ما رسما برگشتيم. تعطيلي منتفي شد. خواهشا اين چند نكته را بخوانيد و با پستهايتان كمك كنيد برويم جلو!

سلام هم محلي هاي باحال. ما رسما برگشتيم! بعله، انگار خواسته يا ناخواسته چند روز پيش دچار درد سر شديم و سايت واقعا رفت روي هوا. در كل من به محله حق ميدم بره هوا عوض كنه و برگرده. آخه اينجا گاهي وقتها سرسبز و خوبه ولي گاهي هم هواش ي جوري ميشه. خوب ما بايد شاد تر، اميدوار تر، پر انرژي تر و فعال تر باشيم تا اين محله اين جوري نشه و قهر نكنه!

راستي بعضي از مطالب اخير شايد پريده باشه چون پشتيباني كه برگشته مربوط به اطلاعات چند روز پيش هستش پس از خالي بودن بعضي تابلوهاي محله تعجب نكنيد. واسه همين بود گفتم تعطيل كنيم بريم. چون خيلي از نوشته ها پريده بود. ولي وقتي با بدبختي همه ي نوشته ها را برگردانديم از تعطيلي منصرف شدم. فقط سه چهار تا آخريها برنگشته. ي دستي توي دست ما بديد دست زير بال محله كنيد تا اينم حل بشه. دمتون گرم.

ميثم اميني ما هم اكنون به ياري سبز شما براي برگرداندن نوشته ي نيمه ي پر ليوان سخت نيازمنديم. شهروز حسيني ما هم اكنون به ياري سبز شما براي برگرداندن نوشته ي لوح حساب سخت نيازمنديم. سعيد عابدي ما هم اكنون به ياري سبز شما براي برگرداندن نوشته ي ما به چه كسي باختيم سخت نيازمنديم. جناب عابدي مشكل شما حل شده ميتوانيد فايلهاي صوتي كه ميخواستيد را با خيالي آسوده در محله كپي بفرماييد. ديگر دوستاني كه نوشته هايشان پاك شده نيز بجنبيد فكر كنم پنج شش تا آجر بيشتر نشكسته باشه ميشه راحت برگرداندش. با نام كاربريتون وارد بشيد آجر هاي شكسته را كه شايد اصلا نباشند سالم كنيد بسازيد بذاريد سر جاشون. ديگه نظر و پست هم ميتونيد بديد. از بين نميرند. خيالتون جمع.

راستي بزنم جاده خاكي و واستون بگم كه صبح شانزده آذر كه روز دانشجو هم بود من در كلاس دكتر فرامرزي بودم كه ايشون داشتند به دانشجويان دكترا تدريس ميكردند و بحث بر سر روانشناسي نابينايان بود. بعدش من به عنوان مهمان ناخوانده و خوانده وارد كلاس شدم و يك مواردي را مطرح كردم كه كمتر روي اونها تحقيق شده. مثلا همانند سازي و الگو گيري فرزند يك نابينا از افراد بيناي فاميل. يا حس استقلال خواهي در بعضي از نابيناها مثل خودم كه ازدواج را امري سخت ميكنه واسه ما. يا مثلا اينكه چه كار كنيم بچه ي ما به ما بيشتر از بقيه علاقه نشون بده و پدر يا مادرش را يك نقص نبينه و برعكس اونها را يك افتخار بدونه. چطور وقتي بچه ي ما نوجوان شد، اعتبار و اقتدار ماي نابينا پيش بچه حفظ بشه و او از ما كه نابيناييم حرف شنوي داشته باشه. چطور بايد رفتار كنيم كه بچه مجبور نشه توي سه سالگي ما را راهنمايي كنه. و چه كار ميشه كرد كه ما بچه را راهنمايي كنيم. الگوي يك پدر واقعي. اگر قرار نيست از واقعيات فرار كنيم، پس آيا راه حلي هست؟ خانمهاي بينا به ذات ترجيح ميدند همسرشون از قيافه و آرايش و لباسشون تعريف كنه ولي ما كه نميتونيم ببينيمشون كه ازشون تعريف كنيم چي كار بايد بكنيم؟ دروغ كه نميتونيم بگيم. نه به اونها نه به خودمون. بالاخره هرچي و هر جوري باشه يك حسي در خانمها هست كه ما نميتونيم ارزا كنيم. حس تمجيد از زينت ها و ظاهر. البته اينها مسائل مهمي هستند ولي چه قدر بد هست وقتي روزت باشه روز دانشجو و تو به علت عدم كاركرد سامانه ي تغذيه با گوياسازت غذا رزرو نكرده باشي و دوستت هم واست اين كار را نكرده باشه بعد از كلاس دكتر بري ببيني هيچي غذا نداري و پول هم همراهت نيست و گشنگي بخوري. چه قدر بدتر ميشه وقتي كلاس بعد از ظهر داشته باشي، غيبت زياد داشته باشي، خوابت هم بيياد. حالا هم كه اين سايت اينطوري شد ديگه چي كار ميشه كرد. البته حالا كه شما ميخونيد صد در صد خوب شده ولي اون موقع كه من مينوشتم خوب نبود. هي داشت پرواز ميكرد ميرفت به همسايه هاش سر ميزد و هي سايتهاي خارجكي را ميديد و هي ميگفت مجتبي مجتبي منم چت روم بذار واسم، منم انجمن بذار واسم، منم فروشگاه بذار واسم، منم بازي بذار واسم، منم كوفت و زهر انار بذار واسم، منم درد بي درمون بذار واسم، خوب زهر مار، بيا پايين ديگه. مسخره. اينهايي كه تو ميخواي، پول ميخواد، نيروي مديريتي ميخواد، الكي كه نميشه آخه. مگه گروگان گيريه كه رفتي شرط ميذاري پايين هم نميآيي! بدو بدو برگرد پايين وگرنه خودم مييام بالا با توگوشي و پس گردني مييارمت پايينا! روي اعصاب من راه نرو. من اعصابم خرد هست ديگه اگه زير پاهاي كوچكولوي تو خرد تر بشه ميشكنه ليز ميخوري با مغز پرت ميشي ها! اون وقت همه از دست هم راحت ميشيم. ما گوشكني ها از دست تو سايت. و تو سايت از دست ما گوشكني ها. بيا بيا پايين، بيخودي همه چي را خراب نكن. آ باريكلا پسر گلم! ما قول ميديم آموزش و چيزهاي به درد بخور بيشتر روي تابلو هات بنويسيم. قبوله؟ ايول. خدا را شكر كن همين نصف نيمه جونت را هم برگردانديم. فرق سرويس پولي با مفتي همينه ديگه. توي سرويس پولي حد اقل هواتو دارند و اگر هم مشكلي پيش ميياد آخرين بكاپت را راه مي اندازند. خبر خوش اينكه فايل آموزشي نوشتن مطلب در محله براي كسايي كه درخواست زده بوديد تا چند روز ديگه كارهاي نهاييش تمام ميشه و پست ميكنم همينجا.

ما گوشكني ها تسليم نميشيم. ما با اقتدار برگشتيم! مينويسيم و ميخوانيم و نظر ميدهيم و ميرقصيم و شاديم توي محله ي هميشه بهار خودمون! گوش كن!

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در اخبار, صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

18 Responses to ما رسما برگشتيم. تعطيلي منتفي شد. خواهشا اين چند نكته را بخوانيد و با پستهايتان كمك كنيد برويم جلو!

  1. 1
    ghanbar says:

    درود
    دوست دارم
    گوش کن باشی !
    همیشه هم
    گوش کن باشی ؟
    می خواهم به مجتبی هم قول دادی به من هم قول بده .
    گوش کن ، قول بده

  2. 2
    ترنمترنم says:

    سلام گوش کن خیلی خیلی خوشحالم که برگشتی دلم برایت تنگ شده بود امیدوارم دیگه بی خبر نروی هوا خوری عزیزم قبلش خبر بدهید همگی با هم برویم.

  3. 3
    عمو حسین says:

    مجتبای عزیز از اینکه موفق شدی برگردانیش از اینکه مسائل نابینایی را اینقدر دقیق و زیبا و حساب شده تبیین میکنی از اینکه هم خود امیدواری هم دیگران را به امیدواری تشویق و تشجیع میکنی از اینکه جوانانی شایسته و ارزنده و پر تلاش و پر توان در بین خود داریم عمیقا خوشحالم و به خودم و دیگر همنوعان گرامیم شاد باش میگویم.

  4. 4
    sanna says:

    سلااام خوشحالم همه چی عالی بود عالیتر هم میشه خیر بوده در نا امیدی بسی امید است روزی از نو به نوعی محله از نو

  5. 5
    فردین says:

    درود
    مجتبی جان دوستت دارم به جون خودم داشتم از زندگی ناامید میشدم مرسی که برگشتی.

  6. 6
    میثم امینی says:

    درود
    آخيش! اين چند روزه همش توي ممالك كفار يعني Klango و خصوصا Zone BBS پلاس بودم. جاي خوبي بودن ولي توش بچه‌هاي ايراني نداشت. همه از اين امريكايي‌ها كه كلا ما رو تحويل نمي‌گيرن. حد اقل توي Zone BBS كه اكثريت امريكايي بودن.
    مي‌گم مجتبي كاش مي‌شد چندتا بازي آنلاين هم اينجا بزاريم. حال مي‌داد. ببين يه پلاگين واسه‌ي امتياز دهي وجود نداره؟ يه جور حس رقابت به فعاليت توي اين سايت مي‌داد. مثلا با پست و كامنت بيشتر امتياز بيشتر.
    و در آخر به نظرم بايد به فكر يه هاست جديد باشي البته اگه هنوز عوض نكرديش.
    چقدر چرت و پرت گفتم. خوش باشيد همگي.

  7. 7
    مسعود says:

    ای ول ای ول ایول.
    دوباره زندگی به روال عادی برگشت.
    مجتبی داداش دمت گرم.
    ما گوشکنی ها تسلیم نمیشیم. ما با اقتدار برگشتیم! مینویسیم و میخوانیم و نظر میدهیم و میرقصیم و شادیم توی محله ی همیشه بهار خودمون! گوش کن!

  8. 8
    mohsen says:

    درود بر همه
    رئیس خوب شد که تونستی میدونستم میتونی
    تو تو تو تو تو خیلی, خیلی چی؟ آها خیلی کارت درسته
    درود بر محله و درود بر رئیس محله

  9. 9
    فریبا says:

    سلام خوشحال شدم که دوباره سایت برگشت.
    ولی این همه درد و سر میدونی از کجا آب میخوره
    همش تقصیر پا قدم سنگین شهروزه بایستی یه فکر اساسی واسه اون بکنی.

  10. 10
    فروغ says:

    رود. ممنون که گوش کن رو برگردوندی مدیر. خیلی بهش عادت کرده بودم
    در مورد تعریف از ظاهر خانوم ها با تمرین زیاد, و دونستن یک سری اطلاعات, شخص باهوشی مثل شما میتونه موفق بشه. از این بابت اطمینان داشته باشید

  11. 11
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    سلام. خدا رو دویست سیصد هزار مرتبه شکر که محله برگشت. بابا به من بدبخت چی کار دارید آخه. من بیچاره فقط باعث تغییر یکی دوتا رئیس و طعتیلی یکی دوتا سازمان و فوت یه نماینده شدم دیگه. اینها که چیزی نیست. به جان خودم من 24 ساعت قبل از حادثه اصلً صد کیلومتری محله هم پیدام نشده. شاهد هم دارم. برنا تو یه چیزی به اینا بگو. تو که شاهدی. حالا که اینطور شد روزی یه پست میذارم. هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها.

  12. 12
    Azizol lahpajoohandeh says:

    درود! مجتبی بدو بدو گفتم بدو زود باش بیا تا کسی این کامنتو نخونده بپرونش! این بار اگه نپرونیش بیشتر ضرر میکنی! عزیزم قبل از خوندن بپرونش چون ممکنه وقتی داری میخونیش چندتا دیگه هم بخونندش! اگه آبروت رفت با من نیستا!‏‏ح
الا ‏
فهمیدی ‏
که:‏‏‏…چی ‏
میخواستم ‏
بگم؟!‏
‏‏ع
زیزم ‏
آدم ‏
همیشه ‏
نحسی ‏
همراه ‏
خود ‏
میاره!‏
ت
و ‏
اگه ‏
ازدواج ‏
کنی ‏
موفقتر ‏
خواهی ‏
شد!‏
.

  13. 13
    علی says:

    سلام آقای مدیر و بر و بچه های نازنین و گل هم محلی
    من که داشتم از غصه دق می کردم خدا را شکر می کنم که محله دوباره پر و بال گرفت
    اگر اینجا محله را نداشتیم چطور می تونستیم از حال و احوال دوستان خوبمان با خبر بشیم
    امیدوارم این جمع صمیمی و دوست داشتنی همچنان پایدار و استوار بماند

  14. 14
    korosh says:

    مجتبای عزیز سلام. من الآن از سر کار به خانه برگشتم و بلافاصله به سایت سر زدم از این که سایت را سر حال دیدم خیلی خیلی خوشحال شدم. توفیق روز افزون شما و همه بچه های محله را از خداوند بزرگ خواهانم. شاد باشید.

  15. 15
    پریسا says:

    سلام.
    وای آخجون آخجون آخجووووووووووووووون!!!!!!!.
    از ذوق کردن بالاتر پریدم وقتی الان اومدم دوباره با نا امیدی در بزنم برم دیدم بر خلاف انتظارم محله باز شد.
    خیلی خوشحالم که اینجا از آسمون اومد پایین.
    اینجا رو خیلی دوست دارم. خداییش دلگیر بودم از تصور احتمال بسته شدنش.
    عجله دارم برم ببینم توی محله چه خبره.
    ایام به کام.

  16. 16
    نخودي says:

    سلام
    عجب ها فكر مي كردم جديي جدي رفتيم رو هوا
    يه طورايي هم بين خودمون باشه خوشحال شده بودم “ترك اجباري” آخه شديداً معتاد شدم از نوع گوش كني اش
    حق دارند اين متخصصان اعتياد كه مي گند اگه يكي معتاد شد هزاري هم بره ترك كنه و به تخت ببندندش و غيره و ذالك آخرش معتاده ده سال هم پاك بمونه آخرش طاقت نمياره تو سال يازدهم ميره سراغ منقل و بافور و يا اينترنت و گوش كن و كامنت دوني!

  17. 17
    زهره says:

    درود
    من رسما برگشتم
    خیلی خوشحالم که گوش کن هنوز پابرجاست

  18. 18
    زهره says:

    میگما من تو این پست یعنی قبلش کجا بودم اصلا یادم نمیاد شاید این یه زهره ی دیگست ههه

دیدگاهتان را بنویسید