سه تا مطلب اي متفاوت مرتبط:

سلام سلام هزارتا
خب ببخشيد بابا شرمنده ديگه تكرار نميشه مجبور بودم آخه چي كار كنم ……. قول مي دم دفعه ديگه يه كمي ديرتر پيدام بشه اين بار رو بخونيدم تا باري ديگر!

يه چندتا مطلب هست كه توجيه مراحمتم شده:

• ما پنج شنبه توي شهرستانمون مسابقات دو و ميداني داريم هم براي خانم ها هم براي آقايون “بچه هاي خميني شهر نجف آباد و اصفهان” تا اونجايي كه من در جريانم دعوت شدند اما اگه تا حالا خبر دار نشديد بشتابيد كه نيزه و ديسك و وزنه اي هست كه مي پرتابيد و ان شا الله به دور ترين هدف مي خوره و يه جايزه و حكم ناقابل تقديم ميشه بعدش تند تند بدويد تا زودتر برسيد و بازم جايزه و حكم ناقابل و مهمتر از همه مهمتر از همه كلي دوست و رفيق كه كلي وقت نديديد و ما سبب خير شديم ديدارها تازه بشه و ديگه بيايد اگه هستيد و مي تونيد و ورزشكاريد كه كلاً ان شا الله خوش ميگذره.
هان بذاريد آدرس بدم كه اطلاع رساني درست حسابي شده باشه: خميني شهر، خيابان كهن دژ، خيابان نبوي، ورزشگاه شهداي بازيچه. “بذاريد يه آدرس سر راست خودموني هم بدم پيام نور اصفهان همون كه توي خيابون كهن دژ هست رو كه بلديد حتماً همون كه مال ما خميني شهريهاست مثل دانشگاه صنعتيمون اصفهاني ها مصادره كردند رو مي گم، يه خيابون سمت چپ دانشگاه هست همون خيابون مد نظر هست ورزشگاه هم فكر كنم يه هزار متري بايد داخل خيابون بشي تا بهش برسي كه پيش نهاد ميشه سوار تاكسي هاي دم خيابون بشيد سريع و راحت برسيد”

• مطلب دوم اين هست كه طي صحبت ها و مذاكرات و كلاً بعد از مراحلي قرار شده روز جمعه يكي از دوستان هم نوع نيم بيناي خميني شهري ما “يواشكي اسمش رو مي گم نگيد كه من گفتم” “آقاي رسول مجيري” به عنوان سخنران يا يكي از سخنرانان قبل از خطبه هاي نماز جمعه صحبت كنند و راجع به مسائل و مشكلات و توانمندي ها و … ما نابيناها مطالبي رو بيان كنند كه به عقيده من اين چنين فرصت هايي كم پيش مياد و اگه هم پيش بياد بايد به نحو احسن ازش استفاده كرد و حد اقل حد اقلش فرهنگ سازي كرد براي مردم براي يه عده نسبتاً زيادي كه در اين مراسم شركت مي كنند و عده اي كه احتمالاً اگه اون عده با بغل دستيهاشون صحبت نمي كردند و به حرفهاي سخنران گوش ميدادند به صورت غير مستقيم از صحبت يه فرد نابينا يه فرد نيم بينا در مراسم بزرگ نماز جمعه آگاه ميشند و اقلاً متوجه ميشند يه فرد نابينا و معلول مي تونه خودش حرف بزنه اونم به چه شيوايي و ….
از همه دوستان هم نوع شهرستاني كه بعضي هاشون هم هم محله اي هستند دعوت مي كنم جمعه رو يه نمازي در خدمت باشيم ….

• مطلب سوم اينكه ما امروز يه ملاقات حضوري با فرماندار داشتيم از تشكل هاي ناشنوايان و جسمي حركتي هم اومده بودند البته نمايندگانشون قصد توضيح چي گفتيم و چي شد و هيچي احتمالاً نميشه رو ندارم فقط مي خوام بگم بابا بچه ها مشكلات اين بر و بچ جسمي حركتي خيلي معضل تر از مشكلات ماهاست.
گاهي آدم مي گه يعني وقتي خيلي از دست نابيناييش خسته ميشه كاش حد اقل مي ديدم ولي مثلاً جسمي بودم بعد يه سري مشكلات جسمي رو براي خودمون تصور مي كنيم بعد ميگيم جسمي بودن بهتر از نابينا بودن هست ولي تصور كي بود مانند خود مشكل و كلاً خيلي قسمت هاش هست كه ما نمي تونيم اصلاً تصور كنيم و اصلاً بهش واقف نيستيم و خب من دوست ندارم يكي من رو ببينه از روي نديدن من بابت ديدن خودش شكر كنه ولي خب گاهي بايد بهشون حق داد و من جداً خدا رو بابت همه داده ها و نداده هاش و البته گرفته هاش شكر مي كنم كه يه مثلي هم بود كه درست يادم نيست ولي مهم اين هست كه من جداً در بس شاكر خدا هستم
خدا جون خيييلييي خييييلي دوووووستتتت دارم مرسي مرسي هزززززااااااررررتاااا

درباره بانو.

سلام بانو هستم, نخودی قدیم قدیما... حقوق خوندم و الآن هم مشغول روانشناسی... اهل نصف جهان و یک بهمنی اصیل بینظیر|!...
این نوشته در اطلاع رسانی, صحبت های خودمونی, ورزش ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 Responses to سه تا مطلب اي متفاوت مرتبط:

  1. 1
    javanmardeh daana says:

    آورین! آورین. به این همه فعالیت!!!!!!! شما نماز جمعه رو هم تسخیر کردین ای ول.

دیدگاهتان را بنویسید