آسیب شناسی- تعخیر در ازدواج. ازمهری

سلام سلام من اومدم امیدوارم که حالتان خوب باشه راستش خیلی دوست داشتم که بیام پیشتان اما خوب از هر چه کهبگذریم دست خالی که نمیشه بیام، میشه؟ نه دیگه خوب حالا که نمیشه من هم با دست پر اومدم میگی نه برو پایین

برو دیگه

باور کن میرسی

عصا رو قشنگ به این و ر و آنور بکش

آهان رسیدی

مقدمه : ازدواج یکى از اساسى ترین و در عین حال حساس ترین مراحل زندگى انسان به شمار مى رود. انسان بنابر سرشت و ماهیت وجودى خویش و وابستگى به غیر در پاسخ به
نیازهاى درونى و بیرونى خود همواره از فردگرایى گریزان بوده است. حتى انسان بدوى نیز بى نیاز از زندگى مشترک (خانوادگى و گروهى) نبود. ازدواج اصلى ترین و  عالى
ترین نمود این پاسخ است و مظهرى از قانون گروه گرایى اوست.

از دیدگاه جامعه شناسی،ازدواج یک قرارداد اجتماعى و ضامن بقاى نسل انسان است و آرامش و امنیت در یک جامعه،نتیجه ازدواج سالم و محیط آرام بخش خانواده است. از
آنجائیکه ازدواج عامل پیدایی خانواده و تاخیر و عقب افتادن آن باعث تاخیر در پیدایش و شکل گیری خانواده های جدید است موضوع قابل اهمیتی برای بررسی است.

در امر ازدواج و تشکیل خانواده در جوامع گوناگون، اهداف و انگیزه های متعددی مطرح بوده است، که به طور عمده می توان به: میل به داشتن فرزند،عوامل اجتماعی،نیاز
اقتصادی و عشق اشاره کرد. این عوامل در دوره های مختلف متغیر بوده است. در جوامع علل اقتصادی و اجتماعی مهمترین عوامل تلقی شده و در تمدن های قدیم زاد و ولد
و درمدرنیت های امروزی عشق و محبت اهمیت بیشتری یافته است. امروزه در ایران ماهیت و اشکال ازدواج و پیامدهای اجتماعی آن در خانواده و جامعه، و به طور کلی الگوی
همسر گزینی و نظام خانواده،ازدواج های نا موفق و طلاق های زود هنگام و بالا رفتن توقعات برای آغاز زندگی،تغییر در نگرش افراد و انتظاراتی که از زندگی مشترک
دارند عملا ً ازدواج را دچار مشکلات جدی کرده است که از جمله افزایش سن ازدواج جوانان را می توان جزو یکی از این مشکلات دانست. در این پژوهش سعی خواهد شد با
برآورد عوامل اجتماعی موثر،به بررسی افزایش سن ازدواج پرداخته شود.

بیان مسأله:

ازدواج بعنوان یکی از رویدادهای مهم وحیاتی در زندگی روزمره افراد جامعه می باشد و ازجنبه های مختلف می توان آن را مورد بررسی قرار داد. یکی از این زوایا سن
شروع و به اصطلاح وارد شدن به ازدواج است.ازدواج علاوه بر پاسخگویی به نیازهای جنسیتی وعاطفی فرد،نیازهای اقتصادی،ارتباطات اجتماعی وفرهنگی او رانیز تنظیم می
کند و بخاطر اهمیت و تاثیری که دارد،بعنوان هنجاری پذیرفته شده در تمامی کشورهای دنیا به حساب می آید. به لحاظ اجتماعی و فرهنگی بی توجهی والدین نسبت به ازدواج
امری ناپسند به شمار می آید چرا که بقای خانواده در گرو بقا و ساماندهی ازدواج است (آزاد ارمکی،99:1386). در سالهای اخیر،پدیده ازدواج که منشاء وقوع ولادت و
باروری، و بعنوان عامل بسیار موثر بر ساخت سنی و جنسی جمعیت و افزایش آن محسوب می شود، در کشور ما دستخوش تحولات قابل توجهی شده است. ازدیاد جمعیت دختر وپسر
واقع در مدار ازدواج که بیش از یک سوم جمعیت کشور را تشکیل داده اند و حاصل افزایش شدید موالید دهه 60 می باشند از یکسو،و از سویی دیگر بازتاب تحولات واقع شده
در حوزه های مختلف  اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی جامعه،نظیر افزایش شهرنشینی و باسوادی و به ویژه تحصیلات زنان،وتمایل به کسب درآمد و شغل مناسب در قبل از ازدواج
که از نشانه های حرکت جامعه به سوی مدرنیزه شدن می باشد،افزایش سن ازدواج در کشور برای دولتمردان و جامعه محققین نگران کننده گردیده است (کاظمی پور،107:1385).

امروزه وقتی مساله ازدواج در خانواده ها و در میان جوانان مطرح می شود غالباً به جای اینکه به ضرورت این امر بیندیشند،تصوری مبهم در واقع کوهی از مشکلات و موانع
در مقابل دیدگانش مجسم می گردد. مهریه سنگین ومخارج هنگفت خرید طلا وجواهر،هدایا و لباس های گوناگون،هزینه های هنگفت جشن های عقد و عروسی و هزینه اجاره،رهن
و یا خرید مسکن،بارداری،فقدان شغل و ده ها مساله دیگر خانوادگی،اقتصادی و اجتماعی مساله  ازدواج جوانان را به تاخیر می اندازد (اسکندری،11:1387).

ازدواج پیمان مقدسی است که در میان تمام اقوام و ملل در تمامی زمان ها و مکان ها وجود داشته است. ازدواج سرآغاز تشکیل خانواده است و خانواده یکی از قدیمی ترین
نهاد های اجتماعی است که تاریخی به قدمت حیات انسان دارد (گیدنز،17،1387). در واقع میل به ازدواج از اصلی ترین و مهمترین نیازهای نوع انسانی در جامعه بشری است
و چه بسا
دختران و پسران
كه امید و آرزوی خود را در زندگی فردا می جستند حالا آن را پیش روی دارند و درصدد بهره برداری صحیح و دلپسند از زندگی می باشند. با این تفاوت كه خانواده های
امروزی در مسیر تحولاتشان با دو تحول عمده ساختاری و كاركردی در این زمینه درگیر شده اند. تحول ساختاری بر این مبنا كه حوزه ساختاربندی قدرت در خانواده را تعیین
می كند و حوزه كاركردی به وظایفی كه خانواده در طول حیات خود بر عهده داشته است اشاره می كند. در راستای این تحولات است كه جامعه شناسان مسیر تحولات خانواده
را از خانواده های “گسترده” به “هسته ای” شناسایی كرده اند. با این نگاه به خانواده و آسیب شناسی تحولات آن می توان مسئله تأخیر سنی ازدواج را در میان جوانان
به شیوه نوینی تبیین نمود. چرا كه آنچه در جامعه امروزی ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوی خانواده های هسته ای و در برخی مناطق در مرحله ی گذار از این
وضعیت می باشد. با این توضیح مسئله تأخیر سنی ازدواج و سایر مسائل از قبیل افزایش
طلاق
و … را می توان در نوع ساختار و كاركرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته ای تشریح نمود. چرا كه نگاهی به گذشته خانواده های گسترده در ایران بیانگر آن است كه
زودرسی سن ازدواج و منع اجتماعی طلاق و تكیه بر ازدواج های درون همسری از مسائل خانواده در آن زمان بوده است ولی امروزه در خانواده های هسته ای با تأخیر سنی
ازدواج، تكرار و افزایش طلاق و تكیه بر ازدواج های برون همسری مواجه هستیم. آمارهای موجود نشان می دهد که میانگین سن ازدواج در ایران با تحولات عمده ای روبرو
شده است،بر این اساس سن ازدواج زنان بین سالهای (1381-1345) با افزایش تدریجی همراه بوده است واین افزایش در یکی دو دهه اخیر شتاب بیشتری داشته است،به طوری
که در سال  1381بیش از یک چهارم دختران 29-25 ساله هنوز ازدواج نکرده بودند. همچنین سن ازدواج زنان در ایران در طی سالهای سرشماری (1381-1345) به تدریج افزایش
یافته و از 4/18 سال به 2/23سال رسیده در صورتی که سن متوسط ازدواج مردان فقط از 8/25 سال به 9/25 سال رسیده است (کاظمی پور،106:1384).

تاخیر در سن ازدواج می تواند تبعات اجتماعی زیادی به همراه داشته باشد. از جمله آسیبها ومضرات دیر ازدواج کردن می توان به عدم مسئولیت پذیری و بی توجهی به آن
در سایر زمینه های زندگی، گرایش به ارتباطات غیر متعارف دختر و پسر،هدر رفتن سنین جوانی و طراوت،بدخلقی در زندگی به دلیل عدم ارضای نیازهای فرد،دل نگرانی والدین
از دیر ازدواج کردن فرزندان،افسردگی و اختلالات جنسی،پناه بردن به مواد مخدر وبسیاری از آسیبهای دیگر اشاره نمود. لذا با توجه به مسائلی که ذکر گردید، پژوهش
حاضر درصدد بررسی عوامل مؤثر بر پدیده تأخیر در سن ازدواج جوانان از دید تئوری های جامعه شناختی و پژوهش های انجام گرفته قبلی می باشد.

اهمیت و ضرورت پژوهش:

اهمیت رویداد اجتماعی ازدواج در تغییرات سریع همسرداری در طول و جریان نوسازی و توسعه جوامع مختلف،همیشه مورد توجه بوده است،چراکه تغییر درزندگی ونیازهای جدیدی
که در طول زمان درجامعه ایجادمی شود موجب تغییراتی درکیفیت رفتارهای انسانی می گردد که به نوبه خود تغییراتی را درجنبه های مختلف زندگی خانوادگی نظیر زمان ازدواج
و تداوم زندگی زناشویی ایجاد می کند، و این امر ضرورت مطالعه مستمر و دقیق این واقعه حیاتی را در هر دوره زمانی و در جوامع مختلف، با بهره گیری از روش های مطالعاتی
خاص ایجاد می کند. بررسی آمارهای ثبتی ازدواج در کشور(بر اساس آمارهای ثبت احوال کشور) طی پنج سال اخیر (سالهای 1383-1388) رشد 23 درصدی را برای ازدواج نشان
می دهد، و این میزان رشد به نسبت جمعیت واقع در سن ازدواج که بیش از35 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند رقم ناچیزی می باشد و علیرغم نفوذ اعتقادات مذهبی و
ارزش های اجتماعی حاکم برجامعه ایران،نگران کننده بوده وجای مداقه وبررسی دارد (کاظمی پور،23:1385).

امروزه ازدواج جوانان یکی از چالشهای اصلی جامعه ایرانی به شمار می آید.جوانان به دلایل مختلفی از مبادرت به ازدواج دوری می کننند و پدیده تاخیر در سن ازدواج
نه بعنوان یک مساله و مشکل شخصی بلکه بعنوان یک مساله اجتماعی نمود پیدا کرده است. جوانانی که به خاطرسنتهای غلط اجتماعی مجبور به خانه نشینی می شوند وجوانانی
که دوست دارند مجرد بمانند،همه وهمه پدیده تجرد را بصورت یک مشکل عمومی درآورده است که بیشتر خانواده های ایرانی با آن  مواجه هستند. جوانانی که تا سنین بالا
با پدر و مادر خویش زندگی می کنند وبرای آغاز زندگی توقعات بالایی دارند عملا ازدواج را دچار مشکلات جدی کرده است(اسکندری چراتی،10:1387).

ازدواج می تواند ازاشاعه فحشا،فساد ورفتارهای ناپسندی که می تواند پیامد مستقیم عنان گسیختگی غرایز جنسی باشد جلوگیری کند و یکی از پایه های حفظ سلامت جامعه
است. از نقطه نظر اجتماعی بدون تردید ازدواج واجد ارزش است و از آن جمله آداب اجتماعی است که در تمام جوامع بشری آن طور که تاریخ نشان می دهد تا به امروز متداول
بوده و این خود دلیلی بر اینکه یک سنت فطری است می باشد. تغییر در الگوی ازدواج یکی از شاخص های اصلی تغییرات اجتماعی است. اگر شواهد نشان دهنده کاهش بسیار
در میزان ازدواج باشد،جامعه با فروپاشی خانواده و در نهایت نوگرایی افراطی روبرو خواهد بود.

دختران و پسران كنوني مثل دوران گذشته نمي توانند همسر خود را نديده و نشناخته انتخاب نمايند و اميدوار به همساني فكري، ارزشي و هنجاري در زندگي مشترك آينده
شان باشند، لذا توجه جوانان به همساني فكري، اخلاقي و هنجاري در امر همسر گزيني به صورت يكي از مشكلات آنها درآمده و در بسياري موارد به عنوان مانعي در امر
ازدواج آنان قرار گرفته است. آنها به خوبي دريافته اند كه عدم توجه به اين امر مي تواند موجب شكنندگي ازدواج شده و در نهايت به طلاق منجر شود (کاظمی پور،107،1384).

امروزه به دلایل مختلفی تعداد کثیری از جوانان جامعه از مبادرت به ازدواج دوری می کنند، به طوری که ملاحظه افرادی که ازدواج نمی کنند و سن ازدواجشان افزایش یافته،
نگارنده را به این فکر واداشته است تا تاثیر عوامل اجتماعی موثر بر افزایش این پدیده را مورد شناخت و کاوش قرار دهد. لذا انجام مطالعه و پژوهش درباره افزایش
سن ازدواج از دو جنبه نظری و کاربردی حائز اهمیت می باشد. از بعد نظری انجام مطالعه درباره موضوع فوق موجب رشد و ارتقای علمی می شود و این مطالعه به عنوان یک
مطالعه بنیادی می تواند در جهت شناخت این پدیده موثر باشد. از جنبه کاربردی نیز می توان با شناخت عوامل موثر بر این پدیده، آگاهی های لازم را برای از میان برداشتن
موانع موجود بر سر راه ازدواج جوانان کسب نمود و نتایج حاصل از این پژوهش می تواند راهکارهای مناسب را در اختیار خانواده ها، مسئولان متولیان بخش فرهنگی و دولتمردان
قرار دهد تا بتوانند با شناخت عوامل تاثیر گذار بر این پدیده برنامه ریزی های مقتضی را جهت داشتن جامعه ای با سن  ازدواج مناسب انجام دهند و ارزشهای جوانان
را از ازدواج گریزی به سمت ازدواج گزینی سوق دهند.

از این روی است که توجه واهمیت به مقوله ازدواج همواره مورد تاکید عالمان و جامعه شناسان خصوصا در حوزه مطالعات خانواده بوده و عدم تحقق آن در شرایط وزمان بهنگام
به عنوان دغدغه ذهنی و فکری مسئولین این حوزه می باشد. خانواده اساسی ترین  در عین حال قدیمی ترین نهاد اجتماعی است و پویایی و استمرار آن و کارکردهایش همواره
در طول زمان حائز اهمیت می باشد. هرچند پژوهشهای زیادی در مورد این موضوع انجام شده است که در جای خود محترمند ولی در اکثر موارد به عوامل ظاهری پرداخته اند
و از بررسی تحلیلی و ریشه یابی دور بوده اند که در این پژوهش به نکات بسیاری توجه شده است. نتایج  حاصل از این تحقیق می تواند راهگشای ذهنی مسئولین برای شناخت
عوامل موثر بر تاخیر در سن ازدواج بوده و با شناخت این عوامل بر نامه ریزی جهت برداشتنن موانع و بهبود اوضاع اجتماعی تسهیل خواهد شد.

تعریف مفاهیم و اصطلاحات:

خانواده:

گروهی از افراد (دو یا بیشتر) که میان آنها روابط خویشاوندی برقرار است و در مکان واحدی زیست می کنند (مجدفر،229:1383).

ازدواج:

عملی است که پیوند بین دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایای جنسی ، موجب می شود (ساروخانی ،25:1370).

سن ازدواج:

سني است كه افراد در آن سن به زندگي زناشويي وارد مي شوند. طبق بررسي هاي به عمل آمده، عامل تعيين كننده آن در گذشته و حال تغيير يافته اند ولي سن زنان در اولين
ازدواج در گذشته بستگي به نوسانات اقتصادي داشت (میشل ،33:1354).

تجرد قطعی:

کسانی را در بر میگیرد که هرگز ازدواج نکرده باشند و امیدی به ازدواج نداشته باشند (ساروخانی،29:1375).

تاخیر در سن ازدواج:

عبارتنداز میزان عقب افتادن سن مطلوب ازدواج جوانان در جامعه برحسب متغیرهای کمی سالها ویا متغیرهای  کیفی میزان تاخیر سن ازدواج (کم،متوسط،زیاد) قابل بررسی
ومحاسبه است (اسکندری،12:1387).

فردگرایی:

احساسی است که فرد به لحاظ عاطفی جدا از درون گروه خود است و با اتکای به خود بر تعقیب خوشبختی تاکید می کند (تریاندیس،166:1378).

خانواده هسته ای:

خانواده ای متشکل از والدین با فرزندان یا بدون فرزندان است(آزادارمکی،14:1386).

خانواده گسترده:

خانواده ای که در آن بیش از دو نسل از یک تبار خویشاوندی،با یکدیگر زندگی کنند (مجدفر،298:1383).

بی هنجاری:

وضعیت مغشوش و از هم گسیخته جامعه که هنجارها از بین رفته یا در تضاد قرار گرفته باشند (مجدفر،293:1383).

ارزشها:

باورهای اجتماعی افراد یک جامعه درباره آنچه خوب،درست و مطلوب است (مجدفر، 294:1383).

دیررسی ازدواج:

ازدواجی که دیرتر از سن مناسبی که هر جامعه برای ازدواج تعیین کرده صورت می گیرد (عمید،1463:1374).

پایگاه اجتماعی – اقتصادی :

ارزش و اعتباری است که گروه یا جامعه برای نقش اجتماعی – اقتصادی قائل است (مجدفر،296:1383).

نگرش:

گوردون آلپورت معتقـد است، “نگرش عبارتست از یک نوع آمادگی فکری و اعصابی (احساسی) که بوسیله تجربه سازماندهی می‌شود و بر روی عکس‌العمل‌های انسان نسبت به کلیه
پدیده‌ها و وضعیت‌هایی که با او سروکار دارند، تأثیری جهت دهنده یا پویا می‌گذارد” (رفیع پور،1372: 5(.

بررسی تئوریهای مطرح:

تئوری كاركرد گرايي دوركيم :

اميل دوركيم (1916-1858 ) در کتاب تقسیم کار اجتماعی ضمن اشاره به انتقال انسجام از مکانیکی به ارگانیکی، آثار آن را به صورت بروز بی هنجاری، اختلال و نابسامانی
در روابط، قواعد و ارزشهای اجتماعی بررسی می کند. به عقیده وی با گذر به جامعه ارگانیکی وجدان جمعی ضعیف می شود، فردیت افراد رشد می یابد و اختلال و نابسامانی
در قواعد و ارزشها شایع می گردد. به عقیده دورکیم خانواده تحولات عمده ای را پشت سر گذاشته است. وی مي گويد: خانواده گروه طبيعي نيست كه به وسيله والدين بنا
شده باشد،بلكه نهادي است اجتماعي كه عوامل اجتماعي آن را به وجود آورده اند. زيرا قاعده دوركيم به اين است كه هر عمل اجتماعي را به وسيله يك عامل اجتماعي ديگر
تبیين مي كند. از طرف ديگر خانواده زن و شوهري كه بر مبناي ازدواج است انتهاي تحولي است كه در جريان آن خانواده پديد مي آيد،‌ به طوري كه ارتباط مستقيم فرد
با اجتماع وسعت بيشتري مي گيرد. اين تحول از اولين شكل خانواده كه يك گروه سياسي خانوادگي است آغاز مي شود و پس از گذشت از مراحل كلاني  در خانواده پدر سري
رم قديم در خانواده پدري ژرمني ، به خانواده زن و شوهر امروز منتهي         مي شود. خانواده هسته اي كوچكترين واحد خانوادگي است هم اسلاف از آن جدا شده اند،‌
هم اخلاف در آن به غايت اندك است (آزاد ارمکی،120:1386).

تئوری کارکردگرایی ساختاری تالکوت پارسنز:

یکی از اصلی ترین نظریاتی که جامعه شناسان در تحلیل مسائل خانوادگی به آن توجه داشته اند،نظریه کارکرد گرایی ساختاری است. این نظریه توجه ما را به چگونگی شکل
گیری رفتارهای فردی به وسیله ساختارها،متمرکز می کند. اگرچه افراد امکان انتخاب برای عمل دارند،ولی انتخابها از طریق ساختارها شکل داده می شود. در مدل پارسنز
چهار خرده نظام فرهنگی،سیاسی،اقتصادی و اجتماعی نظام یافته است که در ارتباط با یکدیگر هستند و به ترتیب عهده دار کارکرد حفظ وتداوم الگوها،نیل به اهداف،انطباق
با شرایط محیطی، ایجاد یگانگی و انسجام اجتماعی می باشند. البته این مدل انتزاعی بوده و در همه سطوح کلان و میانه و حتی گروههای کوچک قابلیت تعمیم دارد و در
هر خرده نظام نیز می توان این چهار کارکرد را جستجو کرد (صدیق،39:1378 ).

پارسنز در مورد فرآیند هسته ای شدن خانواده به اهمیت شغل پرداخته و بر اساس متغیرهای الگویی خویش اهمیت آن را ناشی از ماهیت نظام تقسیم کار در جوامع صنعتی جدید
می داند. به نظر وی از اثرات پیچیدگی نظام این است که از شغل یک رکن اصلی پایگاه اجتماعی می سازد. از طرف دیگر پایگاه شغلی یک فرد عموماً حاصل یک فرآیند طولانی
سرمایه گذاری و آموزش می باشد. در مسیر تطوّر جوامع صنعتی زمانی فرا می رسد که خانواده عموما دیگر از لحاظ پایگاه شغلی منشاء هیچ کمکی برای فرد نمی باشد (بودن،111:1373).

بدین ترتیب شغل در سن ازدواج موثر است. جوانان غالباً زمانی ازدواج می کنند که یقین داشته باشند ازعهده تأمین معاش خانواده طبق آداب و رسوم طبقه اجتماعی خود
برخواهند آمد وچون افراد نمی توانند در سنین معینی مثلا بیست تا بیست و پنج سالگی درآمد کافی داشته باشند لذا نوع شغل اهمیت پیدا می کند و بعنوان مانع اساسی
فراروی ازدواج جوانان قرار می گیرد. در جامعه کنونی ما نیز نظام مشاغل جدید در برابر مشاغل سنتی آن طور طراحی شده که عموما از کانال نظام آموزشی می گذرد که
خود سالهای طولانی وقت در نهادهای مربوطه را می طلبد که این امر فی نفسه باعث بالا رفتن سن ازدواج افراد می شود(مجدالدین، 142:1386).

بنابراین در این تئوری اقتصاد وخانواده بعنوان دو نهاد اجتماعی مرتبط وپیوسته در نظام اجتماعی هستند و رابطه زن وشوهر در ازدواج به طور خیلی متفاوت به موقعیت
اقتصادی آنها بستگی دارد. بعنوان مثال فردی که بیکار است در مقایسه با فردی که مشغول به کار است در موقعیت متفاوتی درموقع ازدواج قرار دارد. براساس این تئوری
ازدواج وتشکیل خانواده حاصل تعامل تمامی خرده نظام های جامعه با یکدیگر است چنانچه برای ازدواج می بایست شغل (درآمد) و مسکن مناسب مهیا گردد که لازمه آنها،
تحصیل (آموزش) و کسب تخصص است.

تئوری مدرنیزاسیون ویلیام گود:

ویلیام گود بر اساس این تئوری دگرگونی های بوجود آمده در خانواده را نتیجه اجتناب ناپذیردگرگونیهای ساختاری (جامعه) و دگرگونیهای ایدئولوژیکی می داند. به عقیده
وی زمانی که دگرگونی های ساختاری در سطح کلان (دگرگونیهایی مانند صنعتی شدن،شهر نشینی و …) و دگرگونیهای ایدئولوژیکی نیز در سطح کلان رخ می دهد،سازمانهای
سطوح خرد (خانواده) نیز اجبارا باید خود را با این دگرگونیهای سطح کلان انطباق دهند (اعزازی، 17:1380).

طبق تئوری همگرایی،مدرنیزاسیون در سطح فردی و اجتماعی با تاثیر گذاری بر زمان ازدواج صورت می گیرد. از بین مهم ترین شاخص های مدرنیزاسیون می توان به گسترش فرصت
های  تحصیلی، تغییرات وسیع در نیروی کار و فعالیت های شغلی،اشتغال زنان و شهر نشینی اشاره کرد. افرادی که در مناطق شهری زندگی می کنند،به دلیل شیوه های زندگی
متفاوت و نیز کنترل اجتماعی ضعیف تر نسبت به مناطق روستایی ازدواجشان با تاخیر صورت می گیرد (محمودیان،43:1383).

در کشور ما نیز بسط مدرنیته در 150 سال اخیر تنها به مدرنیزاسیون و تجدد ختم نشد و بتدریج محتوای فرهنگی و شیوه زیست غربی نیز در تار و پود نظام اجتماعی ایرانیان
رخنه کرد و با گسترش شهرنشینی،فرهنگ جامعه نیز پوست انداخت و متحول شد. تاریخ تحولات اجتماعی در ایران نشان می دهد که مهمترین و شاید نخستین نهادی که کانون
این دگردیسی قرار گرفت خانواده بود. در مسیر این تحولات خانواده های گسترده و سنتی به خانواده های هسته ای و مدرنی بدل شد که التزامی به برخی از سنن گذشته نداشتند.
از جمله مهمترین این سنت ها که دستخوش تغییر شد ازدواج بود که با جلو رفتن زمان،همواره شکل و شمایل جدیدی به خود گرفت و حتی فلسفه آن نیز تغییر کرده است. هرقدر
به طبقه بالا نزدیک می شویم دامنه این تغییرات بیشتر می شود و قالبی مدرن تر به خود می گیرد. تغییر سبک زندگی در این فرآیند البته تحت تاثیر مسائل مختلف از
جمله اشتغال و تحصیل بود که به مرور زمان ابعاد تازه تری پیدا کرد و اساسا تلقی و نگرش راجع به آن،فارغ از مسائل مالی و تحصیلی،عوض شد و امروزه به تغییر درباره
ماهیت و کارکرد آن رسید. به این معنی که شکل خطی و کلیشه ای ازدواج که مثلاً با رسیدن دختر به سن بلوغ و پایان سربازی برای پسران ترسیم می شد،تغییر کرد و نوعی
ساختار شکنی که جزو ذات مدرنیته بود در این حیطه نیز اتفاق افتاد (بهنام،129:1348-157).

بنابراین همانگونه که ملاحظه گردید در تئوری ویلیام گود قرابت و در واقع همگرایی بین فرآیند مدرنیته و پدیده تاخیر در سن ازدواج وجود داشته و این تئوری تغییرات
بوجود آمده در سن ازدواج را نتیجه دگرگونی های بوجود آمده در ارزشها و نگرشهای جوانان که خود معلول مدرنیسم است می داند.

تئوری گزینش معقولانه هکتر:

تمایزاساسی میان این تئوری با سایر تئوری های مطرح در خصوص ازدواج این است که اکثر نظریات به ازدواج بیشتر به عنوان یک عمل اخلاقی می نگرند،اما این تئوری بیشتر
به ازدواج از دیدگاه فایده گرایانه می نگرد. متفکرانی که بر اساس تئوری گزینش معقولانه به تبیین عمل جمعی می پردازند بر این باورند که مردم به رفتار هایی تمایل
دارند که نفع آنها در آن رفتار بیشتر تامین می شود. این تئوری معتقد است این افراد آگاه و هدفمند در هر شرایطی به دنبال بیشینه کردن سود خود هستند (لیتل،69:1373).
در زمینه ازدواج  با بهره گیری از تئوری گزینش معقولانه می توان اذعان داشت که افراد زمانی اقدام به ازدواج خواهند کرد که سودی در آن نهفته باشد یعنی بتوانند
از طریق ازدواج پایگاه و منزلت اجتماعی خود را حفظ  و یا ترقی دهند و زمانی که چنین موقعیتی پیش نیاید پدیده ای به نام تاخیر در سن ازدواج در جامعه پدیدار می
شود.

امروزه جوانان تمایل بیشتری به ادامه تحصیل در رده های بالاتری دارند. علت آن هم ممکن است که در دوره های تحصیلی بالاتر،ارزش فرصت های از دست رفته برای جوانان
بیشتر خواهد شد. بنابر این جوانان برای تثبیت موقعیت خویش،ادامه تحصیلات را بر ازدواج ترجیح خواهند داد (مرکز آمار ایران،17:1383).

تئوری نوگرایی آنتونی گیدنز:

یکی از مهمترین آفت های اجتماعی که هر جامعه ای را با مشکل جدی مواجه می سازد فقدان اعتماد میان اعضای جامعه یا به اصطلاح بی اعتمادی است. گسترش بي‌اعتمادي و
دورويي در روابط اجتماعي و گسترش انواع انحرافات اخلاقي در سطح جامعه به نهاد خانواده و مناسبات انساني نیز تسري يافته و اساسا كيفيت ارتباط با ديگران را دچار
شك و تزلزل كرده است (گیدنز،144:1388).

افزايش اعتياد،فريبكاري و كلاهبرداري و تجربيات تلخ ديگران در اين موارد كه هر روزه درصفحه حوادث روزنامه‌ها منتشر مي‌شودر كنار توسعه كمي شهرنشيني و افزايش
جمعيت كه آدم‌ها را با هم بيگانه كرده است،موجب بي‌اعتمادي و حداقل ديراعتمادي افراد به يكديگر مي‌شود كه نقطه عطف و حساس اين مسأله در ازدواج و وصلت با ديگري
خود را نشان مي‌دهد. چه بسيار شكست‌هاي عاطفي و زناشويي كه به واسطه اعتماد كاذب و خوشبينانه به ديگري رخ مي‌دهد كه تنها گوشه‌اي از آن ازطریق رسانه ها منتشر
می شود. بديهي است هر قدر اعتماد ميان افراد جامعه بيشتر باشد،ريسك ازدواج بالاتر مي‌رود و افراد،محتاط‌تر از پيش اقدام به اين كار مي‌كنند

در ديدگاه گيدنز،صنعتگرايي،سرمايهداري و تسلط ارزشهاي سرمايهمدارانه،تقويت نهادهاي نظارت اجتماعي،قدرت سازماندهي و پويايي نهادهاي عصر تجدد و جهاني شدن از جمله
ويژگيهاي دوران مدرنيته شناخته ميشوند. همچنين،در انديشه اين نظريهپرداز اجتماعي،علل پويايي و تحرك خارق العاده عصر تجدد با سه عامل شناخته شدهاند؛جدايي زمان
و مکان كه بسياري از پديدههاي محلي را به وقايعي جهاني تبديل كرده است،ساختارهاي تكهبرداري شده (نشانههاي نمادين و نظامهاي كارشناسي)، بازتابندگي نهادين يا
حساسيت فوقالعاده سازمان هاي جامعه مدرن براي پذيرش تغييراتي كه براساس مشاهدات به سرعت در خانواده منعكس ميشود (گیدنز،24:1388). اگر ساير ويژگيهاي مدرنيسم
مانند خردگرايي،فردگرايي، افسونزدايي،پوچگرايي و دگرگوني را نيز در نظر بگيريم،در هر كدام از آنها نيز ميتوانيم  اين تحولات را شرح دهيم. اما،مسئله اين است
که مدرنيته و ابعاد مختلف آن،بدون واسطههاي تغيير از جمله شهرنشيني،كاهش نفوذ نظام خويشاوندي،تحرك جغرافيايي،تكنولوژي و تكنولوژي اطلاعات،اشتغال زنان،جنبش حقوق
زنان و تنوعپذيري نهادهاي اجتماعي نميتوانستند در خانواده مؤثر باشند. به بيان ديگر،تغييري كه در جامعه مدرن اتفاق افتاده، باعث شده است برخي از ويژگيهاي ازدواج
در جامعه سنتي، مانند نوع انتخاب همسر و دخالت در آن،ازدواجهاي فاميلي،چند زني،قابليت فرزندآوري،پايين بودن سن ازدواج، فاصله سني زن و مرد، پديده ازدواج مجدد
و … تغيير كنند.

در واقع به عقیده گيدنز،كاهش نفوذ گروههاي خويشاوندي،انتخاب آزادانهتر همسر،به رسميت شناخته شدن حقوق زنان و خانواده،كاهش ازدواجهاي خانوادگي،آزادي جنسي و توجه
به حقوق كودكان،از جمله تغييرات عمدهاي است كه در خانواده اتفاق افتاده است.

تئوری تورم رکودی:

این تئوری بعنوان یک نحله فکری در جامعه شناسی معقد است که در دوره های رواج و رونق اقتصادی مردم بیشتر ازدواج می کنند ودر دوره های بحران و رکود اقتصادی ازدواجها
به تاخیر می افتند ویا اصلا منفی می شوند. در اینکه آیا کشور ما نیز با اینگونه بحرانها مواجه بوده و آیا یکی از عوامل اصلی بوجود آورنده پدیده تاخیر در سن
ازدواج می باشد به توضیح بیشتر این تئوری می پردازیم.

جوامعی که در حال گذار بوده اند یا در ابتدای توسعه صنعتی می باشند از سن متوسط ازدواج بالایی برخوردارند که این پدیده در کشورهای ژاپن،هند،آمریکا و کشورهای
غربی مشاهده شده است. شاید در سطح کلان عامل اصلی بالارفتن سن ازدواج ناشی از وجود ساختار اقتصادی در حال گذار در این کشورها می باشد زیرا همواره در ابتدای
دوره رشد صنعت و به دنبال آن امکان آزادی فردی و کاهش حضور والدین در امر ازدواج و پایین بودن سطح زندگی و نیز وجود بیکاری سن متوسط ازدواج بالا می باشد (میشل،146:1378).

بروز انواع بحرانهای اقتصادی و مهمترین مولفه های تورم رکودی نظیر حجم نقدینگی،تورم،رکود،کاهش حجم تولید،بیکاری،مصرف گرایی و افزایش سطح انتظارات اثرات منفی
بر سن ازدواج جوانان گذاشته و موانع و مشکلاتی را در عرصه اقتصادی در سر راه ازدواج جوانان قرار داده است. تئوری تورم رکودی از میان ابعاد و موانع عمده ازدواج
تنها به یکی از این موانع که وجه اقتصادی آن می باشد پرداخته و در واقع  این تئوری از تامیت و جامعیت کافی برخوردار نبوده و تنها از یک زاویه به مساله تاخیر
در سن ازدواج می نگرد و آن از زاویه وضعیت اقتصادی است (مجدالدین،141:1386). پیش بینی عمده این تئوری این است: زمانیکه اوضاع اقتصادی جامعه مناسب باشد میل به
ازدواج بیشتر و زمانیکه واوضاع اقتصادی جامعه مناسب نباشد تاخیر در سن ازدواج بیشتر شده و بعنوان یک مسأله اجتماعی نمود پیدا می کند.

تئوری بی سامانی اجتماعی رابرت . کی مرتن:

بر اساس این این تئوری که یکی از تئوریهای غالب در تحلیل مسائل اجتماعی است،ازدواج زمانی رخ می دهد که جامعه بتواند اهداف مشخص فرهنگی و راههای وصول به آنها
را مشخص نماید تا جامعه در حالتی متعادل و منسجم حفظ شود و تداوم یابد. بر اساس این رهیافت،هر گاه وسایل و اهداف در یک گروه اجتماعی و یا بطور کلی تر در ساختار
جامعه،هماهنگ باشند،مثلا هر دو کنش وسایل و اهداف سنتی را دنبال نمایند و یا هر دو عقلانی-حقوقی باشند آن جامعه دچار مشکل نخواهد بود ولی چنانچه اهداف ارزشی
ویا عاطفی باشند ولی وسیله وصول به آنها عقلانی باشد دیگر با یک جامعه متعادل و هماهنگ روبرو نخواهیم بود (تنهایی،76:1382) و همین امر درباره بسیاری از موضوعات
من جمله پدیده تاخیر در سن ازدواج نیز می تواند اتفاق بیافتد. در حالیکه در شرایط کنونی جامعه ما که ازدواج به عنوان یک هدف ارزشی،عاطفی و یا حتی سنتی مطرح
می شود،ولی راهها و امکانات رسیدن به آن کاملا عقلانی است،این امر منجر به آشفتگی و بی سامانی در جامعه کنونی ایران گشته که آثار بسیار زیانباری را به دنبال
دارد. بطوری مساله افزایش سن ازدواج جوانان نیز حاصل این عدم هماهنگی است

رابرت کی مرتن برجسته ترین جامعه شناس مکتب کارکرد گرایی ساختاری معتقد است که ما زمانی شاهد بی سامانی و ناهنجاری در ساخت اجتماعی خواهیم بود که هماهنگی میان
راهها و اهداف از بین برود و چنانچه این هماهنگی حاصل نشود جامعه ناسالم خواهد بود. پس بر اساس دیدگاه مرتن می توان اذعان کرد که پدیده اجتماعی ازدواج بعنوان
یکی از اهداف تعیین شده جامعه با راهها و وسایل مورد نیاز در جهت نیل به آن هماهنگ نیست. چنین گسستی میان اهداف و راههای نیل به آن بر اساس دیدگاه مرتن،جامعه
را دچار بی سامانی می کند،که حاصل آن بوجود آمدن افراد کجرو و بروز بسیاری از آسیب ها و انحرافات اجتماعی و اخلاقی است.

تئوری فردگرایی آلکسی دو توکویل

از نظر توکویل در عصربرابری،هر فرد احساساتش را به سمت خود می چرخاند که نمی توان به آن نام خود خواهی داد. زیرا خودخواهی ازیک غریزه کورکورانه سرچشمه می گیرد.
نام خاصی که به این حالت می توان داد فرد گرایی است. فرد گرایی احساس اندیشیده و آرامی است که هر فرد در اختیار دارد و به وسیله آن خود را از توده همنوعش جدا
تصور می کند و با خانواده و دوستانش خود را به کناری می کشد،به نحوی که پس از به وجود آمدن یک جامعه کوچک برای خود،جامعه بزرگ را به حال خود وا می گذارد. دموکراسی
در عصر حاضر حلقه های زنجیره ای خانوادگی را از هم گسسته و هر کس را به صورت یک حلقه مجزا در آورده است. دموکراسی این گونه موجب توسعه فردیت می شود و و فرد
را در معرض این تهدید قرار می دهد که به درون خود و در تنهایی مطلق قلب خویش فرار کند. به نظر توکویل “فردیت موجب می شود که جامعه فرد را از ماهیت خود تهی
سازد” (توسلی، 107:1380).

به عقیده توکویل،جامعه دموکراتیک،جامعه ای فردگراست که در آن هرکس همراه با خانواده اش می کوشد تا از دیگران جدا شود. جالب است که این جامعه فردگرا برخی خصوصیات
مشترک با انزوا و گوشه گیری مختص جوامع استبدادی دارد،زیرا استبداد نیز مایل است افراد را از یکدیگر جدا کند. اما نباید نتیجه گرفت که جامعه فردگرا و دموکراتیک
محکوم به استبداد است زیرا در این جامعه نهادهایی وجود دارند که از غلتیدن آن به سمت نظام فاسد استبداد جلوگیری می کنند (آرون،288:1387).

در واقع فردگرایی آیین یا اصول اخلاقی است که منافع و علایق فرد را برتر از جمع می شمارد. فردگرایی احساسی است که هر عضو جامعه از خانواده و دوستان خویش کنار
می کشد و نوع معینی از جامعه را تشکیل می دهد که در آن احترام اندکی به سنتها گزارده می شود. فردگرایان به لحاظ عاطفی جدا از درون گروههای خود هستند و با اتکای
به خود،استقلال،لذت و تعقیب خوشبختی تاکید می کنند (تریاندیس،166:1378).

بنابراین تئوری فردگرایی این رابطه را بدست می دهد که هرچقدر احساس فردگرایی در افراد بیشتر باشد به همان اندازه افراد از ازدواج گریزان بوده و تاخیر در سن ازدواج
جوانان به عنوان یک مساله اجتماعی نمود پیدا می کند.

پژوهش های انجام شده قبلی

پژوهش های خارجی

1- جین پل ساردن برای نشان دادن تفاوت های الگوی ازدواج اروپای شرقی و غربی،وضعیت زناشویی را در 21 کشور اروپایی با استفاده از تحلیل نسلی و خوشه ای بررسی نمود.
یافته های پژوهشی وی نشان داد که در دو دهه اخیر ازدواج در اروپای شرقی زودرس بوده و عمومیت بیشتری داشته است. اما در اروپای غربی کاملا برعکس بوده و حتی نسبت
بالایی از افراد هرگز ازدواج نکرده دیده می شود. علاوه بر این ساردن دریافت که میانگین سن در اولین ازدواج برای مردان و زنان اروپای شرقی به ترتیب 1/25 و 1/22
بوده،در حالیکه ارقام مشابه در اروپای غربی 2/27 و 8/24 بوده است ( حسین زاده ،44:1387).

2- مک دونالد هیوول (1944) پژوهشی تحت عنوان “بررسی علل افزایش سن ازدواج ” انجام  داد. وی در مورد علل افزایش سن ازدواج چنین اظهار می کند:عوامل متعددی بر زمان
ازدواج موثر هستند،یکی از مهمترین عوامل موثر،تحصیلات عالی زنان است،که با تاخیر ازدواج همبستگی نشان می دهد. دومین عامل اشتغال زنان می باشد. از عوامل دیگر،دشواری
دسترسی به زوج مناسب است که در اثر پدیده ای به نام عدم تعادل جنسی در هنگام ازدواج ناشی می شود. عامل دیگر میزان آزادی در انتخاب همسر می باشد. ازدواج های
ترتیب داده شده نسبت به ازدواجهای آزاد در سنین پایین تری اتفاق می افتد. در ممالک غربی،تقریبا افراد آزادی کاملی در انتخاب شریک زندگی اشان دارند. در کشورهای
درحال توسعه،ازدواج های ترتیب داده شده در سیستم های خانواده هسته ای احتمالا کمتر از سیستم های خانواده گسترده است. این چنین ازدواج ها (ترتیب داده شده) مسوولیت
بزرگی برای خانواده محسوب می شود و توسط والدین یا خویشان یا دایه ها صورت می گیرد (هیول،78:1388).

3- دوبل سي گلينل خاطر نشان مي سازد كه در رژيم استبدادي فرانسه قبل از سال 1789 « هر چه سطح زندگي پائين تر بود ،‌سن ازدواج دختر عقبتر مي رفت ، ولي در سن ازدواج
مردان تاثير نداشت . از طرف ديگر ، بحران و بدي محصول ، در طبقات فقير از دو حال خارج نبود . يا دخترها خيلي زود ازدواج مي كردند ، و يا اصلاً ازدواج نمي كردند
. وي نتيجه مي گيرد كه وقتي سطح زندگي اقتصادي و اجتماعي پائين بيايد روز به روز تعداد زنهايي كه از شوهرانشان مسن تر هستند ،‌بيشتر مي شود . در بعضي از روستاها
عروس كوچكتر از 30الي 35 سال به ندرت ديده مي شد ، در صورتي كه ميانگين سن ازدواج مردان كمتر از 30 تا 35 بود بر عكس طبقه اعيان و اشراف نگران سن ازدواج فرزندان
نيستند ( دوبل گلينل ، 1789 ؛ 142 ).

4- ليشتر و سايرين در سال 1992 نيز در بررسي هاي خود نتيجه گرفته اند كه گرايش به سمت اهميت ازدواج و خانواده و نقشهاي زنان در خانواده در زمان ازدواج موثر است.
زنان جواني كه به ارزش هاي سنتي كمتر معتقدند، بيشتر احتمال دارد كه ازدواج را به خاطر تحصيلات بالاتر يا وارد شدن به بازار كار به تاخير بيندازند ( ليشتر ،
1992 : 180 ).

5- سوزان فرگوسن در تحقيق خود عنوان چالش ازدواج سنتي كه تعدادي از زنان آمريكايی، چيني و ژاپني ازدواج نكرده ( مجرد ) را بررسي كرده،‌به اين نتيجه رسيده است
كه  چگونگي زناشويي والدين،موقعيت اين زنان به عنوان دختر بزرگ خانواده و يا تنها دختر،‌اهداف تحصيلي و فقدان خواستگار مناسب از جمله عواملي است كه بر عدم تمايل
آنها به ازدواج تاثير گذاشته است. به گفته “فرگوسن” بر اساس تحقيقات محققيني مانند “گرسون” گولدشر و “ويت” دو عامل در تاخير زمان ازدواج و عدم ازدواج زنان تاثير
بسيار داشته است. اين دو عامل عبارتند از تلاش براي تحصيلات بالا و شغل مناسب ( فرگوسن ، 2000 ؛ 135 ).

پژوهش های داخلی

1- دكتر شهلا كاظمی پور (1383) پژوهشي تحت عنوان “تحول در سن ازدواج جوانان به ويژه دختران طی يك دهه اخير” دريافت اين تحولات باعث افزايش سن ازدواج در دختران
3/22 سال بوده است  و 80 درصد از پاسخگويان مشكلات مالي و اقتصادي را مهم ترين دليل افزايش سن ازدواج پسران اعلام كرده. وي با اشاره به تصور عموم مبني بر اين
كه مشكلات اقتصادي و بيكاري مهم ترين مانع ازدواج به موقع است افزود اگر اين طور باشد جوانان بي سواد و كم سواد كه مشكل بيشتري در يافتن شغل و حل مسائل اقتصادي
دارند،اصلاً نبايد ازدواج كنند در حالي كه نتايج مطالعات نشان مي دهد كه اين افراد بسيار زودتر از سايرين ازدواج مي كنند. در واقع اين موضوع ثابت مي كند كه
ميزان تحصيلات با افزايش سن ازدواج رابطه مستقيم دارد به طوري كه هر چه فرد تحصيلات بيشتري دارد،‌توقع بالاتري از اشتغال و سطح زندگي دارد بنابراين ديرتر ازدواج
مي كند ( كاظمي پور، 1383:15) .

2- خانم سمیرا فرهمند بیگی (1387) پژوهشی تحت عنوان “بررسی رفتارهای فردگرایانه و جمع گرایانه به تفکیک جنس در تاخیر در ازدواج” انجام داد. روش پژوهش وی پیمایش
و جامعه آماری تعداد 308 نفر از دانشجویان مجرد واقع در سنین 25-39 ساله دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بودند که با
روش نمونه گیری غیر احتمالی اتفاقی انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که تاخیر در سن ازدواج با گرایش به رفتارهای فردگرایانه،جنسیت،انتخاب و دو راهی اجتماعی
در موقعیتهای خانوادگی،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی رابطه معنی داری دارد.

3- خانم حکیمه آبدخت (1384) به بررسی “عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج در بین دختران شهر تهران” پرداخت. محقق در این پژوهش با استفاده از روش علی-مقایسه
ای و با توسل به پرسشنامه درصدد رسیدن به اهداف تحقیق مبادرت ورزید. جامعه آماری محقق در این پژوهش دختران ازدواج کرده و نکرده واقع در سنین 25-40 ساله شهر
تهران و حجم نمونه 252 نفر بود و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای گردآوری شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که دختران ازدواج نکرده نسبت به دختران
ازدواج کرده از تحصیلات بالاتری برخوردارند،بعلاوه بیشترین شاغلین را دختران ازدواج نکرده تشکیل می دادند تا دختران ازدواج کرده،دختران ازدواج نکرده از پایگاه
اجتماعی-اقتصادی بالاتری نسبت به دختران ازدواج کرده برخوردارند و بالاخره اینکه دختران تحصیلکرده، تحصیلات و دختران ازدواج کرده سن را جزء معیارهای نخستین
انتخاب همسر قرار دادند.

4- دکتر علی اکبر مجدالدین و احمدرضا جمالی (1385) پژوهشی تحت عنوان “بررسی دلایل افزایش سن ازدواج درروستاهای شهرستان آشتیان”انجام دادند. این پژوهش با رویکردی
تحلیلی-انتقادی به بررسی عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج دختران روستایی و آثار ناشی ازآن پرداخته است.یافته های پژوهش وی نشان داد که مهاجرت به
عنوان مهمترین عامل در بالا رفتن سن ازدواج دختران روستایی است. به این معنا که هرچه مهاجرت پسران به شهرها بیشتر شود،به همان اندازه سن ازدواج دختران بالا
می رود. مشکلات فرهنگی(اختلافات محلی روستا،آداب ورسوم،توجه به مادیات و…) باعث بالا رفتن سن ازدواج دختران شده است همچنین آداب و رسوم خاص روستایی باعث افزایش
مهاجرت و متعاقب آن باعث افزایش سن ازدواج در روستاها شده است.

5- دکتر شهلا کاظمی پور (1383) پژوهشی تحت عنوان “تحول سن ازدواج در ایران و عوامل جمعیتی موثر بر آن” دریافت که ازدواج زنان و مردان در ایران در گستره سنی 12-35
سال برای زنان  و15-40 سال برای مردان در نوسان است. از سال 1345 به بعد به تدریج متوسط سن ازدواج زنان در ایران افزایش یافت و از 4/18 سال به 2/23 سال در سال
1381 رسید. آمارهای پژوهش فوق نشان داد علیرغم باور اکثر مردم که معتقد هستند شوهر باید از زن بزرگتر و میزان تفاوت سنی آنها از 5 تا 10 سال باشد،آمارهای پژوهش
فوق نشان داد که اختلاف سن زوجین در سال 1345، 6.6 سال و در سال 1381، 7/2 سال بوده است. افزایش سن زنان و عدم تغییر در سن ازدواج مردان از اختلاف سنی زوجین
کاسته است. در ضمن با افزایش میانگین سن ازدواج زنان فاصله اختلاف سنی زوجین با کاهش بیشترهمراه است. در میان گروههای قومی به دلیل غالب بودن هنجارهای سنتی
و ویژگی های فرهنگی مرتبط با ازدواج و تشکیل خانواده که ریشه در شیوه زندگی و ویژگی های فرهنگی خاص گذشته آنها دارد،با پایین بودن سطح توسعه اقتصادی،ازدواج
زودرس شده و سن ازدواج پایین است. وی نتیجه گرفته بین سن ازدواج ،سواد،تحصیلات،قومیت،محل سکونت در شهر و روستا و بطور کلی پایگاه اقتصادی اجتماعی افراد رابطه
وجود دارد. همچنین ساختمان سنی جمعیت (عدم تناسب بین زنان و ومردان ازدواج نکرده) از عوامل تاثیر گذار بر تغییرات سن ازدواج در ایران است.

6- پژوهش دیگری توسط آستین افشان (1380) در خصوص روند تحولات میانگین سن ازدواج زنان و عوامل اجتماعی جمعیتی موثر بر آن در سطح شهرستان به تفکیک مناطق شهری و
روستایی با استفاده از اطلاعات سرشماری های 1355-1375 انجام گرفته که نتایج حاصل از این بررسی حاکی از آن است که عوامل موثر بر نوسانات میانگین سن ازدواج زنان
در سه دوره مورد بررسی متفاوت بوده و از مهمترین این عوامل می توان به میزان باسوادی (سال 1355)،نسبت جنسی (سال 1365) و میزان تحصیلات عالیه (سال 1375) اشاره
نمود. در برخی از دوره ها میزان اشتغال و میزان بیکاری نیز در این روند سهیم بوده اند وی با استفاده از میانگین سن ازدواج بر حسب مناطق شهری و روستایی به این
نتیجه رسیده است که تفاوت قابل ملاحظه ای بین مناطق شهری و روستایی از نظر میانگین سن ازدواج وجود ندارد. همچنین طی سالهای 1355-1375 بر تعداد شهرستانها با
بالاترین میانگین سن ازدواج زنان افزوده شده است (آستین افشان،150:1380).

7- محمودیان (1385) در بررسی خود با عنوان “عوامل موثر بر تفاوت سن زوجین” به این نتیجه رسید که در بیش از 85 درصد ازدواج ها،تفاوت سنی ازدواج به نفع مردان (سن
بالاتر شوهران نسبت به زنان) می باشد. میانگین تفاوت سنی زوجین با سن،شهرنشینی،میزان تحصیلات مردان، باسوادی زنان و تفاوت تحصیلی زوجین (به نفع مردان) ارتباط
مستقیم دارد. درصد مردان دارای همسران بزرگتر از خود در گروه سنی 20-24 ساله در حدود 16 درصد بوده است. در حالی که هیچ مرد 50-54 ساله،همسری بزرگتر از خود نداشته
است. و فعالیت زنان در خارج از خانه رابطه معکوسی با تفاوت سن زوجین نشان می دهد (محمودیان،127:1385).

8- خانم آذر اسکندری چراتی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر پژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر تاخیر سن ازدواج با تاکید بر استان گلستان در
سال 1387 انجام داد. روش پژوهش وی اسنادی و پیمایشی و شیوه نمونه گیری اش خوشه ای منطقه ای و تصادفی ساده بود. جامعه آماری محقق در این پژوهش جوانان در سن ازدواج
(18-35 سال) این شهر و جامعه نمونه 390 نفر بود که با فرمول کوکران انتخاب گردید. نتایج پژوهش وی نشان داد که بین متغیرهای ادامه تحصیل،بالا بودن انتظارات و
سختگیری در انتخاب همسر،نداشتن شغل مناسب، فقر خانواده، موقعیت اجتماعی خانواده و وضع ظاهری با تاخیر در سن ازدواج جوانان رابطه معنی داری وجود دارد.

9- خانم معصومه توده فلاح (1385) پژوهشی تحت عنوان “بررسی تاثیر نوسازی بر سن ازدواج با تاکید بر شاخص های جمعیت شناختی ازدواج در سطح کشور و 7 استان منتخب”
پرداخت. این پژوهش با دو هدف انجام گرفت. هدف اول مطالعه و شناخت جنبه دموگرافیک پدیده جمعیتی و اجتماعی ازدواج در کل کشور و استان های اذربایجان شرقی،تهران،خوزستان،سیستان
و بلوچستان، کردستان،گیلان و لرستان در سال 1385 و هدف دوم،کسب آگاهی از ارتباط بین میانگین سن ازدواج (متغیر وابسته) و برخی معرف های مدرنیزاسیون از قبیل:میزان
شهرنشینی،میزان باسوادی،میزان فعالیت اقتصادی زنان،و میزان اشتغال در بخش صنعت (متغیرهای مستقل). روش بررسی محقق در این تحقیق تحلیل ثانوی داده های موجود در
نشریات سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 و سالنامه آماری و نشریات سازمان ثبت احوال کشور بود،که از طریق فیش برداری انجام و نتایج آن بصورت کمی و کیفی توصیف
شد.شیوه نمونه گیری وی طبقه ای از نوع احتمالی بود.یافته های پژوهش وی نشان داد میانگین سن ازدواج مردان کشور براساس داده های ثبتی در سال 1385 برابر با 1/26
سال و میانگین سن ازدواج زنان کشور برابر با 7/21 سال بوده، واستان های مورد مطالعه از الگوی سنی ازدواج متمایزی نسبت به یکدیگر برخوردارند.این پژوهش نشان داد
که میزان شهرنشینی،میزان اشتغال و نسبت اشتغال در بخش صنعت از عوامل تعیین کننده افزایش میانگین سن ازدواج برای مردان است.

10- تهرانیان (1345) با استفاده از آمار وزارت دادگستری و به کارگیری روش تجربی و آزمون های آماری به بررسی الگوی سنی ازدواج در تهران پرداخته و به نتایج زیر
رسید: در خلال سالهای 1339-1343،بیشترین میزان ازدواج های مردان تهرانی (30 درصد) در گروه سنی 23-26 سال روی داده است. بیشترین میزان ازدواج های زنان تهرانی
(23 درصد) در سنین 16-18 سال انجام شده است و علیرغم ممنوعیت های قانونی،15 درصد ازدواج های دختران مربوط به سنین کمتر از 16 سال بوده است. در 89 درصد موارد
اختلاف سنی زوجین به نفع مردان و 11 درصد موارد اختلاف سنی زوجین به نفع زنان بوده است. بیشترین موارد ازدواج در این سالها (44 درصد)،با اختلاف سنی 6-12 سال
به نفع مردان صورت گرفته و میانگین اختلاف سنی در سال 1339،حدود 4/7 سال و سال 1341 حدود 4-6 سال و در سال 1343،حدود 7/7 سال بوده است. مقدار مهریه به مرور
زمان افزایش داشته و به لحاظ قرابت،روندی نزولی در ازدواج های خویشاوندان مشاهده شده است.

11- رسول حسین زاده (1387) پژوهشی تحت عنوان “بررسی عوامل جامعه شناختی موثر بر تاخیر در سن ازدواج جوانان” برای اخذ مدرک کارشناسی ارشد جامعه شناسی در شهرستان
گرمسار انجام داد. چارچوب نظری محقق را دیدگاههای کارکرد گرایی تشکیل می دهند. بر اساس تئوری های مزبور فرضیاتی با اهداف شناخت زمینه ها و عوامل گوناگون اقتصادی،اجتماعی
و فرهنگی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج و میزان اهمیت هر یک از عوامل فوق به آزمون گذاشته شد. در این پژوهش محقق به طور همزمان از روشهای اسنادی و روش پیمایش
استفاده نمود. برای دقت در سنجش متغیرها سن ازدواج دو نسل (والدین و فرزندان آنها) مقایسه و سپس سن پیشنهادی والدین برای ازدواج فرزندان خود با سن واقعی ازدواج
آنها مورد توجه قرار گرفت. نتایج پژوهش وی نشان داد که ارتباط معنی داری بین وضعیت شغلی،میزان تحصیلات و وضعیت مسکن جوانان،و میزان درآمد خانواده با تاخیر در
سن ازدواج جوانان وجود دارد.

12- لاله شهروزي (1386) پژوهشي تحت عنوان “بررسي پيامد اجتماعي افزايش سن ازدواج دختران دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران” انجام داد. محقق در اين پژوهش با
استفاده از روش پيمايشي و جامعه آماري كه 218 نفر بود و با روش نمونه گيري تصادفي ساده گردآوري شد. نتايج حاصل اين پژوهش حاكي از آن است كه بين سطح تحصيلات
عالي،استقلال طلبي،‌فشار اجتماعي‌، روش انتخاب همسر و افزايش سن ازدواج دختران رابطه معناداري وجود دارد.

تاریخچه تحول و دگرگونی خانواده و ازدواج در ایران

خانواده یکی از قدیمی ترین نهادهای اجتماعی است که به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران،تاریخی به قدمت حیات انسان دارد. به لحاظ اهمیت و نقشی که این نهاد در سلامت
و تداوم حیات جامعه دارد همواره یکی از موضوعات مورد علاقه و توجه متفکران اجتماعی و تاریخی بوده است. آنچه مسلم است خانواده همچون سایر سازمانها و نهادهای
تشکیل دهنده جامعه در طول تاریخ دچار دگرگونی های عمیق گردیده است. وسعت و اهمیت این تغییرات تا آنجاست که امروزه بسیاری از جامعه شناسان و صاحب نظران نگران
آینده این نهاد بوده و از کاهش اهمیت و حتی زوال آن بویژه در جوامع پیشرفته سخن می گویند ( گیدنز، 443:1381).

تشکیل خانواده و ازدواج در وهله اول ممکن است امری شخصی و خصوصی تلقی شود اما واقعیت آن است که کمتر حوزه ای از حیات انسانی یافت می شود که روابط بین فرد و جامعه
در آن این چنین تحت انتظام هنجارها قرار گرفته باشد. هر چند افراد ممکن است به هنگام انتخاب همسر و شریک زندگی خود و در واقع تشکیل خانواده احساس کند که آزادانه
دست به انتخاب می زنند اما آنها به طور ناخودآگاه از الگوها و قواعد بسیار دقیق و پیچیده تبعیت می کنند این قواعد و الگوها در طی تاریخ دچار تحولات بسیاری شده
اند.

در این قسمت تلاش بر این است تا تحولات و دگرگونی هایی که در امر ازدواج در ایران بوجود آمده است از لحاظ تاریخی و اجتماعی مورد ملاحظه قرار گیرند .

به طور کلی خانواده ایرانی اشکال مختلفی را به خود دیده است و دچار دگرگونی هایی در طول تاریخ گردیده است به طوریکه یکی از متفکران اجتماعی روند این دگرگونی
را اینگونه تعریف می کند: به طور کلی دگرگونی خانواده ایرانی به ابعاد مختلف آن در نیم قرن اخیر آرام و کند اما مستمر و قاطع بوده است از زمانهای دور شکی از
خانواده در جامعه ما وجود داشته که جامعه شناسان آنرا به اصطلاح کلی “خانواده گسترده” توصیف کرده اند. خانواده ای بر اساس شرایع اسلامی و سنت های ایرانی،خانواده
ای که مذهب و سنت و شیوه تولید اقتصادی جوامع کشاورزی مبانی آنرا تشکیل می داد. این خانواده بر اساس “پدر تباری” و “پدر مکانی” و اولویت جنس مذکر استوار بود
و سازمان مرتبی داشت که زیر نظر پدر اداره می شد خانواده واحد تولید و مصرف بود و این امر نه تنها در روستاها بلکه در شهرها نیز که مراکز مهم صنایع دستی بودند
به چشم می خورد. سرای خانوادگی سنت های متعددی را در خود جای داده و پاسدار سنت ها بود. روابط افراد بر سلسله مراتبی مبتنی که همه آن را قبول داشتند. برخورد
با تمدن صنعتی غرب وپیامدهای آن که عبارت است از تغییرات ساخت اقتصادی جامعه،رواج شهرنشینی و دخالت دولت از عوامل عمده تغییر در خانواده ایرانی و به ویژه شکل
شهری آن می باشد ( بهنام ،28:1356).

خانواده پدر سالار ایرانی دارای کارکردهای متعدد و متنوعی بوده است. از آنجا که نظام اقتصادی مبتنی بر تولید کشاورزی بود،خانواده واحد تولیدی بشمار می رفت و
افزایش تعداد افراد خانواده موجب فزونی فعالیت های اقتصادی و رفاه اجتماعی می شد. لذا تدارک خانواده بزرگ و اولاد به لحاظ اقتصادی اهمیت خاصی داشت. سایر کارکردهای
خانواده ایرانی عبارت بودند از کارکردهای زاد و ولدی،تربیتی،دینی،تفریحی،حمایت از کودکان،زنان و سالخوردگان،تعیین جایگاه و موقعیت اجتماعی افراد در یک جامعه
کاستی و اشرافی،تأمین نیازهای عاطفی و شخصی فرد و بالاخره همسر گزینی برای فرزندان بعنوان یک تکلیف دینی ( فرید ،48:1372) .

به طور کلی می توان گفت که تحول خانواده در دوران جدید با صنعتی شدن اروپای غربی آغاز شد و بر اساس حقوق اجتماعی تازه که نتیجه انقلابهای فکری قرون جدید بود
شکل جدیدی از خانواده پدید آمد. دلایل اصلی تحول خانواده عبارت بودند از تغییر خصوصیات شکل تولید و بهره برداری، تحریک نیروی کار،افزایش فعالیت های بخش صنایع
و خدمات،بالا رفتن سطح مصرف و استفاده از کالاها و خدمات مصرفی تازه. این دگرگونی موجب شده که مسئولیت های جمعی و عمومی جانشین مسئولیتهای خانوادگی شوند و فرد
خود را متعلق به جامعه بداند و خانواده نقش حمایتی خود را از دست بدهد. این تقسیم جدید نقش ها باعث تغییراتی در شخصیت افراد شد و شکل خانواده جدید را دگرگون
کرد ( بهنام ، 40:1356).

خانواده ایرانی در هفتاد سال اخیر دگرگونی های نسبتاً چشمگیری را از لحاظ ساخت،کارکرد و ارزشهای فرهنگی تجربه کرده است. دلایل اصلی این تحولات در ایران عبارت
بودند از آغاز نوسازی و لوازم و پیامدهای آن از جمله تغییر ساخت اقتصادی و رواج شهر نشینی،اشاعه فرهنگی غرب،دخالت دولت در امر خانواده از طریق وضع قوانین در
مورد ازدواج و طلاق،مهاجرت روستائیان به شهر،پدید آمدن امکان رشد طبقات متوسط در شهرهای ایران از طریق رشد آموزش عمومی و تخصصی جهت تصدی مشاغل صنعتی و خدماتی.
این تحولات موجب شد تا جامعه ایرانی سادگی قدیم خود را از دست بدهند و گروههای گوناگونی از لحاظ ساخت و کارکرد پیدا شوند و روابط میان این گروهها نیز پیچیدگی
بسیار پیدا کند.

از نظر اشکال ازدواج نیز خانواده ایرانی در نیم قرن اخیر شاهد سیری از چند زنی به یک زنی بوده است. از دلایل این تحول می توان به ضرورت تحرک جغرافیایی،اشتغال
زنان به فعالیت های اقتصادی بیرون از خانه،کثرت اولاد در جامعه غیر کشاورزی،دشواری معیشت خانوادگی وافزایش هزینه های زندگی و افزایش توقعات زنان اشاره کرد.
اعتقاد به سلسه مراتب،اعتبار و قدرت رئیس خانواده برتری جنس مذکر در نقش پدر،برادر و شوهر در جامعه شهری در حال تحول است. به عبارت دیگر خانواده ایرانی فعلاً
در حالت انتقال از نظام پدر سالاری به سیستم خانواده مدرن است،این دگرگونی در میان شهرنشینان رایج تر از روستائیان است. وجدان اجتماعی اقشار آگاه جامعه،تعدد
زوجات را منع می کند و برای عامه مردم موانعی جلوی اینکار را گرفته است. تهاجم و نفوذ تمدن غرب و تحول اقتصاد کشاورزی به صنعتی به خانواده شهری شکل جدیدی داده
است. در مجموع می توان گفت ازدواج در ایران بر اثر تحولات ژرفی که در اوضاع اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی این جامعه صورت گرفته مرحله انتقالی را طی میکند و مشخصات
قبلی آن دستخوش دگرگونی شده است.

بحث و نتیجه گیری:

روند رو به افزایش جوانانی که ازدواجشان با تاخیر صورت می گیرد نگارنده را بر آن داشت تا به بررسی عواملی را که این پدیده را به صورت یک آسیب اجتماعی و معضل
بزرگ پیش روی جوانان قرار داده بپردازد. امروزه به دليل آنكه ازدواج و همسرگزيني به شدت در حال تغيير و تحول است، اين موضوع براي بسياري از متفكرين به صورت
مسأله درآمده است. در جريان تغييرات اجتماعي، ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي تغيير مي‌كند، بنابراين شيوه‌هاي همسرگزيني،همچنين انتظارات زن و شوهر و مناسبات آنها
هم دگرگون خواهد شد.

در جوامعي نظير ايران كه هنجارهاي خانوادگي بيشتر از ساير جوامع پابرجا هستند، خانواده به لحاظ شرايط ساختاري در امر ازدواج جوانان بي‌تأثير نيست. در واقع از
يكسو وضعيت خانواده‌هاي دختر و پسر، در مسائل مربوط به ازدواج جوانان مؤثر است و از سوي ديگر خانواده‌هاي نسل قبلي با انتقال جوهره و معناي اصلي خانواده به
نسل جديد،عملاً به ايجاد يك سلول اجتماعي ديگر كمك مي‌كنند. امروزه مقولاتي نظير، تحصيلات عمومي و عالي، دوره سربازي، جستجوي كار و … در جامعه جديد موجب پيدايش
دوره‌اي شده است كه پسران براي کسب صلاحيت‌هاي لازم در فرآيند ازدواج ناگزير بايد آن را سپري كنند و دختران به عنوان دوره انتظار، بايد آن را پشت سر بگذرانند.
همچنين پيدايش مرحله‌اي به عنوان نامزدي و نيز فعالانه شدن نقش دختران و پسران در مراحل گوناگون ازدواج موجب شده است تا دوران آشنايي، پديدار گردد كه دختران
و پسران جوان در اين دوره جهت انتخاب آزادانه و آگاهانه تحت نظارت خانواده‌ها با يكديگر مذاكره مي‌كنند، در صورتي كه در گذشته صرفاً خانواده، اقوام و آشنايان،
مذاكره كننده و تصميم گيرنده اصلي بودند و جوانان در بسياري از مراحل ازدواج نقشي منفعلانه داشتند و تمامي امور در مراحل تصميم‌گيري و اجرا بر عهدة خانواده
و سايرين بود، اما امروزه زوج جوان محور تصميم‌گيري‌ها در مراحل گوناگون ازدواج اعم از انتخاب همسر، چگونگي برگزاري مراسم و… مي‌باشد و معمولاً خانواده‌ها
به نظارت كلي اكتفا مي‌كنند. كه اين نظارت در راستاي همان شرايط اجتماعي و سازوكارهاي فرهنگي است، به طوري‌كه خانواده‌ها تجانس اجتماعي زوج جوان را از لحاظ
طبقاتي، خانوادگي و اجتماعي در نظر مي‌گيرند و سپس با توجه به ميل و علاقه باطني دختر و پسر نسبت به يكديگر، مقدمات ازدواج را فراهم مي‌كنند. البته اين امكان
هم وجود دارد كه دختر و پسري، شخصاً همديگر را انتخاب کرده و سپس رضايت خانواده‌هاي خود را جلب كنند. در جامعه سنتي، پسران پس از ازدواج، زندگي مشترك خود را
در خانه پدري آغاز مي‌كردند، اما در حال حاضر، زوج‌هاي جوان تمايل دارند در مسكن مستقل و جدا از خانة پدري بسر برند، به همين دليل آنان امروزه براي آغاز زندگي
مشترك با مشكل تهيه مسكن روبرو مي‌شوند. همچنين زندگي در شرايط جديد جامعه سبب شده است تا ميان فرآيند ازدواج دختران و پسران تفاوت‌هايي بروز نمايد.به نظر مي‌رسد
ويژگي خاص ازدواج دختران و پسران ايراني، ازدواج‌هاي فاميلي باشد كه هنوز هم ديده مي‌شود و تأييدي بر ازدواج‌هاي قشري است، زيرا در اغلب موارد اعضاي فاميل از
لحاظ اقتصادي، در سطح مشابهي قرار دارند. در ايران به دليل يكساني مذهب و نژاد و اندك بودن اقليت‌ها، ازدواج ميان دو نژاد يا دو مذهب متفاوت بندرت ديده مي‌شود.
امروزه مشكلات متعددي موجب گرديده است كه سن ازدواج افزايش يافته و به جهت وجود شرايطي كه ارضاي غريزه جنسي دختر و پسر را از راه نامشروع ميسر مي‌سازد، تمايل
به ازدواج مشروع در بين جوانان كاهش يابد. بدين منظور با توجه به تغييراتي كه در جنبه كمي و كيفي ازدواج در ايران رخ داده است و اين نوشتار به اجمال به بخش
كوچكي از آن اشاره نمود،ضروري است كه تمام دستگاههاي فرهنگي و اقتصادي كشور منابع و امكانات خود را در جهت فرام نمودن زمينه مساعد ساماندهي امر ازدواج بسيج
نمايند و دستگاههاي فرهنگي با برنامه‌هاي مناسب و از طريق رسانه‌هاي جمعي،از گسترش دامنه تغييرات  بازدارنده ازدواج ممانعت به عمل آورند.

نویسنده:
محمد رحیمی

فهرست منابع:

– آبدخت، حکیمه (1384) بررسی عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج در بین دختران شهر تهران.

– آزاد ارمکی، تقی (1386) جامعه شناسی خانواده ایرانی، چاپ اول، تهران:سمت.

– آندره، میشل (1378) جامعه شناسی خانواده و ازدواج، ترجمه فرنگیس اردلان،تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

– اسکندری  چراتی،آذر (1387) بررسی عوامل اجتماعی موثر بر تاخیر سن ازدواج در ایران با تاکید بر استان گلستان،فصلنامه تخصصی جامعه شناسی دانشگاه آزاد آشتیان،سال
چهارم، شماره سوم.

– اعزازی، شهلا (1376) جامعه شناسی خانواده با تاکید بر نقش،ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاص،تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

– بودن، ریموند (1373) تحرک اجتماعی، ترجمه مومن کاشی، گناباد: نشر مرندیز.

– بهنام، جمشید (1348) جمعیت شناسی عمومی، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه.

– تریاندیس، هری ( 1378) فرهنگ و رفتار اجتماعی ،ترجمه نصرت فتی ، تهران: نشر رسانش.

– تنهایی، ح.ا. (1382) جامعه شناسی نظری، تهران: بهمن برنا.

– توسلی، غلامعباس (1378) نظریه جامعه شناسی، تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور.

– حسین زاده، رسول (1387) بررسی عوامل جامعه شناختی موثر در تاخیر ازدواج وانان شهرستان گرمسار، پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه آزاد گرمسار.

– رفیع‌پور، فرامرز،(1372) سنجش گرایش روستاییان نسبت به جهادسازندگی: وزارت جهادسازندگی .

– ساروخانی، باقر (1375) مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده، تهران: سروش

– صدیق، اورعی، غلامرضا (1378) مسائل اجتماعی جوانان،مشهد:انتشارات جهاد دانشگاهی.

– عمید ،حسن (1374) فرهنگ لغت عمید ، تهران : انتشارات امیر کبیر

– فرهمند بیگی، سمیرا (1387) بررسی رفتارهای فردگرایانه و جمع گرایانه به تفکیک جنس در تاخیر در ازدواج، پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه آزاد
تهران مرکزی.

– کاظمی پور، شهلا (1384) تحول سن ازدواج در ایران و عوامل جمعیتی موثر بر آن، پژوهش زنان، شماره 3.

– گود، ویلیام (1352) خانواده و جامعه، ترجمه ویدا ناصحی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

– گیدنز، آنتونی (1388) پیامدهای مدرنیت، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر مرکز.

– مجد الدین، اکبر و جمالی، احمد رضا (1386) بررسی دلایل و اثرات افزایش سن ازدواج دختران روستایی در ایران، فصلنامه تخصصی جامعه شناسی دانشگاه آزاد آشتیان،سال
دوم،شماره چهارم.

– مجدفر، فاطمه (1382) جامعه شناسی عمومی، تهران: شعاع.

– محمودیان، حسین (1383)  سن ازدواج در حال افزایش، بررسی عوامل پشتیبان،مجله علوم اجتماعی، شماره 24.

– مرکز آمار ایران (1388) تحلیلی بر ویژگیهای ازدواج در ایران، تهران.

– هیول ،مک دونالد (1388) بررسی علل افزایش سن ازدواج،  ویژه نامه علمی استانداری مازندران.

این نوشته در روانشناسی, مقاله ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

19 Responses to آسیب شناسی- تعخیر در ازدواج. ازمهری

  1. 1
    سجاد نبی لو says:

    سلام به جای این همه کلی گوئی و پر گوئی که مقاله این و آن بود از خودتان در چند خط می نوشتید و نظر شخصی خودتان را می گفتید خیلی بهتر بود من که چیزی نگرفتم زندگی کلی گوئی نیست مواجهه شدن با واقعیت هاست تشکر نبی لو

  2. 2
    ghanbar says:

    درود
    با سپاس پژوهش بسیار ارزشمند و جالبی بود .بسیاری از واقعیت ها یزندگی در آن نهفته بود و از یک پژوهش علمی هم جزء از این نیز انتظار نمی رفت .ضمن احترام به نظر دوست خوب و ارزشی خودم جناب آقای نبی لو که دارای شهامت خاصی است از واقعیت های این محله نیز همین مسئله است که هنوز در این محله پژوهش های اینچنی عنوان نشده و اگر هم عنوان شود رغبت محله به این مسائل در حد انتظار نیست .ا زجمله مسائل تحقیقی و اقتصادی دارای پذیرش گروهی نیست و نمی توان این را منفی استباط کرد بلکه افراد با تجربه و افرادی که در بستر تجربه قرار دارند بیشتر این مسائل را می پذیرند و افرادی که در شرف تشکیل وتجربه هستند بیشتر آسیب های اجتماعی را قبول دارند و عوامل تاثیر گذار را به گونه های مختلف ابراز می کنند اما امور دیگری نیز بر آن تاثیر می گذارد و نتیجه را رقم می زند برای شخص !
    آنچه که از نظر من مه8م است در این آسیب شناسی تمام آسیب های مترتب بر اجتماع بر افراد نابینا هم مترتب بوده و تفاوت فاحشی برای نابینایان در این خصوص نیست و همانگونه که عنوان شد ازدواج یک نیاز است که در گذشته به دلایلی و در امروز به دلایلی و تفکرات متفاوت انجام یم شود .در راه رسیدن به نیازها مشکلاتی موجود می باشد و مسائل زیادی هم هست ولی با این پژوهش حداقل من متوجه شدم که اگر نابینا یان هم بخواهند ازدواج کنند به دلیل اینکه جامعه در حال پیشرفت است لذا خانواده هسته ای را بیشتر جامعه می پسندد ،هر چند که هنوز تا رسیدن به این خانواده در ایران راه بسیار است !
    با تشکر از نویسنده این پژوهش امیدوار هستم تا اینگونه تحقیقات و گزارش آن در محله بیشتر مورد توجه ما نایبینایان قرار گیرد .بدین منظور نویسندگان نباید به فکر کامنت دونی و کامنت های افراد باشند .
    این تحقیق برای من ارزشمند ترین تحقیق بوده و هست

  3. 3
    javanmardeh daana says:

    مقاله خوبی هست به درد من که خیلی میخوره البته ما از این مقاله ها مینوشتیم یادش بخیر مقاله ای که من در دست دارم به نوعی با این مقاله مرتبط هست! بررسی الویتبندی ملاکهای همسرگزینی طی چهار دهه اخیر در جامعه ایران!

  4. 4
    cheshmak says:

    از مقاله ممنونم فقط نفهمیدم خودتان نوشتیش یا از جایی بود
    راستی اگر بشود هدینگ بندی شود بهتر است
    باز هم ممنونم

  5. 5
    cheshmak says:

    راستی موضوع چی بود ننوشتید شاید من پیدا نکردم

    • 5.1
      مهری says:

      سلام چشمک عزیز ممنونم که کامنت گذاشتی، خدمت شما عرض میکنم که این مطلب از جایی بوده و چون به نظرم مناسب اومد گفتم این رو به عنوان اولین پستم بگذارمش، این مطلب با عنوان آسیب شناسی-تعخیر در ازدواج میباشد بدرود

  6. 6
    »]ؤِ says:

    با سلام، خدمت دوستان گلم ممنون از نظرات سازنده شما به اطلاع دوستان میرسانم که این مطلب از جایی بوده و چون به نظرم مطلب قابل استفاده ای اومد برایتان فرستادم، و لازم بهذکر است که این مطلب با عنوان آسیب شناسی، تعخیر در ازدواج است پاینده باشید بدرود

  7. 7
    سجاد نبی لو says:

    سلام قنبر خان اگر کامنت دونی ما براتون مهم نبود اینجا نظر نمی دادید طرف می تونه به جای این نوشته بلند و بالا که چیزی به دست نمی ده کمی خودش رو معرفی کنه بعد کم کم این مطالب رو در غالب پستی به ما بده مطالعه کنیم اگر ما جماعت کامنت دون نباشیم نوشته شما و مقاله شما هم به درد همون بایگانی دانشگاه ها و اینترنت می خوره به هر حال نظری بود که اومد امید که نرنجید تشکر نبی لو قبلا هم گفتم عادت به تکه پاره کردن تعارفات معمول که ما ایرانیها با هم داریم ندارم

  8. 8
    مرتضی معصومی says:

    با سلام به نظر من که مطلب جالبی بود استفاده کردم،امید که همه درست و دقیق مطالعه نموده و برداشت دقیقی از این مطلب و مطالب دیگر بکنند تا در آینده در تصمیم گیری دچار مشکل نشوند با سپاس

  9. 9
    نخودي says:

    سلام
    واقعيت من مقاله رو نخوندم اما نفس مطلب بسيار قابل تأمل هست كه اگه مهري خانم يه چكيده كوچولو موچولو ازش ميذاشتيد شايد بهتر بود البته اين نظر شخصي من هست كه از روانشناسي هيچي نمي دونم و يه خورده هم تنبلم در خوندن ….
    يه نكته كه بگم و منبر رو خالي كنم گفته هاي ما چه در قالب پست چه كامنت نمايانگر شخصيت ما هست فقط همين

  10. 10
    زهره says:

    درود
    میگم من حدس میزنم شما خاهر آقای غفارزاده باشی
    به هرحال مرسی من یه کمشو خوندم آخه خیلی زیاد بود ولی مرسی
    میگم آقای نبیلو من یه جورایی ناراحتم شما میتونی با ادبیات بهتری صحبت کنی
    در ضمن اینو مد نظر داشته باشین عمو قنبر حکم پدر مارو دارن شما نباید به خودتون این اجازه رو بدین اینطوری باهاشون صحبت کنید

    • 10.1
      مهری says:

      سلام به خواهر گلم زهره خانم، ممنون از این که کامنت گذاشتید، باید خدمت شما بگم که من مهری مشعشع هستم و این که فراموش کردم در قسمت شناسنامه خودمو معرفی کنم یعنی راستش نمیدانم چه توری باید به قسمت شناسنامه دست پیدا کرد. اگه راهنمایی بفرمایید ممنون میشم، بدرود

  11. 11
    سجاد نبی لو says:

    سلام به همه گفتن کامنت بگذارید نه اینکه اینجا ادای آدم حسابی ها رو در بیارید نه اینکه نیستید هستید ولی خودتان باشید ان اینکه ادای کسی دیگر رو در بیارید خانم زهره اگر کامنت قنبر عزیز رو اون بالا که زحمت می شه بخونید می بینید که به ما فرمودند کامنت دونی البته قبل از نظر من در ضمن همون برخورد بی دلیل و خارج از عرف دیگران که چشم به دهن این و اون دوختید که ببینید چی می گن شما هم تایید کنید موجب حذف شدنتان از لیست اسکایپ بنده شد و برام مهم نیست که شما چی فکر می کنید در ضمن شخصیت خود آدم ها بهتر از تقلید هست تشکر نبی لو.

  12. 12
    ghanbar says:

    درود
    برادر شجاع و فهیم خودم جناب آقای نبی لو عزیز ، من دقیقا در مورد شما با درج کلمه شجاع یاد کردم و تمام مطالب شما را نیز می پسندم ، رک گوئی شما باعث سرافرازی بنده است و مطالبی را هم که قبول دارید با شهامت از آن پاسداری می کنید .ضمن اینکه واقعا صراحت شما را در نتیجه گیری از این مقاله می ستایم .اما دوست من من نه اغراق نموده ام و نه قصد تحسین از مهری خانم را داشتم و وقتی که نوشته ام را یعنی کامنت را خواندم خنده ام گرفت که من مستقیما از نویسنده مقاله تقدیر کرده ام و این در حالی است که از خانم مهری هم می بایست تقدیر وتشکر بشود که چنین مقاله ای را هم در محله قرار داده است .مهری خانم از شما هم ممنون هستم .دوباره تاکید می کنم منظور من از کامنت دونی ،عدم رغبت هم محله ای ها در مورد این مسائل بوده و می باشد و منظور من از کامنت گذاران نبوده و نیست و این که برادرم سجاد نفر اول بوده کامنت گذاشته و باید کامنت گذاشت تا اگر مسائلی هم هست تعدیل شود ولی باز هم تاکید می کنم به دلایلی که دوستان گفتند ،عدم حوصله ،رسیدن به نهایت و غایت وهدف توسط جمعی از هم محله ای ها خوب است که مسائلمطرح شده توسط ایشان هم رعایت شود .من شخصا از این نوع بحث ها و ارائه چکیده این مقالات و بهره گرفتن هم محله ای ها از این نتایج جدا خوشم می آید و درخواست ارائه این نوع نوشته ها را در محله دارم .سجاد دوباره از اینکه عیوب نوشتاری مار به من گوشزد نمودی متشکرم .
    زهره خانم سخن شما هم در مورد نحوه نوشتن دوستمان مورد احترام من بوده است و از حسن نیت و مسئولیت پذیری شما هم کمال تقدیر و تشکر را دارم .من با اخلاق دوستمان کماکان آشنا بوده و هستم و در پست من قبلا کامنت گذاشته و باید از این کامنت ها در راه کمال ورشد بهره جست .
    مهری خانم در صفحه مربوط بخشی به نام شناسنامه موجود است اگر اشتباه نکنم با انتخاب آن صفحه ای باز می شود که هم می توانید نام خودتان را کامل کنید و هم چنین با پائین آمدن کادری موجود است که شما هر آنچه را می خواهید می توانید بنویسید در مورد خودتان و بعد ثبت کنیدش اگر هم شناسنامه را نیافتید برای تغییر رمز خودکار محلی است ک ه تذکر می دهد همان قسمت را انتخاب و به کادر بالائی برو و مختصریاز خودتان بنویسید .

  13. 13
    Azizol lahpajoohandeh says:

    ضمن درود و عرض ادب! خدمت رک گویان و نازک نارنجیان و تنبلان محله عرض میکنم:‏ این گونه مقاله ها برای خواندن و نتیجه گرفتن است،‏ هر کس که میخواند بهتر است نتیجه ای که میگیرد را در یک کامنت بگذارد نه اینکه به اصل متن ایراد بگیرد و یا از فرستنده بخواهد که نتیجه را بنویسد!‏.‏ آخه تنبلی هم حد و مرز دارد! وقتی فردی به کتابخانه ای مراجعه میکند و کتابی میگیرد و مطالعه میکند کتابدار از او میخواهد تا برداشت و نتیجه را روی یک برگه بنویسد و با کتاب به کتابخانه بیاورد! سجادجان از شما انتظار میرود که خودتان نتیجه گیری کرده و آن را در یک کامنت یا پست قرار دهید تا دیگران هم چنین کنند!‏.

  14. 14
    سجاد نبی لو says:

    سلام به همه و احترام به شما دقیقا با شما آقای قنبر عزیز موافقم ببینید دوستان مگر من خصومتی با شما دارم مگر ارسال کننده این پست را می شناسم خوب معلومه که نه من صحبتم این هست که گفتند اینجا و تو این پست ها نظر بگذارید نه اینکه من یکی بگم شما هم در رد یا موافقت من چیزی بگید که یکی خوشش بیاد یا یکی بدش بیاد من نظرم راجع به این پست این بود که چیزی متوجه نشدم همین خوب شما که چیزی متوجه شدید ما رو هم آگاه کنید نه اینکه اینجا درس اخلاق راه بندازید که شما هم وضعتان از من بهتر نیست شک نکنید همین من قصد کوبیدن کسی رو ندارم چونکه شناختی از شخصیت ارسال کننده و یا مسائل دیگه و یا هدف خاصی ندارم من فقط گفتم که چیزی حالیم نشد شما خانم مهری با سکوت خود نظر زهره را تایید کردید یعنی به شما برخورده است که اگر اینگونه باشد برای شما هم متاسفم به من دوست دارم که نظر خودتان را بیان کنید بهتر از این هست که پیرو و مقلد غلط اندیشیدن دیگران باشید از من تمام موفق باشید.

  15. 15
    عدسی بشاشadasi says:

    درود!خوب مدتی است که از مهری و چشمک و سجاد نبیلو در این محله خبری نیست!

دیدگاهتان را بنویسید