چرا همه چي ي دو ماهي قاتي بود؟ جريان هك و مريم و سپهر چيه؟ چرا پستهايشان پاك شد؟!

با درود به همگي

متأسفانه يك سايتي محله اي شهري وقتي بزرگ ميشود، مدير و معاون و دست اندر كار براي اداره اش هم ميطلبد. من كه خير، ولي ما، يعني من و شما باهم، محله اي را به وجود آورده ايم كه به شدت مفيد و به درد بخور شده است. حالا اين وسط، يك عده اي چشمشان از حسادت در حال تركيدن است كه چرا ما پيشرفت ميكنيم و چرا هستيم. حصرت ميخورند كه چرا شما من و محله را حمايت مادي و غير مادي ميكنيد. حرص ميخورند وقتي ميبينند شما ده تا ده تا به نوشتههاي من و به درخواست هاي من جواب مثبت ميدهيد و نابود ميشوند وقتي نظاره ميكنند ما و شما چه قدر با هم صميمي هستيم و در نوشته هايمان هم ديگر را نوازش ميكنيم، به درد دل يكديگر گوش ميكنيم و مشكلات يكديگر را حل ميكنيم. يكي از عواملي كه من و شما توانسته ايم اينجا را سرپا نگه داريم اين بوده كه حتي اگر شما با من در بعضي يا اكثر مسائل مخالفيد، باز هم به اينجا سر ميزنيد. نظرتان را مي گوييد و اينجا را به حال خودش رها نميكنيد. متحد باشيد همانطور كه تا پيش از اين بوده ايد و من هم تمام تلاشم را به كار ميبندم تا اينجا امنيت بيشتري پيدا كند.

حالا بشنويد از اصل ماجرا: مريم، كسي كه ابتدا چند دست نوشته گذاشت و بعدا با نام پريا و بعد با نام سپهر سعادت اينجا خودنمايي ميكرد، از نظر من و با توجه به ايميل هايي كه به من ميداد و برخورد هاي پشت تلفنش و پيامك هايش، روحيه ي درستي ندارد. حالا گواهي مدعاي من چيست؟ گواهي مدعاي من، تمام آيپي آدرس هاييست كه سپهر و مريم با آن كامنت گذاشته اند. دقيقا هر دوي اين نام هاي كاربري، با يك آيپي كامنت گذاشته اند. اين دو آيپي را ملاحظه بفرماييد

سپهر سعادت: 46.143.248.40

مريم: 46.143.248.40

ميتوانيد آيپي ها را در سايتي مانند www.ip2location.com بررسي فرماييد. اين آيپي از خراسان رضوي، مشهد است. از طرفي، سپهر، هيچ گاه به كامنتهايي كه آقاي محمدرضا چشمه برايش به زبان آلماني ميگذاشت، جواب آلماني يا جواب فارسي هم نميداد. شكيلايي هم كه كامنت داده بود و به سپهر جعلي توهين كرده بود، خود مريم بود. موارد ديگري هم هست كه از گفتنشان اينجا صرف نظر ميكنم. نه سپهري در كار است و نه آلماني. به من و به خودتان لطف كنيد و خواهشا در كامنتهاي اين پست، جار و جنجال راه نيندازيد ولي نظرتان يا راه حلتان يا حستان را بگوييد، مشكلي نيست. همين كه هرچه زودتر جلوي ضرر را گرفتيم، خودش كلي نفع است. از ترانه ي عزيز و گرامي و از شهروز دوست داشتني براي اينكه پستهايشان را كه مربوط به مريم و سپهر جعلي بود حذف كردم، پوزش ميخواهم چون بايد اين چند پست نيز حذف ميشدند. هيچ هكي در ميان نبوده، هيچ شناسه اي هك نشده و هيچ فيس پوكي مورد دستبرد واقعي قرار نگرفته. همه اش ساختگي بوده. از دو تن از هم محليهايي كه در كامنت هاي “صندلي داغ” و “سپهر گريه ميكند” با اين كاربر جعلي همكاري كردند تقاضا دارم ديگر چنين موردي را تكرار نكنند تا من شرمندهشان نشوم. پيشنهادم براي جلوگيري از بروز موارد اينچنين در آينده، اين است كه همه ي شمايي كه نام كاربري در سايت نداريد، به اسم واقعي خودتان ثبت نام كنيد و با نام كاربريتان نظر بدهيد. اگر استقبال بشود، ميتوانم از يكي دو ماه ديگر، يا از هر وقت همه آماده شديم، كامنت دادن را براي كساني كه ثبت نام نكرده اند، كلا مسدود كنم. با اين وضعيت، كسي نميتواند بدون نام كاربري، كامنت بدهد.

همينجا رسما از كساني كه احساساتشان جريحه دار شد، از تمام شما رهگذران و هم محليها، معذرت ميخواهم كه اين اتفاق افتاد! من به اين مسئله، خيلي بدبين بودم ولي خيلي صبر كردم كه خدايي ناكرده، عملي مرتكب نشوم كه پشيماني داشته باشد. حالا مطمئن شدم قضيه چيست و تمام نوشته هاي نام هاي كاربري مريم و سپهر سعادت را پاك كردم. نميتوانم بگذارم عده اي بيمار، محل خاطرات سه ساله ي ما را با يك حركت نابخردانه نابود كنند. اگر در آينده، مواردي مشكوك به ذهنتان خورد، با ايميل gooshkon2020@gmail.com حتما در ميان بگذاريد. ما تا ابد، گوشكني خواهيم ماند! چاااكر همه ي شما گوش كني هاي باحال، مُجي، نه موجي!

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در اخبار, صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

87 Responses to چرا همه چي ي دو ماهي قاتي بود؟ جريان هك و مريم و سپهر چيه؟ چرا پستهايشان پاك شد؟!

  1. 1
    ثنا says:

    سلام وا دارم دیوونه میشم خب آخه برا چی
    ما که دوستش داشتیم و خب هنوز هم ولی
    چرا باید این طوری کنه و چرا آی پیش زود تر از اینها مشخص نشه و ما هم زودتر از اینها نفهمیم
    وای که هیچ چیز ارزش صداقت رو نداره
    الهی شکر که سپهر مریم بود و نه مریم سپهر و ما هر چی بهش میگفتیم یه خانم بود
    البته من به پریا شک کردم و بعد از نظرم بهش کمی هم عذاب وجدان گرفتم و گفتم نکنه
    ولی از اینکه گفتم خب مریمی هست و آقای خادمی هست که نظارت بکنه خیالم قدری راحت شد
    پیشنهاد و تصمیم خوبی هست هرکس نظر میده با نام کاربری باشه و هویتش کاملً مشخص و دور از هر گونه درد سر

    وای نمیدونم چی رو باور کنم نمیدونم واسه مریم چه اتفاقاتی افتاده ولی بهش میگم من همون دوست مشهدی مهربون رو میخوام
    عجب حکایتهایی ها یا ابَلفَضل

  2. 2
    محمدرضا قنبری says:

    عجب! پیشنهادت خیلی خوبه. اگه بچه ها با user واقعیشون وارد بشن، حتی لازم نیست نظر دادن به افراد عضو محدود بشه چون با لینکی که ساخته می شه افراد عضو قابل تشخیصن. منظورم اینه که دونستن همین نکته می تونه به همه کمک کنه که بدونن نظر چجور آدمی رو دارن می خونن.

  3. 3
    ميلاد says:

    سلام من فقط حیرت زده هستم آخه به چه دلیل اما بازم نمیشه قضاوت کرد مگر اینکه طرفین حضور داشته باشند و رو در رو مناظره کنند .مجتبی از دقیق بودنت در بحث امنیت محله شکی نیست من تحسینت میکنم اما ای کاش شرایطی فراهم میشد تا یا ما میرفتیم مشهد یا خانم رضائی میامد اصفهان و بیشتر درمورد این ماجرا صحبت میشد .من کاری به مریم و سپهر و بقیه ندارم فقط حرفم اینه نزارید کوچکترین روزنه ای بین اتحادمان ایجاد بشه که خدای نکرده این روزنه تبدیل به شکافی عمیق بشه و باعث بشه که محله از همان سمت ضربه بخورد پس دو ماه دیگه مجتبی دیره از الان شروع کن که هدر دادن وقت جائز نیست.تشکر از همه دوستای خوب

  4. 4
    مینا says:

    سلام واقعا عجیبه اصلا نمیفهمم آ[ه این کار چه لزومی میتونه داشته باشه بگذریم منم با پیشنهادتون کاملا موافقم

  5. 5
    نازنین says:

    سلام
    من فقط نمیدونم چی بگم.
    ای کاش ما را زودتر در جریان میزاشتید.
    الآن هم به نظرم دیر نیست.
    خدا را شکر که به خیر گذشت.
    یعنی حکی در کار نبوده.
    با این که هر کسی با نام کاربری یا نام واقعی کامنت بزاره موافقم.
    اما از کجا معلوم شخص دیگه ای با چند نام کاربری پست یا کامنت نزاره.

    • 5.1
      داوود نظری says:

      سلام راستش من از همون اوایل تشکیل این نوع سایتها و گروه های اینترنتی همیشه هر جا که بودم بارها تذکر دادم که جلوی افراد ناشناخته رو باید گرفت اشخاص باید با هویت واقعیشون توی این گروه ها و سایتها وارد بشن میشه مدیر هر سایتی به آیپی هر شخص دسترسی پیدا بکنه امکاناتی هست که به فرد مزبور این امکان رو میده که بفهمه من که داوود نظری هستم واقعا خودم هستم یا نه ایمیل من مشخصه آیپی من مشخصه شماره ی تلفنی که من با اون به اینترنت وارد میشم هم مشخصه در اون شرایط کسی به خودش اجازه نمیده یا جرأت نمیکنه که با چندین نام کاربری وارد جایی بشه و اظهار عقیده های مختلفی بکنه من توی این گروه هم روی یکی از پستهای مجتبا نوشتم که با احراز هویت اشخاص به شدت موافقم چون همیشه بودم شما باید بدونید که این کسی که میاد با یک نام نامشخص زن هست مرد هست کلی از خانمها اینجا کلماتی بکار میبرند که اگه بعدا بفهمند طرفی که اون کلمات رو در موردش بکار بردند مرد بوده چه واکنشی از خودشون نشون میدن
      من یک بار روی پستی از خانم قبادی تقریبا همین تذکر رو دادم اولا چون حرفهایی که از طرف بعضی از دوستان زده شد به اون پست ربط نداشت ثانیا به خاطر اینکه کلماتی اونجا رد و بدل شد که خوندنشون برای دیگران هیچ لزومی نداشت
      کلماتی مثل ماچ گاز نیشگون و از این قبیل اما یکی از دوستان که با نام غیر واقعی اونجا حضور داشتند خیلی راحت گفتند که صاحب پست باید اعتراض بکنه به همین سادگی منم دیدم که ادامه ی بحث با اشخاص نامشخص هیچ ضرورتی نداره و پی قضیه رو نگرفتم اما امیدوارم این برای همه ی ما درسی باشه که یاد بگیریم حتی توی دنیای مجازی وقتی یک گروه یک سایت که بیشتر اعضای اون رو افراد نابینا تشکیل میده چه دلیلی داره که با اسامی چپ اندر قیچی پیدامون بشه واقعا این کارا چه معنایی داره به هر حال این مسؤولیت هم به دوش مجتباست که نکاتی رو در این رابطه در نظر بگیره و هم به دوش ماست که اگه ما نابینا هستیم دختر یا پسر زن یا مرد چرا نباید با هویت حقیقی خودمون در اماکن خاص ظاهر بشیم اینجا که یک گروه عادی نیست بلکه مکانیست بیشتر مخصوص افراد نابینا آیا بغیر از اینه فکر کنید و صادقانه جواب بدید

  6. 6
    Azizol lahpajoohandeh says:

    ضمن درود فراوان و عرض ادب! نمیدونم به حال خودم بخندم یا گریه کنم،نمیدانم از دنیای مجازی دل بکنم یا بمیرم، من که از صبح تا ظهر در سلول انفرادی زندگی میکنم، من که دوست دارم عمر طولانی داشته باشم، من که گریه بلد نیستم و گریه را دوست ندارم، از دیروز تاحالا مثل اینکه به من شوک وارد شده، وای وای وای دوباره همان مریم فریمانی که در ایستگاه سرگرمی و نابینایان ایران و لیمو به هنر نمایی میپرداخت، اینجا هم هنر نمایی کرد! شرمنده که نتوانستم خودم را کنترل کنم، نمیدانم اینها که مینویسم با محله مقایرت دارد! ببخشید مجتبی جون من قصد آزار شما و دوستان را نداشته و ندارم من از کسی رودست خوردم که بارها برای نابودیم دست به کارهای خطرناک زده!

  7. 7
    Ali mwsawi says:

    سلام حالا مريم بينا هست يا نابينا واقعان اجازه نديد بيهويتي كه در جهانه مجازي هست در محل جا باز كنه

  8. 8
    فاطمه عطار زاده says:

    سلام.آقای خادمی شما مطمئنی؟هرچند راهی که برای چک کردن آی پی ها انتخاب کردین راه بسیار دقیقیه و خیلی وقتها از این راه پی به مزاحمتهای اینترنتی میبرن.واقعا نمیدونم چی بگم؟خیلی عصبانیم میترسم یه چیزی بگم بی ادبی بشه….از این به بعد حواسمون خیلی باید بیشتر جمع باشه.همین

  9. 9

    سلام بر مدیر نازنینمحله.
    من نمیدونم که دیگه چی باید بگم!!!
    این همه کامنتهای محبت آمیز در واکنش به پستهای مریم، سپهر، پریا و این آخری هم شکیلا، از طرف من و همه بچه های با محبت و عزیز!!!
    همونطور که مجتبی هم اشاره کرد در چندتا از کامنتهایی که من برای سپهر نما گذاشتم، برای شوخی در لا بلای مطالبم چند اصطلاح آلمانی به کار بردم که بعدا با کمال تعجب متوجه شدم که هیچ عکس العملی از طرف سپهر نما صورت نگرفت.
    من بعد از پست پریا شک و شبههم بیشتر شد تا دو پست داستان کوتاه آخر که بطور ناگهانی و تقریبا بدون پایان و نتیجه گیری مشخصی تمام میشد.
    پست صندلی داغ مریم رو هم که همتون در جریان تعداد کامنتهای 698 تاییش هستید که حالا مشخص شد که بیشتر سوالها رو خودش از خودش میکرده و خودش به خودش پاسخ میداده، و عمدا تعداد کامنتهاش رو بالا میبرده.
    عجب استعداد و انگیزه ای!!!
    عجب کار زشت و زننده ای!!!
    آخرش هم که تراژدی فوت مادر مریم که امیدوارم سحت نداشته باشه، من بیچاره رو بگو که حتی پیامک تسلیت هم براش فرستادم!!!
    خیلی متاسفم که بعضی همنوعان ما دانسته یا ندانسته با این ماجرا همکاری و همدلی کرده بودن.
    من از طرح ورود با نام کاربری کاملا حمایت میکنم و امیدوارم که در آینده از این مسایل و مشکلات در محله دوست داشتنی ما بوجود نیاد.
    به امید روزهای روشن.

  10. 10
    عادل اکبری says:

    سلام.
    خوشحالم که جلوی خرابکاریهای این موجود بیمار چند شخصیتی مزاحم رو گرفتی.
    در مورد چیزهایی که سپهر مینوشت از اول بدبین بودم. نوع نوشتنش کاملا ایرانی بود و اصلا شبیه به یه ایرانی تبار اهل آلمان نبود. یک بار هم که خواست از رستورانهای مخصوص نابینایان در آلمان گزارش بنویسه مطلبش رو از اول تا آخر از یک سایت داخلی کپی گرفته بود ولی بچه ها متاسفانه بدون تحقیق همه حرفهاشو پذیرفتن. همونطوری که همه حرفهای پریا و دروغهای مریم رو پذیرفتن و خیلی هم خوشحال شدن که یه بینا لطف کرده و اومده داره برای یه سایت مخصوص نابیناها تراوشات روح ناپاکش رو مینویسه.
    اگر IP هایی رو که مجتبی اینجا گذاشت رو در سایتهای بررسی آیپی مثل
    http://www.whoer.net
    چک کنید خواهید فهمید که اینها مربوط به دانشگاه فردوسی مشهد هستن. پس همه این 3 نفر یه مجرم روانی بوده که برای دست انداختن دیگران از کامپیوترهای سایت دانشگاهش استفاده میکرده. حتی اینقدر هم سواد کامپیوتری نداشته که حد اقل برای حساب کاربری سپهر از یه فیلترشکنی چیزی استفاده کنه که IP یک اهل آلمان رو از داخل ایران نشون نده!
    مجتبی، به نظر من هرچه سریعتر ارسال نظر رو به افرادی که عضو سایت هستن محدود کنی بهتره. اینطوری جلوی خیلی از سو استفاده ها گرفته میشه.
    ببخشید که کمی تند نوشتم. ازینکه بچه های نابینا زود فریب میخورن متنفرم. ازینکه بازیچه یه مشت آدم روانی قرار میگیرن عصبانی میشن.
    از این مدل حرفها هم که ماها رو مقدس و بیگناه میدونن و یا بهمون به خاطر ندیدن به اصطلاح بدیهای دنیا تبریک میگن، شبیه به مدل حرفهایی که تو شناسنامه اون مریم خیالی به عنوان دلیل حضورش در جایی که هیچ تعلقی بهش نداشت نوشته شده بود هم اصلا خوشم نمیاد.
    با تشکر

  11. 11
    عمو حسین says:

    سلام از الآن بهتون بگما این قانون شامل عمو حسین نمیشه. عمو عموست و هیچ وقت عمه نمیشه. اگه این مریم همون مریم فریمانی باشه که واقعا باید بهش تبریک گفت که اینقدر آتیش پارهست. خوب میتونه همهجا را بهم بریزه. مصاحبه یک ساعته اش با آقای بیگی را فراموش نمیکنم. از منم شارژ گرفت ولی خداییش بعدا پس داد.به هر حال باید بیاموزیم که زود قضاوت نکنیم چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی.از اینکه محله نظم و نسق داشته باشه اکیدا حمایت میکنم. اگرم کسی خواست با اسامی دیگری مثل عدسی یا نخودی یا عمو یا…. کامنت بده باید مشخص باشه که کیست؟ لا اقل برای مدیر محله تشخیص هویت شده باشه.

  12. 12
    ملیسا says:

    سلام مدیر جونی خوبی آیا
    اول اینکه من هم موافق صد در هزاران هزار هستم که نام کاربری هر کس مشخص بشه
    بعدشم اینکه بچهها خودتون بگید چقدر من بهتون گفتم که این مریم داره از ماها سو استفاده میکنه کلا پست پریا که رو به پایان بود من به خیلی از دوستام گفتم که این دختره مریم روانی هست و دارای چند شخصیتی هست این بیمار روانی هست و داره تو محله بین بچهها تفرقه ایجاد میکنه همه اینا رو من به بچههایی که میشناسم گفتم اما اونا باور نکردن
    بخدا من هیچوقت حسم بهم دروغ نمیگه
    وااااییییی که چه سو استفاده هایی میکنن این بینا ها از ما نابینایان خدا خیرشون نده
    فکر کردن ما هالو هستیم و چیزی نمیفهمیم
    بععععله دیگه وقتی پسرای محله بهش میگن مثلا صدات از مریم حیدر زاده هم قشنگتره و اون هم تایید بر صحت این موضوع کنه که آره دقیقا صدای من از اونم قشنگتره خوب دیگه خوب میدون رو برا خودش باز میبینه و اسب میتازونه و از بچهها سو استفاده میکنه هه من خیلی توی سایت غیر مستقیم به این خانم قلابی اشاره کردم تا اینکه واقعا تو اون پست کزایی سپهر هم گریه میکنه دیگه تاقت نیاوردم و اون کامنت رو گذاشتم
    بعدشم یک نصیحت خواهرانه به پسرای محله که آهای پسرای هم محله ای هر دختر بینایی که از راه میرسه نینی به لالاش نزارید و اون عاشق چش و ابروتون نشده که بیاد همینجوری باهاتون ازدواج کنه یا خوش و بش کنه
    بدونید که اون یک مشکلی داره که داره به سمت شماها یا ماها کشیده میشه همچنین دخترای گل هم محله ای خودم که خیلی دوستون دارم اینارو گفتم که بیشتر چش و گوشتون رو باز کنید
    بچهها من خیلی حرف برا گفتن دارم اما اینجا نمیگنجه که بخام حرف بزنم
    در آخر هم خیلی میسی مدیر جونی که بالاخره جلوی این تفرقه ها و بی بند و باریها رو گرفتی و اینکه خیلی خیلی ازت ممنون هستم

    • 12.1
      نازنین says:

      سلام ملیسا جونی
      من از کجا باید می فهمیدم این مریم چند شخصیتیه
      به هر حال با نظراتت موافقم شدیداً لایک لایک لایک لایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک. بازم خیلی مرسی از تذکر به موقع.

  13. 13
    علی اکبر حاتمی says:

    سلام، خسته نباشی پلیس جوان، من علیرغم ارادتی که به شما و این سایت دارم، ولی متاسفانه به علت مشغله ی زیاد دیر به دیر توفیق بودن در این محله را دارم، من که تا امروز از این قضایا بی خبر بودم، اما قبل از این که با خبر بشوم، میخواستم مطالبی را خدمت شما عرض کنم که این قضیه هم مزید علت شد تا زودتر نظراتم را بگم. دیشب بهت زنگ زدم چون فقط میخواستم حالتو بپرسم و یه قرار بذارم تا کمی در باره ی محله باهم صحبت کنیم، که نتونستی جواب بدهید.
    خوب میرم سر اصل مطلب:
    1. من مدتها است که قصد داشتم پستی را منتشر کنم که در آن از دوستان بخواهم تا از وارد شدن با نام و هویت های جعلی اجتناب کنند، که این هم به نفع خودشان است و هم به نفع امنیت محله، اما اکنون به شما مدیر محله ضمن تبریک مجدد بخاطر پیشرفت سایت این نکته را یاد آور میشوم که چنانچه مایل هستید که این محله همچنان روال رشد و پیشرفتش ادامه داشته باشد، باید ساز و کاری منسجم برای اداره ی آن در نظر بگیرید، اولا منابع درآمد محله از طریق عضویت های ویژه و… باید تقویت شود تا شما هم بتوانید با دستی باز اداره ی پاره ای از امور را به افرادی که صلاح می دانید واگذار کنید. ثانیاً این محله نیازمند ساز و کاری برای تشخیص هویت افراد ثبت نام کننده برای حفظ امنیت محله است. این تشخیص هویت برای مدیریت بهتر محله ضروری است.
    2. بچه ها هم اگر خود را از این محله می دانند باید بیش از پیش به حمایت مادی و فکری از آن بپردازند.
    3. صحبت زیاد است و وقت تنگ، هر وقت وقت داشتی تماس بگیر تا یک قرار بگذاریم و بیشتر صحبت کنیم، همین قدر بگویم که حیف است که این سایت حتی در همین حد باقی بماند، من روزی را می بینم و می خواهم که گوش کن به عنوان نه تنها یک سایت بلکه به عنوان یک برند تجاری حد اقل بین نابینایان دنیا مطرح باشد، من موفقیت شما را به عنوان یک دوست و هم نوع مثل موفقیت خودم می دانم و هر خدمتی از دستم برآید انجام میدهم.
    سرت خلوت شد بهم خبر بده، تا صحبت کنیم. یا علی.

  14. 14

    الآن من هنگ کردم
    یعنی چرا؟
    یعنی چی شده؟
    یعنی کی راست میگه کی دروغ؟
    مریم باورم نمیشه؟
    مریم
    تو کی هستی مریم؟
    یکی بیاد منو از شوک بیرون بیاره
    من خیلی دوستت داشتم مریم
    آخه چرااااا

  15. 15
    javanmardeh daana says:

    عجب!!!! متاسفم واقعا!!! من که کلی تعجب کردم و البته کلی هم خندیدم. ولی به هر حال تو هر جمع مجازی از این اتفاقات ممکنه بیفته, به هر حال من خبره ی کامپیوتر نیستم که پیشنهادی بدم فقط اگه آقا مدیر وقت کنه و دونه دونه ip کسانی رو که عضو هستن چک کنه به نظرم بد نیست. ولی من با این راهکار که فقط کسایی که ثبت نام کردن بتونن نظر بدن زیاد موافق نیستم فکر میکنم محدودیت ایجاد میکنه و از انعطافپذیری محله کاسته میشه. حالا دوستان خبره فکراشونُ بکنن شاید راهای بهتریم باشه. اما چیزی که مشخصه برای کسانی که ثبتنام میکنن باید بررسیهای کافی انجام بشه بعد ثبت نامشون تایید بشه.

  16. 16

    من واقعأ نمیدونم چی بگم. از دیروز تا حالا هی داره شوک بهم وارد میشه. برا همچین افرادی که از احساسات پاک ماها سو استفاده میکنن متأسفم. من از آنجایی که امیر سرمدی در پست زندگی ادامه داره از سپهر میخواست که شمارشو بده که باهاش تماس بگیرن برا بخش مهمانخانه ولی سپهر از این کاز سر باز میزد من مشکوک شدم که ممکنه سپهری در کار نباشه یا این همون نیست که خودش میگه. ولی در مورد مریم اصلأ فکرشو هم نمیکردم. من از پست های صندلی داغ ترانه خوشحال شدم. از این بابت که ممکن بود به شخصیت واقعی افراد پی ببریم و اصرارم این بود که افراد ناشناس باید رو صندلی بشینن که هویتشون مشخص بشه. ولی…
    وقتی ما نابینا و کم بینا هستیم با نیازهای مشترک, چرا نباید هویت واقعی خود را نشون بدیم؟ بنطر من باید هویت واقعی اعضای سایت برای همه شناخته شده باشه که اگه همکاری, نطر سنجی برای رفع نیاز همنوعان و… در میان باشه با اطمینان خاطر بیشتری صورت بگیره.
    در مورد احترام و ارزش متقابل بین آقایون و خانم ها هم باید یه سری اصول رعایت بشه. که این یه بار توی پست میلاد بود نمیدونم یا آقای ذوالفقاری بحث شد که خود آقای خادمی گفت که هر کسی آزاده هرطور دلش میخواد صحبت کنه متأسفانه به افراط کشیده شد.

  17. 17
    ميلاد says:

    ضمن سلام مجدد به اطلاع دوستان عزیز میرسانم که ما خودمان باید مدیر خودمان و محله باشیم و از همین الان شناسنامه کاربری خودمان را ویرایش کنیم از استلاحات که عمو حسین گفت هرگز استفاده نکنید میخوام بدانم مگه اسم و فامیل اصلی شما خوردنی است که از کلمات عجق وجق استفاده میکنید .والا شما همگی تحصیل کرده هستید یعنی چه هنوز حس بچه گانه در وجودمان ریشه داره پس کی میخوایم بزرگ بشیم کی میخواهیم پیشرفت کنیم به کسی برنخوره ما از دور مشاهده مشکلات مدیر هستیم بازم خدا براش خوش بخواد که اینجا را تأسیس کرد تا ما دور هم جمع بشیم و به هم دیگه کمک کنیم نه به هم دیگه خیانت .من نوعی اگر حرفی زدم یا نوشتم اول به خودم گفتم بعد به بقیه .تازه اینم بدانید هرکسی ثبت نام بکنه و پست بزاره مطمئن باشه شاید یکی از همین پست هائی که با اسم واقعی خودش میذاره شاید کلید موفقیتش باشه .زیاد شد اما حلال کنید .

  18. 18
    ملیسا says:

    حلالت نمیکنیم
    هاهاهاهاهایهیهیهیهیهوهوهو
    خوب جدا از شوخی اینم بگم و بعد برم
    یکی از دوستام که با هم تو اسکایپ چت داشتیم میگفت که این مریم تو سایت منم میومده و پست میزاشته و الآن که من بررسی کردم آی پیش با آی پی سپهر خیالی و مریم جونی شماها که با حیله گری مدتی محبوب همتون شده بود یکی بوده
    بعدشم که بیچاره الاهی ترانه و شهروز که تو فکر این بودن که برا تسلای دل محبوب هم محله ایها پست هم دردی بنویسن براش که آخر هم فکر کنم شهروز موفق شد و این کار رو کرد
    آخه کدوم آدم عذاداری روز اول خاکسپاری مادرش که پاره تنش هست میاد و پست جدید میزاره کامنت میزاره یا اینکه اصلا میاد تو اینترنت هه نمیدونم باید بخندم یا نه که چکار کنم
    واااایییییی یک عدد بیمار اومد همه ماها رو سر کار گذاشت و الآنم داره به ریشمون میخنده که نه چه عرض کنم قه قهه میزنه
    بسه دیگه خیلی حرف زدم
    الفرار

  19. 19
    Ali mwsawi says:

    سلام تبسم نظرت درباره انتقاد حسن زلفقاري را هزار بار ميلايكم لايك لايك لايك لايك لايك

  20. 20
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    سلام دوستان.
    من جا داره که همینجا به خاطر پستی که دیروز گذاشتم از همه معذرتخواهی کنم.
    شاید یه کم عجله کردم.
    به هر حال اتفاقیه که افتاده و ما نمیتونیم چیزی رو برگردونیم.
    ولی منصف باشید دوستان. خداییش اگر زبونم لال زبونم لال برای یکی از ما این اتفاق می افتاد خداییش کاری که از دست ما براش بر می اومد چی بود. من دیروز کاری رو کردم که شاید اگر من انجامش نمیدادم یکی دیگه اون پست رو میذاشت. به هر حال من احساس کردم وظیفه ی انسانیم اینه که با کسی که فکر میکردم دوستمونه همدردی کنم. ولی خب دیگه. دیدید که چی شد.
    ملیسا تو هم انقدر عصبانی نباش. بابا میترسیم خب. میگم دمپایی یا یه همچین چیزی که دم دستت نیست.
    در ضمن فکر نمیکنم فقط پسرای محله فریب خورده باشن. اونقدرها هم که گفتی بیجنبه نیستن. لا اقل اکثرشون.
    باز هم به خاطر اشتباهم عذرخواهی میکنم.
    موفق باشید.

  21. 21

    سلااام درود بر هم محله ای های عزیز راستش هنگیدم یعنی من همیشه بخاطر یک سری درگیری هایی که داشتم کم به محله میامدم و پست هایی از مریم را میخوندم و از سپه نمیدونم یعنی یادم نیست ولی پست پریا را خوندم و الان نفهمیدم حالا یکی با چند هویت میخاسته چکار کنه و الان چه اختلافی را راه انداخته من با این که یکی با چند نام بیاد موافق نیستم و این که دروغ بگه ولی میخام بگم تورا بخدا یه وقت حرفی الکی نزنیم پشتشون که نتونیم در اون دنیا جواب بدیم مریم برای من خیلی شخصیت جالبی بود و نوشته هایش را دوست داشتم این یه حقیقت هست و لی از سپهر هم اصلا خوشم نمیامد ولی تو کامنت ها کمی داشتم جذبش میشدم و زمانی که تو صندلی مجتبئ گفت شماره کمی جا خوردم و هر کاری کردم نتونستم خودم را قانع کنم که شماره بدم و الان موندم با میلم چکار میخاد بکنه
    مجتبئ من با این که هرکس هویت واقعیش باشه کاملا موافقم من مسعود هدایت هستم هرکی میتونه ثابت کنه نیستم ولی کاشکی پست ها را پاک نمیکردی تا من بخونم آخه برام حالا خوندن اون پست ها خیلی میتونه جالب باشه
    مریم همشهری امروز بین نابینا ها خجالت کشیدم خیلی سخت بود برام تو این کار را کردی دوستان مشهدیا بد نیستن همین خدا حافظ مجتبئ سختم هست وقتی بیام اینجا ببینم یک مشهدی از نابینا ها سوع استفاده کرده و بچه ها با یک نگاه تحقیر انگیز نگاهم کنند
    http://www.lightnights.persianblog.ir
    این سایت من هست دوست داشتید به اون هم سر بزنید

  22. 22

    سلام.
    بله، عادل نباید این راه حل رو ارایه میداد.
    ضمنا این جناب کامیار که همهش میگه الطفا کامنت منو بخونید، شمارهش رو بذاره که ما بهتر باهاش آشنا بشیم.

  23. 23
    مروارید says:

    نه
    چرا؟
    آخه چرااااااااااااااااااااااااا

    یعنی همه با هم سر کار بودیم؟
    چه بد

  24. 24
    VAHIDEMPERATOOR says:

    سلام به همه هم محله ایهای عزیز
    دوستان وقتی که من این نوشته را دیدم واقعً ناراحت شدم
    نمیدونم چی بگم
    این احساس همدردی بچه ها با مریم این گزاشتن کامنت برای صندلی داغ مریم و حتی این وقت بچه ها که یک دقیقه این وقتا براشون اهمیت داره
    نمیدونم این مزاحم چه جوابی باید داشته باشه واقعً شرم آور
    ولی از یک طرف باید شکر کرد که زود کشف شد کار امروز از فردا بهتر

    باید بیشتر از این هم هوشیار بود یه تشکر از مجتبی میکنم که به هر حال زود تونست به این قضیه پی ببره یاشاسن

  25. 25

    [IP:
    2.180.166.220 ]
    جمعه، ٢٩ فروردین ۱۳٩۳  – ۱۱:٤٢ ق.ظ

    امروز بهترین روز دنیا بود و یقین دارم فردا بهتر از امروز خواهد بود

    انقد تحت تاثیر نوشتت قرار گرفتم که نمیدونم چی بگم …مرسی که خدا و زیباییها رو به یادم آوردی

    نویسنده:مریم[sunshine9022@hotmail.com]

    این نظری بود که مریم در وب من گذاشته بود

    • 25.1
      داوود نظری says:

      یک پیشنهاد
      آن هم از نوع مشکل زدا ترین پیشنهادها یعنی بهتر از این نمیشه آخه چرا ما داریم خودمون رو اذیت میکنیم این که کاری نداره این آیپی رو به انضمام ساعات ورودش به سایت به حراست دانشگاه فردوسی مشهد بدیم و بگیم که بررسی کنند ببینند که در اون ساعات کدوم یک از کاربراشون وارد این سایت شده این که دیگه کاری نداره هر برخوردی هم که لازم باشه اونا بعدا با شخص خاطی خواهند کرد بجای اینکه خودمون رو ناراحت بکنیم یک کار عملی انجام بدیم که بهتره باقی ماجرا دیگه به ما مربوط نیست مجتبا دست بجنبون زودی یک نامه ی محترمانه به حراست دانشگاه فردوسی بنویس و بگو که چی شده اونا پی قضیه رو میگیرند تو هم میتونی بعدا از اونا بپرسی که شکایتت به کجا رسیده به نظر شما این کار بدیه

  26. 26
    shahab says:

    سلام من واقعا مثل همه ی دوستانم هنوز تو شوکم آخه چرااااا.مرسی مجتبا جان که یکم دیر اما بلاخره جلوی این بازیرو گرفتی خب اونم از کم اومدن و یا اصلا نبودن مدیر به دلیل مشقله ی کاری سو استفاده کرد و با همهی ما بازی کرد اونم چه بازی بدی بازی با احساست من حتا وقتی دیدم پستهای مریم از محله پاک شده رفتم تو کلبهی سارا جون زیر پستی که سارا با تمام احساسش و به این زیبایی واسش نوشته بود به مریم تسلیت گفتم. به هر حال کاری که انجام شده حد اعقلش این شد که دیگه ندیده و نشناخته به هیچکس اعتماد نکنیم من از اولشم به شخصیت سپهر نوشتهاش و همه چیزش بدبین و مشکوک بودم.خواهش میکنم که این کار زشتو به پای همهی بیناها هم نزاریم چون ترانه جون واقعا خلصانه داره تو این محله زحمت میکشه و این اصلا درست نیست که ما بگیم یه بینا دلش واسه ما نابیناها نسوخته که بیاد اینجا مطلب بزاره و با ما صحبت کنه به هر حال همه ی انگشتان دست مثل هم نیستن.بازم از مجتبا جان ممنونم و ازش خواهش دارم بیشتر مواظب همه چی باشن.

    • 26.1
      ترانه says:

      من حالا متوجه پستت شدم شهاب عزیز واقعا ازت خیلی ممنونم بهر حال گذر زمان هم صداقت ها رو به آزمایش می کشونه و روز قیامت هم همه دوباره دور هم جمع میشیم و باید به خداوند جواب پس بدیم ولی خوشحالم و ازت ممنونم که ازم حمایت کردی مطمئن باش من ناامیدت نمی کنم و این پست ارزشمندتو هیچ وقت فراموش نمی کنم من دو بار تو این محله خیلی گریه کردم اول وقتی که مادر مریم خیالی مرد!دوم زمانی که بچه ها بجای اتحاد بیشتر شروع کردن به شک کردن به همدیگه ما اهل یه محله ایم هیچ چی نباید باعث بشه بهم شک کنیم

  27. 27
    Azizol lahpajoohandeh says:

    ضمن درود فراوان و عرض ادب! با کسب اجازه از مدیر، بنده دوستان عزیزم را به آرامش دعوت میکنم و اعلام میدارم که ما باید فکر کنیم که شب خوابیدیم و همگی با هم یک خواب دیدیم مانند خوابهای داوود جان که برامون تعریف میکند، به نظر من این یک خواب تکراری بود که مرا برای چندمین بار دچار کاووس های خودش کرد، بنده در پاسخ سؤال دوستان در پست صندلی داغ عدسی که خودم هستم علت عدسی شدنم را چند بار با تعریف خاطره بیان نمودم، دوستان عزیز ایشان بانویی 35 ساله هستند کم بینا که از پارس آوا هم استفاده میکنند و بیشتر اوقات خود را 19 ساله میدانند،ایشان نه خراسانی هستند نه شیرازی ایشان در حال حاضر در فریمان زندگی میکنند و آذری هستند که به خراسان محاجرت کرده اند، همانطور که قبلا گفتم ایشان برای خرید لبتاب 3سال پیش از من درخاست کمک کردند و چون من مسافر مشهد بودم و با ایشان برای خرید لبتاب تماس گرفتم با من دشمن شد و ادامه ی اتفاقات، ایشان قبلا با این ایمیل کار میکردند-maryam.dj201‎2 البته یک سال بود که دست از هنرمندی خود در سایت ها کشیده بودند و میگفتند که برای یک شرکت کار میکنند و دیگه بیکار نیستند که مجبور باشند با گذاشتن شماره مبایل خود در گروه های مختلف و با شارژ گرفتن از بچه ها خود را سرگرم کنند،این را هم بگویم هر که هر بلایی سرش آورد از وی کینه میگیرد و بلای بدتر می آفریند،! من که این مطالب را نوشتم آب از سرم گذشته است و هر بلایی که خواسته سرم آورده است،بارها دوستان مرا تشویق به شکایت کرده اند اما شکایت مشکلی را حل نمیکند من در مقابل رفتار ایشان فقط از خودم دفاع میکردم و حتی کوچکترین توحین به وی نکردم! ‎

  28. 28
    ترانه says:

    سلام دو مساله ذهنمو مشغول کرد چرا واقعا چرا یک فرد روانی باید تو دانشگاه راه پیدا کنه من اون شب از غصه مادر مریم تا نیمه های شب ناراحت بودم که چرا کار بیشتری از دستم بر نمیاد و بعدش وحشتناک ناراحت بودم چرا سپهر این کارو کرد !اونم وسط مراسم مادر مریم! و دوم این که چرا شما هم محله ای های عزیز موضوعو مرتبط می کنین با نا بینایی من که بینا بودم منم مثل شماها شک خاموش کردم و منم بعدا اعتماد کردم و منم فریب خوردم این مشکل نا بینایی نیست این مشکل زاویه دید ماس که دنیا رو به پاکدلی خودمون فرض می کنیم یادتونه تو پروفایلم چی نوشتم گفتم چیزایی دیدم که نمی بایست ببینم این دقیقا از همون نوعه در ضمن اگه پاکدلی به قیمت نا بیناییه من نمی خوام بینا باشم اما واقعا این مربوط به بینایی و نا بینایی نیست بسته به ذات افراد و زاویه دیدشونه و زاویه دید هر ادمی از دلش بلند میشه این مریم نام که حیف نام مریم براش اینجا نیومده چون نابیناییم اینجا اومد چون زاویه دید و قلبش فریبه و یا که باید قبول کنیم بیمار روانی هستش بهتره بجای حس انتقام ازش محله مونو بیشتر محافظت کنیم و دوستیمونو محکم تر و از مجتبی خیلی ممنونم که تحقیق کرد و امیدوارم یک فرد قابل اعتماد رو به کمک بگیره اسامی الکی رو هم اخطار بده و هر کسی با واقعیتش اینجا باشه همتونو دوست دارم می دونین که

  29. 29
    gentleman says:

    سلام به همه
    اینقد ناراحتم و حرف دارم که نمیدونم از کجا شروع کنم خدایا بما شهامتی بده که اگه بکسی تهمتی زدیم ازش حلالیت بخوایم یادتون هست موقع انتشار عکسها انگشت اتهام بسمت کی گرفتیم بقیشرو بعد میگم خیلی ناراحتم خیلی زیاد میفهمینکه…
    علی

  30. 30
    ملیسا says:

    الاهی نازی نازی بمیرم برات ترانه جونی که خودتو به خاطر هیچ و پوچ تا نصفه های شب اذیت کردی
    ترانه بخدا این رو از ته ته قلبم برات مینویسم بخدا ما همه تو رو دوست داریم
    ترانه آجی مهربونم بخدا حس قشنگی نصبت به تو دارم با این حال که نه دیدمت و نه حتی یک بار هم به طور مستقیم باهات حرف زدم ولی خیلی دوستت دارم مهربونم
    من میدونم که تو قلب پاکی داری و تو هم ماها رو دوست داری
    ترانه برات از خدای منان آرزوی موفقیت میکنم
    دوستت دارم ملیسا
    وااایییی بچه ها منو نزنید زیاد حرف زدم و احساساتی شدم آخه من کلا آدم احساساتی هستم
    بعدشم اینکه ترانه ناراحت نشو ما منظورمون تو نبودی عزیز مهربونم

    • 30.1
      یاسر فرجی says:

      سلام به دوستان اتفاق تلخی بود و احساسات اکثر ما خدشه دار شد ولی دوستان مهربون من بدونید که من از حقوق تک تک شما دفاع میکنم.تا حالا هم اقدامات خوبی صورت گرفته . مطمئن باشید شما را در جریان کار میزارم ولی چرا این خانم این کار را کرده من کاملا در جریانم ولی از گفتنش معذورم سر فرصت اگه لازم باشه حتما خواهم گفت. اگه تشخیص دادم تا نگم اصرار نکنید که بگم چون صلاح نیست.

    • 30.2
      ترانه says:

      قربونت برم ملیسای عزیزم می دونم منظورتون من نیستم فقط دارم می گم خیال نکنین این اینجا اومده چون نا بینا ها رو خدای نکرده ساده لوح فرض می کنن بلکه چون این ذاتش خرابه و بس و اگر کسی ذاتش خراب باشه نا بینا و بینا براش فرقی نمی کنه من هم بینا بودم و با شما ولی منو هم گول زد همه با هم گول خوردیم و همه با هم باید بیشتر مواظب باشیم ..و راست گفتی ملیسا جون که به الله قسم همتون برام بی نهایت عزیزین و از صمیم قلبم دوستون دارم

  31. 31
    داوود نظری says:

    خطاب به آقای پژوهنده ی عزیز و دیگر دوستان
    یعنی این شخص همون کسی هست که دو سال پیش به من و سعید درفشیان و کلی از بچه های ایستگاه سرگرمی اهانتهای ناجوری کرده بود یعنی ما اینقدر راحت میتونیم سر کار باشیم عجب داستانیه من یادم هست که یک روز ظهر ایمیلم رو که باز کردم دیدم یکی با نام سعید درفشیان قلابی بهم کلی فحش داده بود بعد به خود سعید نوشتم که مسلمون آخه مگه من چکار کردم چی گفتم یا کدوم بیحرمتی رو مرتکب شدم که بهم این ناسزاهای رکیک رو میدی سعید بنده ی خدا گفت آخه من چرا باید این کار رو بکنم تازه اگه با تو مشکل داشته باشم به زن و بچه و خواهر و مادرت چکار دارم همون روز عصر فهمیدم که سعید اصلا دستی تو این کار نداشته و ازش کلی عذرخواهی کردم البته من هیچ جسارتی به اون نکرده بودم ولی خب همین شک هم کار خوبی نبود بالاخره همون شب دیدم که بعضی از خانمها و آقایانی که توی ایستگاه سرگرمی عضویت داشتند بهم زنگ زدند هم با تلفن و هم با اسکایپ و گفتند که برای اونها هم این نوع فحاشیها ارسال شده سعید هم جلوی ورود اون شخص رو با اون آیدی گرفت دیگه نمیدونم با اسم دیگه ای تونست از نو وارد گروه بشه یا نه واسه همین بود که من چندین بار بطور جدی به بچه ها تذکر دادم که نباید از افرادی که با اسامی جعلی وارد یک گروه یا سایت میشن حتی مطلبی رو خوند چه برسه به اینکه به اون مطالب جواب هم داد همین دیشب بود که به یکی از دوستانم که اینجا هم عضویت دارند گفتم که سعی کن تو محله به پستهای افراد نامشخص هیچ جوابی ندی چون خطرناکه و چون ممکنه ایشون از اینکه من اسمشون رو ببرم راضی نباشند از این کار خودداری میکنم
    ولی خوبه که تجربه کسب کنیم و یاد بگیریم که طرفی که قراره نسبت به دیدگاه هامون اظهار نظر بکنه یا ما نسبت به دیدگاه های اون اظهار نظر بکنیم کی هست واقعیته یا یک موجود تخیلی یا جعلی
    یک وقتهایی توی این گروه ها بین اشخاص دوستیهایی شکل میگیره و صمیمیتهایی ایجاد میشه که اگه بر اساس شناختی واقعی نباشه به شخص آسیبی جبران ناپذیر میزنه
    امیدوارم حالا همه فهمیده باشند که چرا آدمی مثل من سالهاست که میگه حتما باید اشخاصی که توی گروه ها و سایتهای نابیناییی حضور دارند با هویت واقعیشون ظاهر بشن کسانی که دوست دارند با اسم مستعار بیان اینجا مثل رفیقمون عزیز الله عزیز با اسم عدسی یا مثل حسین عزیز که با نام عمو حسین میاد یا مثل خانم قاسمی که با اسمه نوخودی میاد باشند اشکالی نداره نه مثل کسانی که هیچ شناسنامه ی مشخصی ازشون وجود نداره طرف با یک اسم و ظاهرا یک فامیلی میاد تو این اماکن
    اما ما از کجا باید بدونیم این واقعا همون شخص هستش که ادعا میکنه
    بعضی از دوستان با هم دیگه توی محیطهایی مثل اسکایپ ارتباط دارند بعضی دیگه با تلفن یا حتی با هم رفت و آمد خانوادگی دارند اما کسانی که به هیچ وجه شما نمیتونید از هویت واقعیشون با خبر بشید رو چکارشون باید کرد ما باید برای رفع این مشکلات راه حلی پیدا کنیم ببینید ممکنه یکی از بچه ها با یکی دیگه تو اینجور جاها دوست بشه و کارشون به عشق و عاشقی هم کشیده بشه بعدا بفهمه که سرش کلاه رفته و به بازی گرفته شده آیا به نظر شما ما همگی مسؤول به بازی گرفته شدن اون شخص نیستیم ما میتونیم یک محیط نسبتا امنی ایجاد کنیم که اگه کسی خواست عاشق یکی دیگه هم بشه البته با در نظر گرفتن تمام موارد احتیاطی بتونه
    چه اشکالی داره اینجا باید یک مکانی باشه برای دوستیها صمیمیتها رفاقتها و خلاصه همدلی بین ما باشه
    نه جایی برای مرض ریختن به بازی گرفتن و غیره

  32. 32
    اشکان آذرماسوله says:

    سلام.‏ بسیار ناراحتم از بابت اتفاقی که افتاد! اما خوشحالترم از اینکه جلوی این افراد گرفته شد.‏ به هر حال همه دارن دنبال قاتل بوروسلی میگردند که در نوع خوجش جالب!‏
    اما به یه چیزی توجه بیشتری کنیم و اون اینکه:‏ یک آدمی با هر قصد نامعلومی و به هر دلیلی عده ای دیگه رو بازی داده که کار بینهایت زشتی بوده،دلیلی نداره که اینطور تصور کنیم که یک بینا تعدادی نابینا را بازی داده و به اصطلاح اونا رو سر کار گذاشته!‏
    این تفکر و برداشت به اصطلاح قبیگه ای اصلا مناسب نیست! این خانوم مگه تنهای بینای محل بود که به این شکل واکنش میدید! حد عقل دو نفر از دوستان بینای دیگه تو محل هستند که خود من میشناسمشون و چه بسا دوستان بینای دیگه ای هستند که من نمیشناسمشون،‏ اما در کنار ما هستند به خوبی و خوشی،‏ که شاید هر کدوم از شماها بیشتر بشناسیدشون.‏ پس با استناد به صحبتهای کارشناس برنامه ی زندگی ادامه داره خانوم هماوندی عرض میکنم که:
    سعی نکنید که بین خودمون و افراد بینا فقط به خاطر نابینا بودنمون دیوار بکشیم!حتا در این مکان و این محل که بیشتر به اسم پاطق نابینایان شناخته میشه!‏.
    ترانه خانوم چون شما خودتون گفتید که بینا هستید ازتون به طور مشخص ازتون اسم میارم،‏ و همچنین بقیه ی همدلان بینایی که تو محل رفت و آمد دارن،‏ به سهم خودم و از طرف باقی بچه های مهربون این محل،‏ اگر واکنشمون به این موضوع کمی تندتر از حد معمول بود به طوری که موجب ایجاد ابهام در شما در مورد ارتباط با نابینایان شد و در نتیجه باعث آزردگی شما شد صمیمانه عذرخاهی میکنم.
    بدیهیست که رفتار زشت این آدم به پای خود اوست و نا به پای همدلان بینای دیگری که در این محل رفت و آمد دارند.

    • 32.1
      ترانه says:

      باعث ناراحتیم نشد فقط که دوست ندارم هم محله ای هام از موضع ضعف عمل کنن اونی که ضعیفه اون ادم فریبکاره نه هم محله ای های من بخدا اشکام حالا دارن میریزن افتخار می کنم اهل این محله مهربونم و مهربونی هرگز طرف ضعف نیست خدا جای حق نشسته و من و هم محله ای هام از حق دور نشدیم پس جوری ننویسیم که انگار ما ضعفی داریم که مریضا رو جذب می کنیم بلکه ادم روانی بی قید و ازادانه هر جایی میره و این باین دلیل نیست که ما حتما موردی داریم که اون طرف ما اومد همین ازت ممنونم اشکان جان

  33. 33
    Ali mwsawi says:

    سلام أاقايه فرجي ميش باهم صحبتي داشته باشيم منتظرم ياسرجان 09136445192

  34. 34
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    بچه ها من یه فکری به ذهنم رسید. به نظر من مجتبا میتونه توی قسمت ثبت نام محله یه بخشی اضافه کنه که هر کس خواست عضو محله بشه باید فایل اسکن شده ی کارت ملیش رو اونجا آپلود کنه. اینطوری حتا اگر کسی با اسم مستعار هم توی محله فعالیت کنه هویتش برای مجتبا قابل شناساییه. در ضمن یکی از قوانین عضویت هم میتونه این باشه که کسانی که عضو سایت میشن باید در قسمت شناسنامه ی خودشون معرفی کاملی از خودشون برای بقیه ی کاربرا ارائه بدن. اینطوری اگر کسی هم بخواد با اسم مستعار فعالیت کنه مشکلی برای بقیه پیش نمیاد. چون مشخصات واقعیش برای همه در قسمت شناسنامش قابل رأیته. این فکری بود که به ذهن من رسید. این اتفاق دیگه گذشته. بهتره دیگه احساسات رو کنار بذاریم و کامنتهایی که اینجا میذاریم برای مطرح کردن راهکارهایی برای تکرار نشدن این اتفاق باشه.
    ممنون.

    • 34.1
      یاسر فرجی says:

      سلام مجدد به بچه ها من با آقا مجتبا در این باره صحبت مفصل کردم خواهشا دیگه در این پست هیچ کامنتی نزارید و از هرگونه صحبتهای شتابزده و احساسی خود داری کنید تا کارهاشو انجام بدیم تا در اسرع وقت نتیجه را خدمت شما بگیم متشکریم

    • 34.2
      ترانه says:

      نه خب بنظرم همه حاضر نیستن تا اون حد شناخته بشن و بهترین راه جذب نیروی قابل اعتماد بعنوان ناظر بر سایته تا در صورت مشاهده هر فعالیت مشکوکی آی پی رو بررسی کنه و تازه اگه همه عضویتشون واقعی بشه لزومی به ارائه ی کارت ملی نیست یعنی هر آی پی و هر ایدی یکجا فقط یک عضویت رو حمل کنه

  35. 35
    alimohamad.alamdar says:

    سلام واقعا که عجب انسانهای حسد ورزی پیدا میشنا به نظر من که نظر آقا مجتبی بسیار صحیح هست و بهتره هر کس با نام کاربری معتبر خودش نظر بزاره شاید اوایلش برای کسانی که هنوز نام کاربری ندارند و به صورت رسمی در سایت عضو نشدند کمی سخت باشه ولی کم کم عادی میشه و همه به ثبت نام روی میارند واقعا که در حیرتم همه جورش رو دیده بودم ولی اینجوریش رو اصلا. به قول شما آقا مجتبی از هرجا جلو ضرر بگیریم منفعته موفق باشید

  36. 36
    پریسا says:

    آزمودم عقل دور اندیش را، بعد از این دیوانه خوانم خویش را!!!!!!!.

  37. 37
    Azizol lahpajoohandeh says:

    درود! دوستان من قصد ندارم که این پست را به بی راهه بکشم، اما لازم میدانم برای آخرین بار چند جمله بگویم، وقتی که من از سپهر دفاع میکردم به این دلیل بود که بچه های که در پرورشگاه بزرگ شده یا زندگی میکنند: خصوصیات اخلاقی خاصی دارند که بین بینا و نابینا تفاوت زیادی وجود ندارد. اما مطلب بعد: به نظر من اگر از طریق دانشگاه پیگیر کار شویم-ممکن است افرادی زیر سؤال بروند که بی گناه باشند و فرد خاطی آنان را گول زده باشد، در ضمن هر وقت در مورد ایمیلم که جعل کرده بود با کسی مشورت میکردم-فقط میگفتند ازش شکایت کن، من با فکر کردن به این نتیجه رسیدم: مثلا من بروم شکایت کنم و یک نیمه بینای چند معلولیتی شکست خورده را به زندان بیفکنم یا اگر جایی مشغول کار است از کار بیکار کنم بالاخره از زندان آزاد خواهد شد و روز از نو روزی از نو، این اتفاقات برای من تجربه می آورد، من هروقت چنین اتفاقاتی برایم می افتد فکر میکنم خواب دیده ام و همیشه که نباید به خوابی که دیده ایم اهمیت دهیم، باز هم به شما میگویم هر بلایی که سر شخص شکست خورده بیاورید بدتر میشود که بهتر نخواهد شد! داوود جان بله درست متوجه شدید این همان دختر خوب است که پستها و آلاچیقهایش را در ایستگاه سرگرمی میخواندیم و اولین پستی که با ایمیل جعل شده ی بنده داد: آلاچیق پاره شدن خشتک شلوار بود که شهریور 91 در حالی پخش شده بود که من در اتوبوس به شمال میرفتم!

  38. 38
    میثم امینی says:

    درود به همه
    من با اينكه اصلا هيچ كدوم از مطالب مريم يا سپهر رو نخوندم و اصلا از اين قضيه خبر نداشتم ولي متاسفم بابت اينكه احساسات بعضي از دوستان اينطور جريهه دار شد.
    به نظر من مجتبي هر كاري كه بكنه نمي‌تونه امنيت كامل رو اينجا برقرار كنه. حتا اگه نظر دادن به صورت ناشناس خاموش بشه باز هم هر كس مي‌تونه با يه اسم غير واقعي اينجا عضو بشه. از طرف ديگه متاسفانه توي ايران ما آي دي ثابتي نداريم. هر بار به اينترنت وصل مي‌شيم يه آي دي جديد. بنابر اين بلاك كردن يه آي دي خاص تصور نمي‌كنم فايده‌اي داشته باشه.
    در كل فكر مي‌كنم خيلي خودتون رو بيدليل اذيت مي‌كنيد. دنياي مجازي همينه. حتي توي امنترين شرايط هم اينجور اتفاقات مي‌افته. به نظرم سختگيري زياد در زمينه‌ي امنيت سايت رو از رونق مي‌اندازه. احتمالا براي خيلي از شما پيش اومده كه رفتيد توي يه سايت و خواستيد نظر بزاريد يا كار ديگه‌اي انجام بديد ولي چون نياز به عضويت داشته صرف نظر كرديد. تنها بايد اين رو ياد بگيريم كه توي دنياي مجازي به راحتي به كسي اعتماد نكنيم.
    موفق باشيد همگي.

  39. 39
    محمد رضا خوشی محمد رضا خوشی says:

    ببینم مریم خانم تا حالا چند بار مورد هجوم خیانت قرار گرفتی
    آره چند بار
    عقده ای شدی خبر نداری میفهمی دیوانه
    از بچگیت تا حالا همینجور بودی حیف اعتبار خودم زیر سوآل میره
    وگرنه میدونستم باهات چکار بکنم
    اه

  40. 40
    مرتضی معصومی says:

    سلام مجتبی جان موافقم حتما این کار را بکن تا کسی ب اسم جعلی کامنت نزاره مررررررسی

  41. 41
    زهره says:

    وااایییی من کجا بودم, الآن کجام, هان, چی بود,
    کی بود,
    کجا بود من قلبم وایساد بردنم بیمارستان نشوندنش سر جاش حالا اومدم ححح
    وای به خدا من بیرون بودم یه بچه ها که گفت اصلا وا رفتم
    آخه بابا دیشب من تو پست رفیق از حرصم نوشتم میخاستم تندتر بنویسم گفتم بده زشته ولی حرصم گرفته بوداااا
    حح
    آخه بگو دختره ی بووووق قوووق بییق باااق
    مامانت مرده میای پست میذاری به دوتا بچه ها گفتم یکیشون میگفت حتما تو مراسم ختم نشسته با گوشیش پست میذاره هاهاهاها من که زیاد تو پستاش کامنت نمیذاشتم آخه یه طوری بود
    تو پست تقدیم به تو با عشق هم که گذاشتم دیدین بهش گفتم چرا اومدی اینجا و اینا
    شک کردم
    ولی سپهر رو بگو من یادتونه گفتم من الگو قرارش دادم ای نامرد بووق بیییق بیب ححح
    وای بچه ها خیلی بده ها چقدر دنیا یه جوریه من میترررسم وایییی
    جدی چه آتیشپاره ای
    ولی کاش بستری میشد بی چاره خب بیماره جدی دست خودش که نبوده
    میگما اون شکیلا که ضایع بود من باور کنید اون رو دیگه مطمئن بودم اصلا اینقدر واسم مسخره بود که کامنت هم نمیذاشتم میدونین مریم خیلی نقطه میذاشت شکیلا هم که خودش بود طرز نوشتنش دقیقا مثل خودش بود
    بچه ها من جدی میترسم انگار میدونین مثلا به آدما یه کم بدبین میشم به خصوص که تنها میرم بیرون
    میگما ترانه ببخشید ولی تو هم هرکاریت کردیم اسم و فامیلتو نذاشتی اینجا کسی کارت نداره که,
    زیاد در مورد خودت چیزی نگفتی خدایی ناراحت نشو ولی خب هرکاری کردم نشد ننویسم
    کاش ناراحت نشی
    بچه ها سیتا کو ها,هاـهاهاهاها ولی سیتا که هویجوری الکی رو هوا مینوشت که اونم فکر کنم از همین بچه های دو اسمیه هر دفعه میاد بعد میگه سرم شلوغه مسافرت دارم خاستگار بینا دارم خخخ
    دیگه کیا رو نمیشناسم من میگم بیاین پیگیرش بشین من نمیامها میترسم بعد گناه داره برین بستریش کنید
    وای اینا جامعه رو مسموم میکنن
    بازم دلم میخاد بنویسم حتی قاطی پاتی ححح
    آخه من اصلا یه حسی دارمااا
    نمیتونم باور کنم این آدما وجود خارجی دارن فقط تو خیالم اینا هستن
    خلاصه اوه قصه ی با حالی بود خدا شفات بده مریم جونم
    به خدا این دعا رو واقعی گفتم خدا کمکت کنه
    بعد یعنی واقعا مامان داری و اینجوری کردی
    آهان راستی پریا رو خیلی ضایع بود هرچند خودم هم کامنت گذاشتم ولی ضایع بود یه آدم بزرگ داره نقش بازی میکنه جواباش که خیلی ضایع بود
    ولی خب من خوشبین بودم دیگه
    انگار حس میکنم باید کمتر بیام تو اینترنت
    حالا تا همینجا بسه خخخ
    اینا همش تجربست خدایا فقط ازت عقل بیشتر میخام

    • 41.1
      ترانه says:

      نگران نباش زهره جان من واقعی ام و انقدر بی معرفت هم نیستم که ادای کسی دیگه رو در بیارم البته بهت حق می دم من هم شوکه شدم و هنوز هم برام قابل هضم نیست ولی مجتبی هم ای دی منو داره هم آی پی منو تا ثابت بشه من واقعا کجام از طرف دیگه بودن من تا همیشه ثابت می کنه که من مثل این روانی نیستم من از مجتبی خواهش می کنم برای این که حرف و حدیثی اینجا پیش نیاد چک کنه ببینه من با چند اسم اینجا میام من اگه بیشتر خودمو معرفی نمی کنم دقیقا باین دلیله که دنیای نت قابل اعتماد نیست من متاهلم شرایط ویژه دارم و باید خیلی مواظب باشم هر چند سعی کردم تو صندلی داغ واقعا تا جایی که می تونم کمک کنم

  42. 42
    نخودي says:

    سلام
    منم وقتي شنيدم شكه شدم
    ولي الآن خوشحالم كه سپهري وجود نداره و اميدوارم هيچ سپهري به اون وضعيت هيچ وقت هم وجود پيدا نكنه و مريمي كه مادرش فوت شده باشه ….
    و كلاً شك كردم ولي خب سر كار هم رفتم ها با عقايد و صحبت هاي آقاي اميني موافقم ولي هر تصميمي بگيريد بنده هم مطيع و فرمانم “راستي من شناسنامم رو نوشتم ها خواستيد بهش مراجعه فرماييد” بعدشم به من چه من همون نخوديم “” و به قول آقاي پژوهنده چه خوابي ديديم ها  حالا آقاي نظري بايد بياند يكي جالبترش رو تعريف كنند 

  43. 43
    مسعود says:

    چرا اینجا اینجوریه امشب؟
    ولی من با میثم موافق ترم.
    بخایم نخایم اولیش نبوده آخریش هم نخواهد بود.
    شک نکنید هر راهی قابل دور زدنه.
    من چون اولین بارم نیست که رودست اینترنتی خوردم زیاد شکه نشدم ولی به خاطر تعصبی که روی محله دارم خیلی بهم بر خورد.
    فقط میشه امیدوار بود به فرداهای بهتر.
    خخخخخ

  44. 44
    زهره says:

    میگما بذارین بنویسم بازم
    یعنی چه؟
    جدی یعنی چه؟
    وجدان چی میشه اینجا
    وای خدایا یعنی این ابلیس نیست
    چطوری میتونه شبا راحت بخابه
    من که خابم نمیبره وای نیای تو خواب من باور کن از مرده کمتر از تو میترسم
    خودم هم نمیدونم یعنی باورم نمیشه اینقدر روم تإثیر گذاشته باشه
    نمیدونم میتونی بخونی یا نه ولی خدا ازت نگذره هرچند بازم دعات میکنم ولی واقعا اگه هنوز فکر میکنی انسانی دست از این کارات بردار
    من انگار تازه دارم بیدار میشم
    نکن نکن چه شکلی میتونی اینقدر بد باشی
    مغزم پر از حرفه ولی هیشکی حوصله نداره بخونه خودم هم نمیدونم چی میخام بگم ولی تو رو خدا اصلا تورو هرکی یا هرچی که میپرستی دست بردار
    یعنی اینقدر دیگه واست این کارا راحت شده وجدان نداری تو؟
    واییی خدا
    دلم میخاد بازم برگردی ولی با حال خوب,,
    نه نمیدونم نمیخاد بیای
    وای هیچی دیگه

  45. 45
    ترانه says:

    زهره جان من فعلا دیگه پست نمیزارم تا مجتبی بیاد و تایید کنه که من واقعیم یا نه و ایا من چند تا اسم برای ورود به اینجا دارم بهر حال مطمئن باش من ادمی نیستم که به کسی حتی تو درون خودم هم نارو بزنم و حالتو درک می کنم چون منم شوکه شدم من که تا نیمه های شب برای مریم اشک می ریختم و قلبم برای غریبی سپهر فشرده میشد خیالت راحت باشه سر سوزنی ازت رنجیده نیستم بر عکس از اون مریم نام دلم گرفته که چرا دیوار اعتماد رو اینجا شکست هر چند مطمئنم بازم محله بهتر میشه فعلا” از خدمتتون مرخص میشم و مثل شما منتظر تایید مجتبی می مونم از مجتبی می خوام همزمان با تاییدم ای پی مو اینجا نذارن فقط بگن بمونم یا برم همین هر چند گذر زمان زهره جان بهترین امتحانه و خودش ثابت می کرد من چقدر حقیقی ام پس فعلا الله مدد

    • 45.1

      ترانه، تو واقعی هستی.
      مریمم واقعی بود ولی رفتارش و اسامی دیگش غیر واقعی بودند.
      اینجا بودن یا رفتن حتی منم که اسمم روشه اجباری نیست.
      اگه حس خوبی نداری میتونی رها کنی ولی اگه هنوز حسهای خوبی اینجا منتقل و تجربه میکنی، میتونی بمونی!

      • 45.1.1
        ترانه says:

        منو بیرون نکن مجتبی من سر خود نیومدم اینجا بگم که میرم زهره برام نوشت که من شاید واقعی نباشم پس منم خواستم شما تایید کنی ایا من با چند اسم میام منم باحترامش نوشتم تایید کن تا بعد پست بذارم و حرفی از رفتن نزدم پس یجوری حرف نزن که انگار مثلا من منتظر فرصتم تا اقامه رفتن کنم همین حالاشم زنجیر نکردی دست و پامو که بمونم ولی من موندم و بارها گفتم این محله منه و بازم تاکید می کنم من اگه بهتر معرفی نمیشم بخاطر تاهلمه و شرایطی که دارم و گذر زمان بهترین ثابت کننده س همونطور که با وجود یه بچه شغلم تاهلم پایان نامه م و ..و.. همیشه بودم و هستم حتی بیشتر از خیلی از شماها

  46. 46
    زهره says:

    نه من که قانع شدم واقعا درست میگی حد اقل به خاطر متأهل بودنت باید محافظه کار باشی
    وای همه که امشب میخان برن
    ببین ترانه جان من که فکر نمیکنم نیازی به تعیید مجتبی باشه من که واسم فرقی نداره
    ولی خب من یه کم نمیدونم این تو دلم میموند اگه نمیگفتم
    شما کاملا واسه من و ماها محترمی
    پست بذار حتما
    شبت صورتی

  47. 47
    یلدام says:

    سلام که
    واییی چقدر دلم برا همتون تنگ رفته بود
    خودمونیم ها چقدر مدیر سنگی بودی چطور اینهمه دراز نبودی . دلت تنگ نمی شد
    خب خوب شد من لپ تاپم منفجر شد نبودم ها
    چه برنامه هایی اینجا پیاده شده ها
    البته برا من اصلا جای تعجب نداشت
    چون فقط حدسیات ام به حقیقت پیوست
    بماند که فراتر از حدسیات بود
    من کامنت بچه ها رو نخوندم نمی دونم چی نوشتن . ناراحتن . عصبی ان . غمگینن یا چیو چی

    من فعلا هیچ حسی ندارم
    جز کمی حس افسوس
    کاش کسی بود کاش زود تر از این ها یکی خصوصی با مریم این قضایا رو در میون می گذاشت که کار به این جا ها نکشه
    ما روز ها ساعت ها با این شخصیت ها هر چند هم ساختگی زندگی کردیم . خاطره ساختیم . کاش مریم فقط یه وقتی میشد که دیگه نبود . نه اینکه اینطور ذهنمون رو سیاه کنه و بعد ….
    کاش من این جرات رو داشتم . من به خودم خیانت کردم . کاش قبل از این اتفاقات باهاش دوست می شدم
    خیلی ناراحتم
    خیلی بیشتر از سر کار رفتنم
    حریم ها و حرمت ها خیلی برام مهمه

    مریم هم رفت و من نوشته های آخریشو هر چند هم شاید کپی . من سپهر رو هر چند هم ساختگی من احساسم رو نسبت به اون ها دوست داشتم
    کاش مجتبی کاش زودتر از این ها تصمیم می گرفتی

    نمی دونم چقدر منطقت با منطقم جوره
    نمی دونم چقدر با نظر یا پیشنهادم موافقی
    اما من به عنوان عضوی از این خانواده حرفمو پیشنهادمو برای پدر خانواده که دقیقا هم کلمه ی مناسبیه می نویسم

    من اگه یه روز مجتبی بودم هیچ وقت این پست رو تو خونم نگه نمی داشتم
    به مرور همه چی فراموش می شه . اما این پست چیز هایی رو تداعی می کنه برامون که اصلا زیبا و صمیمی اصلا دوست داشتنی و غیره نیستند
    یه جوری حس نا امنیو در بقیه ایجاد می کنه
    چه نیازی داره تازه واردا بدونن چه به اعضای خانواده گذشته

    پدرم همیشه بهم میگه یلدا مشکلت رو با همسرت شخصی حل کن نزار فراتر از حریم خصوصیتون بره . در غیر این صورت ماهی های چاقو چله ای میشه حتی از این آب گل آلود گرفت .
    بچه ها کمو بیش همدیگه رو آگاه کردن . جای این پست اصلا تو این محله نیست
    اصلا
    اصلا

    به کل همه چیو فراموش کنیم عاقلانه تره. باید دور اندیش بود

    • 47.1
      ترانه says:

      نه اتفاقا” باید اینجا میبود تا بعضی حرفای دل به زبون بیاد تا راست و درست تر همو بشناسیم با حاشیه رفتن و کاور کشیدن نمیشه مساله رو حل کرد باید فکری کنیم تا وقتی اتفاقی میفته بهم نزدیکتر بشیم و بازم بهت خوشامد می گم یلدا ی عزیز

  48. 48
    alipanjei says:

    نمیدانم.
    بخندیم،
    گریه کنیم،
    چه کنیم،
    مجبوریم همه را با هم،
    🙂
    🙁
    😀
    ;(
    :O
    :'(
    >:(
    (n)

    این شکلک ها را با nvda بخوانید.
    ما که همه کار کردیم! ولی عجب آدمایی پیدا میشناااااااااااااا.

  49. 49
    زهره says:

    اینقدر ذهنم رو مشغول کرده بود این پست
    که دیشب همش کابوس میدیدم
    اینقدر هم قاطی بود وای مریییم
    تو رو خدا دیگه امشب رو بی خیاااال من شو ححح

  50. 50
    نازنین says:

    ای بابا زهره جونی بیخیال
    چیزای ترسناکتر از اینشم میتونست اتفاق بیفته.
    بیخیال.

  51. 51

    تا امروز عصر یک درصد به خودم اطمینان میدادم که همه اینا ممکنه اشتباه بشه.مریم همچین آدمی نیست.مریم با من رفیق بود.مریم…
    اما حالا فقط میتونم بگم:
    برات متأسفم مریم
    برای خودم هم

  52. 52
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    سلام.
    و اما قصه ی من!
    نصفش رو آقای نظری زحمتش رو کشیدن!
    بعد با خودم عهد کردم تا اون روانی رو پیدا نکنم آروم نگیرم.
    از آقای نظری، پژوهنده ی عزیز و تنی چند از دیگر دوستان کمک خواستم و با یه سری شگرد که جای گفتنش در اینجا نیست، برام کاملا مسجل شد که این مریم رحیمی، مهرناز شفیعی، پژوهنده ی قلابی و سعید درفشیان قلابی با این آدرس ایمیل: s.derafshiyan@gmail.com همه یک نفرند و اون یک نفر هم اصولا خانم نیست.
    پسری هست که با اطمینان کامل میتونم بگم خوب بلده صدای خودش رو تغییر بده و احتمالا از هندزفری خاص تقلید صدا هم استفاده میکنه.
    اون شخص کسی نبود جز . . . .
    همون موقع هم دلم نیومد اسمش رو به کسی جز یکی دو نفر که حقشون بود بدونن بگم.
    فقط براش ابراز تأسف شدید میکنم و امیدوار بودم دیگه اصلاح شده باشه.
    چون من بهش فهموندم که شناختمت و اونم واکنش نشون داد.
    ولی حالا با اسامی مریم، پریا و سپهر دوباره اومده و داره به همون کارای کثیفش ادامه میده.
    معلوم نیست شاید فردا هم با یه اسم دیگه بیاد.
    یا این که همین الان چند تا اسم کاربری دیگه داشته باشه.
    حالا دلم میخواد یه چیزی رو همین جا براش روشن کنم.
    این آخرین باری بود که اسمت رو به کسی نگفتم.
    ولی کافیه فقط یک بار دیگه حس کنم که داری ادامه میدی!
    قسم میخورم میام تو همین سایت و همه ی سایتها و گروهها چنان رسوات میکنم که از زنده بودن خودت پشیمون بشی.

  53. 53

    نظر آقای درفشیان رو لایک میکنم
    اون چیزی که میخواستم برام روشن شد
    منم دقیقا فهمیدم آقای درفشیان از کی حرف میزنند
    ولی به نظرم سکوت دیگه جایز نیست
    آقای درفشیان از شما میخوام پی گیری های لازم رو به عمل بیارید تا فرد خاطی شناسایی بشه
    چون ممکنه بعد ها بلا های غیر قابل جبران برای بقیه بچه ها به ارمغان بیاره ها
    به نظرم سکوت در مورد این پسر دختر نما زیادی شده

  54. 54
    ثنا says:

    سلام وای که چقدر دلم گرفت بخاطر خیلی چیزها
    ولی با این وجود خدا رو شاکرم که نگذاشت بیشتر از این اتفاقی برامون بیفته و بدان رو قطعً رسوا خواهد کرد
    بزرگواری آقای درفشیان رو فراوان تحسین میکنم من از قضایا چیزی نمیدونم ولی فهمیدم که ایشون با اینکه از دست این آدم نما حسابی اذیت شدند ولی باز هم حاضر نشدن اسمی از طرف بیارن با اینکه یه پسر بوده و شخصیت و آبروش هم براش مهم نیست این خیلی منو خوشحال و از طرفی هم ناراحت کرده که چرا خیلی از مسلمونها یک ذره از این وارستگی خدا گونه بودن و بزرگی رو ندارند الهی که خدا چنان بزنه به دیوار و چنان چوبی بزنه به هر کس به عمد یا مرض دیگری رو اذیت میکنه که یا هلاک بشه یا سرش چنان به سنگ بخوره که آدم بشه و بفهمه زندگی و آدمهای اطراف یعنی چی ارزش انسانیت یعنی چی من برم که بیشتر از این از این دعاها نکردم ولی خدا خیرتون بده اگه میدونید قابل هدایت نیست رسواش کنید

  55. 55
    ترانه says:

    به نظر من همین حالاشم حداقل باید معرفی میشد تا درس عبرتی باشه چون ظاهرا این ادم روانی عادتا این کارا رو می کرده ولی بهرحال هر چه بود گذشت و منم تابع جمعم ….

  56. 56
    هیچکس says:

    سلام خب من اول بگم بنده حسین بلوردی هستم. گفتیم ریا نشه با این آیدی خودمو معرفی کردم! کلا گفتیم ما که هیچی نیستیم یعنی اصلا نیستیم چرا معرفی کنیم! ولی خب جهت تنویر افکار عمومی امروز خودمو معرفی میکنم. انشا الله اگه یه روزی پست گذاشتم با اسم خودم پست میذارم. اول این که با توجه به یه سری تحقیقاتی که بنده کردم به این نتیجه رسیدم که شخصی به نام مریم رضایی واقعیت دارد و فکر نمیکنم پسر باشد حالا تو اسکایپ نتایجمو به سعید میگم. دوم این که من فرم ارتباط با مجتبی رو پر کردم مجتبی جان جواب میلمو بده میخواهیم یه حرکتهایی بزنیم به امید خدا. و اما محمود خودمون! محمود جان خدا قوت خوشحالم که هستی برای تو هم برنامه ها دارم انشا الله با مقدماتی که بنده فراهم کردم به اتفاق دوستانی چون شما و مجتبی و چند تنه دیگر که مورد اعتماد باشند چند اتفاق خوب در زمینه فنآوری اطلاعات رقم بخورد! مثلا یکیش این که دیگه محمود ناچار نباشه که از بچه ها پول بگیره کارت به کارت کنه که این بلاها به سرش بیاد! یه بودجه تحقیقاتی در اختیارش قرار بگیره که با خیال راحت مثل مرد بچسبه به کارش و بچه ها رو خوشحال کنه نگران هیچ چیز هم نباشه! بودجه و امکانات از ما کار از دوستان. خلاصه این که قراره یه اتفاقات خوبی بیفته! حالا کی میفته و قراره چطور بیفته بستگی به همکاری و نظر دوستان داره! مثلا یکیش این مجتبی جواب ما رو بده شمارشو بذاره که با هم حرف بزنیم برنامه ریزی کنیم تا بریم جلو! مجتبی منتظرم! شاد باشید همیشه.

  57. 57
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    الان فقط دو تا نکته میتونم بگم.
    یکی این که بچه ها! به خدا استفاده از اسم واقعی یا حد اقل اسمی که بقیه بدونن پشتش کیه تو فضای مجازی اول از همه به نفع خودمونه و هرچه بیشتر امکان سو استفاده رو کم میکنه.
    دوم این که افراد این گونه مریض وقتی ساکت میشن که کسی بهشون اهمیت نده و مجلسشون رو گرم نکنه.
    خیلی از دوستان اومدن و تو این پست نوشتن که به اون اسامی شک داشتن، ولی در عین حال همونها بودن که به شکشون اهمیتی ندادن و مثلا پست صندلی داغ مریم دیدگاههاش از 700 تا هم بیشتر شد.
    حالا هم اگه من اسمش رو بگم، تنها اتفاقی که میفته اینه که یه همنوع که وضعیت چندان جالبی هم نداره، بی آبرویی هم به مشکلاتش اضافه میشه و در نهایت جری تر و دریده تر برمیگرده تا بقیه رو اذیت کنه.
    همون طور که گفتم این شخص رو کاملا میشناسم و اگه خودش دلش بخواد حاضرم پای حرفش بشینم و کمکش کنم تا از بار مشکلش کم بشه.
    خودمم خیلیهاتون میشناسید. همچین آدم بی مشکلی نیستم که مثلا بخوام از بالا به وضعیت یه همنوع نگاه کنم.

  58. 58

    سلام بچه ها.
    به آن مريض، اهميت ندهيد.
    محله ما كه فعلا طبق روال جلو ميرود.
    امكان به وجود آمدن مشكل هم صفر نشده فقط ما واكسينه شديم كه اگه باز هزار بارم اين موارد پيش بياد ديگه شوكه نشيم، داغ نكنيم، شيشه ها رو نشكنيم و كافه رو به هم نريزيم.
    من فكر كنم طرف دختر باشه و با اون مريمي كه قبلا بوده متفاوت هستش چون پشت تلفن، صدايش طبيعي بود و احتمال خيلي ضعيفي ميدهم كه مثلا با برنامه اي بشود چنين طبيعي شبيه‍سازي كرد.
    به هر حال، فعلا از تأييد نظرات خودمم وحشت دارم كه نكنه من يكي ديگه باشم! هه.
    خوش باشيد.

  59. 59
    ترانه says:

    وا ..یعنی هنوز هم فعالیت می کنه !یعنی از بین خود نا بینایان هستش ؟اونوقت چطوری کسی حاضر میشه با وجود داشتن حداقل اشتراک تو نوع مشکل ،حالا انسانیت و بقیه چیزها به کنار ولی تو نا بینایی دقیقا به سراغ همین دوستای خودش بیاد و احساساتشونو زیر سوال ببره واقعا که همه جا و بین همه قشری خوب و بد هست می خوام به زهره جان هم بگم دیدی همه اونایی که باید بهشون شک می کردی بینا ها نیستن ؟و اصلا ما نباید وقتی اتفاقی میفته سریع بهم شک کنیم من هنوز هم می گم از حرفت ناراحت نیستم و وضعیت رو درک می کردم ولی معلوم نیست اگه کسی دیگه هم جای من بود ناراحت نمیشد …ممنونم اقای درفشیان که تموم سعیتو کردی تا اون فرد رو بشناسی واقعا از ته قلبم ازت ممنونم و خیلی خوشحالم چون از این که حتی نیم نگاهی از شک روم باشه واقعا معذب بودم مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین

  60. 60
    مسعود says:

    بیخیال ترتر.
    حالا همه چی دوباره آآآرومه.
    مث همیشه.

  61. 61
    زهره says:

    ترانه مطمئنی ناراحت نیستی آخه دستم تو آتله
    هنوز یه روز نشده دارم دیوونه میشم
    ده روووووز
    واااااییی

    • 61.1
      ترانه says:

      عزیزم من از اولشم ناراحت نبودم فقط صرفا جهت اطلاع گفتم که بعضی از گمانها گناه دارن و ممکنه اون فرد ازت برنجه و مرتکب گناه بشی همین و گر نه خدا شاهده من خودمم از کاری که این فرد کرد شوکه شده بودم و درک می کردم که چه حالی داری بهر حال هر چه بود گذشت ولی بگو ببینم چه اتفاقی واسه دستت افتاده ؟خدای نکرده دستت طوری نشده که ؟

  62. 62
    زهره says:

    قرربووونت
    انگشتم برگشته
    وای ده روز
    باید تحمل کنم

  63. 63
    Azizol lahpajoohandeh says:

    درود! واییی من از 4شنبه تاحالا دستم بند بود و نتونستم اینجا بیام، بابا اینجا چه خبره، بنده فقط یه جمله میگم: عزیزانم ایشان خانم هستند و من حاضرم جان خودم را قسم بخورم که خانم هستند و یک اعتراف باید بکنم، اما اکنون وقتش نرسیده، ایشان خانمی کم بینا هستند و هر گونه آزاری را پیشبینی میکنند و همیشه آمادگی دارند که وقتی که در تعغیب هستند از شگردهایشان برای دفاع و رد گم کردن استفاده کنند،

  64. 64
    fatemeh says:

    سلام من که هنگ کردم تقریباً یه ماهی نبودم. مریم خیلی کامنت میذاشت چون توی پستای این چند روز ازش هیچ کامنتی ندیدم کنجکاو شدم تا به این پست رسیدم.نمی دونم چی بگم.ممنون آقای مدیر که اطلاع دادید.

دیدگاهتان را بنویسید