من شاکیَم، شاکیَم، شاکیَم

سلام.
همین سلامش هم به خاطر این کردم که نگن بی ادبه.
خیلی از دست شما آدمها عصبانیَم.
خیلی.
بابا مگه من بیچاره چه بدی به شما کردم که هر اتفاقی میفته کاسه کوزش رو سر من بدبخت میشکنید.
چی؟
چی گفتی؟
من کیم؟
خب معلومه دیگه. من یه کلاه بدبخت بیچاره هستم.
من نمیفهمم اگر من نبودم شما آدمها تقصیرات خودتون رو میخواستید گردن کی بندازید آخه.
بابا طرف دار و ندار خودش رو از دست میده میاد میگه من رو گذاشتن سرش. خب یعنی چون من رو گذاشتن رو سر و کله ی جناب عالی شما اموال گرامیتون رو از دست دادید؟
بعد تازه این که چیزی نیست. خیلی وقتها همین دوستمون میگه که کسی که پولش رو خورده من رو برداشته. یعنی کلاهش رو برداشته. من بیچاره نفهمیدم هنوز که اگر روی سر ایشون باشم ایشون ثروتشون رو از دست میدن یا نباشم. شما آدمها خودتون هم نمیدونید با خودتون چند چندید.
حالا اصلً این به کنار. من بدبخت بابام حقوق خونده، بابا بزرگم داروغه بوده، آخه نامردها من بدبخت از قضاوت چی میدونم که همش من خاک بر سر رو قاضی میکنید؟ تازه پولش رو هم که نمیدید لا اقل دلمون خوش باشه.تازه خیلی وقتها که من رو قاضی میکنید نمیدونم باید اینطور قضاوت کنم که کلاه سرتون گذاشتن یا کلاهتون رو برداشتن. خودم هم دیگه قاطی کردم از دست شما آدمیزادها.
دیگه کارایی اصلیم رو فراموش کردم. بابا من همین که توی تابستون نذارم آفتاب چشماتون رو اذیت کنه یا توی زمستون نذارم کَلَتون یخ کنه یا روی موتور یا سر کارهای ساختمونی من ایمنی بذارید سرتون که آسیب نبینید یا دوستان روشنسر یا همون کچل خودمون این کله ی تاس مبارک رو از انظار عمومی مخفی بفرمایند تا نور چشم خلق الله رو اذیت نکنه، باید کلی به خودم افتخار کنم.
حالا این که چیزی نیست. یه سری هستن که تا یه کسی رو میخوان بازخواستش کنن یا بهش تیکه بندازن بهش میگن کلاهش رو بذاره بالاتر. آخه بابا مگه از سر بالاتر هم هست؟ من کجا باید مستقر شَم دقیقً؟ این رو اگر برام توضیح بدید ممنون میشم. فکر کنم دیگه استخوانهای نوه ی نوه ی نیوتون هم توی گور پوسیده. پس نتیجه میگیریم که قانون جاذبه هم کشف شده. پس من چه طور باید با فاصله از سر مبارک شما وسط هوا و زمین چارچنگولی بمونم؟
تازه خیلی وقتها وقتی طرف یه کاری که در توانش نیست انجام میخواد بده یا کُلً در حد کاری یا کسی یا چیزی نباشه بهش میگن این کلاه برای سر تو خیلی گشاده. بابا آخه کدوم دیوونه ای کلاه گشاد میذاره سرش که این رو میگید؟ تازه خیلی وقتها به اون آقاهه که دار و ندارش رو باخته بود میگن که کلاه گشاد سرش گذاشتن. دیگه این یه مورد رو درک نمیکنم. من باید قاضی بشم که ببینم کلاه این دوستمون رو برداشتن یا کلاه گشاد سرش گذاشتن که اگر هر کدوم از این دو حالت باشه نتیجش یکیه که نفهمیدم پس قضاوت میخواست چی کار.
به هر حال این دوستمون یا کلاهش رو برداشتن، یا کلاه سرش گذاشتن که کلاه گشادی هم هست و در نتیجه باید کلاهش رو قاضی کنه و در نتیجه کلاهش رو هم بذاره بالاتر و کلاهی که اندازه ی سرش نیست رو سر مبارک نذاره تا کسی مال و اموالش رو بالا نکشه.
خداییش این همه میرید پول گاوصندوق و دزدگیرهای آنچنانی میدید که چی بشه. خب یکی از دوستای من رو البته به سایز سر مبارکتون بخرید و اون رو صفت بچسبید تا باد نبَرَدش. من نمیدونم این که من رو باد ببره یا نه چه ربطی داره به این که پولش رو از دست داده. خداییش خودتون میفهمید دارید با من چی کار میکنید. این همه کار از من میکشید خب لا اقل 2 3 سال یه بار بازنشستمون کنید آخه. بابا خیلی از همکارای من توی مراسم ازدواج صاحبشون بودن و الآن همچنان در مراسم ازدواج نوه ی ایشون هم با ایشون محشور هستن.
خلاصه اومدم بگم که من راضی نیستم. از شرایطی که برامون ساختید. از تُحمَت هایی که بِهِمون میزنید. از کارهای سختی که ازمون میخواید راضی نیستم. یه بار هم خودتون شهامت داشته باشید از خودتون مایه بذارید و کاری که کردید رو گردن بگیرید. خیلی راه دوری نمیره ها. به هر حال من از شرایط موجود راضی نیستم.
من شاکیَم، شاکیَم، شاکیَم.

شهروز حسینی

درباره شهروز حسینی

سلام دوستان. من شهروز حسینی، متولد 21 فروردین 1368 در تهران هستم و از همون بدو تولد دیدم که نمیبینم. تحصیلاتم رو تا پیش دانشگاهی در مدرسه ی شهید محبی گذروندم و پیش دانشگاهی رو تلفیقی خوندم. فارغ التحصیل رشته ی فلسفه ی غرب در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد واحد تهران شمال هستم. صنایع دستی معرق کاری و سفالگری و قالیبافی رو تا حدود زیادی یاد گرفتم. پیانو هم میزنم. سال نود یکی از پایه گذاران کانون نابینایان حس اول در فرهنگسرای معرفت در تهران بودم که به دلیل عدم حمایت لازم از طرف شهرداری منحل شد. اول بهمن نود و پنج، با یکی از همنوعان و هم محله ایهای خودمون، یعنی پریسیما ازدواج کردم. یه پرسپولیسی 2 آتیشه هستم و غذای مورد علاقه ی من هم فسنجونه. کسایی هم که میخوان از طریق اسکایپ با من در تماس باشن آیدی من اینه. hosseinishahrooz25 ایمیلم هم هست: hosseinishahrooz@gmail.com امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم. مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
این نوشته در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

77 Responses to من شاکیَم، شاکیَم، شاکیَم

  1. 1
    زهره says:

    درود
    خیلی با حال بود
    ولی خدایی من که خیلی دوستش دارم یعنی امسال خیلی بیشتر دوستش دارم من یه دونه با خانمش خریدم یعنی با شال هر دفعه ای سردرد میگرفتم ولی الآن نه فقط بدیش اینه که میاد رو گوشام دو معلولیتی میشم
    جمله بندیمنو وای وای
    مقسی قشنگ بود
    اوووولوووولووووللوووولوووووللوووول

  2. 2
    پریسا says:

    سلام.
    وااای! معذرت می خوام از این جناب کلاه. می دونم، درست نیست آدم به درد دل کسی بخنده. ولی من.
    وای خدا! با عرض معذرت مجدد از این جناب کلاه من حسابی خندیدم. البته نه این که به دردش گوش ندادم. فقط همدردیم همراه قاه قاه بود. عذر خواهی می کنم. چی بگم؟ این هم دردیه واسه خودش. یکی که زبون پوشاک رو بلده از طرف من به ایشون بگه من واقعا متاسفم. ولی جدی این اصطلاحات از کجا اومده؟ مثلا چرا به جای این که بگیم کلاه سر طرف گذاشتن نمیگیم بارونی تنش کردن؟ یا مثلا کفش پاش کردن؟ یا دستکش دستش کردن؟ به نظر من هم باید این مدل اصطلاحات بین پوشاک مختلف تقسیم بشه تا هم بار جناب کلاه سبک تر بشه و هم بقیه از اصطلاحات آدم ها بی نصیب نمونن و احساس فراموش شدگی در کلام آدمیان بهشون دست نده.
    اگر بخوام همین طور ادامه بدم تا فردا می تونم آسمون ریسمون بنویسم و این درست نیست و محله گناه داره. پس:
    ایام به کام همگی، حتی این جناب کلاه شاکی.

    • 2.1
      شهروز حسینی شهروز حسینی says:

      سلام پریسا. پوشاک دیگه هم بینصیب نیستن. مثلً چندتا پیراهن بیشتر پاره کردن، شلوارش دوتا شده، پاشو کرده توی یه کفش، پاتو توی کفش من نکن. تزه یکی دیگه هم درباره ی کلاه یادم رفت بنویسم. میگن طرف سرش بیکلاه موند. موفق باشید.

  3. 3
    محمود رضا says:

    عالی بود به قولی دایره واژگانت خیلی وسیع هست

  4. 4
    مسعود says:

    سلام کلاه جونم.
    خب راستش باید بهت بگم من از تو و اون رفیقت دستکش خیلی خوشم نمیاد.
    ولی حسسابی خندوندیم دمت گرم.
    راستی من با خودم دو یک عقبم.
    سومم زیاد بد نیست.
    میخخخخخخامت.

  5. 5
    مرضیه says:

    سلام. انصافً زیبا و دلنشین بود این یکی دیگه هیچ جایی برای انتقاد نداره. نفس و قلمتون گیرا.

  6. 6
    امیر رضا رمضانی says:

    کلاه جون ناراحت نباش!
    مردم زیادی حرف میزنن!
    کسی گفت سرش بیکلاه موند, بگو بره یه کی بخره تا کلاهدار بشه!
    یا مثلا کسی گفت کلاهشو باد برد, بهش بگو برو بگو باد بیاردش
    یا کسی گفت کلاهش بالاتر از سرشه, بگو شما لطف کنید دست مبارکو بیارید و اون کلاهو بکشید پایین تا بیاد رو سرش!

  7. 7
    امیر رضا رمضانی says:

    بردارن بهتره
    چون جناب عالی یه استراحتی میکنی!

  8. 8
    Adasi says:

    درود!راستی از کلاه گیس برای کچلها نگفتی!از کلاهک هسته ای هم نگفتی!

  9. 9
    امیر رضا رمضانی says:

    شهروز جان نترس! بگو کلاه بیاد کامنت بده تا حال خودش جا بیاد!
    من حال و حوصلشو دارم که 600 تا کامنت بدم!
    نترس مثل اون موقع بمبو منفجر نمیکنم که بخواد IE بهنگه که یه ساعت مشغول کامنت دادن باشیم!
    نگران نباش اون وقت میخواستم بکوبم تو سر فرحاد که تیشه نکشه
    کلاه که کاری نمیتونه بکنه!
    راجع به فکر کردنش بگم بهت که من خیلی آدم شوخیم!
    کامنترو حتما باید بدم!
    از لفظم دیگه باید بفهمی!

  10. 10
    احمد says:

    نگفتی که تو این وانفسای اقتصادی وسیاسی باید کلاه خودت را دو دستی بچسبی

  11. 11
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    مجتبا تحویل بگیر. وقتی پست اونطوری میدی، هر کس میاد هرچی دلش بخواد میگه دیگه. آقا من تو پستهای خودم نمیذارم کسی از اخلاق خارج بشه.

  12. 12
    مسعود says:

    ای ول شهروز ای ول ای ول ای ول.
    من خیلی با اون کامنت اخلاقت حال کردم.
    دمت گرم.
    خدایی پای حرفت محکم باش.
    مجتبی یه دستی به سر و گوش کامنتای این پست بکش لفطا.
    شهروز خان دمت گرم.
    آهان راستی من تو سرما چهار چهارم رو به بندری ترجیح میدم.
    انقد جو گرفتتم نزدیک بود یادم بره هااا.
    حواس واس آدم نمیذارن که.
    همگی پیروز باشید.

  13. 13
    Adasi says:

    درود! عزیزم چیشده؟! کلاه ایمنی را فقط مردان فموتورسوار استفاده میکنند! راستی کلاه عرقچین مردان حاجی استفاده میکنند! حالا کجای اینها دور از ادب بوده که ناراحت شدی؟!‏

  14. 14
    امیر رضا رمضانی says:

    به هر حال شهروز, من چیزی دیگه ای راجع به کلاه یادم نمیادش!
    ولی خودمونیما! اگه این امکان میبود, الآن دیتابیس محله منفجر میشد!
    ولی خوب این امکانو نداره!
    یعنی برنامه نویسای وردپرس نذاشتن!

  15. 15
    Adasi says:

    درود! عزیزم خوشبین باش،‏ مگه نشنیدی که میگن-حاجی که از مکه و منا برگشته:‏ ماری رفته و اژدها برگشته! تو از حاجی چی میدونی!اثلا تو ازلا تو چرا در باره ی کلاه شرعی ننوشتی! عزیزم تو گوشهایت دراز نیست-بلکه خوب میفهمی! فعلا در خماری بمون تا شب تولدت یا شب عروسیت برسه!‏

    • 15.1
      شهروز حسینی شهروز حسینی says:

      یادمه مجتبا یه پست گذاشته بود و از کسایی که بدش میومد مینوشت. حالا من اینطوری تکمیلش میکنم.
      انقدر از کسایی که فکر میکنن خیلی بانمکن و به جای طنز چرت میگن و هرچی ملاحظه ی سن و سالشون رو میکنی و چیزی بهشون نمیگی بدتر میکنن بدم میاااااااااد که نگو.

  16. 16
    امیر رضا رمضانی says:

    شهروز ولش کن!
    بریم سر وقت کلاهمون که دارن نابودش میکنن!
    بابا کلاه جون بیا اینجا مال خودم باش من که میرم بیرون بزارمت رو سرم دمای سرم تغییر نکنه که میگرنم بگیره!
    حد عقلش بیا اینجا برا من مفید باش!
    من باهات کاری ندارم فقط میخوام به شیوه صحیح ازت استفاده کنم!

    • 16.1
      شهروز حسینی شهروز حسینی says:

      کلاهت که اینجا نیست امیر. این کلاه خودمه بابا. میخواستی کلاهت رو سفت بچسبی که باد نبرتش که سرت بیکلاه بمونه که دیگران فکر کنن میتونن سرت کلاه بذارن یا بعدش کلاهت رو بردارن که مجبور بشی پیش خودت کلاهت رو قاضی کنی و به این نتیجه برسی که باید کلاهت رو بذاری بالاتر تا حواست جمعتر بشه. آفرین پسر خوب. برو کلاهت رو پیدا کن اگر هم نداری برو بخر به کلاه من هم کاری نداشته باش.

  17. 17
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    میگم به نظرت سریال کلاه پهلوی کلاه گشادی بود که سر ملت گذاشتن و تا نوک پاشون هم پایین اومد یا کلاهی بود که از سر ملت برداشتن!

  18. 18
    امیر رضا رمضانی says:

    من یه کلاه دارم!
    ولی شهروز نمیدونستم تو داری ازش مستفیض میشی!
    برو کلاهت مال خودت!
    من کلاهمو باد نبرده و کسی کلاه نذاشته سرم و کسیم از رو سرم برش نداشته خدارو شکر!
    این خوبه که کلاهم قشنگ رو سرمه و نه گشاده و نه تنگه و نه بالا پایین میشه

  19. 19
    Adasi says:

    درود! مجتبی تو را بجون جمیله رقاص که در اردوی نابینایان رقاصی میکرد بیا اینجا و این کلاه رو راضیش کن،‏ ولی دست خالی نیا حتما پتکتو با خودت بیار و بکوب روی کامنتهایی که از نظر کلاه مؤدبانه نیست! راستی شهروز جون من به احترام سن تو با سن کم خودم از مجتبی خواهش کردم بیاد اینجا و به درد دل تو گوش کنه،‏ بنده که همان نو جوان ‏13ساله هستم،آقا اصلا به من چه مربوطه که عدد13نهسه و شما باهاش مشکل دارید و از13بدتون میاد:‏ من ازین به بعد کلاه یا عرقچین خودمو سفت میچسبم که باد نبردش یا کسی برش نداره!‏

  20. 20
    یلدام says:

    شهاب شهاب وای کلاهو ولش
    جدا تو چطور معرق کار می کنی بابا
    دهه پیانو هم که میزنی
    عجب بیوگرافی قویی داری
    کلی خجالت کشیدم
    نه نه نه معرق سخته
    منم کار می کردم اما دیگه …
    بعدا دعوام نکنین ها کامنتمم بی ربط نیس

    • 20.1
      شهروز حسینی شهروز حسینی says:

      سلام. شناسنامه ی منو خوندی باز هم نفهمیدی اسمم چیه؟
      خداییش نفهمیدی؟
      جان من؟
      بابا خیلی حرفه آخه.
      بیخیال شوخی کردم. هرچی دوست داری صدام کن. ولی شهاب اسم داداشمه. تو از کجا میشناسیش؟
      راستی بچه ها من میخوام اسکایپمو بذارم توی شناسنامم.
      ولی فعلً اینجا میذارمش تا بعدً تو شناسنامم بذارمش.
      hosseinishahrooz25

  21. 21
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    فامیلت رو که چند وقت پیش یکی از بچه‌ها گذاشت حسین‌خانی, اسمت هم که به سلامتی یلدا عوضش کرد.
    خلاصه شدی شهاب حسین‌خانی. برو حالشو ببر!

  22. 22
    cheshmak says:

    آخ یادم رفته بود برای شهروز گوگولی یک کامنت بدم یعنی رفتم یک چیز باحال بعدا بنویسم دیگه یادم رفت
    دمت گرم ف با این پستهای باحالت

  23. 23
    یلدام says:

    وای وای وای
    انگیزم چی بود
    گریه …اوهو اوهو
    دهه چیزی نشده که
    خواستم انگیزه ی بحث داشته باشید
    اونقدرام که پرت نگفتم
    ش در هر دو اسم مشترک بود
    میگما سعید شهروز که داریم
    شهاب شهروزم بالاش

  24. 24
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    چی گفتی!
    اسکایپت رو میخوای بذاری تو شناس‌نامت!
    به جان خودم این روزا کم و زیاد کردن یه حرف از شناسنامه تازه وقتی کلی دلیل و مدرک میبری هزار تا دردسر داره!
    تو پارتیت کیه که میتونی آیدی اسکایپت رو بذاری تو شناس‌نامت!

    • 24.1
      شهروز حسینی شهروز حسینی says:

      من خیلی قویم. پارتی هم لازم نیست. یه درخواست کار توی اداره ی ثبت احوال میدم خودشون حساب کار میاد دستشون. منتها همراه با رزومه ی خودم همه ی خرابکاریهام رو هم بهشون میدم. به نظرت کافیه؟

  25. 25
    Adasi says:

    دررود! راستی نگفتی دو نفر که با هم حرفشون میشه کلاهشون میره توهم!در حال حاضر تو و من کلاهمون رفته تو هم!‏

  26. 26
    Adasi says:

    وای بر من،مجتبی جون تو را به جان پژو زودتر بیا اینجا این کامنت لعنتی را پاکش کن،‏ عزیزم زودتر بیا تا کسی ندیده پاکش کن،‏ باور کن آبروی نداشته ام بر باد میره!ببین شهروز سق سیاه از بس بدبین هستی این بلا سرم نازل شد.

  27. 27
    Adasi says:

    رود! ببینم مگه کیا داریم که جرإت کنه با سق سیا دربیفته!‏

  28. 28
    Adasi says:

    درود! راستی چی شده مثل اینکه حاجاقا رمضانیم پشم و کرکش ریخته که دیگه پیداش نیست!‏

  29. 29
    Adasi says:

    دود!راستی شهروز جون این پستتم دیگه رفته توکوچه های بنبست گیر کرده و مثل معتادای محله رمضانی شده،‏ زود باش یه پست جدید بزار،‏ مثلا شرح حال شلوار یا شرت را بنویس!‏

  30. 30

    کسی اینجا شرو ور بنویسه واسه همیشه تا آخر عمرش از کامنت دادن میندازمش!
    همینه که هست!

  31. 31
    \\الهه says:

    سلام
    آقای حسینی داداش شهاب حالا خداییش
    مثل داداشیت خوشگلین فقط کاش اون وقت که دنبال درباره شهروز بودم یه چیز دیگه هم از خدا خواسته بودم
    راستی آـجـی یه نابینا قالی رو چه رنگی میبافه اصلا چطور میتونه ببافه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • 31.1
      شهروز حسینی شهروز حسینی says:

      سلام الهه. ممنون از کامنتت. اگر بخوام توضیح بدم که یه نابینا چه طور قالی میبافه خیلی طول میکشه. فقط درباره ی رنگهاش بگم که کلافهای نخهای رنگی مختلف رو بالای دار آویزون میکنن و اول اسم هر رنگ رو روی یه کاغذ کوچولو بریل مینویسن و یه طوری به کلاف آویزون میکنن و نابینا از این طریق میفهمه که کدوم کلاف چه رنگیه. امیدوارم کامل باشه و امیدوارم بیای بخونیش. چون پستم توی صفحه ی اول نیست.

  32. 32
    Adasi says:

    درود! مجتبی جون عزیزم وقتی ناخواسته سوتی میدیم و جناب عالی را التماس میکنیم که بیا این سوتی را پاکش کن،‏ کجایی که حالا شدیم خرابکار و باید از کامنت دادن محروم شویم! عزیزم نظافت شخصی را باید آموزش داد نه اینکه صورت مسئله را پاکش کرد،‏ عزیزم نظافت شخصی برای انسانها در این مورد نابینا و بینا و دختر و پسر ندارد و برای همگان یکسان است،‏ همانطور که مشاوره ی خانواده لازم است اینگونه آموزشها هم لازم و ضروری و لازم است!‏

    • 32.1
      شهروز حسینی شهروز حسینی says:

      آقا این حرفا چیه. یعنی شما یا هر کس دیگه ای نمیدونه که باید در یک فضای عمومی با چه ادبیاتی حرف بزنه؟ این ابتداییترین چیزیه که هر کس باید بلد باشه. حالا اگر یه سری از روی عمد یا احساس بامزه بودن این کار رو میکنن دیگه خودشون باید مسئول کارهاشون باشن.

    • 32.2

      ببین عدسی جونم. با تمام احترامی که واست قائلم ولی اگر سیزده سالته پس خوب گوش بکن. من 26 سالمه و دو برابر تو سن دارم. باید بگم من کله شق تر از اون حرف ها هستم که فکر میکنی. نه باهات بحث میکنم و نه انتظار دارم جواب بدی. چه تو چه هر کی دیگه توی محله شیطنت های خط قرمزی بکنید، بدون مقدمه، بدون معطلی، بدون اینکه توضیحی بدم و بدون رحم، تمام دیدگاههای قبلیتون از اولین دیدگاهی که داشتید تا به الان حذف میشه و برای همیشه به پشت دروازه های محله تبعید میشید.
      من از کم بازدید شدن محله ی خودم و دوستانم هیچ ترسی ندارم. خیالتون تخت. مطمئنم کسانی که باید باشند، هستند.
      تو هم جزو خوب ها باش. میتونی. کار سختی نیست. من فقط سوتی تو منظورم نبود. تو از قصد یک اشاراتی به یک چیزهایی کرده بودی که من پاک کردم.
      نگید نگفت ها! اینم دومین هشدارم. حالا هی واسه من روضه بخون که چی خوبه چی بد.

  33. 33
    الهه says:

    سلام آقای حسینی ممنون از پاسختون خوندم جالب بود

  34. 34
    Adasi says:

    درود و هزاران درود! بنده اکنون کل کامنتهای این پست را با دقت مورد مطالعه قرار دادم،‏ با تشکر از مدیر جون که سوتی های مرا تسحیح کردند! مجتبی جون تذکرات شما کاملا بجا و پسندیده هستند،‏ عزیزم بنده مدیریت شما را تحسین کرده و میکنم،‏ من درکتون میکنم که واقعا سخت است با ‏72ملت سر و کله زدن! شهروز امیدوارم همانطور که بنا روز ‏4شنبه پاسیوی خانه ی مرا کاشی کرد و کاشی های گلدار را برعکس چسباند و گلها را وارونه تحویل داد،‏ تو هم یه روز دچار چنین استادی بشی!‏

  35. 35
    Adasi says:

    درود! شهروز جون عزیزم-منظورمو نفهمیدی،‏ تو هنوز جوانی -استقلال پیدا نکردی-فعلا حالاحالاها باید از روزگار بکشی تا متوجه منظور بنده بشی! آهای جوانی کجایی؟ آهای کله داغی کجایی؟! یادت بخیر!‏

  36. 36
    Adasi says:

    درود! امروز میخوام براتون رؤزه بوخونم!حالا خودتون بگید چی بوخونم…

  37. 37
    الهه says:

    قصه سرگذشت من و لباسهایم
    یا سرگذشت و زندگی نامه لباسها
    یا درد دلهای لباسها
    یا ابراز وجود لباسها

  38. 38
    Adasi says:

    درود! من در کامنتهای محله هم اضافه هستم-چه برسد به پست گذاشتن! کم کم باید با این محله و سوسولهایت برای همیشه ریق رحمت را سر بکشم!‏

  39. 39
    Adasi says:

    ببخشید مثل اینکه من دوباره بیش از حد با بچه های محله آمیانه و خودمونی حرفیدم،‏ منظورم این بود که باید برای همیشه از خواب غفلت بیدار بشم و به همه بگویم:‏ بای بای!‏

  40. 40

دیدگاهتان را بنویسید