دستور زبان سده اي:

سلامي گرم گرم گرم خدمت همه هم محله اي هاي عزيز گوش كني و گوش نكني و كلاً نابينا و نيم بينا و بينا و بانا ….

خب اولش بگم من ايراني هستم و به ايراني بودنم افتخار مي كنم
اصفهاني هستم و به اصفهاني بودنم افتخار مي كنم
خميني شهري “سده اي” هستم و به اون هم افتخار مي كنم
شايد اين حسي كه من دارم خيلي از شما ها داشته باشيد و شايد خيلي ديگه از شما ها هم از اين حس گريزان باشيد و به قول با كلاس ها “جهاني” فكر كنيد و فرا ملي و مليتي.
بگذريم اين مطلبي كه مي خوام براتون بذارم رو از سايت “سدژ” كه در مورد اخبار و كلاً در مورد خميني شهر هست گرفتم، بنظرم جالب اومد گفتم اينجا هم بپستمش باشد كه مورد قبول درگاه هم محلي ها قرار گيرد و همگي با هم رستگار شويم.

• دستور زبان سده اي:
قصد داریم با نگاهی طنز و البته دقیق، مبحث زبان سده ای را مورد بررسی قرار دهيم.
علاوه بر ارائه لغات جدید سده ای، سعی می کنیم برخی قواعد زبانی را نیز با چاشنی طنز ارائه کنیم.
لازم به ذکر است که به هیچ وجه ادعا نمی شود این لغات و قواعد خاص سده است و ممکن است در سایر شهرستانها، از جمله اصفهان که تشابهات زیادی با سده دارد نیز این موارد کاربرد داشته باشد.

قاعده بدل، قاعده ای است که طی آن، یکی از حروف در تلفظ به حرف دیگری تبدیل می شود.

قاعده بدل ر به لام:

گاهی اوقات برای راحتی در تلفظ، حرف ر به حرف لام تبدیل می گردد.
مثال: بلگ و بار درختا سبز شدس.
معنا: برگ درختان سبز شده است

مثال: وای مالمالی…. (همراه با جیغ زن)
معنا: وای مارمولک…..(در این موقع مرد سده ای باید کفش به دست حاضر باشد)
توضیح: مارمولک طبق قاعده بدل به مالمولک و سپس طبق قاعده بدل واو به الف به مالمالک تبدیل می گردد که مالمالک در برخی گویش ها مالمالی هم تلفظ می شود.

مثال: دارند پشت بومشون را قیلوگونی میکونند.
معنا: در حال قیر و گونی کردن (مشابه ایزوگام) پشت بام هستند.
توضیح: در گویش اصفهانی قیلاگونی تلفظ می شود.

مثال: حلارت بدنش بالا رفتس.
معنا: حرارت (دمای) بدنش بالا رفته است.
توضیح: معمولا این کاربرد مخصوص افراد مسن و سالخورده است.

مثال: چقذه چاییت قیلیه؟
معنا: چقدر چایی سنگین (به رنگ قیر) است؟
توضیح: چون مردم سده به شدت چایی خور هستند باید در دم کردن چایی مهارت خاصی داشته باشید و هرگز نمی توانید یک چایی جوشیده را بجای چای تازه دم قالب کنید حتی اگر فقط یک قل خورده باشد.

قاعده بدل تاء به دال:

در گویش سده ای، وقتی که تلفظ دقیق حرف تاء سخت است، این حرف به دال بدل و تلفظ می گردد.

مثال: بذار کُمَکِد کنم.
معنا: اجازه بده کمکت (به شما کمک) کنم.

مثال: این شیکَمِدا نیگر دار انقذه هله هوله نخور.
معنا: شِکَمَت را نگه دار و اینقدر تنقلات نخور.

قاعده بدل دال به تاء:

بر خلاف قاعده فوق، در زبان عامیانه، گاهی دال به تاء تبدیل می گردد. اینکار علاوه بر راحتی در تلفظ، نوعی تاکید را نیز می رساند.

مثال: توپ بره تو شیکمد الای کارت بوخوری.
معنا: توپ به شکمت برود (این جمله دعایی منفی محال الوقوع، موقعی بکار می رود که شخص در خوردن زیاده روی می کند و گوینده اصلا وقوع چنین دعایی را مد نظر ندارد!) الهی کارد بخوری (این هم یک جمله دعایی شبیه جمله قبلی است).
توضیح: در این دو جمله دو قاعده متضاد فوق الذکر، به صورت همزمان بکار رفته است.

قاعده بدل تاء به پوچ (حذف تاء):

زیاد پیش می آید که تلفظ تاء به صورت دقیق، سخت است مخصوصا موقعی که حرف تاء و حرف ماقبل آن ساکن داشته باشد، در اینصورت حرف تاء کاملا حذف می شود و تلفظ نمی گردد.

مثال: من رفتم هفصد دسگا خونه دایزه با بچه هاش هفسنگ بازی کردم.
معنا: من به خانه خاله در هفتصد دستگاه رفتم و با بچه هایش هفت سنگ بازی کردم.
توضیح: در این مثال سه بار قاعده بدل تاء به پوچ و یکبار بدل هـ به پوچ بکار رفته است.

درباره بانو.

سلام بانو هستم, نخودی قدیم قدیما... حقوق خوندم و الآن هم مشغول روانشناسی... اهل نصف جهان و یک بهمنی اصیل بینظیر|!...
این نوشته در اجتماعی, طنز, مقاله ها ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

15 Responses to دستور زبان سده اي:

  1. 1
    ghanbar says:

    درود
    بسیار چی یادم رفت این هم اثرات یاد گرفتن این دستور زبان .گویند کبک رفت راه رفتن خروس را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد .
    زیاد به ایرانی بودن و اصفهانی و … بودنت افتخار نکن آخه مدال های این مرز وبوم را سالها است اهداء کرده اند و دیگر مدالی نمانده !بعدش هم مگه میشود که یک نفر این همه مدال آفرین باشد از مدال کشوری شروع کند بعدش به منطقه ای و محله ای برسد .
    این دفعه هم به قول چشمک قهرمانم ها اگر مسائل طبیعی پیش نیاید .!

  2. 2
    Azizol lahpajoohandeh says:

    ضمن عرض ادب! اولا قلاغه اومد رارفتن کبکو یاد بیگیره رارفتن خودشم یادش رفت:‏ ترجمه:‏ کلاغ آمد راه رفتن کبک را یاد بگیرد،‏ راه رفتن خودش را هم فراموش کرد!‏.‏ من افتخار میکونم که نجبادیم آ با ایحرفایی خودمونی بزرگ شدم چوم رانیمبرم،‏ نمیدانم!‏.چرخه ی،‏ چرا خیر بعله!‏.‏ یه موزولی! یه قوزولی،یه خیردهچی،یه چسچی، ‏ یه ه کوچولیچی،مه اینها یعنی یک کمی!‏.‏ ازو وری،‏ ازوراکی،یعنی ار آن طرف!‏.

  3. 3
    الهام مظاهری says:

    کسایی رو که از لهجه شون میشه فهمید اهل کجا هستن دوست دارم.
    انگار آدم باهاشون احساس صمیمیت بیشتری میکنه.

  4. 4
    نخودي says:

    سلام مممنون از نظرتون و آموزش گويش نجف آبادي در كنار گويش شيرين خميني شهري 🙂

  5. 5
    سحر مرادی says:

    سلام نخودی جان خیییییییییلی جالب بود. من هم به اصفهانی بودنم خییییییییلی میبالم اصفهان هم شهر زیبا و تمیزی هست و هم مردمانش لحجه ی زیبا و شیرینی دارند. بلاخره از قدیم گفتند اصفهان نصف جهان.

  6. 6
    نخودي says:

    سلام الهام خانم عزيز خوشحالم اينجا ميبينمتون، آره راست ميگيد اما متأسفانه يا خوشبختانه من زياد لهجه ندارم اما دوست داشتم بعضي لهجه هاي خاص رو داشته باشم يا حد اقل بلد بودم.

    سحر جون حق كه كاملاً هزار در صد با توست زنده باد اصفهان خودمون

  7. 7
    javanmardeh daana says:

    آورین نصرتم نمیتونه به این خوبی زبان درس بده

  8. 8
    نازنین says:

    سلام
    وای مالمالی خخخخ.
    تو اینجا چیکار میکنی؟
    چرا کامنتا رو دوبار دوبار جواب میدی؟ خخخ.

  9. 9
    كاظميان كاظميان says:

    بانو خیلی پست جالبی بود کلی خندیدم نه به لهجه ها به درست کردن این جملات

دیدگاهتان را بنویسید