يكي بمن بگه چي كار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام و درود بر همه هم محلي هاي عزيز
اصل رو مي ذارم بر عااااللليي بودن حال و احوال تون كه آرزوي منه و ديگه ميرم سر اصل مطلب
بابا يكي بياد به من بگه چي كار كنم؟ من موندم وسط يه دوراهي! يه ثانيه مي گم اين وري مي رم يه ثانيه بعدش ميگم نه اون وري مي رم و هنوز هم مثل مجسمه وسط اون دو راهي ايستادم!
مخم سوت كشيد از بس فكريدم و فكريدم و به هيچ نتيجه اي نرسيدم ….
حالا بماند اين وري يعني چه و اون وري يعني چه! يكي بگه من اين وري برم يا اون وري؟ اصلاً يكي بياد بگه وقتي نمي دوني كدوم وري بري و بايد حتماً در نهايت يه وري بري بايد كدوم ور رو انتخاب كني؟؟؟؟

درباره بانو.

سلام بانو هستم, نخودی قدیم قدیما... حقوق خوندم و الآن هم مشغول روانشناسی... اهل نصف جهان و یک بهمنی اصیل بینظیر|!...
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

27 Responses to يكي بمن بگه چي كار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  1. 1
    محمدرضا قنبری says:

    سلام. راهی رو انتخاب کنید که رضایت قلبی داشته باشید در موردش و به باور ها و افکارتون نزدیکتر باشه. فقط در این صورته که حتی شکستشم براتون آموزنده و رضایت بخش میشه.

  2. 2
    نخودي says:

    سلام آقاي قنبري ممنون ولي مشكل من اين هست كه نمي تونم ترجيح بدم يعني اعمال رضايت كنم …

  3. 3
    sanna says:

    سلام
    ده بیس سی چهل پنجاه
    ولی خارج از شوخی امیدوارم زود از این سر در گمی نجات پیدا کنی و قلبً آرزو دارم خدای مهربون راه روشن رو به دلت نشون بده

  4. 4
    محمدرضا ستوده says:

    سلام همکار گرامی. اولاً هرچند شما اصل رو بر خوب بودن حال ما میزارید ولی ضاهراً حال خیلی از ما از جمله من خوب نیست و همانطور که میدونید ضاهر بر اصل مقدم هست چون کاشف از واقع هست! ثانیاً القرعةُ لِ کُلِ امرٍ مشکل. پس خود را با یک قرعه به سرنوشت واگذار کنید. به قول خیام “تن را به قضا سپار و با درد بساز

    • 4.1
      نخودي says:

      سلام آقاي ستوده عزيز ديدگاه هاي شما هميشه به من انرژي ميده “زندگي حقوقي و حقوق زندگي” تصورم از نوشته هاي شما اينه و اي كاش منم مي تونستم مثل شما با حقوق اين قدر يكي بشم اي كاش؛
      اميدوارم يه دليل قطعي پيدا كنيد تا حساب ظاهر رو براتون برسه تا ديگه نياد چشم و ابرو به اصل ما نشون بده؛
      فكر كنم آخرش هم بايد به قرعه متوسل بشم ولي يه خورده اي ديگه مي صبرم؛
      راستي ميشه درجه همكار بودنتون رو يه خورده اي تشريح كنيد؟ خوشحال ميشم بتونم از تجربيات تون استفاده كنم؟

  5. 5
    Adasi says:

    سلام ‏!یه فال بگیر و بعدش برو،‏ البته فال نخود بگیر! برای این کار در گوگگ بنویس فال نخود! سرج کن مطمئن باش نتیجه میگیری!‏.

  6. 6
    شیوا says:

    سلام عزیزم
    توکل بر خدا یه استخاره با قرآن انجام بده.
    می بوسمت.

  7. 7
    ghanbar says:

    درود
    پدر رو به فرزندش کرد وگفت ببینم فرزند دلبندم بزرگ که شدی میخواهی چکاره بشی ؟ فرزند جواب داد راستش دوستم میخواهد دکتر بشود من هم دوست دارم مریضش ؟ پدر گفت احسنت به تو اما یک وقت اینو بهکسی نگی ها اونوقت همه تقلید میکنند می روند مریض میشوند !
    دوست من حتما برای رهائی از این مشکل به پزشک مراجعه کن ! ای بابا ناراحت نشو چون اگه این کار را نکنی بعد دست به انجام کارهای درد سر ساز می شوی بعدش نیاز مند به وکیل و مخارج سرسام آوری که این قشر میگیرند و اگر با قاضیان دوست نباشند مواد قانونی هم به کارشان نمی آد و محکوم خواهید شد به زندان خانگی و شخصی که تا ابد زندانبانش هم خودت خواهی شد .
    کارهائی که انجام میدهی اگر موافق با خواسته شما باشد برایتان تجربه و اگ رهم مخالف اهداف از پیش تعیین شده باشد درس خواهد بود اما اینکه هدفی نداشته باشی و نتیجه عملی شامل حالت بشود رنج خواهد بود .
    اگر فهمیدی که دنبال چی هستی بعدش هم هدفت را دریافتی بهد هم اقدام کردی بعد بیا به من بگو حتما کمک خواهم کرد تا مشکلت ح ل بشود .خدا نگهدارت باشد این هم می گذرد .
    یادت باشد نوشته خانم بشارت : این نیز بگذرد !

    • 7.1
      نخودي says:

      سلام قنبر آقا حتماً حتماً به توصيه هاي شما عمل مي كنم، گريزانم از اين زندان خانگي گريزانم. فقط مناسبت حكايت اول كامنت و ارتباطش با توصيه هاي ذيلش رو نفهميدم كه اگه دوباره گذر تون به اين سرا افتاد بگيد نيفتاد هم ان شا الله يه روز دوزاري ما ميفته

  8. 8
    سحر مرادی says:

    سلام نخودی نه فال بگیر و نه استخاره کن فقط امیدت به خدای بزرگ باشه و یک راه رو انتخابکن باش خدا هر جور صلاح بدونه کمکت میکنه.مطمئن

  9. 9
    سارا بشارت says:

    همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : “دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟” گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. با خود گفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟
    سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد!
    حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!
    خیلی مواقع ما حکمت خیلی از اتفاقات زندگی خودمون رو دیر میفهمیم.
    همیشه سعی کن بهترین باشی و بهترین ها را بخواهی.
    شاید فکر کنی اینها شعاری بیش نیست ولی شاید بعد ها خودت نتیجه ی آن را طوری ببینی که در تصورت نیست.
    به قلبت رجوع کن و بهترین ها را انتخاب کن.

  10. 10

    سلام، چون عزیزان دیگه گفتنیها را گفتند فقط برایتان آرزوی بهترین انتخاب را دارم. یا علی.

  11. 11
    ساجده says:

    سلاااااااااااااااام نخودی جونم .
    آجی من میگم اون وری برو بهتره شکم نکن که درسته 🙂 عزیزم هر کدوم رو انتخاب کردی امیدوارم که بهترین راه باشه .

  12. 12
    محمدرضا ستوده says:

    سلام درسته که من زندگی حقوقی دارم ولی تو همین زندگی گاهی اوقات از زندگی حقوقی فاصله میگیرم چون حقوق فقط یک جنبه از زندگی هست. من لیسانس حقوق از دانشگاه آزاد شیراز, و سال 86 کار آموزی رو شروع کردم سال88 پایه یک شدم.

    • 12.1
      نخودي says:

      واقعاً خوش وقت هستم دوستاني مثل شما تو اين محله رفت و آمد دارند البته همه ما هم محلي ها گل و بلبليم ولي وجود شما به من اعتماد به نفس مي ده و به آينده اميدوار مي كنه ممنون، اميدوارم هميشه هميشه سربلند و موفق باشيد

  13. 13
    Adasi says:

    سلام!فال نخودی یه شوخی بود ولی فال حافظ جدیتره! امیدوارم راه صحیتر را زودتر پیدا کنید ن از سرگردانی نجات یابید.‏ ‏

  14. 14
    Adasi says:

    سلااااام! من کامنت قبلی را در حالی عصا بدست در راه رفتن به مغازه بودم با دست چپم نوشتم!اما بهترین راه انتخاب اینه،‏ نه اینوری برو! نه اونوری!نه یه وری!بلکه آن طرفی برو آن طرف که مستقیمه ‏!مستقیمی که نه چاه جلوت باشه نه دیوار!‏.

  15. 15
    ghanbar says:

    درود
    همه جا سرای من است .
    اگر یادم نرود و وقتم که محدود تنگ می شود اکثرا به دنبال کامنت های خودم هستم تا دوستان چه پاسخی می دهند .راستش در نوشته های من تقدم وتاخر به کار نمی آید و هیچ ارتباط منطقی هم با هم ندارند .نگران هم نباش چون از دل بد هرگز ننوشتم و نمی نویسم !اگر خدا بخواهد .
    وای راستی این محل هم تبعیض نژادی وجود دارد این حقوقدانان خودشان را بیشتر از ما بیکار ها تحویل می گیرند .
    راستی خانم بشارت مجددا عجب متن قشنگی و بی همتائی نوشتید واقعا حرف ها و نکته ها در آن نهفته است که هر شخص به فراخور حالش می یابد همه وهمه شما از جمله نخودی موفق و موید باشید

  16. 16
    نخودي says:

    دوباره سلام قنبر آقا مرسي كه دنباله روي كامنت هاتون هستيد منم همين حس رو نسبت به كامنت هام دارم، نگران هم نشده بودم ولي به آي كيويي خودم شك كردم براي همين پرسيدم كه خدا رو شكر سر جاشه جايي نرفته! اختيار داريد شما استاد ما هستيد جدي مي گم بسيار بسيار براي شما احترام قائل هستم “فعلاً كه اوضاع و احوال اطرافيان خوبه خدا رو شكر ما بيكاريم” ان شا الله ما هميشه بي كار باشيم تو گرفتاري هاي مردم براي كار هاي خوب و خوششون سراغ مون بياند؛ خيلي وقت ها براي شروع يه كار و دست زدن به يك اقدامي سنجيدن اوضاع و احوال و جوانب حقوقيش جنگ به از صلح آخره كه متأسفانه متأسفانه مردم ما اين رو هنوز كه هنوز هست نفهميدند و حاضرند كه نه اول حاضر نيستند يه حق مشاوره حالا خيلي سنگين باشه يه مليون! “پنجاه هزار تومان” به يه وكيل يا مشاوره حقوقي بدند بعدش به دليل نا آگاهي هاي اوليه با كلي مشكل حقوقي مواجه مي شند كه خيلي وقت ها غير از هزينه و وقت و اعصاب و انرژي كه صرف ميشه كاري كردند كه از دست هزار تا وكيل و قاضي هم براشون كاري ساخته نيست. “نمي دونم چي شد به اين جا رسيد حرف ها ولي كامنت قنبر آقا احتمالاً حق داره جوابش اين مدلي بشه” “ماهيتشه”

  17. 17
    Adasi says:

    سلام دوستان! ببخشید که من زیادتر از کوپونم ‏ کامنت ‏ میدم! آخه من با گوشی ‏e75 کار میکنم! و همیشه و همه جا در حال گشت و گذار در ایمیلها و وبسایطها هستم! از ساعت ‏6‏ صبح تا وقتی که خوابم ببره میخوانم و مینویسم! حالا هرکی دوست داره شخصیت خود را بهتر بشناسد به ایستگاه سرگرمی یا نسیم آتش سری بزند و لینک طالعبینی هندی را که فرستاده ام باز کند و طالع خود را ببیند! شاید در تصمیم گیریهایش موفقتر باشد!‏.

دیدگاهتان را بنویسید