روایتی جالب در باره ازدواج زردشتیان:

سلام هم محله ایهای من:
امروز میخوام با توجه به این که به تازگی بعضی از دوستان محله ازدواج کردن، یا در شرف ازدواج هستن، و برای بعضیا هم خواستگار اومده، فرصت رو مغتنم بشمارم و مطالب و اطلاعات جالبی در باره مراسم ازدواج در میان زردشتیان عزیز در اختیارتون بذارم.
که امیدوارم شاد بشید و لذت ببرید.

خواستگاری

خواستگاری زردشتیان به این روش است که مادر و خواهر پسر در صورت تمایل خانواده دختر با چند نفر از بستگان نزدیک برای خواستگاری دختر می روند. در بیشتر مواقع خانواده پسر نامه ای که در باره خواستگاری از سوی پسر به پدر دختر نوشته شده همراه خود می‌برند. این نامه را بیشتر برای شگون روی کاغذ سبز رنگ و در پاکتی سبز می‌گذارند و با یک دستمال سبز و یک کله قند همراه با مقداری سنجد و آویشن به منزل دختر می‌برند. جواب نامه چند روز پس از آن از سوی خانواده دختر با‌‌ همان روش به سرای پسر برده می‌شود. در این نامه، پدر دختر، موافقت خود را بیان می‌دارد و به دنبال آن نامزدی آغاز می‌شود.

عروسی

چند روز پیش از عروسی، عروس و داماد و خویشان بسیار نزدیک به خرید وسایل عروسی می روند. از سوی داماد لباس عروسی (کیف و کفش، ‌چند قواره پارچه، ‌طلا و لوازم آرایش…) و از سوی دختر لباس دامادی و هدایای دیگر (کفش، پیراهن…) خریداری می‌شود. دو سه روز پیش از عروسی از سوی خویشان عروس جهیزیه را به خانه ای که باید عروس و داماد با هم در آن زندگی کنند می‌برند و خانه را خود تزیین و آماده می‌کنند.

سفره پیمان یا گواه یا عقد

سفره عقد یا گواه روی زمین گسترده می‌شود. این سفره از ترمه یا مخمل و ابریشم است و از سوی مادر عروس نسل به نسل نگه داری شده است. سفره باید رو به خاور یا برآمدن خورشید گسترده شود و بر روی آن این چیز‌ها دیده می‌شود:

گل سرخ. سینی از هفت سبزه. دو کله قند. کاسه عسل. سکه طلا. شاخه یا کاسه نبات. منقل برای اسفند. برنج. سبزی خشک. نمک. رازیانه. چای. کندر. خشخاش. انار. سیب. نانی محلی که بر آن مبارک باد نوشته اند. اوستا. آینه بخت. لاله (شمعدان)

عروس و داماد رو به روی هم می‌نشینند. بر فراز سرشان توری از حریر سپید نگه می‌دارند و دو کله قند را به هم می‌سایند تا مراسم بله برون یا بله گفتن عروس به پایان رسد و می‌خوانند:
– مسابم و مسابم!
– چی چی مسابی؟
– مهر و محبت مسابم!
– برای کی مسابی؟
– برای عروس و دوماد!

داماد لباس سفید چین دار و عروس ساری چین دار سفید می‌پوشد. در هند بر گردن آن‌ها گلوبندی از گل آویزان می‌کنند و بر پیشانی آن‌ها خالی سرخ رنگ می‌گذارند. نخست عروس بر تخت می‌نشیند و سپس داماد را دوستان وخویشان به نزد او می‌آورند و به هنگام عروسی در دهان یکدیگر با انگشت عسل می‌گذارند. بنا بر دینکرد به هنگام عروسی و برای آگاهی همگان طبل و شیپور می‌نوازند. این مراسم را شاه جان گویند.

پا تختی

داماد عصر همان روز (که روز پا تختی است) قبل از آمدن مهمانان به وسیله چند تن از مردان فامیل همراه موبد با دو لاله روشن و مقداری شیر که با برگ گل و آب مخلوط می‌باشد برسر آب روان می‌رود و پس از خواندن پاره‌هایی از اوستا به وسیله موبد، ‌آن‌را در آب روان می‌ریزد تا بدین ترتیب هر گونه آلودگی قبل از زناشویی او شسته شود و مانند آب و شیر و گل پاک باشد.
دربازگشت، داماد برای دست بوسی و سپاس از رنج‌هایی که پدر برای دختر خود کشیده است به خانه پدرزن می‌رود و با بوسیدن دست مادر و پدر زن خود از تلاش آن‌ها در تربیت دخترشان که حالا زن اوست سپاسگزاری می‌نماید. پدر زن هدیه ای به داماد می‌دهد. سپس داماد به خانه خود باز می‌گردد.

در بازگشت داماد، در پاگرد خانه، عروس کاسه ای از نقل و شیرینی به نشان پذیرایی از داماد به سر او می‌ریزد. دراین هنگام خویشان و دوستان هدایایی را که آماده کرده اند به عروس و داماد می‌دهند.

آنگاه داماد به نشان شیربها، اناری را که به آن ٣٣ یا ۱۰۱ سکه زده شده همراه یک جفت کفش به مادر زن هدیه می‌کند و یک جفت کفش نیز به خواهر زن می‌دهد.
روز سوم عروسی روز آش رشته است. رشته این آش باید به دست عروس بریده شود و به دست داماد به دیگ ریخته شود. این آش را نیز همراه با برگزاری جشن کوچکی بین دوستان و خویشان پخش می‌کنند.

رسم است که عروس و داماد پیش از رفتن به جای دیگر همراه خویشان خود به زیارتگاه و مکان مقدسی به نام (شاورهرام ایزد) و در یزد به پیر سبز و چکچک و پیر بانو می روند.

پس از زیارت، در یک روز خوب هفته، مادر شوهر و پدر شوهر، عروس و پسرشان را به خانه خود مهمان می‌کنند و هنگام ورود آن‌ها هدایایی به نشان پاگشا به آن‌ها می‌دهند. همین کار را مادر زن و پدرزن نسبت به داماد و دختر خود انجام داده و هدایایی به نشان پاگشا به آن‌ها می‌دهند. پس از آن خویشان نزدیک عروس و داماد را به خانه‌هایشان مهمان می‌کنند.

مهرداد چشمه

درباره مهرداد چشمه

سلام. من مهرداد چشمه، متولد 22 تیرماه 1343 در شهر قایم شهر در استان مازندران. بزرگ شده در شهر اراک در استان مرکزی. و سالیان درازیست که ساکن شهر کرج در استان البرز هستم. تحصیلات من در حد دیپلم، هست، که البته به خاطر برخورد با انقلاب فرهنگی در اوایل انقلاب و کمبود امکانات در اون زمان با این که سه سال متوالی در دانشگاههای دولتی و تربیت معلم قبول شدم نتونستم به تحصیلات عالی دست پیدا کنم. من کارمند شرکت آب و فاضلاب استان البرز هستم و در شغل شریف اپراتوری تلفن مشغول به خدمت میباشم. از علایق شخصی خودم، میتونم به شنیدن موسیقی ملل، دیدن یا شنیدن فیلمهای کلاسیک و ارزشمند، خوندن رمانهای فاخر دنیا، کامپیوتر و اینترنت و غیره اشاره کنم. پست الکترونیک: mr.cheshmeh@gmail.com آدرس سایت چشمه سرا: cheshmehsara.com آیدی اسکایپ: mr.cheshmeh تلفن همراه: 09121641278 تلفن محل کار: 02632224020
این نوشته در تاریخ ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

26 Responses to روایتی جالب در باره ازدواج زردشتیان:

  1. 1
  2. 2
    یلدام says:

    سلام
    دلم می خواست زرتشت بودم
    چقدر باحاله رسمو رسوماتشون
    بح بح خشخاش …یه کم بد آموزی داره
    در کل خیلی پستت عالی بود
    مرسی زیاد تا

  3. 3
    ملیسا says:

    سلام رسم جالبیه واقعا تبریک به عروس و دومادا جدید بخسوس عروس دومادای محلهههه.مرسی پست تون خیلی مفید و آموزنده بود.

  4. 4
  5. 5
    سیتا says:

    بح بح من که هندی ام پس برام گلوبند گل هستش و اینم بگم هنوز تو فرهنگ ما بعضی از این رسومات هست که زمان و هزینه ور بودنشون باعث کم رنگ شدنشون شده
    من از زرتشت و هخامنشیا هر چه بخونم و بدونم بازم کمه مرسی از این مطالبتون کجایند آن دامادهای زرتشت مسلک ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  6. 6
    saeed says:

    سنت های اجداد مان را یاد آوری نمودید با تشکر فراوان از زحماتی که بیدریغ برای محله میکشید پیروز و سر بلند باشید.

  7. 7
  8. 8
    مسعود says:

    به نظر من ازدواج آسان الآن شعاری بیش نیست
    چیزی که ما داریم می بینیم بیشتر هزینه ها را مردها دارن میدن و خبری از کمک هزینه نیست بیخود شلوغش نکنید دِهَهه

  9. 9
    ترانه says:

    حالا چند تای دیگه هم عقاید جالبی دارن مثل :
    موش صحرایی، روزی هزار ضربه، به «اهورمزدا» میزنه!
    کسی که نزدیک لاشه آدم و سگ بره، باید خودشو با ادرار گاو نر و آب طاهر بشوره
    کسی که سگ آبی رو بکشه ، باید ده هزار پشه و هزار مگس بکشه و اسلحه یک لشکر رو تامین کنه
    قرض دادن همسران-که ااگه بچه ای این وسط بیاد مال همسر اولی محسوب میشه !
    و نهایتا این که گناه یک مرد زمانی بخشیده میشد که عوضش موبدان میتونستن با دختر یا همسرش رابطه برقرار کنن!
    فکرشو می کنم جامعه اون شکلی چجوریاس!

    • 9.1

      سلام ترانه.
      یکی دیگه از رسمهای غیر قابل تحمل شون اینه که: وقتی کسی فوت میکنه جنازهش رو بالای کوه میبرند و منتظر میشن تا اینکه کرکسها بیان و چشمان متوفی رو از کاسه در بیارند، اونها معتقدند که با این عمل تمامی گناهان شخص تازه گذشته بخشیده میشه.

  10. 10
    ترانه says:

    سلام من هم بتو محمد رضا آره راس می گی اینو منم تو یه مستند دیدم چون تو شعارشون عمل نیک و پندار نیک و غیره هست بعضی از مردم می گن خب این که خوبه ولی باید دید منظور از خوب تو هر آیینی دقیقا چیه من البته از منظر نقد میگم و گر نه هر کسی با هر دینی محترمه و حقش محفوظ

  11. 11
    خدیجه عابدی says:

    سلام،ممنون از شما: مطلب جالبی بود.

  12. 12

    سلام بر آقای چشمه و سایر دوستان. مطلب جالبی بود. خیلی ممنونم. بعضی ازین رسومات مث پاتختی رو ما داریم که بهش میگیم “داماد سلام” و مراسم پاتختی یک روز بعداز جشن عروسی اقوام عروس برا عروس وداماد کادو میبرن. امیدوارم این رسومات در همه ی فرهنگ ها بین این همه هیاهو و مادی گرایی به فراموشی سپرده نشه.

  13. 13
    javanmardeh daana says:

    خب! الآن هم از رسومات زردشتیان در بین ما ایرانیهای مسلمونم هست که البته نه همش ولی این نوشتن نامه هم جالبه ها فکر کنم اگه پدر عروس شاعری چیزی باشه دیگه واویلاست باید یه نامه بدون غلط املایی و خیلی شیوا و روان بنویسی. راستی خشخاش از کجا گیر بیاریم حالا.!

دیدگاهتان را بنویسید