دانلود بیستمین برنامه زندگی ادامه داره. سال نو مبارک هم محله ای

صدای پای بهار میاد. امشب ساعت 20 و 27 دقیقه و 7 ثانیه سال شمسی عوض میشه. 1393 سال اسب هستش.

نمیدونم بگم سال 92 چطور سالی بود. شاید یه شروع تازه. شاید یه تحول جدید که اگه همه قدرشو بدونیم و دست به دست هم بدیم بتونیم یه کار هایی بکنیم. زندگی ادامه داره از هشتم  مهر ماه امسال به روی آنتن رفت. چهار شنبه 28 اسفند بیستمین قسمت اون هم پخش شد. برای این برنامه من و شهروز تصمیم گرفتیم در این روز های پایان سال یه سری به آسایشگاه معلولین کهریزک در تهران بزنیم. با این عزیزان صحبت کنیم. الحق که  یکی از اون روز های خاطره انگیز ما در این 6 ماه رقم خور. یه حس قشنگ. هر چند در بخش دوم مصاحبه ی ما با حسین نیازی، مسوولین صلاح ندیدن تمامی بخش های صحبت های این فرد پخش بشه و ادیت های مکرر در کلام ایشون به کلی مصاحبه دوم ما رو خراب کرد، اما صحبت های فریبا  عزتپور در مصاحبه ی اول ما،  واقعا انسان رو در خودش فرو میبره. بعضی وقتا آدم پیش خودش میگه خدا جون دمت گرم. نابینا بودن جزأ بهترین معلولیت هاست.

خلاصه بچه های دوست داشتنی محله گوشکن، آقا پسر های عزیز. دختر خانوم های گل، آقایون محترم، بانوان گرانقدر این محله. تو این 6 ماه که مجموعه برنامه های زندگی ادامه داره رو برای دانلود قرار دادم. نمیدونم چقدر واستون مفید بوده. آیا واقعا این برنامه رو دوست داشتین یا نه، ازمون  راضی هستین یا نه، چه نمره ای رو در این 20 قسمت بهمون میدین. از 0 تا 20.

الان که دارم این مطلب رو مینویسم حدود 20 ساعت مونده به زمان تحویل سال. از صمیم قلبم از خدا میخوام سال 93 برای همه ی مردم ایران زمین سالی پر از اتفاق های خوب باشه. همه ی اهالی این محله به آرزو های خوبشون برسن. دختر پسر هایی که قصد ازدواج دارن، به خواسته دلشون برسن. اگر صلاحه، به عشقشون برسن.  کسایی که میخوان یه شغل آبرومند داشته باشن در همین سال مشغول به کار بشن و هزاران هزار آرزوی دیگه که هر کسی از دل و قلب خودش بیشتر خبر داره.

من و سایر عوامل برنامه زندگی ادامه داره تصمیم گرفتیم با ویژه برنامه هایی که واستون آماده کردیم، بتونیم نوروز امسال رو واستون  کمی متفاوت کنیم.

ما پنج تا ویژه برنامه داریم که از فردا جمعه اول فروردین از رادیو فصلی به روی آنتن میره. ساعت پخش این برنامه 14-45 تا 15-30 دقیقه هستش. 5 تا برنامه 45 دقیقه ای.

از طرح برنامه و مهمون های سر شناسمون چیزی نمیگم تا خودتون گوش کنید.

فقط در جریان باشین که روز های اول، سوم، پنجم، هفتم و نهم فروردین ویژه برنامه های ما، با نام عید دیدنی  در همون ساعت که گفتم پخش میشه. زندگی ادامه داره هم با حال و هوایی متفاوت در روز های ششم و سیزدهم سر جای خودشه که این دو برنامه ساعت 14 تا 14-30 پخش میشه.

اگر دید و بازدید های نوروزی و سفر های احتمالی اجازه داد حتما به موقع این ویژه برنامه ها رو در سایت هم قرار میدم. اما اگر به هر دلیلی نشد قول میدم هر پنج قسمت رو بعد از تعطیلات بذارم روی سایت.

وای خدا جونم انقدر غرق نوشتن شدم که یادم رفت قسمت بیستم برناممونو بذارم. خب برنامه آخر ما در سال 92 رو از

اینجا با حجم 13 مگابایت دانلود کنید

راستی سلام.

سلام به بهار، سلام به زنده شدن طبیعت و سلام به همه ی شما دوستان با معرفت

 

امیر سرمدی

درباره امیر سرمدی

فعال رسانه ای نابینایان، متولد سال 68 و ساکن تهران.
این نوشته در اخبار, برنامه های رادیویی ویژه نابینایان, خاطره, داستان و حکایت, شعر, صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

29 Responses to دانلود بیستمین برنامه زندگی ادامه داره. سال نو مبارک هم محله ای

  1. 1
    یلدام says:

    هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو را اول تر تر تر تر تر تر شدم

  2. 2
    یلدام says:

    سلام آقای سرمدی
    مرسی که همیشه هوای ما رو دارینو برامون چیزای خوبو خوشو خوشمزه پست میزارین
    داشتم میرفتم افقی شم , لالا
    یکهو دیدم پست جدید اومده
    این هم از حضور سبز , قرمز یا آبیه من , هح دلتان همیشه شاد
    فردا دانلود میکنم
    با وصفی که شما از برنامه داشتید باید به شدت شنیدنی باشه
    من همه ی قسمت ها رو گوش ندادم نمیدونم باید چه نمره ای بدم اما از من بپذیرید که واگذار کنم به اون هایی که در جریان کامل برنامه ها بودن
    من چند تاشو که گوش دادم کیفور شدم مخصوصا موسیقیشو عاشقم زیاد
    راستی عیدتون از قبل مبارک دعا های قشنگتون رو از ته ته دلم آمین میگم
    آمین

  3. 3
    عمو حسین says:

    سلام امیر جان. خسته نباشید هم تو و هم همه ی دست اندرکاران برنامه زندگی ادامه داره.
    من نمره ی 15 را به این برنامه میدم.
    راستی امیر ببین خداییش خودت این ساعتو که نوشتی متوجه میشی؟
    14-45 تا 15-30
    من که متوجه نشدم ساعت پخش برنامه دقیقا کی است. بابا راحت با حروف مینوشتی تا میناجون راحت برام بخونه.
    پیروز باشید. سال نو بر تو و دیگر همکارانت فرخنده و خجسته باد.

    • 3.1

      سلام به عموی نازنین محله. باشه عمو جون به روی چشم به حروف هم مینویسم.

      ویژه برنامه های نوروزی ما با نام عید دیدنی ساعت دو و چهل و پنج دقیقه شروع میشه تا ساعت سه و سی دقیقه. یعنی زمانش 45 دقیقه هستش که روز های اول، سوم، پنجم، هفتم و نهم فروردین پخش میشه.
      زندگی ادامه داره هم ساعت دو شروع میشه تا دو و سی دقیقه. اینم ششم و سیزدهم هستش.
      میگم واسه این برنامه بیستم شب قبلش من چنان گلو درد شدید گرفتم که…. خلاصه روز ضبط هر چی خواستیم زمان گرفتن گزارش رو تغییر بدیم نشد که نشد. دیگه خلاصه گفتن آقا حتما باید این روز برین. هر طور که بود با این وضعیت رفتیم و…..
      ایشالا که خوشتون بیاد. سختی کار برنامه سازی همینه که در هر شرایطی اگه کاری ازت بخوان باید انجام بدی.
      خلاصه عمو جون، خدا شما رو هم واسه ما حفظ کنه که انقدر مهربون هستین

  4. 4
    منتقد says:

    سلام روزي قرار بود كه كنفرانس هاي محل دانلد نشه كه شايد يك بينا بشنوه ولي حالا در برنامه اي كه از راديو همه ميشنوند راجعبه رفتار كردن با فرده نابينا صحبت ميشه كه بسيار سطحي و نابود كننده براي ارتباطه ما با افراده سالم است زيرا براي كسي كه شناخت از نابينا ندارد تصويري ترسناك ساخته شده است كه فقط به فاصله ي ما و جامعه كمك ميكند

  5. 5
    منتقد says:

    درود أموزشه رفتار با نابينايان سينيه شربت را ماننده همه ي مهمانها جلويه فرده نابينا نبريد حتمان ايشان را رويه صندلي اول بنشانيد مهمانه نابينا را در صحبت هاي خود با همه ي افراد حاضر شركت بدهيد و نظرش را بخواهيد ايشان را در خانه حركت بدهيد بشقابه ميوه را روي ميز برايش قرار داده و با صداي أرام بكوييد بفرماييد دماي خانه را زماني كه مهمانه نابينا داريد مطعادل حفظ كنيد زيرا ايشان با تغيير دما مضطرب ميشوند

    • 5.1

      سلام بر منتقد. خب با نام منتقد کامنت گذاشتی ای کاش بخش هایی هم که نام بردی عین خوده همان چیزی بود که اشکان خونده، نه حالت طنز آمیز و اغراق شده. ببین عزیز. قبول دارم که برخی نکات شاید کاربرد کمتری داشته باشه اما ای کاش برنامه دهم تا سیزدهم ما رو هم گوش کنی که چه نکات ارزشمندی در این بخش خونده شده.
      در جواب باید بگم شما خودت و دو قدم اونورترت رو فقط نگاه نکن. وقتی برنامه از صدای ملی پخش میشه برای همه نابینایان در سراسر کشور هستش. متاسفانه هستن نابینایانی که حتی نمیتونن خودشون لباس بپوشن چه برسه به این که بخوان در جمع های مهمونی با افراد وارد بحث بشن و یا از تو ظرف میوه خودشون میوه بر دارن. آره قبول دارم که برخی نکات سطحی بوده و مطمئن باش که دیگه موارد سطحی خونده نخواهد شد. اما چرا ما باید از قضاوت دیگران بترسیم و برخی واقعیات رو نگیم. از تو دوست نکته سنج خواهش میکنم برنامه دهم ما رو که چهارم دی ماه پخش شد حتما دانلود کن و ببین اشکان در خصوص این بخش چه توضیحاتی رو داده. این که برخی از این موارد فقط در خصوص بخشی از نابینایان مصداق داره و برخی دیگه رو هم میشه به همه تامین داد
      خلاصه ما فقط خودمون رو نبینیم که شاید برای برقراری ارتباط هیچ مشکلی نداریم. بازم از نظرت ممنون. ایشالا که در ادامه در این بخش مباحثی مطرح بشه که شما هم بپسندی

  6. 6
    عمو حسین says:

    درودی دوباره. از ابراز لطف و محبت پسر نازنینم امیر عزیزم, صمیمانه سپاسگزارم.
    امیر جان برنامه را شنیدم. همانطور که خودت گفته بودی ظاهرا از سر و ته صحبتهای آقای نیازی خیلی زده شده بود و یه کار ناقصی درآمده بود, میشه لطف کنی اینجا اون قسمتهایی را که مجبور شدی حذف کنی را, بیان کنی؟ کنجکاوم بدانم چه حرفی ممکن است زده باشد که مسؤولین آسایشگاه را خوش نیامده باشد.
    نکته بعد اینکه آیا نابینایان آنجا با اینترنت هم سر و کار داشتند, آیا محله را میشناختند؟
    غیر از این دو نفری که باهاشون مصاحبه کردی چند نابینای دیگر آنجا هستند؟ دوستی داشتیم بنام یوسف مسکینی که حتما بسیاری از شماها اسمش را از روی نوارهای رودکی شنیده اید که میگفت با تصحیح یوسف مسکینی. سالها پیش شنیده بودم که سرنوشت این عزیز هم به این آسایشگاه کشیده شده است. آیا او را آنجا دیدید؟
    راستی یک پیشنهاد دارم و آن اینکه بچه های محله آنهایی که علاقه مند هستند بیایید در سال آینده بازدیدی از این آسایشگاه را در برنامه های خود قرار دهیم و بطور دسته جمعی به دیدار همنوعانمان برویم؟

    • 6.1

      سلام مجدد به عمو حسین. حذف صحبت هاش دست من نبود عمویی. . چون برخی حرفاش با سیاست های رادیو فصلی در تضاد بود ادیت شد و پخش نشد. مثلا این که وقتی نابینا شده زنش ولش کرده رفته. یا این که در اون مرکز خیلی به بچه ها نمیرسن و….
      نه خیلی دسترسی به نت ندارن و با محله حد اقل اون چند نفری که ما باهاشون صحبت کردیم آشنا نبودن.
      دقیق آمار ندارم اما فکر کنم بین 800 تا 900 نفر تو بخش آسایشگاه معلولینش باشن که بیشترشون مثلا میانگین 500 نفرشون از معلولین جسمی حرکتی هستن و بقیشون نابینا. فرد مورد نظر شما رو هم ندیدیم.
      پیشنهادت هم قابل ستایشه. واقعا حس عجیبی اونجا به آدم دست میده

  7. 7
    عمو حسین says:

    شرمنده که باز آمدم قصد وراجی ندارم, ولی از دوستی که بنام منتقد کامنت گذاشته اند, میخواهم بپرسم که برادر یا خواهر گرامیم, چرا با هویت خودت ابراز نظر نمیکنی/؟ نکنه احساس خطری مشکلی میکنی که نمیخواهی دوستانت بشناسندت . شما که انتقاد بی ربط یا خارج از عرف یا قانون و یا هر چیز دیگری نگفتی که با نام مستعار نوشتی. بیایید در انتقاد کردن فقط حق و حقیقت را در نظر بگیریم و از هیچ کس و هیچ چیز, نترسیم. انتقاد, حق هر انسان آزاده ای است پرسشگری حق همه ی اندیشمندان و خردورزان است.
    کاری ندارم که انتقادت وارد بود یا نه, اما به هر حال یک نظر بود و قابل احترام است, و امیر و آنهایی که این مطالب را تهیه کرده اند, میتوانند جوابگو باشند و دوستان دیگر بگویند که آیا گفتن این گونه مطالب در رادیو به صلاح هست یا نه؟
    از نظر من که اشکالی ندارد هرچند در مورد محتوای آنها حرف دارم, ولی اصل قضیه پسندیده است, و ریشه ی مشکلات ما با جامعه همین است که نمیخواهیم آنها از ضعفهای ما با خبر شوند و در نتیجه نمیدانند با یک نابینا چگونه باید برخورد کنند و همین سبب فرار نابینا از جامعه شده و جامعه هم به تدریج به این انزوا و عزلت عادت کرده گمان میکند که این از ویژگیهای معلولین و نابینایان است که خود را دور کنند جدا کنند منزوی کنند و….
    پس خواهش میکنم با هویت واقعیت با دوستانت وارد گفتگو شو و هیچ بیم و هراسی به دل راه نده, که عمو هواتو داره.
    میبوسمت.

    • 7.1

      درود. دقیقا همینطوره عمو جون. تا زمانی که ما این حصاری که دورمون کشیدیم کنار نزنیم و شفاف با مردم صحبت نکنیم مسائل ریشه یابی و در نتیجه بر طرف نخواهد شد. این که منتقد با نام واقعیش نظر بذاره خیلی واسه ما فرقی نمیکنه مهم نظر و دیدگاهیه که داره و واسه ما هم محترمه. اما مشکل اینجاست که بچه ها برنامه های ما رو کامل دنبال نمیکنن و مثلا فقط با گوش دادن به برنامه های 19 و 20 یه نتیجه گیری کلی میکنن که فلان بخشش سطحی هستش. در حالی که اگر همه ی برنامه ها گوش داده بشه اونوقت شاید بشه دقیقتر تحلیل کرد.
      خلاصه ما با دل و جون همه ی انتقاد ها رو مد نظر داریم و برای رفعش اقدام میکنیم. تا انتقاد نشه قطعا کیفیت برنامه بالا نمیره

  8. 8
    منتقد says:

    سلام عموجان فرمايش شما صحيح ما نبايد از جامعه فرار كنيم همه ي افراد بايد مشكلاتي را كه فرده نابينا دارد را بدانند كه براي كمك به ايشان خيلي راحت روش مناسب را انتخاب كنند ولي كسي كه از ما شناخت ندارد با اين تصويره سراسر ناتواني كه برايش ساخته ميشود ارتباطه با ما را خيلي سخت تصور ميكند و شايد حتي از نزديك شدن به ما اجتناب كند حالا نابينا هم كه بخواهد منزوي نباشد با اين فرايند جامعه ما را كنار ميزند فقط براي اينكه روشه معرفي كردن خودمان را خوب انتخاب نكرديم عموجان نوازش دسته شما را روي سرم احساس ميكنم صورت ماهت را ميبوسم

    • 8.1

      نمیدونم اگه از برنامه دهم تا به الان همه بخش ها رو گوش داده باشی بازم به این شکل قضاوت میکنی یا نه، اما یه نکته.
      من بار ها از دوستان خواهش کردم که بچه ها شما هم به ما پیشنهاد بدین که در این بخش چه نکاتی رو مطرح کنیم. برای محض رضای خدا همه که شده هیچ کس، هیچ نفر تا به الان در این خصوص به ما پیشنهادی نداده. چه خوبه شما که انقدر نگران طرز برخورد افراد جامعه با نابینایان هستین خب به ما بگین. ما رو کمک کنید که در این بخش چه نکاتی گفته بشه بهتره.

  9. 9
    عمو حسین says:

    قرررربونت برم عزیزم فدای تو. خیلی با مرامی. ولی کاش میگفتی کدام یک از گلهایم و زیبایانم و نازنینانم هستی..

  10. 10
    زهره says:

    درود
    من گوش کردم
    جالب بود
    میگما من حس میکنم بخش چگونه با نابینایان رفتار کنیم رو اگه بدین شهروز اجراش کنه بهتر میشه البته نظر من این بود خاستین امتحانش کنین
    آخی این فریبا جااان کاش منم میرفتم کهریزک دیدن این دوستان خوبو دوست داشتنی
    شعرش خیلی قشنگ بود
    کاشکی پیش خانوادش بود دلم سوخت واسش البته این طور که خودش میگفت اینجا راضیتر هست
    خلاصه که جذاب بود برنامه تون
    آهاااان من عاشق تیتراژ آخرش هستم آهنگش زیباست
    راستی بگم چند
    فکر کنم 17
    میگما ولی یه چیزی اینها که منتقد گفت کجا بوده وایییی منم انگار موافقم باهاش
    کاشکی اینجوری که گفت نبوده باشه

  11. 11
    منتقد says:

    درود من از روي برنامه هاي 17 18 19 نوشتم جالبه كه شما هم برداشت كرديد تنز نوشتم ولي دقيقان حرف هاي اشكان را نوشتم

  12. 12

    سلام آقای سرمدی.عید برشما وسایر دوستان مبارک باشه. آرزوی بهترین ها رو براتون میکنم. باعرض معذرت منم با حرفای منتقد موافقم. اولین برنامه که دانلود کردم قسمت هفدهم بود، وقتی اونو به داداشم که نابیناست دادم گوشید از بخش با نابینایان چگونه رفتار کنیم خیلی راضی نبود، میگفت که خیلی سطحی وپیش پا افتاده ست. نظر خودمم همینه، آخه ممکن که نه حتمأ پیش میاد که یه نفر فقط یکی از برنامه ها رو گوش بده، به همه مردم که نمیشه گفت برید برنامه فلان رو گوش کنید. بنظرم باید شفاف سازی کرد که این رفتارها فقط مختص عده قلیلی از نابینایانه، اینطوری همه ناراحت نمیشن. چونکه تعداد کمی از برنامه ها رو گوش کردم نمیتونم نمره بدم و قضاوت کنم. موفق باشید.

    • 12.1

      سلام تبسم. سال نو هم برای شما و خانواده محترم مبارک باشه. این که از منتقد خواستم برنامه دهم رو گوش کنه به این خاطر بود چون دقیقا اشکان به همین نکته که شما گفتین اشاره کرده. این که برخی از این نکات فقط برای عده ای از نابینایان صدق میکنه.
      2 تا نکته یکی این که از این پس موارد سطحی دیگه خونده نخواهد شد. و مطلب دوم این که عصری که با اشکان صحبت میکردم گفت از این به بعد اگر برخی موارد همین جنبه رو داشت قبلش میگم که فلان مطلب شاید برای بعضی از نابینایان باشه و واسه همه صدر نمیکنه که به قول شما سو تفاهم پیش نیاد
      خلاصه مرسی که هستین و نظر میدین
      اگر تونستین مستند هایی که از پشت صحنه برنامه گذاشتم رو گوش کنید تا با روند چگونگی تهیه برنامه آشنا بشین. منظورم به همگی هم محله ای های گل و گلاب بود.

  13. 13
    منتقد says:

    درود راستش أقاي سرمدي من يك نظر دارم كه شايد جواب بده در صورت امكان برنامه در مكانهايي مسله تاكسي كه حالته ميكروفون مخفي داره از راديو اجرا بشه و راننده صدا ضبت كنه كه راحت بشه تسيره كار را ديد خدايش شايد خيلي هم بد نباشه كه هم يك تحقيق هست و ميشه بعضيشا داخل برنامه جا داد و اينكه بخشه رفتار با نابينايان در غالبه نمايش اجرا بشه

    • 13.1

      ممنون عزیز. اتفاقا این بخش میکروفون مخفی در قالب گزارش های مستند، پیشنهاد من برای فصل زمستون بود اما به خاطر مشغله های کاری که در دفتر تحریریه روزنامه، دانشگاه، کلاس های روزنامه نگاری و برنامه های رادیو ورزش داشتم. نتونستم اجراییش کنم. اما به امید خدا از فصل تابستون فکر کنم بتونم این بخش رو عملی کنم. قاعدتا باید جذاب باشه. اما بخش نمایشی اگه اون بخش نمایش ما رو گوش داده باشین به نوعی همین شیوه رو پیش گرفتیم و اگر شرایط فراهم باشه از اردیبهشت قطعات نمایشی وارد برنامه ما میشه که حتما این پیشنهاد شما مد نظر خواهد بود.

  14. 14
    عمو حسین says:

    ببینید دوستان خوبم, همین هفته ی گذشته بود که در کنفرانس گوش کن از تنهایی هایمان گفتیم از اینکه وقتی در جمع بیناها هستیم آنها مشغول دیدن فیلم یا آلبوم عکس میشوند و فراموش میکنند که نابینایی هم در کنارشون نشسته و در نتیجه این فرد نابینا خلقش تنگ میشود حوصله اش سر میرود و احساس تنهایی میکند و…. هر کدام مثالهایی زدیم و درد دلهایی کردیم. یا دوستی به من میگفت که روزی سوار سرویس ادارهشون شده و مثل روزهای گذشته به طرف صندلیش رفته و یه هو خودشو ول میکنه روی صندلی, غافل از اینکه آن روز خانمی که مال آن سرویس نبوده سوار میشود و کسی هم بهش نمی گوید که خانم اینجا ننشین جای همکار نابینایمان است, به همین خاطر این دوست ما قشنگ میشینه توی بغل خانم و اون هم که از همه جا بیخبر بوده جیغ میکشه و خلاصه آبروریزی میشه. یا خیلی دیده شده که در مهمانیها چای یا میوه را میآورند و میگیرند جلوی ما و انتظار دارند که ما هم مثل بقیه از توی سینی یا میوه خوری برداریم در حالی که واقعا این کار ما نیست یا سینی را همین طور جلو میگیرد و آن را با دست ما آشنا نمیکنند که بدانیم کجاست. خب اگر این مطالب گفته بشه به نظر شما چه اشکالی داره. البته لازم به یادآوری است که همون دوستم که این قضیه سرویس را مطرح کرد, وقتی توصیه های اشکان را شنید خیلی عصبانی شد و شانس آورد که دم دستش نبود وگرنه یه کتک حسابی نوشجون میکرد, تازه به من هم که بهش گفتم حالا چرا اینقدر عصبانی شدی خب انتقاد را گذاشته اند برای اینجور وقتها, توپید و گفت که تو مسائل را سرسری میگیری. و مسائل مهم را بیخیال از کنارش میگذری در حالی که اینها دارند با این حرفهایشان آبروی ما را میبرند.
    بالاخره من نمیدانم به جامعه چه باید گفت و چگونه باید گفت که هم مردم آموزش ببینند و هم احساسات ما خدشه دار نشود؟
    بالاخره باید از جایی شروع کرد, اشتباه گفت تا صحیح گفتن پیدا بشه ولی با نگفتن که هیچگاه هیچ موضوعی حل نخواهد شد, درست گفته اند که در املای نانوشته اشتباه وجود نداره. من خودم وقتی میخواستم با سرویس ادارهمان بروم همین مشکل را داشتم که نمیدانستم کدام صندلی خالی است و گاه پیش میآمد که جلو اتوبوس خالی بود و من فکر میکردم کسی نشسته و میرفتم اون عقبا مینشستم. ولی شهامت این را نداشتم که به راننده بگویم صندلی جلو را بگذار برای من و هر کس آمد بنشیند بهش تذکر بده که ننشیند.
    ببینید ما باید یا زنگی زنگ باشیم یا رومی روم. یا مشکل داریم یا نداریم. اگر داریم که داریم, خب شتر سواریی دولا دولا نداره.. اتفاقا تجربه نشان داده آن نابینایانی که با مردم راحتند و از گفتن مشکلاتشان خجالت نمیکشند مردم هم با آنها راحتترند.
    بسیاری از ما هنوز که هنوزه میخواهیم خود را از دید جامعه مخفی کنیم منتهی نه با حضور پیدا نکردن بلکه با مخفی کردن مشکلاتمان.
    ببخشید مینا دیگه خسته شد همکاری نمیکنه.

    • 14.1

      عمو جون، حرف دل منو زدی. مشکل ما اینه که از اون حصاری که دور خودمون کشیدیم حاضر نیستیم بیرون بیایم. یه سری مسائل باید تابو شکنی بشه. تا کی میخوایم از قضاوت های دیگران بترسیم. اتفاقا اینا آبرو ریزی نیست که هیچ، بلکه حرف هایی هست که چون تا به حال کسی نزده ما فکر میکنیم اگه زده بشه آبرو ما میره در حالی که اینطور نیست. چه اشکال داره به مردم بگیم وقتی مثلا ظرف میوه رو که برای یک فرد نابینا میارین چی جوری در مقابلش قرار بدین و. خلاصه مطلب زیاده
      دوستان هم پیشنهاد بدن ما قطعا استقبال میکنیم

  15. 15
    cheshmak says:

    سلام
    بله منتقد این بخشها را که گفت به من هم نشان داد خوب حرفهای امیر را هم که مثل همیشه با درایت صحبت می کند شنیدیم
    ولی این اول برنامه است حتما بهتر از قبل خواهد شد ممنون امیر که به انتقادات گوش می دهی من هم برنامه ها را دارم گوش می دهم حمایت

    • 15.1

      سلام چشمک، ممنون از تو. آره من و اشکان پیش از شروع برنامه زندگی ادامه داره حدود یک سال تجربه برنامه های رادیویی در این سطح رو داشتیم اما بقیه دوستان پشت پرده زحمت میکشیدن و تا به حال به این شکل برنامه رادیویی تولید نکرده بودن. این کار قطعا به کسب تجربه نیاز داره. بیشک هر چی بیشتر جلو بریم برنامه ها کیفیتش بهتر میشه. از همه دوستان هم ممنون که به ما این فرصت رو میدن تا با آزمون و خطا یاد بگیریم، پیشرفت کنیم و….
      اگر ویژه برنامه های نوروزی ما رو گوش کنید متوجه میشین که سبک کار، و کیفیت برنامه ها یه level بالاتر از برنامه های زندگی ادامه داره هستش.

  16. 16
    عمو حسین says:

    سلام صبح همگی بخیر. امیر یه چیز دیگه, همیطور که در پشت صحنه ی برنامه شنیدیم و خودتم در پستی نوشتی, رادیو چیها حاضر نشدند که انتقادات اشکان درمورد برخورد نامناسب کارکنان برخی از بانکها را با نابینایان, پخش بشه, حالا هم که نسبت به حرفهای اون بنده خدا آقای نیازی ایراد گرفته اند که چرا گفته زنش ترکش کرده, خب آیا با این اوصاف به نظرت میشه به چنین برنامه ای و اصولا چنین رادیویی اعتماد کرد؟ اینها انتظار دارند که فقط در برنامه ها به به, چه چه, گفته بشه.
    برای همینه که من هیچوقت به برنامه های این رسانه و این قوم اعتماد ندارم. و حتی الامکان آنها را نمیشنوم. البته از تلاشهای شما بچه های خوب ممنون و سپاسگزارم و فقط چون تو زحمت میکشی و اینجا میگذاری بعنوان یک کاری که چندتا دوست عزیز انجام داده اند میشنوم و نه بعنوان یک برنامه از صدا و سیمای …..
    راستی پشت صحنه جالب بود, میخوام ببینم با توصیفی که از ساختمان تولید کردی و گفتی که خیلی پیچ در پیچ است و ظاهرا تا لحظه ضبط هم نمیدانستید باید به کدام استودیو بروید, آیا این مشکل هر هفته ی شماست؟ یعنی هر بار باید منتظر بمانید و ببینید کدام استودیو را به شما میدهند و برای پیدا کردن هرکدام با مشکل مواجه هستید؟ دیگه اینکه آیا وقتی برنامه ضبط شد سی دی ها را برمیدارید میرید خونه هاتون و اونجا رویش کار میکنید و ادیت میکنید؟ آخه انگار احساس نمیشد که در استودیو کامپیوتر باشه و همونجا بتونید کارتون را ادامه بدید, انگار همش کسانی پشت در ایستاده اند که گروهی که در حال ضبط هستند بیایند بیرون و آنها سریع جایشان را بگیرند.
    از تابان هم خوشم آمد, دوست دارم ما هم آتیش پاره هایی مثل اینها داشته باشیم که با همه ی لهجه ها آشنا باشند شوخ باشند و سریع ارتباط برقرار کنند.
    برخورد خانم شجاع خیلی سرد و یخزده بود با وجود اینکه گفتی داری برای یک سایت ضبط میکنی و خواستی که حرفی بزنه, فقط به یک سلام خشک و خالی بسنده کرد.
    دم خودت و شهروز و اشکان گرم گرم که خیلی باصفا و با حالید. راستی اینکه میخونه زندگی ادامه داره صدای کیه؟ اگه دقت کنیم صداش به صدای اشکان شبیه است.
    بچه ها بازم میناجون خسته شد. صداش درنمییاد. خدافظ

    • 16.1

      سلام عمویی. یه مثلی هست میگه اگر نباشه دریا به قطره اکتفا کن. شاید این سخت گیرانه ترین مثالی بود که زدم. مگر نه شرایط اونقدر ها هم….
      ببین ما در رادیویی داریم تولید برنامه میکنیم که خط مشی مشخصی داره. یعنی سیاست برنامه های رادیو فصلی ایجاد نشاط، امید و از اینجور حرفاست. طبیعتا برخی مسائلی از این دست با سیاست ها ی رادیو فصلی در تضاد هستش. تو مطمئن باش اگر چنین برنامه ای در رادیو جوان و یا رادیو ایران بود به راحتی خیلی از این مسائل ادیت نمیشد. خلاصه ما نباید صرف این که چون در رسانه های ملی ما تا حدی سانسور وجود داره بگیم پس ما هم بشینیم دست رو دست هم بذاریم و کاری نکنیم.
      باید ایستاد،جنگید، اثبات کرد، حرف زد و در صحنه ماند.
      من در ابتدا عاشق رشته علوم سیاسی بودم و همیشه دوست داشتم به عنوان یک خبرنگار در امور سیاسی فعالیت کنم. اما با توجه به روحیاتی که دارم و اهل خود سانسوری و نگفتن واقعیت ها نیستم دیدم با این شرایط نمیتونم آزادانه کار کنم. به همین خاطر عرصه ورزش رو انتخاب کردم و گفتم چی بهتر از ورزش نابینایان.
      حالا که کسی به ورزش هم نوع خودمون بها نمیده ما خودمون دست به کار بشیم و ورزش کاران نابینا و کم بینا رو به جامعه و مردم معرفی کنیم.
      آره عزیز ما از قبل برای ضبط برنامه باید استادیو رزرو کنیم. معمولا دو شنبه ها ساعت 12 تا 14 تایمی هست که میگیریم واسه ضبط برنامه هامون اما شماره استادیو رو باید همون روز بریم از رو بردی که نصب کردن چک کنیم. تقریبا هر هفته با مشکل پیدا کردن محل ضبط برنامهمون رو به رو هستیم. چون هر هفته در استادیو های مختلفی ضبط داریم و از اون جایی که هر 4 تا عوامل برنامه ساز نابینا مطلق هستن از کسی کمک میگیریم یا به همراه خود تهیه کنندمون میریم.
      cd های برنامه رو هم خود تهیه کننده یعنی خانم بی تقصیر میبرن خونه ادیت و میکس میکنن. کلا میکس و ادیت برنامه برای هر برنامه رادیویی بر عهده تهیه کننده هستش.
      آقای تابان اتفاقا آنونس ویژه برنامه نوروزی ما رو هم گفتن.
      خانوم شجاع هم اون روز درگیر خوندن مطالبش بود و در کل دختر خانوم و متینیه و پشت پرده زیاد کمک میکنه.
      اونم نه اشکان نیست اون دکلمه واسه خود آهنگ زندگی ادامه داره با صدای علی لهراسبی هستش

دیدگاهتان را بنویسید