را برای ما بخواند. برای اینکه قالب صوتی کتابی که خوانده میشود را به زنجیر بکشیم، یک ضبط صوت، کنار دست فرد خواننده ی کتاب قرار میدهیم تا هرچه وی میخواند، ضبط شود. تا بیش از یک دهه پیش، ضبط صوتها آنالوگ بودند و صدای کتابها بر روی نوارهای مغناطیسی ضبط میشد که تکثیر این نوارها بسیار دشوار بود, هزینه ی بالایی داشت, کیفیتش برخی اوقات مطلوب نبود و امکان دسترسی به مطالب کتاب فقط به صورت ترتیبی فراهم بود یعنی چنانچه میخواستی از صفحه ی یک کتاب به صفحه ی پنج بروی, باید صفحات دو و سه و چهار را نیز میگذراندی. امروزه اما ضبط صوتهای قدیمی آنالوگ, جایشان را به ضبط صوتهای جدید دیجیتال داده اند. این ضبط صوتها صدا را بر روی کارتهای حافظه ی دیجیتالی ضبط میکنند که هزینه ی پایین, کیفیت بالا, دسترسی سریع و امکان تکثیر فوق سریع را دارند. از معایب این روش این است که نمیتوانیم به دنبال یک واژه یا موضوع خاص, در کتاب جستجو کنیم.

دومین روش این است که متن الکترونیکی کتاب مورد نظرمان را در قالبهای مختلف مثل PDF و Word به دست میآوریم و برنامه ای به نام صفحه خوان, کتاب مورد نظرمان را برای ما به صورت صوتی میخواند یا اگر نمایشگر نابینایی داشته باشیم, متن کتاب را به صورت برجسته برای ما نمایش میدهد. این روش, روش بسیار کارآمدی است چرا که امکان جستجو در کتاب با رایانه, به صورت فوق سریع وجود دارد و مثلا من میتوانم واژه ی “سکوت” را در کتاب جستجو کنم و ببینم در چه صفحاتی به چه تعداد بار تکرار شده است.

اما برویم سراغ کتابهایی که متن الکترونیکیشان موجود نیست و هیچ گوینده یا خواننده ای هم حاضر به خواندنش بر روی ضبط صوت نیست. خوب, حالا من یک کتابی مورد نظرم است, متن الکترونیکیش نیست, کسی هم نیست برایم بخواندش. در این موقعیت, من نابینا باید بروم کتابخانه, کتاب را بخرم و پس از آن, باید کتابی که خریده ام را به یک مرکز صحافی ببرم. بله. یک مرکز صحافی. در آنجا سفارش بدهم که ته کتاب, یعنی شیرازه ی کتاب را برای من طوری با تیغ جدا کنند که کتاب به صورت برگه های از هم جدا در بییاید. درست مثل روزی که تازه از چاپگر متولد شده بود. البته باید مواظب باشم که ترتیب برگه های کتاب به هم نخورد. حالا باید برگه هایی که دیگر کتاب نیستند را تحویل بگیرم ببرم خانه. اینجاست که کار اصلی من شروع میشود. من باید کامپیوترم و همچنین اسکنرم را روشن کنم و با یک برنامه به نام واژه شناس, از تک تک صفحات کتابم عکس بگیرم. برای هر صفحه سی ثانیه زمان نیاز است تا یک عکس قابل قبول از نوع سیاه و سپید یا خاکستری از روی آن گرفته شود. مثلا اگر کتابم صد صفحه باشد, من به پنجاه دقیقه زمان (بدون توقف کار) نیاز خواهم داشت. باید حواسم باشد بعد از اینکه از روی صفحه ی یک عکس گرفتم, دقیقا صفحه ی دو را مورد عکس برداری قرار بدهم و در واقع, قانون کلی آن است که صفحات باید به ترتیب عکس برداری شوند تا در پایان کار, برای تهیه ی  کتاب, مشکلی پیش نیاید. بعد از این که با زحمت و خستگی و افسردگی فراوان, به تعداد صفحات کتاب, عکس تهیه شد, باید عکسها را وارد برنامه ی واژه شناس کنم تا متن الکترونیکی کتاب را از روی عکسها برایم تهیه کند. وقتی متن الکترونیکی کتاب تهیه شد, مانند روش دوم, خیلی راحت, برنامه ی صفحه خوان, کتاب را برای من میخواند.

البته این فرایند عکس برداری از روی صفحات کتاب, چون ایستایی, پایداری و دقت و زحمت فراوانی میطلبد, کار بسیار خسته کننده ایست. اگر پول کافی داشتم, میتوانستم یک اسکنر از آنها که خودشان کتاب را ورق میزنند بخرم تا مجبور نباشم خودم صفحات را دانه دانه توی اسکنر بگذارم.

تمام مشکلات و درد سرهایی که یک فرد نابینا برای تهیه ی کتابهایش به جان میخرد به کنار, اینکه واژه شناس پارسی نداریم, ما را بیش از هر چیزی دلسرد و ناامید میکند. یعنی اینطور برایتان بگویم که ما در دنیا واژه شناس برای شناسایی متون  180 زبان را داریم که متاسفانه زبان فارسی جزو این 180 زبان نیست. این یعنی من که رشته ی مترجمی زبان انگلیسی میخوانم میتوانم کتابهای انگلیسیم را از بازار بخرم, از روی آنها عکس بگیرم و بخوانمشان ولی اگر کتابی به زبان فارسی از بازار خریدم و از آن عکس گرفتم, واژه شناس قادر به تشخیص متن فارسی کتابم نیست و من قادر به تهیه متن الکترونیکی به زبان فارسی و خواندن کتاب فارسی با صفحه خوان نخواهم بود.

این بود شرحی بر چگونگی مطالعه ی کتابها توسط نابینایان. امیدوارم خوشتان آمده باشد و اگر کاره ای هستید, در خصوص تهیه واژه شناس پارسی, آسطینها را بالا بزنید.

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در آموزش, صحبت های خودمونی, کتاب, مقاله ها ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 Responses to نابیناها چگونه کتاب میخوانند؟

  1. 1
    زهره says:

    وای چقدر سخت دونه دونه بذاری زیر اسکنر
    چه حوصله ای میخاد واقعن
    صبر ایوب میخاد
    oh !!!!

  2. 2
    cheshmak says:

    مرسی از این متن زیبا که حتما هم بر بیناها رهگذر و هم نابینایان بسیاری تإثیر دارد

  3. 3
    امیر رضا رمضانی says:

    واقعا احسابو به هم میریزه
    کی حال اسکن داره؟
    من حال ندارم از سر جام پا شم برم آب بخورم! اون وقت بیام کتاب اسکن کنم؟ محاله! غیر ممکنه!

  4. 4
    مصطفی says:

    سلام!… آفرین بر تو و این مطلب!… واقعا غم گین کننده یا بهتر بگم ناراحت کننده ای هست! من هم خیلی بهش نیاع دارم! به چنین امکانی! به چنین فر آیندی! به چنین واژه شناسی! کاش کسی به فکر بیفته.! کاش ما نابیناها، از هر ابزاری که داریم برای سوق دادن افراد یا گروه های مسئول، و یا گروه ها و هر کسی و هر چیزی که بتونه کمکی در این زمینه کنه استفاده کنیم! با اجازه تون من میذارمش در سایت خودم. خیلی جالب بود. یا حق

  5. 5
    فروغ says:

    درود. ممنون از این مطلب جالب. در این مورد رنگ پول دو جا به طور آشکار مشخص میشه: اول برای دادن به مهندسان عزیز برای ساخت چنین برنامه و دوم برای خرید اون نمونه اسکنر که صفحات کتاب رو بدون نیاز به جدا کردن اسکن کنه. شاد باشید

  6. 6
    وحید says:

    سلام. ممنون از سایت خوبتون.
    البته اگه کتاب انگلیسی بخواین خودتون میدونین نیاز به خردین کتاب و Scan نیست. اگه پول و امکانشو داشته باشید خیلی از کتاب ها در سایت Audible.com به صورت صوتی موجود هست وگرنه در اینترنت میشه کتاب انگلیسی رو به صورت متنی یا صوتی به رایگان دانلود کرد.

  7. 7
    شیما says:

    سلام

    داشتم راجع به اسکن کردن کتاب ها گوگل می کردم، که رسیدم به این جا
    خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

    من یه مدتی دنبال واژه شناس های فارسی بودم؛ همون OCR فارسی؟
    الانم برنامه هایی هستند، اونایی که هستند، خوب نیستند؟

دیدگاهتان را بنویسید