میبینید تو را به خدا!

میبینید تو را به خدا. یکی زنگ زده توی skype به من می گوید که برنامه نویسی را یکی دو تا کد همینطوری بفرست و ما را برنامه نویس بکن. آخه عزیزم همینطوری که نمیشود برنامه نویس شد. چرا تو بفرست میشود. از من انکار و از او اصرار. بالاخره گفتم آقا اصلا ساعتی سی هزار تومان میگیرم یادت میدهم که گفت نه. من اهل خرج کردن نیستم و گفت ای کاش قدرت مالیم این اجازه را میداد. بعدش گفت که به من رحم کن تا خدا به تو رحم کند. گفتم اگر خدا قرار بود به من رحم کند یا این چشمهای کوفتی را نمیگرفت یا حالا که چشم ندارم حد اقل بهم میداد که نداده پس رحمی برای کسی در کار نیست. البته گوشم از این حرفهای گول زنک که مثلا مصلحت خداوندی در کار بوده و یا اینکه اصلا خدا در نابیناییم تقصیر کار نیست پر است. به هر حال، من اگر رحم کنم خودم ضرر میکنم چون که دانشگاه و مغازه ی بقالی و چقالی سر شهریه و پول اجناسش به من رحم نمیکند که من این کار را با شما بکنم.

به هر حال این بحث توی گپ و گفت ما تمام شد و هر کدام رفتیم دنبال کار خودمان ولی کاری به این دوست گرامی ندارم در کل که توی فکر میروم میبینم جدا توقع چه چیز عجیب و پیچیده ای است. مثلا من از شما توقع دارم همیشه دیدگاه بگذارید در حالی که خودم همش سرم شلوغ است و جواب نظرات شما را هزار تا یکی میدهم. خوب منطقی نیست، عادلانه نیست، ولی من میخواهم که بگویم که چرا هست و خیلی هم هست. خوب وقتی من جواب نمیدهم شما چرا باید نظر بگذارید؟ هاان؟ بعد با خودم می گویم نظر بگذارید تا چراغ این پایگاه روشن بماند. بعد یک عده ای مخالف میشوید و یک عده ای موافق. شما هم توقع دارید مثلا من چیز های خوب خوب و لینک های زیاد و آموزش های به شدت فراوان و نایاب بگذارم ولی من هم می گویم خوب نه پولش هست و نه وقتش و انگیزه اش هم اگر باشد امکاناتش نیست. در نهایت به این نتیجه میرسیم که توقعات هر کسی و اصلا کل زندگی هر کسی را باور ها و نگرشش به دنیا میسازد. چه قدر این جمله معنا دار است لامسب ولی من هر وقت خواستم این جمله را تحلیل کنم و به کار ببندم هزار حواس پرت کننده بوده که مرا غافل کرده. از این به بعد خوب است تصمیم بگیرم به دنیا بهتر و زیباتر نگاه کنم تا زندگیم بهتر بشود. اینطور نیست؟

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

37 Responses to میبینید تو را به خدا!

  1. 1
    فروغ says:

    درود. مدیر جان کی جرعت میکنه که از تو توقع بی جا داشته باشه. به آسونی طوری باهاش بداخلاقی میکنی که تا مدتی از 10 فرسخیت هم رد نشه. هر کس هم توقع داره بذار داشته باشه. اصلا چیز مهمی نیست. تو موظف نیستی که توقعش را برآورده کنی. اون ها هم باید با خودشون بگن: تمام آرامشم را مدیون انتظاری هستم که دیگر از کسی ندارم.

  2. 2
    سجاد نبی لو says:

    سلام ما منظورم یکی دو نفر از بچه های شهر خودمون همون به اصطلاح افه معرفت رو در مورد گوشی اومدیم و کار بچه ها رو راه انداختیم که در نهایت چنان زیر آبی بهمون خورد که نفهمیدیم از کجا خوردیم که اگر با منت و گرفتن پول همراه بود الان هم ارزش داشتیم و هم خودشون چیزی یاد می گرفتند و هم ما دلمون نمی سوخت که چرا مفتی اینکار رو کردیم که حالیشون نیست یکیشون رفته تو همین رودکی که یک سی دی دادن دستش به قیمت فلان و گفتن برو خودت نصب کن که آورده مونده دستش من هم گفتم که ایندفعه فلان قدر می گیرم و راهش می اندازم حالا رفته گفته بابا طرف استاده فقط نمی دونم چرا تا حالا که اینکار رو مفتی می کردم این شکلی نبودم به هر حال حل می شه تا صد سال دیگه راستی به نظر شما ما اون دنیا هم نابینا می خواهیم جواب پس بدیم یا نه تشکر نبی لو

  3. 3

    سلام فروغ و سجاد.
    فروغ خوب گفتی. من وقتی پاش بیفته خوب بلدم با ملت پر توقع چطور تا کنم!
    سجاد باید مث من باشی که پول بگیری. پول.
    من واسه نفس کشیدنمم میخوام از این به بعد پول بگیرم. پول زور. از هر کی و هر چی و هر جور و هر جا که شد.
    اون دنیا هم کاری با بیناهاش ندارند چه برسه به منو تو!

  4. 4
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    سلام. آقا منم هستم. منم پول میخوام. کی پول میده؟ مجتباجان عزیزم. اگر پست دوم منو خونده باشی تهدید منو جدی میگیری. من هرجا فعالیت کردم یه بلایی سر اونجا اومده ها از ما گفتن بود. پس یا منم شریک یا دیگه هرچی شد پای خودت. قطعی تلفنتو جدی بگیرها. اگر محله ی تو شیطون داره من شیطونو درس میدم. اقا شوخی کردم. به جان خودم یادم رفت مدیر بودی. آقا بیا مدیری کن از سر تقصیرات من بگذر. آقا اصلً اگر مشکلی چیزی داری بگو پولی چیزی لازم نداری؟ ولی دور از شوخی دیگه نمیشه برای کسی بدون پول کار کرد. ولی کسی هم دیگه مگه پول داره بده به تو توی این وضعیت مملکت.

  5. 5
    saeed says:

    بچه ها امروز باز رفیقمون حالش خوش نیست اگه کسی نوشته های دوسته مونه نخونده باشه و از طریق نوشتهاش تا حدودی با شخصیتش آشنا نشده باشه با خودش میگه این چه جانوریه همانطوریکه خیلیاتون میدونید مهر ماه گذشته رفیقه مون دست میکنه توی جیب خودش برای اینکه چند تا از بچه های نابینای اهوازی رو شادشون کنه نمیدونم دو یا سه روز وقت میزاره و با هزینه شخصی این کارو انجام میده حالا شما میگید این همون مجتبی است که میگه پول….پول همش پول آره همون مجتبی است میدونید چرا فکر میکنم ظرفیتش پر شده همان طوریکه همومون میدونیم زندگی توی این مملکت ……….ولش کن فقط مجتبی برو کمی از افکار خودت رو خالی کن که زندگی همین پر و خالی شدن هاست.

  6. 6
    نخودي says:

    توقع به خدا منم ازش كفريم ولي هي مي گم باش برخورد مي كنم يه جور ديگه ميشم ولي نميشه يعني نمي تونم ولي شما خداييش هم مي تونيد هم براتون ميشه خوش به حالتون نمي دونم بگم يا نه ولي كاش هم شما يه طوري پول دار شيد هم ما

  7. 7
    فروغ says:

    آخه مدیر کی تو این روزا پول داره که به تو پول زور بده؟ هر کس ازت چیزی خواست فقط یه رقمی بگو که نتونه بهت بده اون موقع دست از سرت بر میداره و دیگه پیداش نمیشه.

    • 7.1

      زبونتو گاز بگیر.
      پول نیست چیه؟
      بیا. هسته ای مون هم که بسته ای شد. دیگه چی کم داریم؟
      پول هست، پکتوس هست، ببخشید. چه ربطی داشت. بهزیستی هست. کارمند هاش هستند. حقوق هاشون هست. بودجه واسه معلولین نیست.

      انگار راست میگی. پول نیست.
      لعنت به این شانس.

  8. 8
    امیر رضا رمضانی says:

    مجتبی کاری نداره که!
    خیلی راحت, با خون سردی, میگی هر خط کد 5000 تومن
    هم پول محله رو در میکنی, همم یه ساعت میخندی
    یا بهش سورس یه برنامه اوپن سورسو بده که سکته رو بزنه!
    مثلا سورس سیستم عامل خوشگل لینوکسو
    اون وقت میفهمه با چه کاری در افتاده
    البته فکر نکنم طرف بتونه با Visual Basic کار کنه!
    چه برسه به اینکه بخواد سورس لینوکس که با C و اسمبلی (تو سیستم عامل نویسی باید یه جاهایی ازش استفاده شه) نوشتنشو بخونه
    وای که چه قدر بخندیم!
    یه کم طرف ارور بارون شه
    یه کم کامپایلر بگیرش به رگبار ارور
    جون من سورس یه چیز اوپن سورسو بهش بده ارور بخوره بعدش بیاد بپرسه, اینجا بپستش بخندیم و کامنت بدیم!
    خیلی با پستت حال کردم: آیدیشو بده یه کم مسخرش کنم!
    اون وقت راحت تر میتونم کد بزنم.

    • 8.1
      مجتبي خادمي says:

      از نظر من خنديدن به مردم و مسخره كردن ديگران كار جالبي نيست.

      • 8.1.1
        امیر رضا رمضانی says:

        نگرفتی؟ دارم شوخی میکنم
        بابا برنامه نویسی شوخی نیست که!
        انگار آب نباط سیخیه!
        با یه خط کد که نمیشه یه برنامه بنویسی!
        از همشون گذشته, تک تک خطوتی که داری کد میزنی به هم مربوطن
        مثلا سورس کدا از طریق هدرا به هم مربوط میشن!
        بعدش همه با کمک کتابخونه ها با هم لینک میشن و یه برنامه درست میشه
        آقا روش کامپایلو اول باید یاد بگیره, بعدش بره سر کدنویسی
        من فکر میکنم اگه این طرف کتاب برنامه نویسی رو هم بخونه, بازم نتونه کداشو به هم ارتباط بده!
        مجتبی, تو باید میگفتی که تمام خطوتی که مینویسی به هم مربوتن!
        با یه خط که نمیشه!
        نمیشم که برا طرف کلاس شخصی بزاری اونم مفت!
        بابا قبلش طرف یه کم باید فکر کنه!
        توم زندگی داریا!
        بدون پول که نمیشه شکمو سیرش کرد!

  9. 9
    امیر رضا رمضانی says:

    یادت باشه ها!:
    من سر آیدی طرف یه قرونم نمیدم
    حالا اگه میخوای بخندی آیدیشو بده من تا از خنده دل و رودتو دربیارم

  10. 10
    hosein says:

    آقا مجتبی این فرد خیلی توقع بیجا داشته است شما به دل نگیرید او باید درک کند که شما برای برنامه نویسی و دانش گاهپول داده اید و مفتی صاحب هیچ یک از این علومی که دارید نشدید ببخشید خیلی حرف زدم

  11. 11
    حسین یگانه says:

    ضمن سلام و عرض ارادت محضر دوستان گرامی بنا به گفته دوستان متاسفانه توافقات بین شرکت پکتوس و سازمان بهزیستی در حال گذراندن کارهای نهایی خود میباشد و احتمالا
    نشود کاری هم کرد. بنده امروز با آقای کلایه در سازمان بهزیستی که مسئول این کار میباشند صحبت کردم و ایشان گفتند: اندک تغیراتی انجام شده و قرار هست پس از
    خرید روی سایتی آپلود شود تا هر نابینا یا نیازمند دیگری خواست بدون پرداخت کمترین وجهی آن را دانلود نماید.
    بنده عرض کردم کیفیت این برنامه به اندازه ای نیست که بابتش صد میلیون هزینه شود و آیا بهتر نیست بجای این هزینه بسیار گزاف و این که هر شرکتی برای خود نرم افزاری
    را به بازار عرضه کند کمی هم رو این پول گذاشته و امتیاز هر سه چهار شرکت را در یک جا جم کرده و یک برنامه جامعتر تحویل مردم دهید که در این صورت اگر وجهی هم
    دریافت شود باز جای دوری نخواهد رفت.
    اما باز ایشان به نظر خویش پافشاری نموده و گفتند: من هیچ شناختی در مورد اون برنامه یا سایر متن خوانها ندارم و فقط همین را گفتند که در برنامه ارائه شده صدای
    انسان گذاشته شده و نسبت به سایر نرم افزارها بهتر میخواند.
     
    اما باز ایشان گفتند با این که کار توسط خود کارشناسان نابینا کارشناسی شده است، ما آماده دریافت نظرات همه دوستان میباشیم.
    عزیزانی که تمایل داشتند میتوانند با شماره تلفن: 021/ ,66 ,702 ,001 الی 9 با آقای کلایه تماس گرفته و در این باب نظریات خود را بیان کنند.

    http://istgahesargarmi.tk

    • 11.1

      خوب اگر نرم افزار اینها خوب باشه که حد اقل خدا را شکر میکنیم که به درد بچه های محروم میخوره ولی بازم موضع من یکی همونه که بوده یعنی منظورم اینه که چرا پنج نفر توی تهران واسه صد هزار تا نابینا تصمیم میگیرند؟ چرا ما نماینده نداریم؟ چرا؟
      اگر هم نرم افزارشون افتزاح باشه که دیگه گفتن نداره. بدا به حال همه. هم چوب را خوردیم،، هم پیازها را و هم پول را دادیم.

  12. 12
    پویا آذری says:

    هرگاه واژه توقع را فراموش کردى ، خواهى دید که چقدر دنیا زیباست . . .

  13. 13
    Azizol lahpajoohandeh says:

    درود! مجتبی جون هرکس هر توقعی ازت داشت اسکایپ و شماره مبایل منو بهش بده و بگو این مفتی کار میکنه و وقتشم زیاده! تا شیطون گولش بزنه تا حساب کار دستش بیاد! باور کن من اصلا به کسی نمیخندم!‏.

  14. 14
    سجاد نبی لو says:

    سلام خانم فروغ از شما تو این پست یک جمله عالی یاد گرفتم.تمام آرامشم را مدیون انتظاری هستم که دیگر از کسی ندارم.اما با آن قسمت حرف شما مخالفم که بد برخورد می کنید عصبانی هستید خوب طرف سرش رو بندازه پایین و مودب برخورد کنه که می شه همین توقع بیجا که اینجا بحثش هست موفق باشید نبی لو

  15. 15
    فروغ says:

    جناب نبیلو بعضی از نابینا ها بیش از اندازه از دیگران توقع بی جا دارن. من این حرف ها رو از روی فکر و اطلاع گفتم

  16. 16
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    اقا سلام. ببخشید من سردمه. حد اقل تو این اتاقه یه بخاری میذاشتی. این که دیگه توقع بیجا نیست که. آهان یادم نبود باید پولشو بدم. آقا من اصلً اشتباهی تو این پست اومدم. حد اقل یکی یه لیوان آب دست ما بده. کسی صدای منو میشنوه؟

  17. 17
    سجاد نبی لو says:

    سلام خانم فروغ بله صحبت از توقع بیش از حد نابینایان البته بعضی از آنها را من هم تایید می کنم ولی شما به مجتبی می فرمایید که چنان بد اخلاقی می کنید که طرف راهش رو می کشه می ره انگار که طرف همیشه همین شکلی هست یعنی پر از باروت تا بخواهی باهاش صحبت کنی همچین می خواهد بشه من چنین برداشتی از کامنت شما دارم بد اخلاقی با بعضی ها بهتر از ادای مودب بودن ها رو در آوردن هست تا اینکه بهت بگن طرف باشعوره بگذار صد سال سیاه این رو نگن ولی حالیش بشه که خیلی متوقع هست اون هم از نوع بیجا تشکر نبی لو.

  18. 18

    سلام، مجتبی جون! زیاد سخت نگیر دادا، اگر هرکس توقع بیجا داره به چشم یک آدم ضعیف مریض بهش نگاه کنی که هیچ کاری هم نمیشه برایش کرد، حد اقل خودت از این که به او نه میگی ناراحت نمی شی، که اگر در درونت احساس مسوولیت نمیکردی و از طرفی برای برآورده کردن این توقعات بیجا نمی دیدی که با چه مشکلاتی رو به رو نمی شی، این صحبتها را نمینوشتی، من فکر میکنم شما وقتی این چیزها را مینویسید، از سویی دوست دارید در نهایت ظرفیت به دیگران کمک کنید و از سویی دیگر با هزار مشکل بیرونی مواجه هستید که انجام این کار را برای شما سخت میکند، لذا ناراحت میشوید و کمترین کار این است که توی این محله درد دل میکنید، به شما و همه ی دوستان عزیز، خواندن کتاب روانشناسی اعتراض ترجمه ی مهدی قراچه داغی خدا بیامرز را توصیه میکنم. شاداب باشید، یا علی.

  19. 19
    عمو حسین says:

    در هیچ شرایطی بد اخلاقی پسندیده نیست. اگر کسی توقعی دارد که شما نمیخواهید یا نمیتوانید برآورده کنید خب خیلی مؤدبانه و محترمانه بگویید که این کار اینقدر هزینه دارد, حاضر به پرداخت هستید یا نه. همیشه طوری رفتار کنید که دیگران مایل باشند با شما مرتب در ارتباط باشند و از هم کلامی و هم صحبتی با شما لذت ببرند هرچند که هیچ پاسخ مثبتی به آنها ندهید. این بهتر از آن است که بگویند فلانی انگار از دماغ فیل افتاده و خیلی خودخواه و مغروره. به هر حال اگر به کسی میخواهید, نه, هم بگویید سعی کنید با مهربانی و احترام همراه باشد.

  20. 20
    فریبا says:

    درود, درسته که بعضیها انتظار زیادی دارند ولی باور کنید متأسفانه شما یه اخلاقی که دارید این هستش که یک سؤال کوچیک را هم یا جواب نمیدید یا خیلی با سختی جواب میدید. واقعأ طرف از سؤالش و از اینکه به شما رو زده پشیمون میشه
    شما نباید مغرور به اطلاعات تون بشید.صحبت های عمو حسین کاملأ پسندیده است.

  21. 21
    فریبا says:

    درود, درسته که بعضیها انتظار زیادی دارند ولی باور کنید متأسفانه شما یه اخلاقی که دارید این هستش که یک سؤال کوچیک را هم یا جواب نمیدید یا خیلی با سختی جواب میدید. واقعأ طرف از سؤالش و از اینکه به شما رو زده پشیمون میشه
    شما نباید مغرور به اطلاعات ون بشید.صحبت های عمو حسین کاملأ پسندیده است.

  22. 22
    بهاره says:

    درود و صد درود.
    صحبت های عمو حسین و آقای هاتمی کاملأ پسندیده است.
    شما باید مؤدب و با احترام برخورد کنید نه اینکه با رفتار تون یا لحن بد جواب دیگران را بدید یا اصلأ جواب ندید.مهمچنین که خودتون هم انتظار دارید بهتون احترام بگذارند و درست برخورد کنند.
    شما نباید مغرور به اطلاعات تون بشید.

  23. 23
    فروغ says:

    جناب نبیلو شاید شیوه ی حرف زدن من اشتباه هست چون خیلی از آدما از حرفام چیزی رو برداشت میکنن که به هیچ وجح مقصود من نیست. من میخواستم بخاطر این که مدیر توانایی بداخلاق بودن در مواقع لازم رو داره ازش تعریف کنم. البته خودش به خوبی متوجه شد که چی میخوام بگم. دیگه برداشت های دیگران خیلی مهم نیستت.
    شاد باشید.

  24. 24
    سجاد نبی لو says:

    سلام تو نوشتن کامنت اون هم با تاخیر چند صد ساعته و دم از ادب و شعور کار زیاد سختی نیست و خود را باسواد جلوه دادن کاری است بسیار آسان امید که اینگونه شما باشید که بعید می دونمچرا که گفتن لنگش کن رو همه بلدن تو وقت عمل هست که باید به کار بیاد اینها من نگفتم که بی ادب باشید که من گفتم که زیاد به بعضی ها هم بیش از حد خودشان رو ندهید که شما هم با منموافقید مگه نه به هر حال مهم نیست

  25. 25
    سجاد نبی لو says:

    سلام ممنون که نظرتان رو دقیقا نوشتید آخه اینها خیلی از مواقع آب ریختن تو سر یک آدم درست و حسابی تو زمستون سرد هست به جای درست کردن ابرو چشم و چال طرف رو در میاریم بدون اینکه خودمون رو مقصر بدونیم منظورم با شما نیست از خیلی از این بر و بچ من اینطوری ضربه خوردم که آخرش هم نمی شه اون کسی که همچین چیزی رو گفته از زهن این جماعت نابینا پاک کرد به هر حال ممنون و تشکر نبی لو

دیدگاهتان را بنویسید