مسألتٌ

سلام دوستان. چند وقت پيش پاپيچ مجتبي شدم و اصرار پشت اصرار كه مي خواهم بتوانم توي سايتت فايل هاي صوتي بگذارم (به قول امروزي ها آپلود كنم)، مشار اليه مدتي بحق امروز و فردا و حتي پسفردا كرد تا اوضاع سايت دوباره روبراه شد. بعد يكروز ديدم دستور العمل كار را با شماره بندي با كلاسي همانطور كه سبك خودش است، برايم ايميل كرده. اينجانب بسي مسرور گرديده حسب اوامر آن جناب عمل نمودم و فايل هم آپلود شد. اما يك متني را هم در نظرم بود كه ضميمه اش كنم، در آن دستور العمل شايد اين نكته از قلم افتاده و شايد هم از قصور فهم بنده است. به هر حال جايي در آن صفحه يافت نشد كه بتوانم متن را هم الصاق (بخوانيد: paste( بنمايم. ممكن است كسي از شما همتي كند و اين ريزه كاري را هم با راهنمايي اش سر و سامان بدهد؟ البته كه ممنون مي شود، البته. حرف درش نيست. منتظرم ها.

درباره سعید عابدی

در خميني شهر اصفهان به دنيا آمده ام، اول مرداد 59. به گمانم فقط همين يك كار را اول وقت انجام داده باشم. نابينا و كمشنوا هستم. دوره ابتدايي ام در ابابصير گذشت و راهنمايي و دبيرستان را بين بچه هاي محل خودمان بودم در مدرسه هاي پرجمعيت تلفيقي. سال 79 رفتم دانشگاه اصفهان و بعد از كلي تغيير رشته كه مجال شرحش اينجا نيست، عاقبت ليسانس حقوق گرفتم. بعد مثل خيلي ديگر از همسن و سال هايم فكر كردم جايي خبري هست و لذا يك فوق ليسانس هم گرفتم در گرايش حقوق عمومي از دانشگاه شهيد بهشتي. چند سال بعدي را اول به تقلاي بيحاصل براي قبولي در دوره دكتري گذراندم و بعدش كه ديدم اين دروازه باز شدني نيست، افتادم دنبال كار. بالاخره شدم كتابدار بخش گوياي كتابخانه فاطمه زهراي شهرداري اصفهان. تناسب رشته و شغل را ملتفت هستيد؟ ولي جاي شما خالي، بينهايت راضي ام الحمد لله. در زندگي ام فعلا چيز ديگري كه ارزش نوشتن و خواندن داشته باشد هم نمي آيد. اگر اتفاق تازه اي افتاد شما را هم خبردار مي كنم.
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 Responses to مسألتٌ

  1. 1
  2. 2
    Azizol lahpajoohandeh says:

    درود! من که اینجا چیزی برای دانلود پیدا نکردم! مجتبی جون اصلا معلومه اینجا چه خبرس؟!

  3. 3

    بلد نیستی کار کنی پژو جونم. مشکل از فرستنده نیست از گیرنده است.

دیدگاهتان را بنویسید