صندلی داغ یلدا

به نام الله
سلام یلدا خانوم عزیز و دوست داشتنی
هر صندلی داغ با این سوال شروع میشه که لطفایه بیوگرافی ساده از خودتون بگین تا دوستان بسراغ سوالات برن

درباره ترانه

سلام من نا بینا نیستم ولی عملا بسیاری چیزها دیدم که نباید می دیدم و چه چیزها ندیدم که باید می دیدم حالا بگذریم چه چیزها دیدم که نباید می دیدم ولی لطف و دوستی خداوند چیزی بود که تمام مدت اونو ندیدم من باور کرده ام که بینایی نعمتی نه در درون چشم ما که بر صفحه دل ماست محله خونه دوممه و بینایی من منو ازین جمع جدا نمی کنه ...و خطابم به هم محله ای های عزیزم اینه که : می دونین که دوستون دارم فراوون ! فعالیت های مورد علاقه م : شنا ، بدمینتون رانندگی و یادگیری زبان و نویسندگی و شعر هستن
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

194 Responses to صندلی داغ یلدا

  1. 1
  2. 2
    یلدام says:

    لی لی لی لی لی لی لی ل لام لا ل لا لام لام
    هح هح اینبار به اجبار اول شدیم کیفور شدیم ذوق مرگ شدیم
    بله بله حضاره نشسته در میدان محله بدانید و آگاه باشید اینجانب
    یلدا هستم
    در یک روز گرم تابستانی یعنی دقیقا شهریور ماه بود که پریدم تو عرصه ی هستی متولد 1365می باشم
    ترانه جون حوصلم میپکه بیشتر توضیح بدم خب بچه ها برید بیوگرافیمو بخونید
    راستی از شهر زیبای بهارنارنج بابل ام
    غریبه نیستید زیاد با درسو مشق میونه نداشتم رفتم سراغ هنر و آخرین مدرکم هم مربوط به فیلم نامه نویسیه که از حوزه هنریه تهران گرفتم
    عمرا دیگه چیزی بگم

  3. 3
    عباس هاشمی says:

    سلام به ترانه خانوم سلام به یلدا سلام به همه .
    خب سوالات من از چه رنگی خوشت میاد؟ از خوردنیهای ترش خوشت میاد؟ گرما را بیشتر میتونی تحمل کنی یا سرما؟ به چه نوع موسیقی بیشتر علاقه داری شاد غمگین یا رپ یا سنتی یا تک نوازی؟ آخرین سوال زود از کوره در میری یا خونسرد و آرومی؟
    بازم سوال دارما اما فعلا بسه
    خب منتظریم یلدا خانوم

    • 3.1
      یلدام says:

      سلام آقای هاشمی
      خب از رنگ طلائی خیلی خوشم میاد
      هرچه ترش تر خوشمزه ترو بهتر
      گرما رو به هیچ عنوان تحمل نمیکنم سیستمم میریزه به هم هر چه سرد تر بهتر
      موسیقی لایت رو دوست دارم جز مراسم عروسی نشده شاد گوش بدم
      با موسیقی بی کلام هم رابطه ی تنگا تنگی دارم
      به هیچ وجهی زود عصبی نمیشم اما زود جدی میشم
      تحملم زیاده آمپر نمیچسبونم اما اگه بچسبونم وای وای وای از بمب اتم به دور
      منتظر سوالای بعدیتم

  4. 4
    Ali mwsawi says:

    سلام در مطلبي كه راجعبه تواناي نابينا حرف زده ميشد از دركه خوبه خواهر و شوهرت برخلافه مامان بابا صحبت كردين ميخواستم وضعيت شوهرت را از نظر جسمي بدونم و اينكه خودتون از اول نابينا بودين يا نه

  5. 5

    سلام یلدا جان. چرا اسمت برخلاف ماه تولدته!!؟؟ فامیلیتو نمیخوای بهمون بگی؟ آهان موسیقی لایت چی چی هست!؟

    • 5.1
      یلدام says:

      سلام تبسم جان
      مثلا چه اسمی برای یک شهریور ماهی مناسبه
      فکرشو بکن مثلا خورشید خانم بودم
      هح یا مثلا توده ی هوای گرم
      اسمم خنکه دیگه وسط تابستون هی اسممو صدا کنید خنکتون شه
      ترجیح میدم خصوصی فامیلیمو بگم
      منظورم موسیقی آروم و خالی از هیجان بود

  6. 6
    Ali mwsawi says:

    درود ممنون خيلي بيشتر از خيلي بهترين غذا كه دوست داريد و كدام را از همه بهتر درست ميكنيد

  7. 7
    ترانه says:

    آقا علی 10 سوالتونو یه جا بپرسین و بعدش برین تو صف تا دوباره نوبتتون بشه لطفا !یادتونه قانونمون این بود 10 سوال بعد تو صف تابعد نفر پنجم دوباره از اول میتونین بپرسین و اونم تو قالب 10 سوالی که مختارین از یک تا 10 تا سوال بپرسین ممنون

  8. 8
    عباس هاشمی says:

    ممنون از جوابای که دادید.
    خب سوالای بعدیم با خط بریل آشنایی داری؟ بیناییت چه قدره؟ وقتی با کامپیوتر کار میکنی ازجاز استفاده میکنی یا از چشمات؟
    وقتی که بینای کامل بودی با افراد کمبینا یا نابینا ارتباط داشتی؟
    از کدوم اینا خیلی خیلی بدت میاد؟ زود قضاوت کردن, غیبت کردن, دروغ گفتن,؟
    و آخرین سوالم اینکه اهله ورزش هستی اگه هستی چه ورزشی؟ منظورم چه رشته ورزشی؟ خب این از سوالای من

    • 8.1
      یلدام says:

      خواهش

      خط بریل رو دوست ندارم بلد هم نیستم
      دید جانبی دارم تا اندازه ای کهاجسام رو به صورت سایه میبینم
      از جاز استفاده میکنم
      اون وقتا که هنوز بینا بودم چند تا دوست نابینا داشتم اگرم تو خیابون یک نابینا رو میدیدم فرقی نداشت زن یا مرد سوار ماشینم میکردم تا برسونمش البته مراقب رفتارم بودم که خدای ناکرده این کمک ترحم آمیز جلوه نده
      تو دنیا تنها چیزی که برام قابل بخشش نیست دروغه ازش متنفرم
      بیلیارد رو خیلی دوست دارم یک جور ورزشه فکریه که متاسفانه الان دیگه نمیشه در حال حاضر دویدن رو به بقیه ورزش ها ترجیح میدم

  9. 9
    ترانه says:

    سوالات من
    سلام یلدا جون امیدوارم با صندلیت بهت خوش بگذره و اما
    1-تاحالا دوس داشتین به گذشته برگردین؟به چه زمانی؟
    2-بیشتر توی تنهاییتون چیکارمیکنین؟
    3-اگر دوباره متولد بشین کجای زندگیتون رو میخواین اصلاح یا جبران کنین؟
    4-تو محله غیر از مدیر اولین نفری که باهاش آشنا شدی کی بود؟
    5-چند جمله رو میگم ادامش رو شما بنویسید .
    الف ) چرا وقتی آدم تنها میشه ……
    ب ) زيباترين احساس لحظه اي است که…….
    ج ) وقتی بچه بودم …………
    د ) همیشه دوست داشتم ……..
    ه) امکان داره آدم توی زندگی………
    6-فکر میکنی دل شکستن سختره یا یکی دلت رو بشکنه ؟
    7-عمر خیلی زود میگذره دوست داری وقتی پیر میشی چیا بدست اورده باشی ؟
    8-از چطور ادمهایی بیشتر خوشت میاد؟؟
    9-خوشمزه ترین غذا برای یلدا ؟
    10-سر تو بالا بگیر خداوند اینجاست…………………………..چه حسی بهت دست داد ؟چی دلت خواست بهش بگی ؟

    • 9.1
      یلدام says:

      سلام ترانه جون مرسی جام راحته صندلیمم ولرم شده داره یخم آب میشه
      صد در صد دوست داشتم الانشم از خدامه برگردم
      گذشته هامو دوست دارم کی با کجاش مهم نیست به کل تا قبل سال 90
      کتاب میخونم , چیز مینویسم میام محله
      با ملودی بازی میکنم ,کاردستی درست میکنم , بافتنی میبافم
      یکم موزیک گوش میدم گریه میکنم , عکسامو در میارمو کمی میرم تو خاطراتم
      اکثرا تو اسکایپ با بچه ها می حرفم
      توبالکن خاک بازی میکنمو با سوسک ها کشتی میگیرمو تو گلدونا گل میکارم
      هیچ جا رو اصلاح نمیکنم از خودم راضی ام اشتباه بارزی نداشتم تا به حال
      ترانه جون یادم نیست با کی آشنا شدم بعد مدیر

      چرا آدم وقتی تنها میشه باید غمو غصه اش قده دنیا بشه اتفاقا تو تنهایی میشه کلی کاره مفید انجام داد
      زیبا ترین احساس زمانی است که وقتی بغض داره خفت میکنه آغوشه مادرت برات باز باشه
      وقتی بچه بودم پرش غوکی در برکه آب , مرا با خود می بُرد تا اوج نشاط
      همیشه دوست داشتم یک نقاش باشم
      امکان داره آدم تو زندگی یه جاهایی کم بیاره که نباید بی آره
      کلا دل شکوندن خیلی خیلی خیلی راحته دل منو شما هم نداره
      وقتی پیر شدم دوست دارم یه دنیا رضایت مندی از زندگیم داشته باشم
      از آدمای با جنبه مهربون با گذشت صادق خودمونی ترو تمیزو با انضباط
      خوشمزه ترین برای من نونو پنیرو ریحون تو یک عصر تابستونی
      حس خاصی ندارم فقط میگم حق من این نبود

  10. 10
    زهره says:

    لیلیلیلیلی جیگیلی جونم رو صندلیه
    خب من چی بپرسم
    یعنی نمیدونم ناراحت نمیشی , ببین الآن که بیناییت کم شده خب, همسرت چیکار میکنه یعنی عکس العملش چی بود الآن کامل تونست کنار بیاد
    ببین خدایی اگه نمیخای جواب نده یا بعدن تو اسکایپ بهم بگو
    وای منم حالم از گرما به هم میخوره
    منم ترشو بیشتر میپسندم
    از حیوونا و پرنده ها خوشت میاد از کدومشون
    آهان اصلا چه شکلی با شوهرت آشنا شدی خخخ

    • 10.1
      یلدام says:

      بح بح جیگیلی
      چرا که جواب ندم
      خب جالبه که مرد مریخی ما خیلی زود مورد پیش اومده رو قبول کرد و باهاش کنار اومد
      گفتی چه جوری باهاش آشنا شدم
      اولین دیدار ما دقیقا زمانی بود که من دوم راهنمایی بودم
      اون دوست پدرم بود گاهن میومد دم خونمون معلم سرخونه ی خواهرم بود و جالبه تا مدت ها نمیدونست که من بچه ی خونم فکر میکرد من خاله ی شاگردشم
      چون من معمولا خونه نبودم
      همیشه خونه ی مادربزرگم تشریف داشتم چون دایی و خاله هام مجرد و هم سنو سالم بودن
      خلاصه بعد چند وقت فهمید که من دختر خونمو اینا
      هیچی دیگه مخ بابا رو زدو ما شدیم قاطیه مرغو خروسا

      من از ماهی های اکواریومی خوشم میاد مخصوصا پاروت که شکلای باحالی رو بدنشه

  11. 11
    ملیسا says:

    سلام یلدا جون خوب حالا نوبت منه.
    مامان شدی؟
    اگه آره چند بار؟
    اسم یا اسماشون چیه؟
    اگه نه کی من رو میخوایی خاله بکنی؟
    آهان شوهرت وقتی نابینا شدی عکس العملش چی بود؟
    در حال حاضر در کارهای خونه بهت کمک هم میکنه؟
    اطرافیان چه رفتاری باهات دارند منظور اینکه آیا بهت ترحم میکنن یا نه خیلی راحت از کنار این قضیه رد میشن؟
    البته اگه دوست داشتی جواب بده.اگه خواستی خصوصی جواب بدی بگو آدرس اسکایپ یا ایمیلم رو بهت بدم.

    • 11.1
      یلدام says:

      سلام عزیزم
      آخ جون جون جون بچه ندارم نی نای نای
      نمیدونم کی اما هر چه دیر تر بهتر
      عکس العمل که چه عرض کنم یه مدت با هم مینشستیم گریه میکردیم که چرا ما که چرا زندگی ما که چرا….بعدش هم اون زودتر از من دست به کار شد که همه چیو سرو سامون بده
      تو کار خونه ترجیح میدم تنها تنها کار کنم اما گاهی ظرف میشوره جارو میکشه کوکو سیب زمینی میپزه و املته صبح های جمعه رو ردیف میکنه والا همین
      رفتارم یه جوریه که طرف فرصت ترحم پیدا نمیکنه
      جالبه بدونی من انقدر پرم از اعتماد به نفس که حتی موهای خودمو خودم کوتاه میکنم
      من خیلی عادی با بقیه رفتار میکنم ازشون هم همین انتظار رو دارم
      راستی اسکایپت رو هم بدی خوبه ها

  12. 12

    سلام سلام خب من زياد بلد نيستم سؤال بپرسم فقط يلدا خانمي جون چرا ديگه وبلاگت رو آپ نمي كني؟”
    هان يادم هست يه روزي يه جايي گفتي چندتايي داستان نوشتي جايزه هم گرفتي خب اسمشون نشونشون منم مي خوام بخونم ميشه؟ چطوري؟
    “ديگه با اين سؤالاتي كه دوستان پرسيدند اميدوارم جزقاله نشي مخصوصاً سؤالات ترانه خانمي عزيز”

  13. 13
    سیتا says:

    مرا میشناسی گلم
    یلدا جونم چرا تو این 11سال بچه نداشتی خواستی بگو راستی احساست به من و اسمم سیتا چیه
    راستی اسم 3تا حیوون که دوستشون داری با صفتشون و اسم 3تا حیوون با صفتشون که ازش متنفرین رو بنویس عسلم

    • 13.1
      یلدام says:

      سلام سیتا جون
      مگه با مدالی که به گردنته میشه نشناختت
      مداله من اولم اول اول اول شدم
      بچه ها رو دوست دارم اما دوست ندارم داشته باشم یکیشونو
      به اسمت که هیچ جز اینکه بگم قشنگه اما به خودت احساس پر رنگی دارم شیطونو حساسو شادی
      ماهی ها رو دوست دارم چون زود همه چیو فراموش میکنن حافظه شون 30 ثانیه ست
      سگ چون با وفاست
      مورچه چون خیلی زحمت کشو سمجه
      از مگس بدم میاد چون زبون نفهمه موقعیت شناس هم نیست
      از فاخته چون راحت طلبه
      از روباه چون فریب کاره

  14. 14
    perspolis says:

    سلام به همه
    1.بزرگترین آرزو2 2.اگه میتونستی هر چیزی دوست داشتی اختراع کنی اون چی بود؟
    3.اگر به جای مدیر سایت بودی چه تغییراتی در سایت ایجاد میکردی.
    4.بازیگر مورد علاقه 5. یک جمله به یاد ماندنی از یلدا.
    6.اگه آخرین لحظه زندگیت باشه به همسرت چی میگی؟

    • 14.1
      یلدام says:

      سلام
      بزرگترین آرزوم این بود نابینا نبودم
      عصب چشم اختراع میکردم هح باور کن
      جای مجتبی دوست ندارم باشم چون خیلی سخته مدیر باشی حواست به همه باشه
      از اونجا که خیلی دل نازکم مدیر خوبی نمیشم
      اما زبونم لال اگه به جای اون بودم یکم بیشتر با بچه ها قاطی میشدم آخه حضوره مدیر به آدم دلگرمی میده
      یه سرو سامونی به محیط کامنت دونی میدادم
      به ذهنم فعلا چیز بیشتری نمیرسه
      از بازیگرای ایرانی شراره رخام رو می دوستم
      من بر این باور سختم زندگی اجبار است
      زندگی مرگ تدریجی یک شب پره در باران است
      به همسرم میگفتم :منو ببخش حقت این نبود

  15. 15
    cheshmak says:

    خخخ من
    حالا بگو چنتا پست از من خوندی
    نظرت کلا در مورد من چیه طوری نیست حتا اگر منفی خیلی هست بگو نارحت نمی شم اصلا

    • 15.1
      یلدام says:

      ها چشمک گیرت آوردم
      خوب شد ازم نظر خواستی
      خب من یک فایل صوتی در مورده آداب معاشرت با همسر رو گوش دادم تحسینت کردم که بح چه روانشناسی
      بعدشم یک پستی بود در مورد مشکلات و باتلاق
      که بعد اون به کل نظرم در موردت عوض شد
      گفتی رکی من هم رکم پس ازم دلخور نشو

      یه کم مغروری
      پر از اعتماد به نفسی
      دیگران برات مهم نیستند
      اهل مراعات نیستی
      انتقاد پزیر هم نیستی
      زود از کوره در میری
      فکر میکنی رکی اما در حقیقت رک نیستی بی تفاوتی
      یعنی جوابه مخاطبت رو سریع با دم دست ترین کلمات ممکن میدی برات هم مهم نیست چقدر خط قرمز ها رو رد کردی یا نه

      آهان چشمک دلم خنک عقده ای شده بودم والا
      هح آخیش حالا بیا باهام دعوا کن
      حالا سعی کن رک باشی بگو نظرت در مورد من چیه
      منطقی باش
      نیای جبران کنی ها

  16. 16
    فرشته حسینی says:

    سلام دلم آب شد تا این صندلی داغ اومد پس فکر کنم توی این صندلی داغ سیستمت به هم بریزه یلدا جان شما چندتا مدرک تحصیلی داری و از کجا منظور از کدوم دانشگاه ؟ تا حالا شده دلت واسه دورانی که به صورت کامل میدیدی تنگ بشه راستی این سوالم درباره خود محله هست ایول یعنی چی ؟بچه ها به هم میگن متوجه نشدم معناش رو

  17. 17
    fatemeh says:

    سلام
    یلدا خانم میشه لطف کنید بگید چطور شد بیناییتونو از دست دادید؟

    • 17.1
      زهره says:

      آقا ببخشید فرشته جون من به جای یلدا میگم چون گفتی بچه ها میگن و من خودم به کار میبرمش میگم ایول همون ای ولاه هست
      یعنی خدایا مثلا واسه تعجب و تشویق و خلاصه هرچی بخای به کار میره نه هرچی بخای مثلا اونجایی که بشه به کار برد
      چیچی نوشتما ولی خب دیگه فکر کنم گرفتی چی شد

    • 17.2
      یلدام says:

      سلام عزیزم
      با یک سر درد مزمن شروع شد
      به هر دکتری مراجعه کردم گفتن مشکلی نیست مسکن دادن راهیمون کردن
      هیچی دیگه در کل بگم تشخیص ندادن تا به مرور طی سه ماه بیناییم از بین رفت بعدا گفتند باید سرم کرتن میزدی تا تورم عصب چشمت از بین میرفت
      دلیلش رو نگفتن اما بنا به تحقیقات خودم و مکاتبه ای که با اطبای خارج از ایران داشتم فهمیدم دیسک گردنم باعص شده بود تا خون رسانی به اعصاب چشم صورت نگیره و این بشه که این شده

  18. 18
    فرشته حسینی says:

    وای ممنونم زهره عزیزم تو که با سوالات علمی من آشنایی اینم یکی از اونا بود

  19. 19

    سلام یلدا.
    من آمدم که بدونی برام مهم و گرامی هستی، بیشتر سوالهای اساسی رو دوستان پرسیدن، فقط مونده شماره کفش و رنگ ماشینی که اون وقتها باهاش رانندگی میکردی، که اونها رو هم من می پرسم.
    صداقت و شجاعتت به عنوان اولین کسی که روی این صندلی سوزان نشسته قابل تقدیر و تشکره، دعا کن وقتی که نوبت من شد منم جسارت پاسخ گویی رو داشته باشم..

  20. 20
    خدیجه عابدی says:

    سلام یلدا جونم. روی صندلی نشستی خوش میگذره؟ میگما من یک سوال داشتم اما اگر دوست نداشتی اصلاً جواب نده. میگم حالا که موقعیتت عوض شده با شرایطی که داری چه آرزوی بزرگی یا میشه گفت چه هدفی در زندگی داری که برای رسیدنش حاضری هر کاری رو انجام بدی. راستی میخام ازت یه درخواست داشته باشم. شما یه خانم متأهل هستید. شرایط شما هم مثل ما هست. ازتون میخوام که یه تجربه ی خودتون رو که میدونی برای هر خانم نابینای متأهل لازم و مفید هست که بدونه در اختیار ما بذاری تا ما بتونیم استفاده کنیم. امیدوارم در تمام مراحل زندگیت موفق باشی. و خوش و خرم.

    • 20.1
      یلدام says:

      سلام خدیجه جونم
      وای از کتو کول افتادم از دیشب همینجوری دارم کامنت مینویسم
      همه ی تلاشم اینه از همه ی لحاظ بتونم به روز نگه دارم خودمو نمیخوام از جامعه دور بی افتم
      تجربه که چه عرض کنم اما همیشه به خانم های اطرافم گفتم سعی کنید همیشه تو خونه تر گل ورگل باشید
      نزارید شوهرتون حسرت ترو تمیزیو شادابیه یکی دیگرو بخوره
      مخصوصا ماها که نابینا هستیم نباید بگیم خب آرایش نمیکنم فلان جور نمیپوشم که چی چون من که نمیبینم یا مثلا شوهرم که نمیبینه منو
      خودتونو خوشگل کنید بعد به بهترین نحو که میتونین خودتونو برا شوهرتون توصیف کنید
      سعی کنیم خونمون همیشه پر باشه از بوی خوشه غذذا
      همیشه شاد باشید و شیطون اما نه پر حرف و نکته گیر
      بزارید شوهرتون سر صحبت رو باز کنه نه اینکه تا وارد خونه شد اونو سوال پیچ کنید
      و یه عالمه چیزای دیگه که اینجا نمیشه گفت
      اینا تجربیات من از این چند سال زندگیه
      البته چیزای دیگم میشد بگم ولی فکر کردم اینا خیلی زیربنائیه
      زیبا زیبا زیبا باشید
      فدا فدا
      ببخشید که راحت نوشتم چون در بعضی از مسائل باید رک بود

  21. 21
    ملیسا says:

    مرسی یلدا جونم از اینکه کامل و جامع به سوالات من پاسخ دادی.
    راستی اگه دوست داشتی آدرسم رو از خاله زهره بگیر بگو بهت بده باشه عزیزم.

  22. 22
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    سلام.
    بابا چه خبره اینجا؟
    چهار روز نبودیمها.
    بابا محله با کلاس شده برای خودش.
    صندلی داغ براش خریدن.
    ولی یلدا خانم.
    اول این که بزرگترین حامی توی زندگی 27 سالت کی بوده که تونستی به موفقیتهایی که به دست آوردی برسی.
    حالا یه سؤال جنجالی.
    فرض کن رفتی دکتر. ایشون بهت میگه یه عمل هست که اگر انجام بدی ده درصد امکان داره بیناییت رو به دست بیاری و در غیر این صورت ممکنه حتا همین مقدار کم رو هم از دست بدی. تصمیم هم با خودته. چه تصمیمی میگیری؟
    خب. من خیلی دیرم شده. فعلً برم سر ضبط تا بعد ببینیم چی میشه.
    بای بای.

    • 22.1
      سیتا says:

      سه لام آقا عجب جواب کامنت نمیدین تو پستاتون خب چه خبرا کجاها بودین چرا از زبان زبان بسته ها نمینویسین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • 22.2
      یلدام says:

      سلام آقا شهروز
      مرسی که با وجود مشغله کاری بازم خودتو رسوندی
      کلیشست اما پدر مادر و مرد مریخی خیلی منو همراهی کردند
      بعدشم اینکه من یک اخلاق خوب یا بدم اینه زیادی یک مساله رو تحلیل میکنم
      بیشتر اوقات عقلم به احساسم غلبه میکنه
      چرا فانتزی فکر کنم نمیشه با احتمالات زندگی کرد

      من الانش دلمو به هممین چهارتا سایه خوش کردم ورنه دلم میترکید
      به دکترا اعتماد ندارم
      ریسک نمیکنم

  23. 23

    سلام, اول تشکر از ترانه خانم عزیز.
    بعدشم اینکه خیلی پست باحالو جنجالی شده.
    راستش یلدا خانم من دیگه با این سؤالای بچه ها چیزی هنوز به ذهنم نرسیده که بپرسم.
    فقط داشتم فکر میکردم مثلا ی روز من روی صندلی داغ اینجا بشینم!!!! ههههههههههه!!!!
    کلا ایده باحالی بود.
    TNX ترانه خانم!!!

  24. 24
    Adasi says:

    درود! مواظب باش صندلی داغ جزغاله ات نکنه! ‏1-عدسی را چقدر میشناسی! ‏2-هر یک از بچه ها ی محله را چقدر میشناسی! ‏3-از بودنت در این محله چند درصد آرامش داری! ‏4-اگه یه فرزند با خصوصیات عدسی داشتی چه میکردی! ‏5-اگه همسرت مانند عدسی بود چه میکردی! 6-آیا شما انسانی شاداب هستید! 7-‏ شما در مسائل و مشکلات زندگی چقدر احساساتی و چند درصد بیخیال هستید! ‏8-آیا در دلت داری فکر میکنی که این عدسی پاشو از گلیمش بیش از حد دراز کرده است! ‏9-‏ اگه همسرت به این محله سرک بکشه و این کامنتها را ببینه حه عکس العملی نشون میدهد! ‏10-‏ به نظر شما سؤالات بچه ها چند درصد جدی است!‏

    • 24.1
      یلدام says:

      سلام عدسی جان
      خب شمارو که در حد اسمو فامیلو سنو اینا میشناسم

      بچه های محله رو هم زیاد نمیشناسم

      وقتی میام اینجا کلی انرژی میگیرم اینجا رو دوست دارم زیاد

      خب اگه یه بچه مثل شما داشتم کلی سرگرم میشدم عدسی مگه چشه آیا
      یکم زیادی نوزاده درونش اونگه اونگه میکنه

      والا نمیدونم آبم باهاش تو یه جوب میرفت یا نه چون من شما رو که کامل نمیشناسم نمیدونم اخلاقیاتتون تو خونه چطوریه
      جانه عزیزت این یکی رو بیخیال

      فکر میکنم نسبتا شادم

      در برابر مسائل زندگی اصلا بیخیال نیستم
      یکم زیادی احساساتی ام اما در نهایت عقلم بر احساسم غلبه میکنه

      من جنبه امو دیدم که نشستم رو صندلی
      پاتون هنو رو گیلیمه
      دراز بشه خودم میگم نگران نباش عدسی جان

      مرد مریخی همه ی بچه های محله رو به اندازه ای که من میشناسم میشناسه
      گاهی بعضی از نظر ها رو اون میگه من مینویسم
      کلی خوشحاله دوستای جدید گرفتم تازشم کلی مشتاقه بچه ها رو از نزدیک ببینه

      کاری ندارم جدی باشه یا شوخی
      صندلیه داغ همینه دیگه سوال با ربط بی ربط همه جوره درهمی توشه
      من که همینجور جواب میدم بیخیال

  25. 25
    یلدام says:

    ملیسا جون خواهش
    حتما آدرستو میگیرم عزیزم

  26. 26
    بهنام says:

    سلام
    مر30 از ترانه خانم
    اما یلدا خانم یه سؤال
    آیا شده تا حالا از اینکه نابینا هستید، حتی فقط واسه یه لحظه راضی باشید و با همین شرایط به خودتون افتخار کنید؟ اون لحظه رو شرح بدین اگه ممکنه.

    • 26.1
      یلدام says:

      سلام
      نه نه نه به هیچ عنوان از این شرایط راضی نیستم حتی برا یک ثانیه
      اما تا دلت بخواد به خودم افتخار کردم زیاد
      چرا که نکنم
      وقتی یک بینا با دو تا چشمه گِرده گنده میره غذا درست میکنه که حتی نمیشه بوش کرد چه برسه ازش چشید
      یا وقتی یه بینا داره راه میره دستو پا چولوف میشه و میخوره به یک دکوریه گرون قیمت و سرنگونش میکنه
      وقتی یک بینا هیچ کاره میشه و تا عمر داره از جیبه باباش پول بر میداره تنبلهو سر بارو بی مصرفه چرا به خودم و شماها افتخار نکنم
      بچه های ما با نداشتن نعمتی به این مهمی بی مانند با مشکلاتشون دستو پنجه نرم میکنند
      باید بهشون افتخار کرد

  27. 27
    مروارید says:

    سلااااام اول ترانه جون مرسی.
    یلدا جونم بعد از اینکه بیناییتو از دست دادی چقدر طول کشید خودت با خودت کنار بیایو شرایط جدیدتو درک کنی؟ انجام دادن کارات بعد نابینا شدنت بعد 25 سال بینا بودن سخت نبود؟

    بعد زهره جان اگه ناراحت نمیشی آدرس ایمیل یا اسکایپتو بهم میدی لطفا؟

    • 27.1
      یلدام says:

      مروارید جان 6 ماه طول کشید
      انجام دادن کارا نه سخت نبود چون یک سری از کار ها رو دیگه از بر بودم مثل پسورد زدن کامپیوتر اگه مینشستم دونه به دونه تایپ میکردم اشتباه میشد اما چشم بسته همیشه درست مینوشتم
      فقط تو مسیر یابی کمی مشکل داشتم

  28. 28
    خدیجه عابدی says:

    سلااااام یلدا جون: خییییلی لذت بردم از جواب دادنت. معلومه که از اون خانمهای با حال هستی. خیییلی دوست دارم باهات آشنا بشم. حالا اگر اسکایپ یاد بگیرم میام باهات بیشتر آشنا میشم. ممنون خانمی.

  29. 29
    ملیسا says:

    خیلی باحالی یلدایی واقعا روحیه شادت رو از صمیم قلب تحسین میکنم و خوشحالم از اینکه همیشه شاد هستی و با این موحبت الاهی یعنی زندگی داری به نحو احسنت کنار میایی.راسته اینم بگم که از آشنایی باهات خیلی خوشحالم خییییییییلییییییی بوس بوووووووووس

  30. 30
    Ali mwsawi says:

    سلام خودارا شكر خيلي جالب و مفيد شده يلدا خانوم فرض كنيد يك دختر دمبخت داريد با دوتا خاستكار يكي بينا يكي هم نابينا شما هم كه نابيناييد و ممكنه دخترتون بخاطر تواناي شما و دركه از نابينا فقط شرايت اجتماعي و كار و مسكن و اينها مهم باشه و بخواد نابينا را انتخاب كند با توجه به اينكه دختر شما سالم هست كدام خواستكار را بهش توسيه ميكنيد و جه مشكلاتي را بهش يادأوري ميكنيد كه شايد با ازدواجه با نابينا براش به وجود بياد

    • 30.1
      یلدام says:

      سلام
      سوال جالبی بود مرسی از طرحش
      البته من موافق ازدواج 2 نابینا با هم نیستم بنا به دلایلی
      این نظر منه بقیه میتونن ردش کنن
      از اونجایی که دخترم بیناست فکر میکنم مشکلی چندان جدی نباید پیش بیاد و مخالفت نمیکنم
      اما بهش میگم
      یقینا درکی که دو هم نوع از هم دارن خیلی بهتر از درکیه که یک بینا و نابینا دارن
      ممکنه اون دوست نداشته باشه پا به پای تو در اجتماع تو جمع یا هر مکان تفریحی حضور پیدا کنه بنا به دلایلی کاملا شخصی
      شاید حساس تر از بقیه مرد ها باشه
      شاید در موقعیت های خاص زندگیت نتونه کمک حالت باشه یک نمونه زمان وضع حمل مثلا
      شاید نتونه مثل یک بینا از تو محافظت کنه مثلا تو خیابون نتونه حق چند تا مزاحم رو کف دستشون بزاره
      شاید شاید شاید و شاید زیاده
      اما یه چیزی میگم یادت بمونه تنها چیزی که باعث میشه مشکلات از پا در نیارنت اینه که عاشق باشی نه به حرف بلکه در عمل
      بهش میگم اگه دوسش داری به آینده ای که هنو نرسیده فکر نکن
      خب ممکنه اصلا هیچ وقت هم بچه دار نشی یا هیچ مزاحمتی تو کوچه و خیابون برات پیش نیاد
      به نظرم آگاه باش درد سرها رو بدون بعد انتخاب کن
      زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است
      این یک نظر شخصیه البته

  31. 31
    سمانه says:

    سلام یلدا خانم من که بهتون کاملا حسودیم شد به خاطر این پاسخهای زیبا و کامل خدا رو شکر کسی من رو نمیشناسه و قرار نیست روی این صدنلی بنشینم و گرنه میموندم که باید چی بنویسم و چجوری جواب بدم بچه ها هم سوالات خیلی خوب و کاملی پرسیده بودند و شما هم خیلی خوب پاسخ دادید منم میخواستم بدونم که چطوری با بچه های نابینا آشنا شدید از کی با نرم افزارهای نابینایی آشنا شدید و کار میکنید از کی و چطوری با این محله آشنا شدید قبل از اینکه نابینا شوید چه تصوری از نابیناها داشتید اصلا میدونستید که نابیناها هم با کامپیوتر میتونند اینقدر راحت کار کنند آیا تا به حال به خاطر شرایط نابینایی به خدا شکایت کردید چقدر تونستید نابیناها و توانایی هاشون رو به خانوادتون معرفی کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینم از سوالای من ببخشید اگر زیاد شد شما هم خسته شدید از نوشتن هر کدوم رو که دوست داشتید جواب بدید

    • 31.1
      یلدام says:

      سلام عزیزم
      خوش اومدی
      نظر لطفته خدا رو چه دیدی یکهو قسمتت شدو دیدی که نشستی رو صندلی

      خب دقیق نمیدونم شاید 1 ماهه که با بچه ها و محله آشنا شدم شایدم کمی بیشتر
      تقریبا 2 ماهو اندیه لپ تاپمو گویا کردمو باهاش کار میکنم
      تصور خاصی از نابیناها نداشتم اما اون وقتا کلی غصه میخوردم که این بچه ها حوصله شون سر نمیره آیا
      حتی فکرشم نمیکردم میشه با کامپیوتر هم کار کرد

      من عاشق وب گردی ام تو یکی از سایت ها بود که یک فایل آموزشی رو دانلود کردم که با صدای مجتبی ی عزیز بود از رو آدرسی که خودش تو فایله صوتی گفت اینجا رو کاشف شدم

      وای از شکایت نگو که تا کفرم پیش رفتم چرا دروغ 2 ساله با امام رضا قهرم
      هنوزم یکم با خدا لجم
      اگه میخواین دعوام کنین عیب نداره عادی شده برام
      دیگه خدا رو مثل قدیما دوست ندارم
      راستشو میگم برام مهم نیست در موردم بقیه چی فکر کنن

      تقریبا هر روز در مورد محله با خانواده حرف میزنم هح کلی باعث میشم بچه ها مورد تحصین قرار بگیرن

      همه ی سوالاتو دوست داشتمو جواب دادم
      بازم ببینمت بیا اینورا

  32. 32
    Adasi says:

    درود!با تشکر فراوان از اینکه به سؤالاتم پاسخ گفتید و با عرض پوزش که در نحوه ی پرسیدن سؤالاتم دست از شیطنت برنداشتم! اکنون همینجا از مدیر صندلی داغ و مدیر سایط درخاست میکنم مرا هم روی این صندلی قرار دهند،‏ ولی با یک تفاوت-سؤالات ‏3تا3تا پرسیده شود-آن هم به علت اینکه مبایل من بعضی اوقات کامنتها را کامل نمیخواند،‏ در ضمن سعی میکنم پاسخهایم را با شیطنت ندهم-بلکه با جدیت پاسخگو باشم!‏

  33. 33
    پریسا says:

    سلام به همگی به خصوص شما یلدا جان.
    من سوال ندارم فقط، وبلاگت. لطفا به روزش کن. نوشته هایی رو که گفتی نوشتی بذار اونجا. دلم خیلی می خواد نوشته هات رو بخونم ولی. راستش من عاشق وب گردی هستم و وبلاگت جزو جا هایی هست که بهش سرک می کشم. شاید خنده دار باشه ولی خیلی خوشم میاد برم نوشته هات رو از توی وبلاگت بخونم. اینطوری بیشتر دوست دارم تا این که ازت بخوام اگر دلت خواست و قابل دونستی برام بفرستیشون. نمی فهمم چرا ولی از خوندن پست های جدید توی وبلاگت و انتظار پست بعدی و سر زدن به امید دیدن پست تازه و و دیدن1پست جدید بیشتر بهم خوش می گذره تا دریافت مثلا1ایمیل حاوی نوشته های قشنگت.
    ببخش باز من طولش دادم.
    پاینده باشید.

  34. 34
    دنیا says:

    سلام خلی آلی جواب دادید

  35. 35
    cheshmak says:

    سلام من که از جوابتان خیلی تعجب کردم
    1 من فایلی در مورد معاشرت با همسر ندارم توی این محله
    2 من نمی توانم نظرم را در مورد شما بگم فعلا چون این صندلی داغ برای شماست هر وقت نوبط من شد باشه
    3 من جواب مخاطبم را همین طوری نمی دهم خیلی از بچه ها حتا بعد از پستشان با من تماس میگیرند و سوالات مشاوره ای از من می پرسند من هم تا آ«چا که وقت کنم با حوصله جواب می دهم
    4 می دانستم این نظرات را در مورد من دارید گفتم بیام بگم که حرفهایتان را بزنید تا راحتر با هم باشیم
    5 قرار بود فقط یلدا این جا حرف بزند و جواب بدهد نه سیتا
    اگر دیگران می خواهد که سیتا هم جوابشان را بدهد من نیازی به جواب ایشون نمی بینم
    7 نظرتان خیلی در مورد من بد بود من آنقدرها هم که شما گفتید این ویژگیها را ندارم از بچه های دیگر بپرسید توی اسکایپ یا مجتبی
    ولی خوب کلا من زیاد روی حرف دیگران حساس نیستم می تونیم بعد با هم خصوصی بهتر بیشتر صحبت کنیم
    مرسی از ترانه و شما

    • 35.1
      یلدام says:

      خب فایل صوتی دقیق بخوام بگم اسمش آموزشی برای بالا بردن روابط جنسی بود
      شما دقیقا تو پست مشکلات مثل باتلاق هستند گفتید من حوصله و وقت اینو ندارم که بشینم جواب بدم بعدشم گفتید اصلا من این پست رو برا شخص خاصی نوشتم
      خب عملا یعنی کامنت نده برو پی کارت دیگه
      بگذریم ازتون دلخور شدم
      که شما به کل میگی برداشتم درست نبوده
      نمیدونم والا آخه ما تنها از طریق پست ها و کامنت هاست که میتونیم شناخت نسبی به هم داشته باشیم بنا بر این خوبه که بهترین کلمه ها و جمله ها رو استفاده کنیم
      برام جالبه از کجا میدونستی من در موردت چه نظری دارم
      اتفاقا خوبه که صحبتی هم داشته باشیم من باب همین قضیه
      از من دلخور نباشید اگر که ناراحتتون کردم عذر میخوام اما ترجیح دادم حرف دلمو بزنم

    • 35.2
      باران says:

      سلام آقا چشمک یلدا جان راست گفتند که دم دستی جواب میدین و غیره مثلا الان که ناراحت شدین از یلدا و سیتا با اینکه هر دو قصدشون ناراحتیتون نبود

  36. 36
    Ali mwsawi says:

    درود لايك لايك لايك لايك جشمك

  37. 37
    ترانه says:

    دور دوم سوالات ترانه :
    1-بهترین چیزی که تو زندگیت یاد گرفتی؟
    2-موسیقی با صدای بلند دوست داری یا کم ؟چرا ؟
    3-عشق بیشتز واقعیته یا دروغ ؟زیباست یا تلخ ؟عاشق واقعی چه نشونه ممتازی از مدعیان دروعینش داره ؟
    4-بزرگترین دل مشغولیت؟بنظرت اصلا دنیا ارزش این همه دل مشغولی رو داره ؟
    5-علم بهتر است یا ثروت ؟بزرگترین ثروت هر آدمی ؟
    6-دنیا رو سخت می گیری یا آسون ؟نیمه خالی یا پر ؟
    7-تا حالا دست مادرت رو بوسیدی و بخاطر زحمتهای که براتون کشیده ازش تشکر بکنی ؟
    8-نظرت نسبت باین آیه : یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم ؟ ای انسان چه چیزی تو رو نسبت به پروردگار کریمت مغرور کرده است؟
    9-تا حالا دعوا و کتک کاری داشتی؟ !!تو بزن بزن و بکش بکش و دعوا شیر هستی یا روباه؟ !!دوستی بدون دعوا هم میشه؟
    10-یه نصیحت برام بنویس

    • 37.1
      یلدام says:

      زیادی نباید به روی کسی که نمیشناسیم بخندیم باید حد نگه داریم تا شخصیتمون زیر سوال نره

      با صدای آروم گوش میدم

      جنس عشق از حقیقته
      عشق اگه ناب باشه زیباست
      عاشق واقعی به هر چیز در دنیا که نگاه میکنه رنگو بویی از عشق خودش رو در اون پیدا میکنه

      با اینکه معتقدم باید در امروز زندگی کرد اما از آیندم میترسم زیاد هم بهش فکر میکنم

      دنیا که حتی ارزش زنده موندن رو هم نداره ترانه جان

      ثروت ,بزرگترین ثروت هم سلامتیه

      یکم سخت میگیرم زیاد درگیر مسائل میشم نمیتونم ساده از هر مطلبی بگذرم

      وااااااااااااااااای زیاد من عاشق مادرم هستم پاهاشم بوسیدم همه ی زندگیمه فقطو فقط به خاطر اونه که الان زندم ورنه…

      نظر خاصی ندارم من هیچ غروری نسبت به خدا ندارم نه اون بلکه این حرفم شامل مخلوقاتش هم میشه

      تو مدرسه یکبار چَکو چَک کاری کردم اما دیگه نه
      تو کتک کاری اما خداییش کم نمیارم ترسو هم نیستم
      دوستی بی بحثو بگو مگو نمیشه اما بی چَکو چَک کاری چرا میشه

      ترانه طوری زندگی کن اگر که خدای ناکرده زبونم لال مثل من دچار چنین شرایطی شدی افسوس نخخوری که کاش این کارو میکردم اون کارو میکردم
      من هیچ افسوس نمیخورم خاطراتم اونقدر برام شیرینه که با یاد آوریشون به خودم یک دوپینگ اساسی انجام میدم

  38. 38

    سلام سلام سلام. یلدا جون خیلیییی عالی بود. الحق که شایستگی اول شدن رو داشتی وداری وخواهی داشت. برات یه عالمه آرزوهای قشنگ رو دارم. برای همیشه دلت شاد ولبت خندان بماند.

  39. 39
    cheshmak says:

    به خدا ناراحت نشدم اصلا
    طوری نیست عزیز هر وقت خواستی با هم صحبت می کنیم تا مشکلات حل بشه هرچند که از نظر من مشکلی نیست این سوع تفاهمها پیش می آید

  40. 40

    قشنگترين چيزي كه اگه بينا شدم ارزش ديدن داره چيه؟

  41. 41
    taranom says:

    سلام یلدا جان با اینکه خیلی دیر رسیدم.به نظر شما که اول دختر بینا بودی و ازدواج کردی بعد نابینا شدی بر اساس تجربه زندگیت ازدواج باهمنوع مناسبتره یا بینا و چرا ؟راستی عزیزم اگر موردی نداره اسکایپتدا هم بگو گلم.موفقبباشی.

    • 41.1
      یلدام says:

      سلام عزیزم
      خب یک نابینا بهتر میتونه هم نوعه خودشو درک کنه
      اما درک متقابل در زندگی تنها یکی از لزوماته
      خب ممکنه مشکلات جانبی برای دو نابینا خیلی بیشتر از نابینا و بینا باشه
      جالبه من هر دو نوع رو تجربه کردم اما خداییش نمیتونم درکی داشته باشم که چطور باید دو نابینا با این همه مشکلات که جلوشونه بتونن زندگی کنن
      نظر شخصی من اینه بینا با نابینا با مشکلات کمتری در آینده روبه رو میشن
      اما زندگی بی چاله چوله که نمیشه مهم احساس خوشبختیه
      کسی هم که نخواد درکت کنه فرقی نداره هم نوع باشه یا غیر هم نوع بی درکه دیگه

    • 41.2
      یلدام says:

      عزیزم آیدی اسکایپت رو بده اددت کنم

  42. 42
    ملیسا says:

    یلدا جون خیلی گلی
    صبر و شکیبایی و صداقتت رو از صمیم قلب تحسین میکنم امیدوارم همیشه صبور و بردبار و با صداقت باشی و از همینجا برات آرزوی موفقیت و شادابی میکنم.
    یک دنیا بوووووووووووووس

  43. 43
    سمانه says:

    سلام یلدا جان خیلی خوشحالم که تو این محله هستی و با نظراتت بهمون انرژی میدی با جوابات خیلی حااااااااال کردم ایول ایول ایول …….

  44. 44
    سمانه says:

    راستی یلدا جان خیلی دوست دارم بیشتر با شما آشنا بشم اگر دوست داشتی آیدی اسکایپم رو از زهره بگیر

  45. 45
    امیر says:

    سلام یلدا خانم شما تو وقت های تنهایی چه کتاب هایی می خونید

  46. 46
    مسعود says:

    اولاً می خام از صبر و حوصله ای که تا حالا داشتی تشکر کنم انشاء الله تو همه مراحل زندگیت موفق باشی.
    تو پست هایی که تا حالا داشتی روی این نکته تءکید داشتی که تا حالا تنهایی بیرون نرفتی دلیلشو می خام بدونم البته اگه شخصی نباشه
    !!
    تا یادم نرفته به پارت نِتت هم سلام برسون.

    • 46.1
      یلدام says:

      سلام مرسی
      حقیقتش اینه می ترسم گم برم یا حادثه ای برام پیش بیاد ببخشید اینو میگم همین حالا هم که با آجیم میرم بیرون این سوسولای فوکولی دست از سرمون بر نمیدارن چه برسه تنها معمولا تو خیابون چون عصا ندارم کسی متوجه شرایطم نمیشه با عصا رفتن رو هم بلد نیستم دعوام نکنید اما دوسم ندارم یاد بگیرم
      بعدشم که من زیاد پارتنر دارم به کدومش سلام بدم
      من فقط به مرد مریخی نیست که میگم پارتنر

  47. 47
    بهنام says:

    سلام
    ممنون که به سؤالم جواب دادین
    از ته دل میخوام هر آرزویی دارید براورده شه.
    فقط یه خواسته ازتون دارم.
    با امام رضا قهر نباشین.
    پشیمون میشین.
    تا همینجا میگم فقط.
    نه اشتباه نکنید.
    من نمیگم اتفاقی براتون میفته.
    فقط اگه اونو نداشته باشین، مثل خودش غریبتر تر تر میشید.
    غریب هوای غریبو داره.
    مطمئننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن باش.

  48. 48
    الهه says:

    سلام به همگی. یلدا من خیلی دیر رسیدم میدونم. اما منم میخوام ازت سوال بپرسم.
    اگه بخوای دنیای نابینا ها رو تو یه جمله توصیف کنی چی میگی.
    گفته بودی با دوستان نابینا در زمان بینا شدنت چند تا برخورد داشتی و سعی میکردی بهشون بدون ترحم کمک کنی. حالا که خودت هم یه فرد نابینا هستی به نظرت چه قدر موفق بودی در دوران بینا بودنت بدون ترحم با افراد نابینا رفتار کنی؟الان که رو این صندلی داغ نشستی چه حسی داری؟
    یه چیز دیگه هم بگم؟ منم دلم صندلی داغ خواست.

    • 48.1
      یلدام says:

      سلام الهه جون جونی
      نه زیادم دیر نرسیدی اونی که آخرین کامنت رو بده دیر رسیده خودم میکُشمش هح

      دنیای نابیناها دنیای احساسه ,هر کسی هم که میخواد به دنیای نابینا ها قدم بزاره باید حواسش به آروم ترین تلنگر ها باشه ,مبادا که ترک برداره چینی نازک احساس ما

      فکر میکنم خیلی خوب برخورد کردم چرا
      چون وقتی اومدم اینجا فهمیدم نابینا هایی هم هستند که از ترحم بیزار ند
      نابینا هایی که من در گذشتهه باهاشون آشنا بودم با بچه محله های ما متفاوت بودن اونها نیاز به ترحم داشتند یعنی حتی این رو بیان میکردند اما من در ضمیر ناخود آگاهم دوست نداشتم بهشون ترحم کنم و این باعث شد جز یکی بقیه رابطشونو قطع کنن اون یکی هم نابینا نیست معلوله

      حس خوبی دارم اله جون چون دیگه بچه ها منو میشناسن و نیازی نیست بابت هر رفتاری از خلقیاتم براشون بگم

      کاش کسی هم پیدا میشد جویای اخلاقیات ریزم بشه
      عادت خوب و بَدم رو بپرسه
      بابا اینهمه سوال چرا اینقدر مدارا
      اصلا داغ نکردم دِههَ

      ایشالا مینشونیمت به صندلی کبابت میکنیم

  49. 49
    hamzeh.khaghani says:

    سلام .1 نظرت راجبع بابل و بابلي چیه؟2بنظرت نابینایان ویژگیهایه خاصي دارن؟یا شخصیت خاص؟ یا ميشه خاص دونست اونارو؟3اگه قول چراغ جادو داشتي 3 تا ارزوت چیا هستن؟4.دوست داشتي تو چه دوره زماني زندگي ميکردي تو چه کشوري ؟5 اگه جایه ژانوالژان تو کتاب بینوایان بودین چیکار ميکردین؟6اگه یکی ا عزیزترین کساتون درحال مرگ باشه .خداینکرده. ميرفتین داروخونه باید 1 دارو بگیرین اما پول نداشتین و اگه دارو نگیرین اون عزیزتر از جان ميمیره ..اونوقت چیکار ميکردین؟.واقا عالي جواب دادین .شخصیت زیبا و دوست داشتني دارین .

    • 49.1
      یلدام says:

      سلام
      خب بابل شهر تقریبا مذهبییه
      پارک و جنگل های زیبایی داره
      پاساژ ها هم هی بدک نیستند دارن ترقی میکنن
      وضعیت معابر افتضاح
      برخورد با نابینا خوب
      وضعیت عبور و مرور تقریبا ترافیک اما نه زیاد که آمپر بچسبونیم
      وضعیت رانندگی داغون اکثرا کم حوصله و عصبی هستند
      امنیت هی یواش بدک نیست
      جوونای خوشگل موشگلش زیاده
      تا ترور نشدم بریم سوال بعدی

      بله بله بله یک نابینا شدیدا خاصه باید بسیار مراقب رفتار بود در معاشرت با یک نابینای تحصیل کرده مثل بچه محله های ما از دستت در بره بی ربط بگی کلاهت پس معرکه می باشد برادر
      بچه های نابینا چه خوششون بیاد چه نیاد آقا حساسند حساس
      اینم بگم خیلی با استعدادند نظیرشون در بین بیناها کمتر بوده باور کن حمزه جان

      وای اگه یه غول جادو داشتم وای وای اگه داشتم
      اولش میگفتم چشممو بینا کن سه تا زاپاس از چشمام هم ازش درخواست میکردم
      بعد میگفتم بابا مامانم هر چی آرزو دارنو پی لیز بدو بر آورده کن
      بعدشم میگفتم ببین مجتبی چی میخواد هر چی خواست بده بهش چون حال خوش امروزم از صدقه سریه اونه

      خب دوست داشتم 12 سال بر میگشتم عقب در چین میزیستم کاش میشد کاش

      نمیدونم والا داستانش یادم نیست دقیقا کتابشو دوباره که خوندم میام مینویسم

      التماس میکردم گریه میکردم جیغ میزدم کولی بازی در می آوردم به یقین با این کارا به جایی نمیرسیدم
      آروم میشدم منطقی فکر میکردم بعد میگفتم
      ببین کلیه مو گذاشتم تو نوبت تا بفروشم جونه عزیزت دارو رو بده قول میدم پولشو بهت برسونم
      اگه این حرفمو باور نمیکنی حاضرم دستمو تا مچ قطع کنم تا ببینی نیاز دارم به این دارو در حد مرگ
      باور نکرد میرم یه فکر دیگه میکنم اما باور میکنه میدونم

      مرسی از سوالای جون دارت ای ول

  50. 50
    زهره says:

    اوه اوه جیگیلی جونم جذغله شد دیگه خخخ
    آآفرین به صبرت

  51. 51
    ميلاد says:

    سلام يلدا جان خوشحالم كه چنين روحيه شادي داري .ديدگاه نظرت از شرايط حاكم بر زندگيت چيه؟آيا الان پله هاي پيشرفت را تند تر حركت ميكني يا اونوقت كه بينا بودي؟

  52. 52

    اوووو چقدر كامنت “تازه هنوز هم داغ نكردي” حيف كه بلد نيستم سؤال بپرسم حيف وگرنه جزقالت مي كردم ! عادات بدت كدومه؟ عادات خوبت رو هم بگو كه ترازو ميزون شه … چندتا راز داري كه به هيچ كي نگفتيشون …. چندتا شون رو مي توني اينجا بلند بگي؟ … حالا اگه خواستي يكي دوتا از اونهاييش كه ميشه گفت رو بگو …؟ از كي بيشتر از همه بدت مياد؟ حالا اسمش رو اگه نميشه گفت خصوصيت بارزش رو بگو؟ … مادر شوهرت رو چندتا دوست داري؟ يه سؤال از خودت بپرس كه دوست داشتي بقيه ازت بپرسند و نپرسيدند؟ يه سؤال از خودت بپرس كه خودت رو جزقاله كني بابا صندلي داغي گفتند ها ….؟؟؟

    • 52.1
      یلدام says:

      وای وای وای این چی بود بانو خانم
      تو کامنتت زغاله گداخته چپاندی گویا آیا
      پروردگارا دستم ,آی دستم ,آی آی آی سوختم سوختم
      نوک انگشتام سوخت بانوی پرتقالی

      یهچند تا کوچولو راز دارم که میخوام به همراه لپ تاپو عروسکو عکسامو
      خرتو پرتزمان بچه گی هامو چند تا نامه رو با خودم به گور ببرم

      چند تااز راز هامو میتونم بگم مثلا همین هفته ی قبل تبلته مرد مریخیو من زدم زمین منفجرش کردم که الان خوابیده تو تعمیرات
      تقصیر من نبود آخه رو میزه نهار خوری جاش بود ؟

      کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست رو من 3 ساله پیش دادمش به یکی که یادم نیست کیه مرد مریخی داره همچنان دنبالش میگرده
      تقصیر من چیه خسیس یکی دیگه بخر میخواست دعوام نکنه تا حقیقتش رو بگم

      دیروز وقتی مرد مریخی لج کرد که حتما پاشو برام شکر بیار به عمد نمک آوردم به جای شکر
      تقصیر خودش بود چرا لج کرد

      یه بارم فکر کنم تابستونه پارسال بود آب یخ یخچالی رو ریختم رو آجیم که جای من نشسته بود روی مبل بعد گفتم وای ببخشید متوجه نشدم هح دلم خنک
      تقصیر من نبود اگه خونه ی مادرم بودم حقیقتش رو میگفتم اما
      چون خونه ی خودم بود و اونم حتما مقابله به مثل میکرد زندگیم میرفت زیر آب بهش نگفتم

      راستی یه بارم که مرد مریخی ماموریت بود آجیم اومده بود پیشم
      همراه خودش صابونه مخصوصه گرون قیمتشم آورد گذاشت روی روشویی که وقتی داشتم دستمو میشستم سُر رفتو تالاپی افتاد اون ته تهای فاضلاب
      اولش که فکر کردم صابونه شتر مرغه خودمه که 6 تومن بیشتر قیمتش نیست بعد دیدم نه مال من این طرفه روشوییه
      تقصیره من نبود نباید جای صابونا رو بی هماهنگی عوض میکرد

      وای بانو جونم بزار یکم راز برام بمونه

      نمیدونم والا از کسی تا حالا اینهمه بدم نیومده بود که بخواد یادم بمونه

      مادر شوهرم رو به احترام شوهرم فقط دوست دارم نمیدونم چند تا

      مثلا از عادت ها روحیات و واکنش هام در مسائل متفرقه بپرسن هم خوبه

      هح بزار خودمو کباب کنم یلدا اگه بینا بشی بازم با مرد مریخی میمونی؟
      هح جواب نمیدم که زترشک

  53. 53
    hamzeh.khaghani.ghaemshahri!!! says:

    .سلام .واقعا لذت بردم از جوابات .خداقوت یلدا خانوم..من از بابلیا خاطره خوبي دارم .

  54. 54
    ملیسا says:

    میگم یلدایی وقتی مرد مریخی فهمید که طپ لتش به فنا رفت عکس العملش چی بود؟
    همچنین آبجی خوشکله هنگام سقوط صابون درون فاضلاب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • 54.1
      یلدام says:

      هح هح یک روز بعد از آن واقعه با صدایی محزون آمد نزد مان گفت:یه چیزی میگم باز نق نزن که من بی عرضه ام
      گفتم خب چی شده 5 امین گوشیتو گم کردی یا افتاد تو فاضلاب یا دزد زده یا گفت :نه نه نه اه توام هی سر کوفت بزن
      گفتیم هان پس چی
      گفت :فکر کنم تبلتم بازار مشترک بوده از دیروز برنامه باز نمیکنه گفتی از جای مطمئن بخرم ها
      هنوزم نمیدونه من منفجرش کردم که آسیب ظاهری ندیده باطنش داغان رفته گوگولی

      آجی هم وقتی رفت جای صابون رو خالی دید گفت :وا فکر کردم صابونمو آوردم یلدا ببخشید از صابونت استفاده کردم
      منم گفتم بی مسئولیتی دیگه صابون یک وسیله ی شخصیه
      به مادرم آدرس صابون مورد نظر رو دادم 18 تومن هم روش بعد گذاشتم خونشون

      هح هح من نمیدونم چرا عاشق خودمم اینهمه زیاد

  55. 55
    عمو حسین says:

    درود. یلدا خانم خسته نباشی. حقیقتش فکر نمیکنم این برخوردت یعنی مخفیکاریت کار جالبی بوده باشه. آدم که نباید با نزدیکانش اینطور مثل غریبه ها برخورد کنه. اگه به شوهرت راستشو میگفتی چی میشد. اگه به خواهرت راستشو میگفتی چی میشد. خب خواهرت که فهمید کار توست خواست ترحم کنه به رویت نیاورد تو هم که این را فهمیدی دیگه چرا قایم باشکبازی کردید. میگفتید میخندیدید و برایش میخریدی.
    بگذریم و اما سؤالم, مشکلی که ما مردان نابینا در رابطه با همسران بینایمان داریم اینه که نمیتونیم جاهایی که لازمه واکنش مناسب نشون دهیم. مثلا زمانیکه آرایش میکنند یا موهاشونو رنگ میکنند یا لباسی نو میخرند و…. و به همین خاطر احتمال سرد شدن روابط بین زن و شوهر وجود داره. قطعا متقابلا مردان هم چنین نیازهایی دارند حتی میتونم بگم در این زمینه خانمها مسؤولیت بیشتری دارند چون مدیریت خونه و حتی اموری مثل لباس پوشیدن مردان برعهده ی آنهاست, حالا سؤالم اینه که آیا اولا تاکنون به این مسئله فکر کرده بودی یا نه ثانیا چگونه سعی میکنی شوهرتو راضی نگهداری. مثلا تو این 2سال شده که درمورد لباسش نظر بدی؟ بگی این کت و شلوار بهت مییاد یا نه و….؟ سؤال دوم اینکه اگه بخاطر همین مشکلات و شرایط شوهرت تصمیم بگیره همسر دیگری اختیار کنه, آیا این حقو بهش میدی یا نه؟ لطفا در مورد ارتباطات اجتماعی و خانوادگیتون پیش از نابینایی و بعد از آن توضیح بده.
    ممنون از صبر و حوصله ات.
    در ضمن من هم آمادگیم برای نشستن روی صندلی داغ را اعلام میکنم. البته اگر دو مشکل حل بشه, یکی اینکه بدونم چطوری میتونم زیر هر سؤال و کامنتی جوابمو بگذارم.
    دوم اینکه مشکل نوشتن با پارس آوا حل بشه. الآن که دارم مینویسم نمیدونید با چه جون کندنیه. پارس آوا به شدت کند شده و باید حروف را یکی یکی اون هم با مکث بزنم. اگر دوستان در این مورد راهنمایی کنند بینهایت سپاسگزار خواهم بود.

    • 55.1
      یلدام says:

      بح بح عمو جان
      سلام
      خب ببین عمو قضیه صابون و تبلت یکم که قدیمی تر بشه بهشون میگم
      اولا که خوشم نمیاد ترحم کنن
      دوما که خوشم نمیاد بد برخورد کنن
      تبلت که تعمیر بشه میگم
      صابونم که خریدم جای گزینکردم شایدم هیچ وقت نگم حالا باید فکر کنم ببینم چه طور میشه
      در مورد کتاب هم هیچ وقت نمیگم چون تیکه بزرگه گوشمه
      مرد مریخی کتاباشو خیلی دوست داره
      خدا رو چه دیدی یه وقت دیدی با جرات شدمو گفتم
      مرسی که منو به راه راست ارشاد کردی

      خب من همونقدر که به ظاهر خودم حساس هستم به ظاهر اونم دقیقم
      لباساشو تا جایی که وقت و حوصله باشه چک میکنم عطر میزنم و اتو میکشم بماند که این از وظایف من یا هر زن دیگه ای نیست
      در مورد نظافت هم واااااااااااااااااای خیلی خیلی حساس هستمو اگر که رعایت نشه زیاد نق میزنم
      بماند که مرد ها کم حرف گوش میدن اما خب من نقمو میزنم بلکه رعایت شه
      رنگ لباساشو همیشه خودم انتخاب میکنم که خداییش به نظرم اهمیت میده در این مورد
      خب مردی که فقط به خاطر نظر ندادن زنش بخواد شلوارش 2 تا شه بره بشینه لای درز دیوار بهتره
      البته کمتر کسی پیدا میشه اینقدر سطحی نگر باشه
      به جرات میگم در چنین مسائلی کم نیاوردمو نمیارم از خیلیام جلوترم هح جالبه بقیه مرد های فامیل به سلیقه من ست میکنن لباساشونو
      فکر نکنم مرد مریخی نیاز به تجدید فراش پیدا کنه

      عمو درصد مرد هایی که نسبت به زن هاشون بی تفاوت هستند بیشتر از زن هاست
      پس چرا زن ها باید بسوزنو با مرد یخچالیشون بسازن اما مردا فرطی باید برن زن بگیرن
      سوال آخر برام روشن نبود خیلی کلی بود

  56. 56
    بهنام says:

    خوب یلدا خانم آماده جزقاله شدن باش.
    ترانه خانم حرارت صندلی بالا لطفا!
    بوم
    بوم بوم
    بوم بوم بوم

    ارتباطت با خواهر شوهرت چطوره؟ اگه نداری با جاریت؟ اگه نداری… … … …
    فکر کنم من جزقاله میشم.

  57. 57
    Adasi says:

    ضمن درودفراوان و عرض ادب! خوب بنده دوباره اومدم با چند سؤال جدیتر،‏ شما تاحالا دروغ گفته اید!‏2-در زمانی که بینا بودید بیشتر دروغ میگفتید یا اکنون بیشتر دروغ میگوئید!‏3-آیا شما تاکنون دروغ شاخ دار گفته اید،‏ در زمان حال یا گذشته! ‏4-آیا شما لاف زن ماهری هستید!آیا شما از لاف زنها خوشتون میاد! ‏5-

  58. 58
    فاطمه جوادیان says:

    سلام یلدای عزیز.
    این کتاب رو خوندید؟:
    آن سوی تاریکی، آنجا که خورشید بر دلها میتابد.
    من خوندم. شما هم اگه نخوندی پیشنهاد میکنم بخونیش.

  59. 59
    cheshmak says:

    به هیچ وجه احساس افسردگی می کنید
    یا اصلا دوست دارید آنچه که نیستید خود را به جایش جا بزنید

  60. 60
    سیتا says:

    میگم یلدایی گُفتین با مرد مریخی باهم هم میایین محله،
    پس اگه چند تا راز نگفته که اینجا نگاشتین رو دیدند.چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خخخخخخخخخ

  61. 61
    فاطمه جوادیان says:

    تمام نظرها را خواندم. ناخود آگاه به یاد این کتاب پر ارزش افتادم. امیدوارم شما هم مثل من از خوندنش لذت ببرید.

  62. 62
    Adasi says:

    درود!دوباره اومدم با چند سؤال،1-در هر24ساعت چند بار به محله سرک میکشید!‏2-شما در چاخان کردن چقدر مهارت دارید! ‏3-من چگونه میتوانم با مرد مریخی دوست شوم! ‏4-به نظر شما من با همین نام مستعار در محله باشم بهتر است یا با نام واقعی خودم و شیطان رانده شده! ‏5-به نظر شما آیا بهتر نیست که من در پست خانمها کامنت نگذارم!‏6-به نظر شما شیطونترین فرد در محله کیست! ‏7-‏ به نظر شما من از نظر عقلی سالم هستم!‏8-خخخخخخ!‏9-هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها! ‏10-wo wo wo wo wo wo wo wo wo wo wo wo wo wo wo wowowowowowowowowowowowowowowowowowo hehehehehehehehehehehehehehehehehehehehehehehehehe وؤوؤوؤوؤوؤوؤوؤوؤوؤوؤوؤوؤ

    • 62.1
      یلدام says:

      سلام
      شاید 20 دفعه شاید هم بیشتر
      معتاد شدم هر جا میرم با لپ تاپو مودم میرم

      تبحری در چاخان کردن ندارم متاسفانه

      وای نه تو رو خدا مرد مریخیو از راه به در نکن

      من از این اسم عدسی بیشتر خوشم میاد شیطان رانده شده زیاده اما خب عدسی نه

      بزار ببینم شما آقایون چی از جونه این خانم ها میخواین ,ما که آزارمون به شما ها نمیرسه
      حتی وقتی میایم تو محله کفش های پاشنه بلندمونو در میاریم که سرو صداش نزاره چرتتون بپره
      خب تو پست ما نظر ندی میخوای بری کجا نظر بدی ها عدسی ها ها کاری میکنی سیتا رو بیارم از حقمون دفاع کنه ها دهه

      شیطون ترینش خودمم
      هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها

  63. 63
    سیتا says:

    یلدا جونم سلام
    گلم میبشه که بگویید که سرورم از چه طریقی وارد اینترنت میشین؟؟؟ مثلا با ایرانسل یا چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعدش هزینه مودم و اینترنت_تون چند برآتون تموم شد عسلم شکلک بوس

  64. 64
    Adasi says:

    درود و هزاران هزار درود! فقط اینو میدونم که هرچی شیطون باشید به پای من نمیرسید،‏ حالا زودتر از این کوچه ی قدیمی فرار کنم وگرنه مدیر جون میاد سراغم و با پتکش میکوبه توسر کامنتام!‏،‏ راستی بهت بگم که دیر اومدی به محله چون من قبلا شیطونو درس میدادم،‏ ولی اکنون به سفارش مدیر جون و چند نفر از بزرگان محله کمتر شیطنت میکنم! در ضمن من دیگه با آلبالو-آل برده کاری ندارم! آخه نگرانشم که یه وقت گریه کنه و بره پیش نوشمک و از نوشمک کمک بگیره!‏

  65. 65
    Adasi says:

    درود! آهای مدیر صندلی داغه زود باش منو بگذار روی صندلیم،‏ وگرنه در پست نامرعی-نامرعی میشم و ممکنه بلایی سرت بیارم!‏

  66. 66
    ترانه says:

    سری سوم سوالات من :
    1-چرا وقتی سیب تو سر نیوتن خورد تعجب کرد؟
    2-واسه اینده پس انداز داری؟
    3-دوست داشتی چیکاره بودی؟
    4-چی رو هرگز حاضر نیستی تو زندگی ات با کسی تقسیم کنی؟
    5-دوست داری مهمان داری كنی یا مهمانی بری؟اگه بیام خونت چی برام می پزی؟وقتی مهمون داری خیلی ریلکس و آرومی یا همش نگرانی که خوب برگزار بشه؟
    6-اگه کتک خوردی بیشترازکی کتک خوردی؟
    7-دلت میخواد روی صندلی داغ بعدی کی بشینه که بتونی به حسابش برسی؟
    8-سالاد، ماست، ترشی؟
    اگه همسرت بگه دیگه تو محله نرو چی كار می كنی؟
    9-تو خونه ت گل و گیاه داری؟
    10-تا حالا برای کسی از غرورت گذشتی ؟ اگه اره برای چی ؟

    • 66.1
    • 66.2
      یلدام says:

      چون زیر درخت آلبالو نشسته بود

      کمی خنده یاز ته دل تو صندوق پس انداز کردم تا بدمش به بچه هام

      آرزوم بود نقاش و کارگردان بودم

      غم هامو حرفایی که رو دلم سنگینی کرده و عذابم میده نمیخوام با کسی این ناراحتیو تقسیم کنم

      دوست دارم همش بیان خونم
      برای ناهار سبزی باقالی با ماهیچه زرشک پلو با مرغ وشکم پر با زیتون
      برای شام مرغ سخاری با هویج , قارچ , نخود سبز , زرشک , چیپس خلالی کلم بروکلین , فلفل تند , گوجه کبابی و بادنجان
      هح شام مورد علاقه خودمه مرغو میزاری تو بشقاب بقیه هم دورو برش
      اگه همه چی تو خونه باشه نه مضطرب نمیشم معمولا از روز قبل همه چیو آماده میکنم البته نه غذا رو

      از معلم کلاس سومم

      خب کسه خاصی مده نظرم نیست اما احساسم میگه عدسیو بد بیازارم

      سالاد ترشی ماست

      به حرفش گوش میدم اما اونقدر بعدش افسرده میشم که پشیمون میشه از حرفش
      آخه اگه افسرده بشم بد میرم تو خودم

      خونم پر از گل و گیاهه

      آره اما چون مربوط به مسائل خانوادگیه اینجا جایز نمیبینم که بگم

      • 66.2.1
        ترانه says:

        مرسی یلدا جون مخصوصا از پذبرایی گرمت ولی یه قولی بمن بده اومدم خونه ت صبحونه یکم نون ماست نهار همون مرغ سوخاری با کمی گوجه خام و نه چیز دیگه و شام رو هم مهربونیتو بده خیلی مطمئنم مزه مهربونیت حتی از دست پختت هم خوشمزه تره!ممنون واسه جوابای همیشه عالیت

  67. 67
    Adasi says:

    درود! اگه به من رإی ندهی یا اسم منو اعلام نکنی تهدیدت نمیکنم،‏ اما اگه نامرعی شدم محله را میفرستم روهوا! اگه نامرعی نشدم محله را روسر مدیر و بچه ها خراب میکنم!‏

  68. 68
    مروارید says:

    ببین عدسی من یه اسم جدید واست در نظر گرفتم که خیلی بهت میاد:
    .
    ..
    .
    .

    .
    .
    .
    .
    .
    کجا میای من نمیگم.
    .
    .
    .
    اینقدر اصرار نکن نمیگم.

  69. 69
    Adasi says:

    درود! اکنون به تفسیر مروا رید بپردازیم! مروا+رید‏=مروارید!شهر مرو کجاست!چه کسی در مرو چه کرد!‏

  70. 70
    Adasi says:

    درود! مروارید-م-مرا میشناسی! ر-راضی شدی! و-وقتی کامنت مرا خواندی چه فکری کردی! ا-اکنون در چه فکری هستی! ر-روتو برم! ی-یارو را ببین چه قیافه ای داره! د-داره سکده میکنه! خخخخخ

  71. 71
    مروارید says:

    آقای عدسی یه نصیحت:
    آدم باید انتقاد پذیر باشه آقای عدسی و نظر دیگران واسش ارزش داشته باشه آقای عدسی! برعکس شما آقای عدسی! وقتی میخوان صداتون کنن بهتون میگن آقای عدسی آیا آقای عدسی؟

  72. 72
    Adasi says:

    درود! با عرض پوزش از یلدا که پستش به جای دیگه کشیده شد،‏ اما مروارید خان-‏ اگه من نصیحت پذیر بودم نام شیطون رانده شده را بر خود نمینهادم! راستی مروارید جان-اگه زمانی منو جایی یا در اردویی ببینی چه میکنی! خخخخ

  73. 73
    Adasi says:

    درود! از خواب پریدی اومدی جواب سؤاگهارو سربسته دادی،‏ آهای مروارید کجایی خوابت برده!‏

  74. 74
    مروارید says:

    اینجام اینجام هیچی میگم سلام خووووووووووووووووبی خخخخخخخخخخخخخخخخ!

  75. 75
    مروارید says:

    الآن که فکر میکنم شاید در یه فرصت مناسب خفت کنم خوبه راضییی؟ یا روش بهتری میخوای در هر صورت من آدم کشی رو دوست دارم خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ ولی از خون میترسما باید یه روشی بگی که توش خونو خون ریزی نباشه که خودم در اون صورت میمیرم خخخخخخخخخخخخخخخخ مثلا بگم بری تو یه اتاق فلکه ی گاز اون اتاقو باز کنم یا یه لگد بزنم به بخاری اتاقت که با گاز کربن دی اکسید ………………..
    راستی اسمم داری یا واقعا اسمت عدسیه؟ خخخخخخخخخخخخخخخخ

  76. 76
    Adasi says:

    درود! دارم خوبشم دارم،بنده بارها خودمو بصورت کامل معرفی کردم09388434844

  77. 77
    Adasi says:

    درود! ببخشید چندتا سؤال به ذهنم رسید،‏ آقای مریخی چند سال با شما تفاوت سنی دارند! ‏2-آقای مریخی در چه ماهی متولد شده اند،‏ شهریور یا اسفند یا…‏!‏

  78. 78
    زهرا says:

    هووییی ب کی شماره دادی عدسیییی

  79. 79
    ترانه says:

    خب ضمن عرض تشکر از یلدا جون بابت جوابدهی بموقع و عالیش نوبت رای گیری برای نفر دوم هستش من به عدسی رای می دم شما به کی رای می دین؟

  80. 80
    Adasi says:

    درود! مثل اینکه این پست و صندلی داغ یلدا در کوچه پس کوچه های محله به فراموشی سپرده شده است و یلدا جون صاحب صندلی هم روی صندلی خوابش برده و جزقاله شده است! در ضمن بنده عادت دارم هرجا که میرسم شماره بزارم که اگه نشد تومحله کسی را نیش بزنم-طی تماس عقربوار نیش بزنم،‏ حالا هرکه دوست داره بیشتر با عقرب آشنا بشه زنگ بزنه،‏ من برای شخص خاصی شماره نگذاشته ام!خخخخخ جزقاله خانم جون کجایی که دیگه به سؤالات پستت پاسخ نمیدی!‏

  81. 81
    fatemeh says:

    منم عیدو تبریک می گم امیدوارم سال خوبی داشته باشی.گفتم اینجا جواب بدم بهتره.شرمنده یلدا جان من اسکایپی نیستم،توی این مدت کم خوب تونستی با بچه محل ها انس بگیری چون اولین نفر بودی که روی صندلی داغ نشوندنت

  82. 82
    یلدام says:

    در جواب آقای عدسی یا عقرب
    چهار سالو دو ماهو دو روز ازم بزرگتره
    آبان پریده تو عرصه ی هستی

  83. 83
    Adasi says:

    درود! نیمه ی اول آبان یا نیمه ی دوم!‏

  84. 84
    Adasi says:

    درود! آهای صاحب صندلی کجایی بیا سؤالات را جواب بده! ‏1-اگه قرا بشه آقای مریخی از محل کارش منتقل بشه کدامیک از این شهرها را برایش انتخاب میکنی،‏ برای سکونت چطور،‏ خمینی شهر-زرین شهر-فلاورجان-نجف آباد-شهرضا-شاهین شهر! ‏2-اگه قرار بشه خودت کارمن بشی کدامیک از این اداره ها را قبول میکنی،‏ شهرداری قسمت مرده شورخانه-شهرداری قسمت خدمات شهری-اداره ی آب و فاضلاب-اداره مالیات-اداره ارشاد!‏

  85. 85
    مروارید says:

    یلدایی پس کجایی؟
    خواهرم بد غیرتی شده بودا!!!!!
    جان سالم به در بردی خخخخخخخخخخخخخ

  86. 86
    Adasi says:

    آهاییییییییی یلدام-آهاییییی جزقاله-آهایییییییییییییی ذوب شده-پس کجایی که نمیای سؤالات را پاسخ دهی!سؤال ‏1-تو از دست من ناراحتی؟ چند درصد! ‏2-تو خیالبافی را چند درصد دوست داری! ‏3-تو چند درصد آرزو داری که مدیر مرا از محله اخراج کند!‏

  87. 87
    نخودي says:

    خب يلدا جون در يه تصميم انتحاري بر آن شدم كه كامنت هاي اونجا رو برات اينجا بكامنتم “شكلك تقصير خودته بمن چه” من دست خودم نيست يه چي مي‌خونم بايد حتماً يه چي هم بگم 

    ازش پس بگير احساست رو اون وقت مي‌فهمه چي كم داره اون وقت خودش مياد دنبالت اين بار ديگه شش دانگ احساست رو بهش نبخش اين بار سه دانگ مشاعش رو بهش بده در مقابل سه دانگ مشاع احساس اونو برا خودت بگير ….

    خب در اين مورد هم مامان دكتر خوبي هستي خخخ در مورد دوست داشتن و اين حرفا هم زياد نبايد جدي گرفت حرف هيچ كس رو ….

    يلدا جونم در آن طرف زمان مطمئن باش كسي انتظارت رو مي‌كشه كسي حتماً دلتنگته مطمئن باش تازشم خودم دوستت دارم هم زياد هم طولاني …. اين قدر هم از اين دستات كار نكش بابا اونا هم خسته شدند ولشون كن ديگه ….
    اون دو تا كامنتم هم يالا تأييد كن يالا ….

  88. 88
    بانو says:

    سلام یلدا جونم …. نیستی خییلی دلم برات تنگیده …. شکلک بانوی پرتقالی بودم که ….
    کاش میومدی ….. صندلی داغ داشتم یادم به صندلیت و خودت افتاد و شدییید دلم هواییت شد …. نمی دونم چطوری ولی کاششکی بخونی و یه خبری از خودت بدی …. خوبی خانمی؟

دیدگاهتان را بنویسید