شما با ريحانه مشكلي نداريد؟

سلام
اخيرا خانم سميه افشينفر سردبير ايران سپيد شده است و آقاي معيني مدير مسئول آن. امروز با خانم افشينفر صحبت مي كردم و چون بنا به علتي كه بر خودم هم معلوم نيست سرم درد مي كند براي موضوعات مربوط به كتاب هاي گويا، دوباره گير دادم به رودكي و از ايشان خواستم گزارشي در مورد فعاليت هاي اين مركز و مسائل مربوط به توليد كتاب تهيه كنند؛ خانم افشينفر اتفاقا استقبال كردند و گفتند كه چند سالي است در اين خصوص گزارشي در روزنامه چاپ نكرده اند. الغرض من كه خودم را نخود اين آش نمودم انگار كه اين مقدار كمم بود، داوطلب شدم تا فهرستي از پرسش ها و ايرادات خدمت رساني مركز رودكي تهيه و براي ايشان ايميل كنم تا در آن گزارش موعود مطرح بشود. حالا لطفا قلم رنجه كنيد و هرچه در اين وادي دلتان مي خواهد بنويسيد تا جمعبندي نمايم و باقي قضايا… ممنون و دوستدار همه شما: سعيد عابدي.

درباره سعید عابدی

در خميني شهر اصفهان به دنيا آمده ام، اول مرداد 59. به گمانم فقط همين يك كار را اول وقت انجام داده باشم. نابينا و كمشنوا هستم. دوره ابتدايي ام در ابابصير گذشت و راهنمايي و دبيرستان را بين بچه هاي محل خودمان بودم در مدرسه هاي پرجمعيت تلفيقي. سال 79 رفتم دانشگاه اصفهان و بعد از كلي تغيير رشته كه مجال شرحش اينجا نيست، عاقبت ليسانس حقوق گرفتم. بعد مثل خيلي ديگر از همسن و سال هايم فكر كردم جايي خبري هست و لذا يك فوق ليسانس هم گرفتم در گرايش حقوق عمومي از دانشگاه شهيد بهشتي. چند سال بعدي را اول به تقلاي بيحاصل براي قبولي در دوره دكتري گذراندم و بعدش كه ديدم اين دروازه باز شدني نيست، افتادم دنبال كار. بالاخره شدم كتابدار بخش گوياي كتابخانه فاطمه زهراي شهرداري اصفهان. تناسب رشته و شغل را ملتفت هستيد؟ ولي جاي شما خالي، بينهايت راضي ام الحمد لله. در زندگي ام فعلا چيز ديگري كه ارزش نوشتن و خواندن داشته باشد هم نمي آيد. اگر اتفاق تازه اي افتاد شما را هم خبردار مي كنم.
این نوشته در اطلاع رسانی, صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 Responses to شما با ريحانه مشكلي نداريد؟

  1. 1
    sanna says:

    درود ممنون از شما من دغدغه ام بیشتر مربوط به کتابهای بریل هست که فراوانند ولی بسیار سخت قابل دسترس
    کتابهایی که واقعً مفید هستندُ خیلی ارزش مطالعه دارن ولی نه گویا شدن نه خریدشون به این راحتیاست به امانت گرفتن شون هم دردسرهای خاص خودشُ داره امیدوارم تا حدودی این مساله هم برطرف بشه

    • 1.1
      سعید عابدی says:

      راستش من هم يك وقتي فكر مي كردم كتاب هاي بريل فراوانند. اما بعدا كاشف به عمل آمد كه كتابخانه هاي عمومي كشور بيش از 50 هزار عنوان كتاب دارند؛ حال آنكه تعداد كتب بريل به 4 هزار تا هم فكر نكنم برسد. آمار دقيق ندارم. ولي كتابخانه نويد 5 كه همه كتب رودكي را تا سال 83 در خود دارد تعداد عناوينش حدود سه هزار تا است. كاش بلندهمتي پيدا بشود آمار شسته-رفته اي دربياورد.

  2. 2
    davood says:

    سلام دوست عزیز
    من در مورد کتابخانه ی گویا و به طور کلی این مرکز به ظاهر خیریه سؤالات بی شماری در ذهن دارم که فکر می کنم جواب البته درست و منطقی آن تا ظهور خود آقا غیر ممکن هست که سعی می کنم تعدادی از آنها رو در اینجا ذکر کنم فقط هر جا خسته شدید بی خیال شید. ولی باور کنید که فکر کردن به این سؤالات آنقدر تفکر بر انگیز است که شما را به دنبال خود می کشد. فقط خواهشی که از شما دوست عزیز دارم این هست که تمامی آنها را از مدیر محترم این مرکز بپرسید. یعنی ببخشید به کسانی که قصد مصاحبه دارند بفرمایید بپرسند.
    1. چرا بیش از 5 عنوان کتاب گویا در هر ترم برای بچه های دانشجو نباید cd بشود؟ مگر ارث باباشون هست؟ مگر یک دانشجو در هر ترم فقط پنج کتاب را امتحان می دهد؟
    2. چرا کتاب های تست نباید cd بشود؟ چه تفاوتی هست که این را با سایر کتابها مثتسنا می کند؟
    3. چرا اگر این ارگان خیریه هست و آرم خود را برای تظاهر بر روی همه ی کتابها و محصولات خود می زند هزینه های هنگفتی از بچه ها حتی در مورد رایت cd از بچه ها می گیرند؟چرا در کشور های پیشرفته محصولات خود را به صورت رایگان در اختیار هم وطنانشان قرار می دهند و حتی آن را به صورت رایگان به سراسر دنیا می فرستند ولی ما حتی برای رایت یک cd هم باید 500 تومان پرداخت کنیم؟ البته شاید از نظر آقایان این هزینه ی خاصی به شمار نرود ولی وقتی تمام هزینه ها را کنار هم می آوریم وانگهی بانک مرکزی می شود.
    4. چرا دیگر کتابهای انگلیسی به گویا تبدیل نمی شود؟ فقط به خاطر این که سایت آن را اسکن می کند و برای بچه ها به بریل تبدیل می کند؟ حالا سؤال کلیدی اینجاست: اگر کسی بریل نداند و با cd صوتی راحت باشد تکلیف چیست؟ آیا آقایان منظورشان این هست که به ما چه نابینا باید بریل بداند؟ آیا این جوابی به جز فرار از وظیفه هست که آقایان و یا خانوم های محترم می دهند؟ پس اگر این طور هست آیا کشورهای پیشرفته مثل آمریکا و انگلیس مشکل مغزی دارند که کتابهای خود را به 3 شکل صوتی, بریل و به شکل پست الکترونیکی عرضه می کنند؟ آیا این آقایان می دانند و آنها نمی دانند؟ تا کی فقط می خواهیم با آمار و ارقام پوز بدیم و در عمل تو خالی باشیم؟
    5. چرا نباید آرشیو کتاب ها در هارد بچه ها ذخیره شود؟ مگر این کتاب ها برای بچه ها نیست و به ادعای خود آقایان به شکل رایگان اراعه نمیشود و فقط پول cd آن دریافت می شود؟ حال سؤال این است: شما از حفظ حقوق خود می ترسید؟ می ترسید از این که کتابهای شما در جایی دیگر فروخته شود یا دست به دست بچرخد و شما دیگر نتوانید به 500 تومانی های خود برسید؟ اگر این طور هست چرا پای کتاب های شما به سایتی در آلمان باز شده که نه ایرانی ها بلکه تمام فارسی زبانان می توانند به شکل رایگان از آن بهره مند گردند؟
    6. چرا برای برخی رشته ها آنقدر کتاب گویا می شود که وقت خواندن فهرست آن هم نیست ولی در عوض در برخی از رشته ها ما حتی یک کتاب درست و درمون پیدا نمی کنیم؟ چون اون رشته ها از نظر شما آقایون به درد نمی خوره و طرفدار نداره؟ پس تکلیف اون کسانی که میرن سمت این رشته ولاو یک نفر چیه؟ پس احترام به انسان و انسانیت و عقاید یک انسان در جهت انتخاب یک رشته چی میشه؟ آیا باید از شما آقایان خیرخواه اجازه بگیرند که چه رشته ای بخونند؟
    این سؤالات که امیدوارم چیزی از قلم نیفتاده باشه در مورد فقط کتابخانه ی گویا بود. اگر دوست داشتید که در مورد سایر بخشها هم سؤالات بی شمار خود را طرح کنم فقط دستور فرمایید. اطاعت امر می شود. اگر چیز دیگری تا آخر این هفته به ذهن من رسید همین دیدگاه رو ویرایش یا در پستی جدید می نویسم
    امیدوارم توانسته باشم کمکی کرده باشم.
    البته این را هم متذکر بشم که من خود به شکل تلفنی با مدیر این ارگان صحبت کرده ام و بعضی از نقطه نظرات مدیر محترم را به شکل سؤال در همین پست مطرح کردم.
    راستی در آخر این سؤال عمومی را هم مطرح می کنم اگه صلاح دیدید مطرح بفرمایید.
    چرا وقت گرفتن برای درد و دل با میدیر این ارگان انقدرسخت هست من 2 سال می شه که می خوام با این آقا حضوری صحبت کنم ولی انقدر رفتار منشی های ایشان زشت و زننده هست که آدم برای بار دوم رغبت نمی کند که پیشنهاد صحبت با مدیر را مطرح کند. مگر ایشان از رعیس جمهور هم بالاترند؟
    با تشکر

  3. 3
    نخودي says:

    سلام
    “مشكل” من اسمش رو مشكل نمي ذارم ولي خب چندتا مورد هست كه مي گمشون:
    براي سفارش كتاب گويا حتماً بايد درخواست كتبي به همراه مبلغ مورد نظر از طريق پست فرستاده بشه كه خود من شخصاً با مسائل مختلفي در اين خصوص مواجه شدم و گاهي شده براي پيگيري اينكه نامه به دستشون رسيده يا نه شونصد بار زنگ زدم و …. كه واقعاً از اين روش كفريم، در صورتي كه اگه لطف مي كردند يه شماره حساب مي دادند و با واريز مبلغ از طرف ما و يه ايميل ساده درخواست كتاب ما قانع مي شدند هم كار ما رو هزار بار راحت تر مي كردند هم خودشون كمتر وقتشون رو پاي تلفن صرف پاسخ گويي به ما نمي كردند راستي در مورد واريز وجه هم اصرار نمي كردند كه حتماً بايد فيش واريزي رو براشون فكس كنيم چون اين كار هم هزارتا درد سر مربوط به خودش رو داره، فكر كنم با يه شماره ساده پيگيري هم ميشه فهميد ما پول به حساب ريختيم يا نه و خب حد اكثر اسكن فيش رو بپذيرند.

    در مورد پرينت بريل هم اونها شماره حساب ميدند ولي اصرار بر فكس فيش بانكي دارند كه در مورد فكس بالا گفتم بابا سخته آخه چه اصراري هست….

    بازم در مورد پرينت بريل من چند وقت پيش يه كتاب براشون فرستاده بودم تا پرينت بگيرند مشكلات فكسيم به كنار بار اول كه كتاب رو تحويل گرفتم ديدم واي هرچي خط فاصله بين خطوط بوده فاكتور گرفته شده و كتاب من كه قانون مجازات اسلامي بود تمام موادش پشت سر هم و بدونه هيچ گونه پاراگراف بندي بود اصلاً قابل استفاده نبود اصلاً نميشد حتي يه ماده رو توش پيدا كرد، مجدد تماس گرفتم و مشكل رو گفتم و گفتند كه هيچ گونه دستي در متن ارسالي من نبردند و … قرار شد روز از نو روزي از نو بشيم و من باز متنم رو چك كردم با اينكه مشكلي توش نمي ديدم فاصله هاش رو زياد كردم اما خب مجدد متني كه تحويل گرفتم چه شكلي توصيفش كنم بعضي جاهاش پاراگراف اضافه خورده، اما خب قابل استفاده هست اما اوني كه بايد ميشد نشده … بگذريم اينجا هم خواستم بگم تو رو خدا دست تو متن مردم نبريد هركسي اگه اصلاحي تو متنش نياز هست و نكرده خب از طرف خودش هست و حتماً نيازي نبوده، صرف جويي در كاغذ هم با حذف فواصل صرف كاغذ مجدد براي پرينت مجدد هست ….

    حالا بريم سر تشكر كه خداييش برخورد تك تك كارمندان كتاب خانه از حد عالي هم عالي تر هست خيلي مهربان و با سعه صدر، حتي بعد از اينكه من كتاب هام رو تحويل گرفتم از قسمت مربوطه به من زنگ زدند تا ببينند كتاب به دستم رسيده يا نه و خوب هست يا نه و من صميمانه از تك تك شون ممنونم، حيف كه الآن اسم اون خانم يادم نيست كه اختصاصي تشكر كنم حيف ولي برخورد خوب اونها هزار بار مي ارزه كه برعكس بود يعني برخورد تند و كار صد در صد عالي و صحيح … من كه برخورد مناسب رو مي ستايم و بازم تشكر مي كنم.
    “ببخشيد وقت نداشتم تند تند نوشتم ممكنه جمله ها كمي به هم نيا ند يا غلط املايي و دستوري داشته باشم”

  4. 4
    مسعود says:

    سلام.
    ضمن لایک کامل کامنت داوود عزیز.
    خوب یه فرصتی پیش اومده که ما سنگامونو ما رودکی وا بکنیم. منم میخام یه چیزایی بگم.
    من متوجه نمیشم چه دلیلی وجود داره که فقط برای دانشجوها cd رایت میشه? یعنی واقعا این تفکر وجود داره که با وجود وفور لپتاپ و کامپیوتر در این سالهای اخیر بچه های پیشدانشگاهی و دبیرستان و حتی دانشآموزان دوره ی راهنمایی کار با cd را بلد نیستند?
    مورد بعدی که تو ذهنمه اینه که نمیدونم چرا من هر موقع از رودکی نوار گرفتم و توی ضبط گذاشتم نوار از تمامی نوارها از انتهای لبه ی اول و طبیعتا ابتدای لبه ی دوم شروع شده که خواهشمندم تذکر داده شود.
    در پایان وظیفه ی خود میدانم از تک تک زحمتکشان مرکز توانبخشی رودکی کمال تشکر را داشته باشم. من نمیتونم آدم بیانصافی باشم. به تعدد از کتب رودکی استفاده کرده و اطلاعات فراوانی را از فعالیتهای این عزیزان به دست آورده ام و معتقدم اگر اشکالی است از مدیریت مجموعه است و به آنهایی که قصد خیر دارند مربوط نمیشود.
    پیروز باشید.

  5. 5
    فروغ says:

    درود. سؤالی که یکی دو ساله در باره ی کتاب های رودکی برای من به وجود اومده اینه که: چرا حطما باید این کتاب ها روی نوار ضبط بشه؟؟؟ راستش این شیوه ی ضبط خیلی وقت ها موجب درد سر های زیادی میشه و در عین حال قدیمی و با کیفیت پایین هست. متشکرم.

  6. 6
    میثم امینی says:

    درود
    والا من كه هيچوقت از رودكي كتاب نگرفتم و عضوش هم نيستم. كتاب‌هاي دانشگاه رو كه خود پيام گور عزيز صوتي كرده و غير دانشگاهي هم كه عزيزان مقيم آلمان زحمتش رو كشيدن.نيازي به
    فقط مي‌خواستم در مورد يكي از سوالاتي كه يكي از دوستان اون بالا مطرح كردن نظر بدم.
    اينكه چرا رودكي ديگه كتاب انگليسي صوتي نمي‌كنه؟ به نظر من تصميم درستي هست. توي نيروزي انساني صرف جويي مي‌شه. كتاب‌هاي انگليسي رو به سادگي تمام مي‌شه با نرم‌افزار kurzweil 1000 و Eloquence يا يكي از TTS هايي كه صداي كاملا انساني دارن و به صورت كرك شده توي اينترنت هستند به كتاب صوتي تبديل كرد. من اخيرا براي بهتر شدن انگليسيم رمان‌ها و داستان‌هاي متعددي رو با اين روش به كتاب صوتي تبديل كردم و روي موبايل گوش مي‌دم.
    به هر حال بايد شرايط اون‌ها رو هم درك كرد. با عدم ضبط كتب انگليسي صرف جويي خوبي در حذينه مي‌شه. كسايي كه اونجا گوينده هستند رايگان كار نمي‌كنن كه.
    موفق باشيد. بدرود.

  7. 7
    شهروز حسینی says:

    سلام. من سؤال خاصی ندارم. فقط نکاتی رو عنوان میکنم که اگر خواستید از توش سؤال طرح کنید و بپرسید. راستش برخورد کارکنان رودکی خیلی خوبه. کار مراجعین رو تا حد توانشون راه میندازن. هیچ برخورد زننده ای هم با کسی ندارند. ولی مدیر محترم این مرکز متأسفانه به نظر میاد که کم لطف هستن. چند روز پیش ما خواستیم تا با ایشون در برنامه ی زندگی ادامه داره گفتگو کنیم و خیلی راحت ما رو پیچوندن. در حالی که خیلی مسئولین بزرگتر و مهمتر دولتی با ما همکاری کردن و به سؤالات ما پاسخ دادن. امیدوارم این سوء تفاهم برطرف بشه. نکته ی دیگه این که چرا تا یه جایی مسئولیت و اداره ی یه نهادی رو میپذیره باید اسمش رو عوض کنه و هرچی دلش میخواد بذاره. خداییش چند نفرتون این مرکز رو به عنوان ریحانه میشناسید و چند نفرتون به عنوان رودکی. سالها اسم این مرکز رودکی بوده. رودکی رودکی رودکی. بزرگتر از رودکی هم شخصیت فرهنگی برای نابینایان مگه داریم که اسمش رو روی این کتابخونه که ویژه ی نابینایان هست بذاریم؟ ریحانه دیگه از کجا پیداش شد؟ مثل مدرسه ی شهید محبی که اسمش شده جواد موفقیان. شک ندارم که خیلیهاتون این اسم جدید رو نشنیده بودید. این آقا کسی هستن که به عنوان خَیِر این مدرسه رو بازسازی کرده و خودش رو محق دونسته که از یک شهید بزرگتر باشه و اسمی که یک تاریخ قدمت داره رو عوض کنه و اسم خود ریاکارش رو بذاره روی این مرکز تا همه ی دنیا بفهمن که ایشون این مدرسه رو بازسازی کرده. برای چنین افرادی فقط میتونم متأسف باشم. موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید