یادی شیرین و خوش از بزرگان و در گذشتگان فامیل.

سلام بر بچه محلهای باحال و نازنین.
اول این پست باید شدیدا تاکید کنم که: من هرگز قصد ندارم روی دست دوست عزیز هممون ترانه بلند بشم و از اینجور پستها بذارم، چون این جور پستها در این محله فقط مختص ترانه بوده و ابداع کننده اش هم ایشونه، بنا بر این با اجازه این دوست خوب و به این دلیل که امکان تماس و کسب اجازه و یا پیشنهاد این مطلب رو به ترانه نداشتم، این مطلب رو براتون میذارم، امیدوارم خوشتون بیاد.

دوستان من، همه ما در خانواده هامون اقوام مسنی داریم که بسیار مورد احترام همه ما هستند.
از جمله پدربزرگ و مادربزرگ و امثال اونها.

این بزرگتر های مهربون بعضی وقتها ضرب المثلهای زیبا و یا تکیه کلامهای بامزه و یا کلمات قصار ارزشمندی و یا کلمات اشتباهی در سخنانشون به کار میبردند، که همیشه به یاد اعضای فامیل و نزدیکان باقی میمونه، و حتی پس از سالیان سال از درگذشت اونها به دفعات در زمانهای مختلف یادآوری میشه.

من از شما تقاضا میکنم که اگر هم چین عزیزانی دارید و یا داشتید اگه خاطره ای سخن زیبایی، و یا تکیه کلام بامزه ای ازشون یادتونه، و یا از بزرگ تراتون شنیدید توی کامنتاتون بنویسید تا همه از این سخنان لذت ببریم، حتی اگه به گویش محلی هم بود بنویسید و معادل فارسیش رو هم بیارید.

من توی این پست کامنت خودم رو میذارم تا موضوع بیشتر براتون جا بیفته.

یادشون همیشه گرامی.
خدا رحمت کنه همه رفتگان خاک شما رو،.
مادربزرگ مرحوم من به سوپ میگفت: آشه سوف.

همون مادربزرگم، به برابر و مساوی میگفت:قَوارقه، مثال: شما دوتا بچه باید به قَوارقه هم پول تو جیبی بگیرید.

باز همون مادربزرگ، به خانوادگی میگفت: خانواده گیری.

بازم همون مرحوم وقتی بچه ها عصبانیش میکردن با صدای بلند بهشون میگفت: الاهی که پال بزنید، یعنی الاهی مثل مرغ سر بریده بال بال بزنید.

اون یکی مادربزرگ مرحومم به قرص استآمینوفن میگفت: قرص آسِتین آفتین.

مرحوم مادره پدربزرگم که بسیار کهنسال بود، هر وقت میخواست که درس تربیت کردن درست بچه هارو به جوان ترها بده، میگفت: ننه اور کن ولی نابار، یعنی مادر جون:وقتی بچه کار بدی کرد مثل آسمون ابری شو ولی نبار.

یا وقتی ازش میپرسیدیم که: ننه چه خبر؟ چطوری؟ میگفت: ننه هی مث هیِ، یعنی مثل همیشه.

یا اینکه هر وقت میخواست بگه تموم تنم درد میکنه، میگفت: آی همه قدُم درد میکنه.

همون مرحوم به جیب میگفت: جیم، به وانت میگفت: والِت، و به ماشین شِورولت میگفت: شِپِلِپ.

و از این قبیل، یاد شون همیشه سبز.

منتظریم خاطرات شما رو هم از این عزیزان بخونیم.

عمر تون بلند

درباره مهرداد چشمه

سلام. من مهرداد چشمه، متولد 22 تیرماه 1343 در شهر قایم شهر در استان مازندران. بزرگ شده در شهر اراک در استان مرکزی. و سالیان درازیست که ساکن شهر کرج در استان البرز هستم. تحصیلات من در حد دیپلم، هست، که البته به خاطر برخورد با انقلاب فرهنگی در اوایل انقلاب و کمبود امکانات در اون زمان با این که سه سال متوالی در دانشگاههای دولتی و تربیت معلم قبول شدم نتونستم به تحصیلات عالی دست پیدا کنم. من کارمند شرکت آب و فاضلاب استان البرز هستم و در شغل شریف اپراتوری تلفن مشغول به خدمت میباشم. از علایق شخصی خودم، میتونم به شنیدن موسیقی ملل، دیدن یا شنیدن فیلمهای کلاسیک و ارزشمند، خوندن رمانهای فاخر دنیا، کامپیوتر و اینترنت و غیره اشاره کنم. پست الکترونیک: mr.cheshmeh@gmail.com آدرس سایت چشمه سرا: cheshmehsara.com آیدی اسکایپ: mr.cheshmeh تلفن همراه: 09121641278 تلفن محل کار: 02632224020
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

36 Responses to یادی شیرین و خوش از بزرگان و در گذشتگان فامیل.

  1. 1
    Ali mwsawi says:

    سلام اول شدم دواتون نشه مادربزرك به دكتر أقاي دكتر بهتر شدم ولي طرفه راستم نميزنه دكتر مادر أدم يك قلب بيشتر نداره

  2. 2
    یلدام says:

    سلام
    آخی چه مادر بزرگ های گوگولی داشتی خدا بیامرزتشون
    پستت اینبار متفاوت بود
    الان دارم میرم ددر گفتم کامنت بدم تا دیر نشده
    بعدا با دست پر برمیگردم

  3. 3
    سیتا says:

    بابا من قهر لو بدین ببینم کدومتون چشمم زدین که همش از آخر اولم یا تو دلم احساس اولی دارم ببینم یلدا خانومم نمیشد بری ددر بعد بیای بنویسین یا آقای موسوی به کجا چنین شتابان حالا چه عجله ای که کامنت دادین برادر
    منم دیگه باقی کامنتمو نمیگم تا اول بشم

  4. 4
    داوود چوبینی says:

    سلام عزیزم.
    عمه ی مادرم خدا بیامرزدش خیلی انسان پاکی بود از اون قدیمی هایی که فکر نمی کنم دیگر در دنیای امروزی یافت شود. وقتی بچه ای خیلی مظلوم بود و هر از چند گاه شیطونی هایی از اون سر می زد که باور کردنی نبود می گفت مثلاً داوود بلای ناگهانی اومد. یعنی از این به بعد مواظب داوود باشید و گول مظلومیتش را نخورید که مثل زلزله بلایی ناگهانی هست و هر لحظه ممکن است کاری ازش سر بزند. همه ی رفتگان را خدا بیامرزد فارق از از هر دین و مذهب و رنگ و نژاد و غیره

  5. 5
    yaghoob says:

    سلام آقا محمد رضا دستت درد نکنه که مارا به یاد رفتگانمان انداختی آنها گوهرانی بودن که از دست دادیم فقط یادشان پیش ما مانده خدا همهی رفتگانمان را رحمت کند فقط میتونم بگم محمد رضا جان خیلی ممنونم از پست خوب وبه جایت .

  6. 6
    ترانه says:

    سلام خوبین مرسی برای این پست ارزنده تون و مرسی که ازم یاد کردی و اما درباره مادربزرگم آخرین جمله ش بمن این بود تو یه روزی باعث افتخار همه فامیل میشی …نمی دونم چرا اینو گفت تو دلم بود برگشتنی ازش بپرسم که تا برگشتم فوت کرد دلم براش تنگ شده خیلی زیاد و یادش بخیر اون در قدیمی خونه ش ازون درای کلون دار قدیمی چوبی با اون طرحای ظریف بیاد موندنی واقعا ازت ممنونم محمد رضا

  7. 7
    آریا says:

    سلام محمد رضا جان . خیلی از پستت خوشم آمد آلیییی بود مرسی . این روزا ما آدما کمتر یاده درگذشتگانمون میکنیم . خیلی پست با عرذشی بود like

  8. 8
    ملیسا says:

    سلام مرسی خیلی خوب بود من رو که یاد گذشته انداخت یعنی زمانی که مادربزرگ و عمه البته ناطنیم مینشستن برام قصه میگفتن.خدا رفته گان همه مون رو رحمت بکنه.
    آمین

  9. 9
    Adasi says:

    درود! یادش بخیر مادر بزرگم میگفت:‏ ما که پیریم میفهمیم شما جوون و جاهلا نمیفهمید،‏ وقتی بهش میگفتیم جاهل یعنی نادان،‏ جواب میداد-شما درس خوندید ولی ما بیسوادا بیشتر از شما میفهمیم!‏

  10. 10
    یلدام says:

    هح من اومدم خوش اومدم
    خب مامانیم یهنی مادر مادرم به شلوار کوتاه کوتاه کوتاه کوتاه که زیر شلوار بلند میپوشن میگه تنیکه
    به ماکارانی میگه موقدارانی
    به وایتکس میگه واچش
    به مارمولک میگه مارمو لی لک
    به رژ لب میگه جوبه لت
    به اسید میگه هسید
    یه وقتایی هم فضایی میگه مرجون بشتی شه دندونه تن یعنی نگین گذاشتی به دندونت
    بچه که بودم همیشه وقتی شیطونی میکردم بعدشم که منو دعوا میکرد خیره که نگاش میکردم میگفت :وهه چتی بشسه چش دارنه مه چشه جلو جا در بور
    یعنی چه پررو از جلو چشمم دور برو
    هر وقتم منو داییم که هم سنم بود با هم دعوامون میشدو اون منو میزد به داییم میگفت : زلفه تخته پشت کَنگِلیه واری تیر زنه وچه ره
    یعنیسر تخته بشورنت پسر مثل زنبور بچه رو نیش میزنه
    خب فعلا بسه فکر میکنم بعدن تر تر میام مینویسم

  11. 11
    Ali mwsawi says:

    سلام مادربزرك از أقاي كه كوينده ي اخباره تلوزيون بودهخجالت ميكشيده حجابشا درست ميكرده جواب سلامش را هم ميداده ادرار را هم اقرار تلفظ ميكرده

  12. 12
    زهره says:

    واااای آره مامان بزرگ من هم قبلنا حجابشو واسه آدمای تو تلوزیون رعایت میکرده
    مامان بابام به کمک میگه کمبک خخخ
    میدونی خیلیش به زبون اصفهانیه که پارسآوا درست نمیخونه مثلا به زمستون میگه زمسون
    آخی الهی خدا رحمتش کنه یه بار ویس ریکوردرم داخل لپتاپم بود مامانجونم اومده بود خونمون اومده بود کلی خیره شده بود بعد گفت این چیچیه داری خیاطی میکنی فکر کرده بود ویس دسته چرخ خیاطیه خخخخخ
    به فشار میگفت پَشار
    حالا یادم نمیاد ولی خیلی بود
    خدا همشونو مشمول رحمت خودش کنه

  13. 13
    بهنام says:

    سلام
    یه عالمه نوشتم همش پرید
    وقت کنم دوباره مینویسم

  14. 14
    مروارید says:

    سلام.
    مامانبزرگم یعنی مامان بابام به چیپس میگه چیکس
    به گریه کردن میگه داد کردن
    اون یکی مامان بزرگمم به کرم میگه کلم
    به بریل میگه بری.
    خخخخخخخخخخخ!

دیدگاهتان را بنویسید