خوشحالم که تو امروز یازده سالت شد!

خوشحالم که تو امروز، امشب، یازده سالت شد. یک سال به بزرگ شدنت نزدیکتر و یک سال از معصومیتت دورتر شدی. طوری نیست. همین که هستی، همین که در زندگی جریان داری و پیشرفتت روز به روز مایه ی افتخار خودت، مایه ی افتخار من و شاید مایه ی افتخار دیگرانی میشود کافیست. همین که با وجود محرومیتت از درک مفهومی به نام پدر، باز به سمت سعود در حرکتی، همین که بدانم دستهای کوچکت از همین حالا به دنبال کوچک کردن مشکلات بزرگند برایم بس است. همین که بوی عطر تازه خریده شده ات را از پس گردنت و از دور گوشهای همیشه خواستنیت میشنوم برای من بس است. منی که اتفاقی وارد زندگیم شدی و خواستی که باشم برای تا مدتی نامعلوم کنارت. تا پایان مدتی که دیگر شاید به من یا پولهایم یا محبتم یا به همه ی متعلقاتم هیچ نیازی نداشته باشی. تا پایان مدتی که فعلا برای من بیپایان و دلهره آور است و نمیدانم کدام یک از این روز هاست که باید بر خلاف میلم، تمام لذت هایی که از سهیم بودن در رشد تو تجربه کردم را جایی شاید در باغچه ای چال کنم و به فکر یک نهال نو باشم که شاید اگر ذره ای شکل خودت باشد.

تقدیم به خودت از جنس نور

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 Responses to خوشحالم که تو امروز یازده سالت شد!

  1. 1
    زهره says:

    یعنی کی فکر کنم بچه برادرت رو گفتی
    منم خاهرم امروز تولدش بود
    به هرحال که ایشلا صد ساله بشن

  2. 2
    نسیم says:

    تفلدِ کیه؟ اگه مجلس زنونس بوگو لباس خوشگلامونو بپوشیم :دی

  3. 3
    taranom says:

    سلام
    تولدت هرکس که بوده مبارک باشد چون برایتان عزیز است

  4. 4
    ثنا says:

    سلام سلام سلام منم منم منم تبریک میگم بهش مبارک مبارک تولد هه خب بسیار عالی با امیدُ آرزوی موفقیت همیشگی در زندگیش و همچنین آقا معلمش امیدوارم درست حدسیده باشم

  5. 5
    Adasi says:

    سپاس! درود بر گلها!درود بر گلهای یاس و داوودیو محمدی و صدپر و لاله عباسی و زبان خارسو معروف به کاکتوس! سلام و درود فراوان به همه ی گلهای جهان که با بوی خوش آنها ما شاد میشویم ،‏ سلام به گلی که ‏11سال تولد و رشدش را جشن میگیریم! سلام به مجتبی که با گلها شاد میشود و برایشان جشن تولد میگیرد! سلام به گل روذ سلام به گل مریم سلام به گل شببو! امیدوارم همگی گل باشید ولی عمرتون مثل گل نباشه!مجتبی جان تو خودت گلی،‏ تو آنقدر گلها را دوست داری که زمان کودکیت حتی گلهای قالی را هم آب میدادی اکنون کارت به جایی رسیده که برای گلها جشن تولد میگیری!همیشه خوش باش و با گلها خوش بگذران!‏

  6. 6
    علی اکبر حاتمی says:

    سلام، مبارک باشه. من حدسیدم تولد کیه ولی نمیگم شاید راضی نباشی، البته نمیشناسمش ولی فکر کنم فهمیده باشم قضیه چیه! فقط هزار تبریک به مناسبت تولدش و میلیون ها مرحبا به خودت.

  7. 7
    نخودي says:

    تولد تولد تولدش مبارك “هزار بار تبريك” خدا پدر دوست 11 سالتون رو هم رحمت كنه خيلي سختِ بي پدر بودن و ان شا الله بتونه در آينده اوني بشه كه اگه پدرش زنده بود براش آرزو مي كرد و خودش هم مي خواد بهش برسه، خب كيك تولد رو هم خودتون دو تا هاپولي هاپو كرديد … نوش جونتون … ما هم برا خودمون مي ريم يه گنده ترش رو مي خريم دلتون آب 🙂

  8. 8
    زهره says:

    وای من چقدر بدم میاد تو خماری باشم هاهاها
    گفتم حد اقل یکی از شاگرداته ولی انگار اینطوری نیست اصلن شاید یه شی هست تو اینطوری توصیفش کردی
    میدونی شاید نهاله خخخ
    شاید مثلن یه سپرده هست که تو یه چنین روزی سپرده گذاری کردی البته نمیدونم به آدم بیشتر میاد ولی یه طوریه

  9. 9
    Adasi says:

    سپاس! آهاااااااایییییییییی مجتبیییی زودباش بیا اینجا ،با زبون خوش بیا بگو پلیس درست حدس زده وفقط گلها هستند که سر و گردن و گوشهاشون بوی خوش داره! بیا بگو که فقط گلها هستند که دستهای کوچولوشون بزرگ میشه و خوشبو میشه!‏

دیدگاهتان را بنویسید