زود قضاوت کردن

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه…   من اولینبار که تو گوش کن مطلبی مینویسم موضوعی که در نظر گرفتم زود قضاوت کردنهتا حالا شده در مورده کسی مثلا دوستتونزود قضاوت کنید هالا ممکن در موردهش حرفی از دیگرون شنیده باشید مثلا شنیدید که دوستتون پشته سرتون حرف زده یا اینکه دوستتون فلان کارا کرده… حالا میخوام ازتون بپرسم که عکس العملتون تو این جور مواقع چیه؟ از اونایی هستید که زودی اون چیا که شنیدنا باور میکنن؟ بدونه اینکه به گذشته اون دوستشون توجه کننبدونه اینکه فکر کنن و  اطمینان پیدا کننه….. یا از اونایی هستید که همیشه جنبه مسبتا در نظر میگیرن و تا مدرک کافی نداشته باشن  در باره کسی زود قضاوت نمیکنند؟…. ایکاش جزوه گروه دوم باشید…  زود قضاوت کردن حالتهای مختلفی داره مثلا زود قضاوت کردن دربرخورد با   رفتار کسی که اصلا نمیشناسیمش.

پس زود قضاوت نكنيد. زود به انتهاي قضيه نرسيد و يكه به قاضي نرويد يا در ميان صحبتها مدام دنبال درست و غلط نگرديد. قبل از نتيجه گيري كردن در مورد حرفهاي ديگران كمي فكر كنيد ؛ خصوصا اگر ميدانيد اين صحبت فقط از يك احساس زود گذر نشات ميگيرد

دراین راستایک حکایت میگذارم امیدوارم که درس عبرتی باشد و دیگر زود قضاوت نکنیم. 

مرد مسني به همراه پسر22 ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالي که مسافران در صندلي‌هاي خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر 22 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هيجان شد. دستش را از پنجره بيرون برد و در حالي که هواي در حال حرکت را با لذت لمس مي‌کرد فرياد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت مي‌کنن. مرد مسن با لبخندي هيجان پسرش را تحسين کرد.

کنار مرد جوان، زوج جواني نشسته بودند که حرف‌هاي پدر و پسر را مي‌شنيدند و از حرکات پسر جوان که مانند يک کودک چند ساله رفتار مي‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هيجان فرياد زد: پدر نگاه کن درياچه، حيوانات و ابرها با قطار حرکت مي‌کنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزي نگاه مي‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روي دست مرد جوان چکيد.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هايش را بست و دوباره فرياد زد: پدر نگاه کن باران مي‌بارد،‌ آب روي من چکيد.

زوج جوان ديگر طاقت نياورند و از مرد مسن پرسيدند: ‌چرا شما براي مداواي پسرتان به پزشک مراجعه نمي‌کنيد؟

مرد مسن گفت: ما همين الان از بيمارستان بر مي‌گرديم. امروز پسر من براي اولين بار در زندگي مي‌تواند ببيند. خب دوستان عزیزم امیدوارم از این موضوع خوشتون اومده باشه اگه نظری دارید حتما بگید ممنون….. فقط این جمله آخرمم  بخونید….////  «اگر ضروری است که نظر دهی اما ضروری نیست که محکوم کنی، پس محکوم نکن.حداکثر به تأیید نکردن بسنده کن… بدرود

درباره عبّاس هاشمی

سلام این جانب عباس هاشمی نیمه بینا متولد بهمن 1368 از استان اصفهان و دانشجوی ارشد در رشته حقوق خانواده. از جمله فعالیتهای اجتماعی این جانب, از اعضای هیات مدیره ی انجمن روشنبین اصفهان از سال 1394. سابقه ی فعالیت در رشته ی دو میدانی در تیم اصفهان از سال 84 تا 88 و از سال 88 بصورت حرفه ای در رشته ی گلبال, از اعضای تیم گلبال بهزیستی اصفهان از سال 90 تا 92 و 93 تا 96 تیم ابابصیر اصفهان و کسب مقام های کشوری در هر 2 رشته ی ورزشی.
این نوشته در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

17 Responses to زود قضاوت کردن

  1. 1
    زهره says:

    هوووورااااا یه گلبالی دیگه خوش اومدی
    ایول مطلبت قشنگ بود آفرین
    آقا اجازه ما به خدا جزو دسته ی دومیم به جون خودم جدی میگم
    راستی آقا اجازه یه چیزی بگم البته اخلاقت ورزشیه مطمئنا ناراحت نمیشی ببین مثبت نه اونی که شما نوشتی راستی اصفهان اولیرو اشتباه نوشتی بقشمید
    ولی مرسی مرسی مرسی قشنگ و به جا بود
    ایشالا وکیل بشی
    پولدار بشی تازه ایشالا اول بشین تو گلبال
    فکر کنم اولولولووووولللوووولللوووول

  2. 2
    فاطمه says:

    سلااااااااااام, خیلی قشنگ بود

  3. 3
    cheshmak says:

    دمت گرم وکیل پایه یک
    بابا یک چیز حقوقی بنویس این هم خیلی باحال بود
    من جزو دسته نمی دونم چندم هستم

  4. 4
    یلدام says:

    مفید بود
    ممنون
    کلا زود قضاوت نمیکنم اینطور از سلامت روان بهتری برخوردار میشمسعی میکنم نزارم اطرافیانم منو درگیر حاشیه بکنن.نمیزارم پالس های منفیشونو به من الغا کنن

  5. 5
    Ali rahimi says:

    Salam. Ali rahimi beh toh me gooyad: Khosh amadi. Jaleb bood. Omidvaram dar tamameh marahel zendegiat movafagh bashid.

  6. 6
    عباس هاشمی says:

    سلام علی آقا تشکر امیدوارم تو هم تو زندگیت موفق باشی

  7. 7
    شبرنگ بی فروغ says:

    درود به همه بله عالی بود عالیتر هم از اون زود قضاوت نکردن هست امید که اینگونه باشم

  8. 8
    \\الهه says:

    آقا ناراحت نشو اصفهاناتو چک کردم درست بود

  9. 9
    ghanbar says:

    درود
    خوش آمدید ، هر چند که خواننده بی صدا بودید .اما از مطالب حقوقی شما امید وار هستم بهره مند بشویم .مطلب بسزا و جالبی بود خیلی با عنوانش فکر کردم که مجتبی نوشته اما بعد مجتبی ننوشته بود ! به دلیل مواجه شدن با مسئله ای که آنی بود و متحمل ضرر و زیان از نوع فشار روحی شدم این مطلب را می پسندم برای من بجا بود دوست عزیز من .
    اما بعد …
    به دلیل شروع برای زود قضاوت نکردن ! می شود به من بگوئید که چطور می شود فردی بعد از اولین دیدنش درخت را بداند ،دریا را بشناسد ، ابر را دریابد ،باران را و همه اینها درست برای اولین بار باشد و پدر پیرش هم فقط لبخند بزند !
    اما دوست من می شود همه اینها را با احساس خوب داشت ،فهمید ، لذت برد و درسی شد برای همه افرادی که زود قضاوت می کنند .
    برای من واقعا مفید بود مطلب شما و مناسب اوضاع واحوالات من .
    ببخشید مطلبف را برداشتم برای وب خودم راضی که هستید .

    • 9.1
      عباس هاشمی says:

      درود به شما دوست عزیز وگرامی . اول ممنونم که خوندیش و خیلی کامل حرفتا زدی. در جوابت میشه گفت که شاید از قبل برای اون جوان این چیزا را توصیف کرده باشن ….. مهم اون نتیجه ای که شما از این مطلب گرفتی… از نظر من هیچ اشکالی نداره که مطلبا کپی کنی اما اصل اجازه آقا مجتبیست .

  10. 10
  11. 11
    بانو says:

    سلام و کلا که این پست رو می پسندم …. آقا زود قضاوت نکنید که جدا زود قضاوت کردن خیلی بده … گاهی جدی آدم رو اساسی شرمنده می کنه ….

دیدگاهتان را بنویسید