یکم حرفامو گوش کن. یک آهنگ دانلود کن.

خانم عزیز. آقای گرامی. برو یکم عقب ای بابا. این کارها یعنی چه. خجالت داره.
از شما بعیده.
آقا نزن. تو رو جان چشمک نزن. آقا نزن اون را.
ای بابا خودت نمی زنی نده دست خانم بزنه.
نزن برچسب را.
برچسب عصبانیت را روی من نزن. می زنم کل برچسبهایت را می ترکونم ها.
بترکی که همش برچسب به من بدبخت می زنی مگه من تیر چراغ برقم که هی هرچی می خواهی به من می چسبونی
بابا من چشمکم پستهایم در این محله حنوض که حنوضه هست چرا فکر می کنی من تیرم
آقا تو رو خودا توی اسکایپ اینقدر به من نگوید مگر با مجتبی مشکل داری که دیگر پست نمی دهی. آخه چرا من باید با مجتبی مشکل داشته باشم مگه چی شده که ما باید با هم مشکل پیدا کنیم. بابا اگه من پستی ندادم دلیلی بر نارحت بودن من از مجتبی یا هر کسی دیگر در محله نیست
اصلا بگذارید قصه پست دادنم را بگویم که خیال خودم و شما را راحت کنم.
یکی بود یکی نبود غیر از مجتبی توی این محله به جان خودم اون اولی هیچ کس نبود.
بابا من یک روزی آرزو داشتم که برای دوستانم کاری بکنم مثل برخی دوستانم که کامپیوتر بلد بودند و به بقیه یاد می دادند من هم چنین آرزویی داشتم رفتم چنتا پست زدم توی چنتا گروه نابینایان خوب دلم را نگرفت به قول قدیمی ها. یک باره با گوش کن آشنا شدم چند باری که ازش بازدید کردم ازش خوشم آمد موضوع آموزش را با مجتبی در میان گذاشتم و خلاصه با صدتا بدبختی فایلها را به دستش رساندم اون هم کلی استقبال کرد و گذاشت روی سایتش.
آره دیگه این طوری شد کم کم چنتا آموزش نوشتنی و چنتا صوتی درست کردم گذاشتم که خوب به حال برخی دوستان مفید واقع شد و به حال برخی مضر.
به هر حال من به آرزویم رسیدم چرا که همین چند روز پیش بود که یک خانم از شیراز زنگ زد و در مورد ازدواجش با من صحبت کرد. در واقع مشاوره پیش از ازدواج می خواست. من هم یک ساعتی باهاش صحبت کردم.
دیگه یک آقای هم یک ماهی پیش زنگ زد برای ازدواجش کتاب می خواست تا بخونه بهش معرفی کردم و چنتا از همین هم محله ای های عزیز که توی اسکایپ یا حضوری یا تلفنی با هم صحبت کردیم خوب این هم آرزوی من بود دیگه چی کارش کنم.
به هر حال این آرزو بر آورده شد حالا من دیگه رفتم سراغ آرزوهای دیگر که امید وارم به آنها هم برسم. به سایت سر می زنم کامنت می گذارم و کلی حال می کنم
بعضی شبها با بچه ها توی اسکایپ صحبت می کنیم و گاهی هم هم را می بینیم.
در آینده هم اگر چیزی به ذهنم رسید طنزی چیزی خاطره ای همایشی جایی بهتان پست می زنم. توی کنفرانسهای گوش کن هم می آیم.
به هر حال شاید دیگر آموزش نگذارم ولی با مجتبی هیچ مشکلی ندارم باور کنید نه با مجتبی نه با هیچ کس دیگر
راستی آقای حاتمی دمتان گرم بورسی که گفتید خیلی به من که حال داد پانصد هزار تومان گذاشتم در کمتر از یک ماه صد و پنجاه هزار سود گرفتم هاهاهاها
اگر ده میلیون می گذاشتم می شد سه میلیون فکر کن دیگه کی می رود سر کار اگه همیشه این طوری باشه
البته حواستان جمع باشه من الکی این پول را هرتکی نگذاشتم ها. برادرم مدیر ارشد حساب داری است هر روز هم دستش در بورس است می داند چه شرکتی سودش بالا می رود چه شرکتی پایین با اون همکاری کردم ها . خوب هر کسی چشمک نمی شود دیگه چی کارش کنم
دیگه براتون بگم که دارم پرپزال می دهم این استادها هی کرم می ریزند هی رد می کنند اما آخرش می دهم برام دعا کنید
کار عملی این ترم خیلی سخت بود درمانی جدید
درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش که استاد خودمان اولین کسی بوده که زیر نظر طراح آن آموزش دیده است را بهمان آموزش داد. من هم ازش اجازه گرفتم روی یکی از بچه های خودمان اجرا کردم خیلی شیرین است بر خلاف cbt که خیلی کمال گرایانه است
خلاصه که یک آهنگ در پایان این پست می گذارم هدیه من برای شب یلدا. خوشتان نیامد بببخشید
اینجا
خدایا تا کی یلدا را بی یار به سر کنم. برسان آن زیبا روی را که از دوریش در عضابم
ولی جان خودت کسی را نرسانی که تازه یک عمر عضاب بدهد ها
تا بیاید برساند یار را سر را بیار جلو
مووووچ
مرسی

درباره cheshmak

من محمد جواد خادمی متولد سال 67 هستم. از دو سالگی بر اثر تومور مغزی که دیر تشخیص داده شد نابینا شدم. پس از تحصیل در ابابصیر اصفهان در دبیرستان عادی و سپس دانشگاه فولاد شهر تحصیل کردم. هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد بالینی دانشگاه نجف آباد می باشم. آدمی رک هستم که دوست دارم دیگران من را به خاطر خودم دوستم داشته باشم. راستی مجردم
این نوشته در شعر, صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

23 Responses to یکم حرفامو گوش کن. یک آهنگ دانلود کن.

  1. 1
    زهره says:

    خوش به حالت منم میخام بیام داخل بورس داداشت پارتی ما نمیشه هوامونو داشته باشه؟
    اول تا بعد آهنگرو هم نمیتونم دانلود کنم لپتاپم میسوزه
    هاهاهاها
    شوخی کردم این Internet Download Manager من مشکل پیدا کرده
    راستی بچه ها چشمک گفته میخام شیرینی نوتبوکمو بدم پیتزا هم میخاد بده خوب فرصتی هست از دستش ندین
    فقط چون ظرفیت کمه الویت با اونایی هست که زودتر ایمیل زدن به خودش ایمیل بزنید فکر کنم یادش رفته داخل پستش بگه من دیدم نکته مهمیرو فراموش کرده گفتم متذکر بشم

  2. 2
    taranom says:

    سلام چشمک جان خودت را ناراحت نکن بیشتر ما انسان ها عادت مون است در مورد هر چیزی که دلیل اصلی آن را نمی دانیم برداشت های خودمان را به زبان آوریم و منفی بافی کنیم .آهنگ را هم دانلودش کردم و گوشیدم جالب بود لطفا بگو خواننده چه کسی بود؟ مرسی

  3. 3
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    سلام. نه تو متوجه نیستی. تو با مجتبا مشکل داری. تو داغی نمیفهمی. ولی مشکل داری. یه کم دقت کن؟ دیدی مشکل داری؟ مجتبا جان بریونیه فعلً زحمتش افتاد گردن چشمک. کلی مایه داره برای خودشها. ببین اگر ماهی سه میلیون تونستی بگیری به من هم بگو من ماهی پونصد از سه تومنم رو میدم به تو. راستی تو اخیرً با دوستت دست در دست نرفتی اصفهانگردی بعدش زیر هواکش کله پاچه ای وایسی بعدش بری پیتزا بخورید و یه سکوت طولانی بینتون پیش بیاد بعدش تو نذاری اون حساب کنه خودت حساب کنی؟ سس رو هم بگو خودت ریختی یا طرف برات ریخت. خلاصه نپیچونیها اگر قراره شیرینی بدی.

  4. 4
    mohsen says:

    با درود خدمت چشمک عزیز بابا حسابی سرت شلوغ شده هااااا
    وقت نداری اصلا!
    من فقط خواستم در مورد آهنگ بگم با بقیش کار ندارم
    گیتار خوب میزنی ولی در مورد خوندنت باید بیشتر کار کنی
    هنوز فالش یا همون خارج میخونی و خیلی محسوسه بعضی جاها
    ولی در کل آهنگ قشنگیه
    میشنومت بعدا بای

  5. 5
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    سلام.
    من به نتیجه رسیدم تو به عمد هنوز رو مینویسی حنوض!
    ولی آخه چرا!
    نه. چرا واقعا!
    راستی! یه چیز دیگه!
    گفتی زنگ زد در مورد ازدواجش با تو, حرف زد؟
    خب مبارکه ایشاللاه!
    هان؟!
    چی؟!
    فهمیدم! زنگ زد با تو در مورد ازدواجش حرف زد!
    هان! این خیلی فرق میکنه!
    بابا! درست مطرح کن!
    همین الآنشم دندونتیز کردن برا شیرینی نوتبوک!
    اون وقت تو بی احتیاطی میکنی یه جوری جملهت رو میگی که کلی خرجت بره بالا!

  6. 6
    زهره says:

    وای چقدر آهنگت… … …. ….
    جاهای خالی رابا کلمات داخل مغزتان پر کنید!!!!

  7. 7

    ناراحتم که همه وقتی کلاسشون میره بالا محله را یادشون میره از جمله تو چشمکی.
    مث پولدار هایی که دیگه پایین شهر را نگاه نمیکنند.
    خوب. که دیگه پست نمیدی. نه؟ باشه. طوری نیست. اصل روانشناسی میگه واقعیت را بپذیر و باهاش کنار بیا تا بهت سخت نگذره. انگار ما هم باید همین کارو بکنیم.

  8. 8
    cheshmak says:

    نه بابا کلاس کدومه
    آخه یک چند وقتی پستهای من با مشکل روبرو می شد انگار بحث به حاشیه می رفت چند بار خواستم حرفهایم را بزنم ولی خوب بی خیال شدم گفتم باید بگذارم کمی وقت بگذرد شاید آرام بشم بتونم خودم را بهتر کنترل کنم حالا وضعیت بهتر از قبل شد
    وگرنه که مدیر جونم تو همیشه حمایت کردی همه چیزها را
    حتما آموزش را هم هستم بعد از امتحانات دوباره با بحثهای باحال حتما

  9. 9

    ایول. انگار اون قدری که فکر میکردم بیوفا نیستی. حااال دادی بدجور و اساسی!

    • 9.1
      cheshmak says:

      نه آخه بعضی وقتها باید به خدا یکم دور شد اگر قرار باشه به جای یاد گرفتن. شاد کردن. با هم بودن و این ها به هم بپریم که فایده ای ندارد. برای همین باید بعضی وقتها یکم هم ننوشت وگرنه که وقتی فضا داری و حق انتشار پست داری چرا ننویسی
      نوکرتم

  10. 10
    زهره says:

    ببین آخرش کاری کردی بگم متأسفم چشمک متأسفم
    مغزش نرسید یا به مغزش نرسید
    یه مروری بکن روی کامنتهایی که جواب میدی اشتباه تایپی زیاد داری 0 بهت میدم 0
    بگو ببینم چپ کدومه راست کدومه هان
    ببین ببین بلد نبودی
    just a kidding
    نری بزنی تو دیکشنریهااااا خب!

  11. 11
    زهره says:

    چشمک اخمو
    یه موقع فکر نکنی یه چیزی پروندم به خارجکی گفتم شوخی کردم اصلن این دفعه خلقت پایین بود تیپ 4 شده بودی خخخ
    اصلن حالا که اینجوری شد ایشلاChicken Pox بگیری
    دیگهه اگه واست نظر گذاشتم

    • 11.1
      cheshmak says:

      خخخ به قول خودت
      آخه اون وقت می خواستم جوابت را بنویسم یکم ترسیدم نکنه چیز خارجکی بدی نوشتی ولی بعد از بچه ها پرسیدم گفتند یعنی چه بعد دیگه یادم رفت بیام جواب بدم
      ببخشید
      ببخشید
      اصلا تو نظر ندی من دیگه پست نمی دهم
      خخخ

  12. 12
    Adasi says:

    سلام! برو بابا توم با این آهنگت:‏ من اولین نفر بودم که دانلودیدم و گوشیدم چون شاد نبود و فقط دلنگ دلنگ میکرد ولش کردم و رفتم سراغ پست مجتبی که با حالتره،‏ آخه دلنگ دلنگم شد آهنگ؟!هاهاهاهاهاهاهاهاها

  13. 13
    ghanbar says:

    درود
    مرحبا بر این چشمک !بعد از گوشیدن کنفرانس شش و مسئله دوست یابی ! و فهمیدن اینکه اونائی که بنا به نیازها و آرزوهایشان با آدم دوست می شوند بعد از مرتفع شدن نیازشان یادشان می رود که دوستی هم هست و دوستی ، البته در کامنت ها اعتراف کردی که نوکرد مجتبی هستی و باعث خوشحالی من که هستی .ضمنا شجاع تر از قبل شدی درست مثل اینکه دور شدن موقتی ات موجب آرامش و آسایش شما شده .دقیقا بمنظور متوجه شدنت اشاره می کنم به درج کلمه ببخشید ببخشید ! که واقعا دمت گرم .خیلی نحوه نوشتن و بالا بردن ظرفیت در ارتباط با همنوعانمان نقش دارد .
    جواد جان کمی حساسیت آژیر خطر را پائین بیاور بعد خواهی دید که بچه ها همه اشان مثل هم و همچنین شما هستند ، هم نیاز دارند و هم نیاز داریم با هم .و اگر مباحث نباشد نتیجه هم متجلی نخواهد شد .
    راستی جواد جناب درفشیان چی گفتند آنقدر یواش گفتند که من نفهمیدم ها .اینو من به شما و مجتبی قول می دهم که خبری باشد من برای بهره جستن از آن به اصفهان می آیم مگر یک جواد بیشتر در محله داریم .تو آنقدر نادر هستی که برای کسب شیرینی نادر باید کمر همت بست .
    بیا ،باش ، عاشق شو ، عاشق بمان و عاشقان را چراغ باش .

  14. 14
    cheshmak says:

    عزیز ببین کلمه ببخشید را برای زهره اگر منظورت هست به معنای معذرت خواهی ننوشتم بیشتر جنبه طنز داشت چون اصلا کامنت اول هم به معنای درگیری با زهره نبود
    من زهره را می شناسم بارها هم را ملاقات کرده ایم کاملا با اخلاق هم آشناییم اصلا هیچ مشکلی با هم نداریم حرفهای عادی ما این طوری است
    خوش باشی به خ قول مجتبی

دیدگاهتان را بنویسید