ميگم واقعا لازمه ما از هر مقوله اي يك نوع نابينايي اش را هم داشته باشيم؟

سلام. عيدتون مبارك. مسابقه كتابخواني به خوبي و خوشي برگزار شد. به
برنده ها تبريك عرض ميكنم. بعد از تبريك تأكيد مي كنم، و باز تأكيد مي
كنم، كه اصلا نميخام زحمت كار هيچ كسي را زير سوال ببرم. هم انجمن جوانان
خيلي همت به خرج داده و هم بچه ها خوب استقبال كرده اند. از شما چه پنهان
من بعيد ميدونستم كسي موضوع را جدي بگيره. اما حالا در همين ارتباط يه
چيزي به نظرم رسيد كه با شما در بين بگذارم و نظرتون را جويا بشم.
مسلمه كه بعضي امور ذاتا مختص ما نابيناها است و بعضي ديگر ذاتا خاص
بيناها. مثلا نه گلبال بينايي ميتونيم داشته باشيم، نه فوتبال نابينايي.
اين هم مسلمه كه بعضي موارد ديگه گرچه ذاتا خاص يك گروه نيست ولي محدوديت
جسمي ما باعث ميشه كه نتونيم در كنار ديگران اون كار ها را انجام بديم.
مثلا شنا يا دو ميداني اختصاص به بيناها نداره، ولي به دلايلي كه توضيح
لازم نداره بطور مجزا برگزار ميشه. در اين ها حرفي نيست. ولي آيا مسابقه
قرآن و كتابخواني و انجمن ادبي و سالن مطالعه و امثال اينها هم بايد يه
ورژن نابينايي داشته باشه؟ ما كه شعار ميديم كه بايد در بطن جامعه باشيم،
وقتي ميآييم يك چنين برنامه هايي مختص خودمان، در جمع هاي محدود خودمان،
ترتيب مي دهيم، آيا معني ضمني اش اين نيست كه جداييمون از ديگران را عملا
پذيرفته ايم؟ يه چيز ديگه. آيا شاگرد اول شدن توي يه كلاس سي نفره براي
شما جذابتره يا توي يه كلاس سه نفره كه تازه دوتاشون را هم
زوركي-الكي-تعارفي چپانده باشند توي كلاس؟ بچه ها ما بين خودمون كه ديگه
تعارف نداريم.
حالا چي شده كه گير داده ام به اين قضيه؟ عرض مي كنم: چند روز پيش
مدير ما، يعني مدير كتابخانه فاطمه زهرا اومد گفت كه يه مسابقه كتابخواني
بين نابيناها راه بندازيم. من راستش قبول نكردم، ميشد الكي مسابقه درست
كنيم. ميتونستم از چندتايي خواهش كنم اسم بنويسند و بالاخره همه هم كه
رويم را زمين نمي انداختند. ولي درستش نبود. بود؟ به مدير گفتم شما يه
امكاني فراهم بياريد تا نابينا بتونه مثل بقيه در مسابقه هاي كتابخواني
شركت كنه و با بيناها وارد رقابت بشه. (توضيح بدم كه كتابخونه هاي
شهرداري مرتبا مسابقه مي گذارند، كتاب هايي معرفي مي كنند و سوال هايي
ازش طرح مي كنند، عين خودمون). گفتم شما اگه از مدتي قبلش مشخص كنيد كه
مثلا در بهار چه كتاب هايي را قصد داريد توي مسابقه معرفي كنيد، ما اونها
را ضبط مي كنيم و به اطلاع بچه ها هم ميرسونيم كه خانمها، آقايان، فلان
ميتونيد پا به پاي ديگران در مسابقه حضور داشته باشيد. مدير قبول كرد و
بنا شد اطلاع بده كه چي بايد ضبط كنيم. حالا نظر شما چيه؟ راستي اگه
مسابقه باشه شما هستيد؟

درباره سعید عابدی

در خميني شهر اصفهان به دنيا آمده ام، اول مرداد 59. به گمانم فقط همين يك كار را اول وقت انجام داده باشم. نابينا و كمشنوا هستم. دوره ابتدايي ام در ابابصير گذشت و راهنمايي و دبيرستان را بين بچه هاي محل خودمان بودم در مدرسه هاي پرجمعيت تلفيقي. سال 79 رفتم دانشگاه اصفهان و بعد از كلي تغيير رشته كه مجال شرحش اينجا نيست، عاقبت ليسانس حقوق گرفتم. بعد مثل خيلي ديگر از همسن و سال هايم فكر كردم جايي خبري هست و لذا يك فوق ليسانس هم گرفتم در گرايش حقوق عمومي از دانشگاه شهيد بهشتي. چند سال بعدي را اول به تقلاي بيحاصل براي قبولي در دوره دكتري گذراندم و بعدش كه ديدم اين دروازه باز شدني نيست، افتادم دنبال كار. بالاخره شدم كتابدار بخش گوياي كتابخانه فاطمه زهراي شهرداري اصفهان. تناسب رشته و شغل را ملتفت هستيد؟ ولي جاي شما خالي، بينهايت راضي ام الحمد لله. در زندگي ام فعلا چيز ديگري كه ارزش نوشتن و خواندن داشته باشد هم نمي آيد. اگر اتفاق تازه اي افتاد شما را هم خبردار مي كنم.
این نوشته در صحبت های خودمونی, کتاب ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

16 Responses to ميگم واقعا لازمه ما از هر مقوله اي يك نوع نابينايي اش را هم داشته باشيم؟

  1. 1
    Adasi says:

    درود! اگه اینجا بزاری منم شرکت میکنم،‏ ولی بین نابیناها جداگانه قرعه کشی بشه! فکر کنم اول شدم!‏

  2. 2
    ملیسا says:

    سلاااااااااام
    من عاششششششششششششق کتابم
    هورا بدو بریم که منم هستم
    با باییی

  3. 3
    ملیسا says:

    راستی یادم رفت
    شاگرد دومیم رو به خودم تبریک بگم
    آفرین ملیسا باهوش که دوم شدی
    خخخخخخخخخخخخ
    هورااااااااااااا
    با بایییییییی

  4. 4
    عمو حسین says:

    سلام سعید جان. با این نظرت که ما هم باید در این جور موارد مثل مسابقه ی کتابخوانی در جمع بیناها حضور داشته باشیم کاملا موافقم. ما باید توان خود را در جمع بیناها نشان دهیم و بفهمانیم که از بسیاری جهات با آنها فرقی نداریم. ولی خب این نباید سبب شود که از کارهایی که در این محله انجام شد و مسابقه ای برگزار شد, بپرهیزیم. یکی از محاسن برگزاری مسابقه در این محله این است که دوستانمان در استانها و شهرستانهای دیگر مثل ملیسا که اعلام آمادگی کرد میتونند شرکت کنند ولی در مسابقه کتابخوانی که از طرف شهرداری اصفهان برگزار میشود, نمیتوانند. و احتمالا در استانها و شهرستانهای دیگر چنین امکانی وجود نداشته باشد یا بچه ها از آن بی خبر باشند.
    به هر حال هر دو فعالیت خوب است, اگر هدف بالا بردن سطح آگاهی و معلومات عمومیمان باشد.
    من حاضرم در مسابقه ی شهرداری شرکت کنم مشروط به اینکه کتابش مورد علاقه و پسندم باشد اگر بخواهند از وصیتنامه و….. اینجور چیزها باشد, نه, هرگز نیستم.
    پیروز باشی دوست خوبم.

  5. 5
    محمدرضا قنبری says:

    سلام آقای عابدی. آفرین. کار خیلی خوبی کردین و ایده خیلی خوبیه. اگه موضوع کتابو دوست داشته باشم حتما.

  6. 6
    نخودي says:

    سلام منم با صحبت هاي آقاي موحدزاده موافقم، به نظر من هم برنامه هاي خودمون رو تو جمع خودمون داشته باشيم و هم در كنار بقيه و پا به پاي اونها … خيلي اوقات مثلاً هدف صرف يه مسابقه كتاب خاني خوندن يه كتاب توسط يه جمع و بالا بردن آمار كتاب خونها نيست …. يه تير و يه هدف ظاهر و هفت هشتا هدف پنهان كه اصلاً هدف و مقصود همون اهداف پشت صحنه هست كه گاهاً اين اهداف مربوط به يه جمع خاص و محدود هست …. “منظورم اهداف خود شيرين كننده و ظاهر سازي و ما اين كار رو كرديم و اون كار رو كرديم نيست ها ….”
    به نظر من شما پيشنهاد مدير تون رو قبول مي كرديد و پيشنهاد خودتون رو هم بهشون ارائه …. خارج از صحبت هاي قبليم …. تازش ما دوتا جايزه مي‌تونستيم ببريم به قول دوستان خخخخ يعني خدا خيلي خيرتون دهاد ….
    راستي منم اگه برسم تو مسابقه شركت مي‌كنم فقط شش هفت تا كتاب رو سرمون نريزيد ها يكي دو تا كوچولو

    شاد و موفق باشيد

  7. 7

    ایده ی شما عالیه امایه مسأله به نظرم رسید اونم اینکه اگه قرار باشه تو خود مسابقه یه نابینا متنی را بخواند، از لحاظ قدرت خواندن مسلماً افراد بینا تندتر از نابینایان میخوانند پس باید یه میزان سرعتی هم برای نابینایان تعیین بشه که باید نابینا خودشو به اون میزان برساند و امتیاز بگیرد!
    باز هم شد محدودیت.
    البته این نظر شخصی من است.
    تو اردبیل من فقط دو نفر نابینا را که همدوره بودیم الان هم باهاشون ارتباط دارم ایشان خواهر و برادر هستند و در خواندن کتب و حتي روزنامه و متونی هم که از قبل نخوانده بودند از افراد بینا در سرعت خواندن کتب بریل نسبت به کتب بینایی کم نمیاوردند.
    البته یه نکته هم عرض کنم شاید هم اینجا من اشتباه متوجه شده ام هدف از مسابقه مطالعه و طرح یه سری پرسش و جواب باشه که در این صورت افراد نابینا ضریب هوششان از افراد بینا بالاتر هست و هیچ محدودیتی پیش نخواهد داشت.
    ایشاللا دوستان استقبال میکنند افسوس من دیگه ذهنم پیر شده و یه سری مشغله کارهای شخصیم اجازه نمیده و الي حتماً شرکت میکردم.

  8. 8
    نازنین says:

    سلام من هم موافقم.
    اگر اطلاعرسانی به موقع از طریق همین سایت باشد و همچنین امکان دانلود کتاب مربوطه از طریق همین سایت باشد انشا الله شرکت خواهم کرد.
    از طرح چنین موضوعی واقعاً ممنونم.
    چه چیز بهتر از اینکه ما با یک کتاب مفید آشنا شویم.

  9. 9
    زهره says:

    درود
    دقیقا یه جورایی آقای جواد آقا اشاره کرد من همینو میخام بگم
    اینجا مثلا اگه یه کتاب معرفی بشه مثلا ممکنه یه بینا بتونه سه دور بخونه ولی یه نابینا شاید یه دور
    البته اینجا هوش و استعداد بچه های ما هم در نظر گگرفته میشه که خیلی وقتا بی نظیره
    منم میگم هم واسه خودمون داشته باشیم هم پا به پای بقیه
    و اینکه این اتفاق تا جایی که من اطلاع دارم داره اتفاق میفته
    مثلا یه سری سایتها هستن که بچه های ما پا به پای بقیه کتاب میخونن و مسابقه هم شرکت میکنن
    یا ما تو خونواده اگه جایی مسابقه کتاب خوانی باشه اگه بتونیم شرکت میکنیم
    راستی اصلا حالا فرض هم که ما شرکت کردیم
    کی میفهمه ما شرکت کردیم
    مگه قراره مثلا یه جایی بریم بعد مثلا بریم بالای سن اونجا بهمون جایزه بدن که بعد بفهمن نابینا ها هم شرکت کردن
    خلاصه که من میگم هم واسه ی خودمون مسابقه داشته باشیم هم با افراد بینا
    وای چقدر تکرار کردم کلماتو
    به هرحال که مرسی که به فکرین

  10. 10
    cheshmak says:

    سلام سعید
    خیلیهم کار جدیدی نکردی
    آقای رسول رضایی بارها و بارها این کار را کرده است و کتابهایی که توی سایت کتاب خوانی که الان اسم سایتش را یادم نیست ولی خیلی آمار بازدیدش بالا است را گویا کرده و بچه ها خیلی راحت در آ« شرکت می کنند خیلی هم شرکت کننده از تمام کشور داره
    اما من هم موافقم اگر کتاب را گذاشتید حتما هستم
    ولی نمی دونم یک قسمتهایی از حرفتان با من بود یا نه ولی اگر منظورتان این بود که من الکی یکی دو نفر را توی مسابقه با خواهش و تمنا گذاشتم یا این کارها را کردم پس بدانید و آگاه باشید که من آگاهتر از هر کسی هستم که هر کاری در جامعه نابینایان بکنی آخرش یکی از نابینایان پیدا می شود که تو را تحقیر کند و بگوید خاک بر سرت تو احمقی
    آره عزیز برای همین است که ما هیچ گاه پیشرفت نمی کنیم
    مسابقه کتاب خوانی ما اولین مسابقه کتاب خوانی در بین نابینایان نبود و صد البته که آخرینش هم نیست
    مثال شما مثال این است که بگویم خوب جودو چرا ورزشیست که بین نابینایان با بینا ها جدا برگذار می شود
    چرا وزنه برداری نابینایان با بقیه تلفیق نمی شود
    چرا دو میدانی یک نابینا با یک بینا یکی نیست
    پیش می رویم با تمام قدرت من سعی می کنم انجمن جوانان را از حالات قبلیش خارج کنم با تمام قدرتم و با تمام کمک دوستانم همه هم مرا حمایت می کنند

    • 10.1
      سعيد عابدي says:

      جواد آقاي عزيز. تو كه بچه خوش اخلاقي هستي و اينها چرا زود از كوره در ميروي و به خودت مي گيري؟ من كه كلي تأكيد كردم كه هدفم زير سوال بردن شما و كار شما نيست. مثالي هم كه زدم اصلا مخاطبش تو نبودي. توي هر مسابقه اي كه در يك جمع محدود برگزار بشود طبيعتا ي د روي س مرام گذاشتن و تحويل گرفتن و اينها شركمي ن،بشكل. فرقه ندر كه براكنهمقكبد. آقا اصلا تعارف كه نداريم، من براي همين كتابخانه فاطمه زهرا كلي از اعضا را با خواه و التماس و گاهي با زور و پرروي جمع كرده ام. مسلما تعدادي از آنها هم بخاطر رفاقت و حمايت از اشتغال همنوع عضو شده اند. انكار كه ندارد. البته عيب هم ندارد. نوشته اي كه كار جديدي نكرده ام. عزيز دل برادر، من كه مدعي كار جديدي نشده بودم. ما همان سيره پسنديده آقاي رضايي و ديگر كتابداران را دنبال مي كنيم. دعوا كه نداريم. راستي اگر دوستان خواستند در مسابقاتي كه آن سايت برگزار مي كند شركت بفرمايند كتاب موضوع مسابقه را بدهند ضبط كنيم. به گمانم منظورت سايت “شبكه كتابخوانان حرفه اي ايران” باشد.

  11. 11

    سلام. منم با آقای عابدی موافقم. ما نابینایان نباید دور خودمون یه حصار بکشیم و همه چی رو اختصاصی کنیم، ما این همه تخصص یاد میگیریم که شکاف و فاصله مون رو با سایر افراد جامعه از بین ببریم. اگه هرکدوم از ماها سعی کنه که توی حرفه ی خودش با افراد عادی رقابت کنه مطمئن باشین خیلی موفق تر از اینی که هستیم خواهیم بود. اگه کتابخانی سراسری باشه منم هستم. ممنونم. موفق باشید.

  12. 12
    پریسا says:

    سلام.
    آخجون کتاب!. بذار محض رضای خدا1دفعه من منبر نرم و خلاصه بگم ببینم اصلا شدنیه؟
    اگر موضوعش و کتابش رو دوست داشته باشم و امکانش برام باشه من هم هستم. کلی هم ذوق می کنم. شرکت توی مسابقه های بزرگ بین نابینا و بینا قاطی خیلی هم می چسبه. هیجانش کلی می ارزه حتی اگر ببازم. برنده شدنش که جای خود داره.
    در باب موضوعاتی که باعث میشن بیخیال تمام این ذوق و هیجان و برد و باخت و…بشم با عمو حسین موافقم.
    نه خیر مثل این که این دفعه هم نشد من خلاصه بگم. شاید وقتی دیگر.
    ایام به کام.

  13. 13
    سید احمد صابری says:

    سلام آقای عابدی
    ایده شما بسیار خوب است لیکن لطفا شما که در این زمینه تجربه دارید بفرمائی که معمولا این قبیل مسابقات از محتوای کتاب ها بصورت درک مفاهیم صورت میگیرد و یا بصورت روخوانی کتاب ؟

  14. 14
    مروارید says:

    سلام
    منم اگه از موضوع کتاب خوشم بیاد حتما هستم
    اگه واسه ضبط کتابم مشکلی باشه خواهرم حاضره واسه بچه ها ضبط کنه.

دیدگاهتان را بنویسید