واقعا بمبسته؟ یا من جوگیرم؟

اینم نشد که نشد یعنی واقعا نشد.
چه نشدهایی را باید صبر کنیم تا شاید شد شود آیا واقعا تا زمانی که انسان شور و هیجان شد کردن آن کار را دارد شد میشود یا همیشه تا شور، هیجان و علاقه هست باید نشد بشود. اصلا نشد چه معنایی دارد؟ چرا به وجود آمد؟ همیشه میگن هر چیزی که تو این دنیا هست حکمتی دارد نشدهایی که نه فقط یک انسان بلکه عقل چندین انسان هم پاسخی برای آن نمییابند. چه نشدهایی هست که انسان را وادار به تغییر ناخواسته سرنوشت خود میکند. نشد انگیزه ی بشر را میگیرد نه پنجاه درصد بلکه صد درصد پس جایگاه نشد دقیقا کجاست دقیقا چی میخواد برای چی نمیره و همش در حال افزایشه. خدایا گیریم که واقعا نشدها هم حکمتی دارد، استثنائا من یه نفر به عنوان بنده ی تو این حکمت را نمیخوام بذار بیفتم توچاه بذار هر بلایی میخواد سرم بیاد بهمون عقل دادی اگر میگی کامله پس بذار با همین تکمیلیش هر چی رو که خودمون میدونیم درسته را انجام بدیم اگرم ناقصه از بیخ و ریشه پس نگید که ما به شما انسانها اختیار و عقل دادیم. من هیچگاه مانعها را نشد نمیدونم هیچگاه تازه مانعها را من عاشقشم مانع بذار اونقد بذار تا من پخته بشم حالام که شاید تجارب اندکی داشته باشم از همین موانعه من نشد را بمبستی بی دلیل میدونم مثل کوچه ی بزرگ که تهش معلوم نیست میریم میفهمیم بمبسته برمیگردیم اما نشدهای زندگی را نمیشه برگشت باید مسیر را عوض کرد حالا خودآگاه یا ناخودآگاه که اکثرا به خاطر فکر به بمبسته لعنتی به وجود اومده ی بیدلیل نمیتونن خودآگاه عمل کنن مگر اینکه سرنوشت و زمان تو یه مسیر هدایتت کنه اگر خوب بود خوب خوششانسی اگر بد بود که آرزو میکردی تو همون بمبست بمونی. یه سری از بمبستها میتونه بعد از مدتی به خاطر همون مسیر خوششانسی فراموش بشه اما بالاخره بمبست عوض میشه آیا عمر و وقت انسان هم که برای اون بمبست هدر شده برمیگرده نه خیلی از بمبستها مصنوعیند یعنی چی خوب بمبستهای طبیعی را میشناسی اگرم نشناسی بزرگترا بت میگن آخرش بمبسته اما بعضی اوقات یه قدم جلوترت با اینکه میتونستی بری جلو ولی برات صخره را میسازند صخره ای که خراب کردنش کار حضرت شلقم بن فیله ولی بمبستهای دستساز بعضی آدمای نادون رو آدمای عاقل و خردمند نمیتونن خراب کنن حتی همجنسای خودشون یعنی نادانها هم میمونن تو کفش که این مشکل چه جوری به وجود اومد چیزی که خود سازندش میگه پیچیدس اما هیچ پیچیدگی نداره
اینها نا امیدی نیست اینها پیامدهاییه که انسانها از سوژه های اجتماعی به دست میارن انسانهایی مثل من و به رشته ی تحریر در میارن حالا به هر زبون و یا سبکی فرقی نمیکنه چه زبان نمادها چه زبان نژادها هیچ ربطیم نداشت ولی بیایید برای همدیگه بمبست نباشیم بیایید بمبستهای همدیگه رو خراب کنیم بیایید با همدیگه بازی نکنیم همدیگه را مسخره نکنیم همدیگه را تحقیر نکنیم شاید که همین بازی مسخره و تحقیر هم میتونه برا یه نفر بمبست محسوب بشه دوستون دارم شدید به مدت مدید ارادتمند شما نسیم آتش

درباره نسیم آتش

نسیم نسیم نسیمم همونی که آتش داره بیست و سه سال سن داره اهل نصف جهانه ارتباطات میخونه دانشگاشم تهرونه نسیم یکی یدونست نسیم واسه نمونست هههههههههه
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

8 Responses to واقعا بمبسته؟ یا من جوگیرم؟

  1. 1
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    سلام.
    اول.
    آقا موافقم. بذارید ما خودمون تجربه کنیم.
    هرچی که پیش میاد اگر خوب باشه لطف خداست اگر بد باشه خواست خدا. پس ما چی کاره ایم این وسط.

  2. 2
    یلدام says:

    آخرشو خوب اومدی
    مواقثم با اون آخریا
    مرسی زیاد

  3. 3
    یلدام says:

    اه اشتباه تکسی
    موافقم با اون آخریا

  4. 4
  5. 5
    محمد رضا خوشی says:

    همه چیز ایتو دنیا شدنی هست شدمی شدمی شدمی شدمی شدمی شدنی شدنی

  6. 6

    درود و سپاس از دوستانی که نظر گذاشتن
    آقای خوشی واقعا خوشی اینا را این روانشناسا میگن که مثبت بیندیش تا مثبت زندگی کنی همش کشکه بابا جدی نگیر والا
    آقای حاتمی بن بست درسته ولی چه بم بست چه بن بست آخرش معنی همون بن بست را میده منم افکارم پراکنده بود گفتم از هر دوش استفاده کنم اتفاقا قصدم این بود که خودم به این نکته اشاره کنم قبل از اینکه شما بگید ولی حالا دیگه گفتید مرسی بابت ریزبینیتون که همچین ریزبینیم نبود درشت بینی بود چون عنوان هم نوشته شده بمبست

  7. 7
    شفیعی says:

    سلام
    این که برای شما نشد حتما برای دیگری شد…. آخه دنیای ما دنیای تزاحم هست اگه برای همه بشه که نمیشه!… پس برای یکی میشه که بشه و میشه شد…. اما برای یکی دیگه نمیشه که بشه و میشه نشد…. خلاصه اینه که اینجوری میشه… اگر قرار باشه هممون خودمون همه چی رو تجربه کنیم پس چرا اونایی که به نفعمونه رو میاییم از قبلیا میگیریم و اونو اتفاقاً خوب هم میدونیم!؟… اما اونی که با خواسته هامون جور درنمیاد رو بد میدونیم…. خلاصه ماها همه چی رو با خواست خودمون و دیدگاه خودمون میسنجیم که متإسفانه اونی نمیشه که بشه….
    شایدم اینا رو خارج از موضوع نوشتم که اگه اینجور بوده دیگه خودتون ببخشید من اینجوری برداشت کردم.موفق باشید.

  8. 8
    بانو says:

    شد رو اگه خدا بخواد شد میشه حتی اگه تمام عالم هم جلوش رو بگیره و بخواد که نشد بشه و برعکس … البته تلاش رو هم حتی باید داشت و مفهوم نوشته شما رو هم گرفتم و در مقابلش سکوت می کنم …..
    سلام و همیشه سربلند باشید

دیدگاهتان را بنویسید