در ادامه کنفرانس این هفته

این پست فقط به خاطر قولی که به بچه های حاضر در اتاق کنفرانس پس از افتادن مجتبی داده شد نوشته می شود امکان قلط املایی یا بد نوشته شدن جملات یا ناقص نوشته شدن آن هست بنابر این از سایر دوستان حاضر در کنفرانس خواهش مندم مرا در کامل کردن یاری کنید. ممنونم
آدرس اسکایپ
cheshmak1367
سلام
آره خلاصه وسط کنفرانس بودیم که نمی دونم چی شد من افتادم. من افتادم و وقتی برگشتم دیدم مجتبی نیست جلسه ریخته بهم
گفتم بیخیال بریم. یکم دیگه موندم صبر کردم یکم گوش دادم گفتم شاید برگرده مجتبی ولی نیومد که نیومد
خلاصه گفتیم بریم بچه ها یا بمونیم گفتند خوب طوری نیست بحث را ادامه می دهیم. حالا مجتبی نیست که نباشه
گفتیم آخه مدیر است بدون مدیر که نمی شود میمیریم
گفتند خوب یک نفر بمونه وسط مدیر بشه یک جورایی مدیریت کنه بقیه اش را بگیم حالا که اومدیم زهره گفت خودت باش چشمک گفتم آخه من که کنترل دستم نیست میوت کنم. اگه می خواهید باید خودتان رعایت کنید تا بتونیم ادامه بدیم.
آره همه قبول کردند و ادامه دادیم.
حالا شرح ماجرا
بله بحث حول این بود که چه مراکزی یا چه جاهایی می توانند به بحث جهت یابی کمک کنند. یعنی چه کسانی می تونند ما را یاری کنند تا بتونیم بهتر از گذشته جهت یابی کنیم.
به نظر امیر و بهنام یکی از عواملی که موجب می شود بچه ها از عصا دست گرفتن خود داری کنند این است که فرهنگ سازی درست انجام نشده است و بچه ها مسخره می شوند. خوب وقتی مسخره بشیم هم عامل روانی در میان است
حالا چطوری می شود فرهنگ سازی کرد و کاری کرد که بتونیم مردم را متقاعد کنیم که نابینا هم مثل دیگر افراد است.
بله این بحثی بود که حولش صحبت کردیم
بهنام معتقد بود که من حاضر بودم مثلا با فرستادن پیامک و نوشتن تبلیغات در جهت این که نابینا هم مثل شماست فرهنگ سازی کنم. حتا پست هم روی گوش کن گذاشتم ولی بچه ها هماهنگ نبودند.
برخی افراد معتقد بودند که باید کار را از بیخ و بن دنبال کنیم مثلا رسانه ملی و سیما
من حتا ایده رسول رضایی مسئول کتاب خانه ولی عصر را مطرح کردم که می توان با حضینه ای چند صد هزار تومانی این کار را کرد به این ترتیب که با فیلم برداری از امور مهم مثل
این که چگونه دست یک نابینا را برای راهنمایی بگیریم. یا چگونه نابینا را از خیابان رد کنیم. یا چگونه هنگام رانندگی یا هر جایی با دیدن عصای معلول بینایی با او رفتار کنیم یا …
را فیلم برداری کرده و در محلهایی که می شود مثل محلی در اصفهان که شهرداری روی پرده تصاویری را پخش می کند یا روی صفحات BRT یا به عنوان میان برنامه های صدا و سیما پخش کرد
دوستان معتقد بودند انجمنها وظیفه مهمی در این خصوص و متحد کردن نابینا ها با هم دارند. این حرفی بود که یک بار دیگر عقده دل من را گشود و درد و دلهای من باز شد. توی اصفهان خودمان شستا انجمن داریم که فقط مثل سگ و گربه بهم می پرند انجمنهایی که یک بار هم با هم متحد نشده اند تا مشکلات نابینا را حل کنند و فقط به فکر این هستند که بگویند ما بهتر از بقیه بودیم حالا چه کانون نصر. چه جامعه نابینا اسلامی یا همین انجمنی که من هم عضو آن هستم ولی دیگه می خواهم بیایم بیرون. شاید انجمن موج نور یک جورایی بهتر از بقیه عمل کرده باشد
ولی به هر حال این انجمنها هیچ کار مفیدی در راستای حل مشکلات اساسی نابینایان مثل اشتغال. ازدواج. یا همین فرهنگ سازی انجام نداده اند
وظیفه اصلی انجمنها انگار فقط و فقط برگذاری اردو و جشن واره هست. البته که این اردوها خوب است که نظر زهره بود ولی واقعا چند درصد از این برنامه ها باید به اردو اختصاص یابد.
به هر حال ما به این جمع بندی رسیدیم که اگر بشود از همین سایت گوش کن هم استفاده کرد و یک اتحاد به وجود آورد میان نابینایان سراسر کشور. حالا یک نفر کامپیوتر بلد است. یک نفر یک کار دیگر. یک نفر می تواند توی رادیو باشد یک نفر توی فلان انجمن سیاسی.
با جمع بندی این افراد و توانایی ها می شود بهتر از گذشته زیست.
اگر بشود انجمنی چیزی را ثبت کرد یا هر کاری که من در آن بی تجربه هستم می شود بهتر از قبل پیشرفت کرد.
ما می توانیم با در کنار هم بودن وضعیت خود را بهتر از قبل پیش ببریم. فقط انتقاد و گفتن این که خارجی ها فلان دارند و فلان دارند چیزی پیش نمی رود.
همه و همه صحبت کردند با رعایت ادب که از همشان ممنونم از بهنام. امیر رضا زهره و سعید
البته تعداد نفرات در آخرین دقایق هفت نفر بود که فقط چند نفری از همانی که اول کار بودیم کم شده بود.
به هر حال برخی دوستان بعدا معتقد بودند که مجتبی بوده ولی حرف نمی زده برخی هم گفتند که نه بابا این کارها از مجتبی بعید است ولی واقعا چه اهمیتی داره مجتبی هم نباشه شاید به هر دلیلی ما می تونیم کار را ادامه دهیم مجتبی با ساخت این اتاق و راه اندازی این سایت حسن نیت خود را ثابت کرده است حالا وقت آن است که ما ادامه دهیم
دوستان می توانید ادامه دهید این کنفرانس را با دادن نظرات خود هول این بحث که چگونه فرهنگ سازی کنیم یا چه کسانی می توانند به بهتر شدن جهت یابی ما کمک کنند
دوستانی هم که حضور داشتید می تونید بیایید بحث را هر آنچه که یادتان است را کاملتر کنید من همین دیگه یادم بود و آخر شب توانستم همین قدر به مخم فشار بیارم و این طوری بنویسم خودتان کمک کنید
هفته دیگه بیایید کنفرانس با مدیریت قوی و بدون چون و چرا مجتبی خادمی نه محمد جواد خادمی

درباره cheshmak

من محمد جواد خادمی متولد سال 67 هستم. از دو سالگی بر اثر تومور مغزی که دیر تشخیص داده شد نابینا شدم. پس از تحصیل در ابابصیر اصفهان در دبیرستان عادی و سپس دانشگاه فولاد شهر تحصیل کردم. هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد بالینی دانشگاه نجف آباد می باشم. آدمی رک هستم که دوست دارم دیگران من را به خاطر خودم دوستم داشته باشم. راستی مجردم
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 Responses to در ادامه کنفرانس این هفته

  1. 1
    Adasi says:

    درود! اولیم-با این کنفرانستون منو بیخوابی انداختید! ولی خودمونیما کنفرانس جالبی بود!‏

  2. 2
    mohsen says:

    با درود
    جانا سخن از نمیدونم چی چی می گویی!!
    نابینا و اتحاد؟؟!! واژه ی غریبیست!!
    کاش بشه ما که پرچم سفیدمون همیشه بالا بوده پس پیش به سوی اتحاد
    هرکس پایست پرچم سفید بالا

  3. 3
    بهنام says:

    سلام
    ممنون چشمک
    خیلی عالی و خوب توضیح دادی
    فقط من میخوام یه کار با اجازه مجتبی بکنم.
    اول یه مقدمه بگم.
    درسته که چشمک خیلی خیلی کامل و جامع توضیح داد.
    اما قبول دارید هیچ چی ضبط کنفرانسا و دانلود اونا نمیشه؟
    میخوام از مجتبی خواهش کنم که اختیار ضبط کردن کنفرانسا رو به یکی از پا ثابتای کنفرانس تفویض کنه تا بقیه که شرکت نمی کنن، یه همچین کنفرانسایی رو از دست ندن.
    خیلی حیف شد که ضبط نشد.
    البته مجتبی جان حمل بر جثارت و بی ادبی و … نگیریا.
    صرفا یه پیشنهاد بود و عقلا در تعریف پیشنهاد گفته اند: پیشنهاد، ایده ای است که قابلیت تصدیق و تکذیب یا تایید و رد دیگران را داراست.
    مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااااااااااااااا مخلص گوشکنیا هستییییییییییییییییییییییییییییی یییییییییییییییییییییییی ییییییییییییییییییییییییی یییم.

  4. 4
    تبسم says:

    سلام. من کنفرانس رو گوش کردم و باقیشوهم ازپست شما خوندم. باوجود اینکه درحال حاضر کمترین امکانات رو دارم نه کامپیوتر، نه اسکایپ و نه امکان تایپ زیاد دارم، فقط من موندم و یه گوشی سمپین که کار با اینترنتش سختی خاص خودشو داره. ولی با این حال دوست ندارم ارتباطم رو با محله قطع کنم. درمورد فرهنگ سازی زیر پست متقاعد کردن استاد بهنام دوتا کامنت پشت سرهم نوشتم که چهارگام براش ذکرکردم ولی متأسفانه چون دیر فرستادمش انتهای کامنت ها موند وکسی دیگه به اونجا سرنزد. اگه یه نفر لطف کنه ازشون کپی بگیره بیاره اینجا پیست کنه ممنون میشم. شاااید بدرد خورد.

  5. 5
    زهره says:

    نه چکیدش همین بود

    مقسی

  6. 6
    cheshmak says:

    با تشکر از دوستانی که صحبت کردید
    اگر حرفی چیزی است که کسی می خواهد بگوید ممنون می شویم کلا

  7. 7

    سلام چشمک
    من خود کنفرانس رو تا حدودی گوش دادم. مرسی که بقیش رو اینجا گذاشتی تا در جریان ادامه بحث قرار بگیریم. این که بتونیم خود هم محله ای ها یک انجمن مستقل داشته باشیم به نظرم با تعریف یک سری چارچوب ها و پیگیری اون ها و استفاده از افراد متخصص شاید همچین چیزی عملی باشه. به شرطی که در ابتدا خودمون خودمون رو قبول داشته باشیم و اگر گروهی برای این کار به نمایندگی از طرف بچه های محله انتخاب شدن بقیه افراد حمایتشون کنن

  8. 8
    cheshmak says:

    دقیقا حرفت را قبول دارم
    نمی دونم شاید باید چنتا نفر که بیشتر حرفشون خریدار داره مثل خودت این بحث را مطرح کنید تا ببینیم چی می شود
    بقیه باید حتما از این افراد حمایت کنند

  9. 9

    سلام اين پست به عقيده من ارزشش از يه پست عادي بيشتره از يه گزارش عادي و از هر چيز ديگه اي … اين نشون مي ده ما چقدر از دو سه ماه گذشته پيشرفت كرديم از همون كنفرانسي كه مدير نبود و مديريت نشد تا اين كنفرانسي كه مدير نبود و مديريت شد … حس خيلي قشنگي دارم … فرهنگ سازي اول بايد از خودمون شروع بشه كه خدا رو شكر شده از آقاي چشمك و بقيه دوستان حاضر در ادامه اين كنفرانس صميمانه ممنونم …. بودنشون خيلي ارزشمند هست و من به شخصه ارزش كار اونها رو ميدونم و باز هم ممنون.

دیدگاهتان را بنویسید