گزارش صوتی مجمع موج نور

نبودید و ندیدید که ضبطم دیروز چه بی انصاف شد.

اصلا مجتبی که به کل و ز کل الاف شد.

دیروز وقت کم آمد و به من اجحاف شد.

هر کی رفت پشت تریبون کلی حراف شد.

نفهمیدم چی شد میکروفون هام قلاف شد.

ضبطم آن بود یک دفعه آف شد.

همه ی کلاف هام خرده کلاف شد.

دیروز باتری سالم بود پرید هیچی ضبط نشد و همه چی افتضاح شد.

خوراک من دیشب تا حالا همش حصرت و آه شد.

همین دیگه، روزگار، بیجهت دیروز ما را بدخواه شد.

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, گزارش ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 Responses to گزارش صوتی مجمع موج نور

  1. 1
    راضیه says:

    سلام خدمت دوستان هم محلی
    جلسه خوبی بود و همین جا, جا داره از انجمن موج نور که هدفشان پیشرفت نابینایان در زمینه کامپیوتر است تشکر کنم.
    مجتبی هم یکی از گرداننده گان جلسه بود. این جلسه نه تنها جلسه انتخابات بود
    بلکه معرفی و آشنایی با فعالیت های این انجمن, در زمینه تهیه کتاب های آموزش کامپیوتر و
    معرفی بچه هایی که سن و سالشان کم بود و در زمینه کامپیوتر بسیار موفق بودند, و غیره که مجتبی در قالب مسابقه و صندلی داغ تونست این برنامه ها را به اجرادر بیاره و همین هم باعث شده بود جو جلسه خیلی خشک نباشه.
    خودمونیما مجری گریش هم حرف نداره خیلی مسلط و بدون اینکه تپقی یا سوتی بده برنامه اش را اجرا کرد
    و اما در مورد vois بایستی کار ظبط را به کس دیگری میسپردی تا حواسش به vois باشه ولی اشکالی نداره
    امیدوارم تجاربی که در این جلسه کسب کردی, در سال های بعدی با برنامه ریزی بیشتری بتونی ایفای نقش کنی.

  2. 2
    نخودي says:

    سلام خب اشكال نداره
    تازه جالبيش هم به اين هست
    اگه ضبط تون بود شعرتون نبود!
    شعر يا ضبط … مسأله اين است….؟؟؟
    راستي يه خورده اي مراسم خسته كننده بود ولي خب اشكال نداره اين نيز بگذرد به نظر من اول صحبت هاي آقاي داوود صالحي كلاس چهارمي نقطه اوج مراسم بود واي خيلي خشكل صحبت كرد …. مسابقتون هم جالب بود ولي اون قدر ها كه براش تبليغات رفته بوديد خب واقعيت نه …

  3. 3
    سمانه says:

    سلام خوب شما که بسیار عالی مینویسید چرا به جای گزارش صوتی مجمع انجمن گزارش نوشتاری مجمع رو نمینویسید و اینجا نمیگذارید!!!!!!!!!!!

  4. 4
    زهره says:

    درود
    واقعن کسانی که سخنرانی کردن خیلی مفید بود وای عارف اسدی خیلی زیبا قرآن خوند
    آقای صالحی هم که همه رو مستفیض کردن
    ولی این ثندلی داغ,, داغ که نبود هیچی از یخ هم رد کرده بود زده بود تو آلاسکا
    البته خیلی به اطلاعتمون اضافه شد ولی اسمش اصلن به برنامش نمیخورد
    مسابقه هم خیلی عالی بود چون من برنده شدم
    هاهاهاهاها

  5. 5
    میثم امینی says:

    درود مجتبي
    اشكالي نداره غصه نخور.
    چه سوگنامه‌اي نوشتي! 🙂
    خوش باشي.

  6. 6
    Azizol lahpajoohandeh says:

    سلام مجتبی جون! من که در پست میبینی گزارش لحظه بلحظه ی جلسه را اعلام کردم! مسابقه ات هم که عمومی نبودهاهاهاهاهاهاها شیطان رانده شده امروز به روستا رفته بود و دستش از همه جا کوتاه بود! ولی جای همتون خالی در راه به باغهای قدیمی تیران رفتیم و از درهای سنگی بازدید کردیم! از ماشین پیاده شدم و دوتا از درهای سنگیرا لمس کردم،‏ عجب واقعا درب سنگی یک متر و نیم به یک متر به یک مت ر و شستا بود یک تخته سنگ که با تراشیدگی خاص دارای پایه ی بالا و پایین و روی پای خودش باز و بسته میشد!کلفتی تخته سنگ حدود پنج سانت بود!‏…

دیدگاهتان را بنویسید